Amir arta Habibi در ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۴۵ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۴:
مورد و انجیر و کلوخ
توضیحات در مورد این سه مورد می خواهم
Amir arta Habibi در ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۴۱ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:
در جواب دو تا دوست محترم. اصل فعل اتچیدن است که شاید تعریب شده باشد.محکم کردن و فشردن
Amir arta Habibi در ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۲:
در جواب کسانی که در پی تقدیس زدایی ناصرِ خسرو هستند عرض کنم که ایشان هم مشروب خورده و این حجت و اینا همش جعلی است.اتفاقا به نسبت مردم زمانه نرمال هم نبوده.
Amir arta Habibi در ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۲:
در جواب کسانی که در پی تقدیس زدایی ناصرِ خسرو هستند عرض کنم که ایشان هم مشروب خورده و این حجت و اینا همش جعلی است.اتفاقا به نسبت مردم زمانه نرمال هم نبوده.
علی میراحمدی در ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۴۳ در پاسخ به بزرگمهر دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:
ندانم کجا خواندم اندر کتاب که:
خداوند به تمامی تجلی نکرده است و این همه عکس می و نقش نگارین که نمود فقط تجلی بخشی از ذات الهی است که در آیینه اسما و صفات ظهور پیدا کرده است و نه تمام آن(نقل به مضمون)
شاید در غنچه بودن اشاره به این موضوع نیز داشته باشد
دوستان ما تصور میکنند شعر عرفانی آنست که مستقیم در مورد خدا و پیغمبر باشد و اگر شاعر سخن از رقیب یا حتی همخوابگی گفت دیگر حکم غیر عرفانی میدهند!
اگر کسی میخواهد حافظ شرح دهد ابتدا باید سبک حافظ را دریابد و اگر اولین گام که فهمیدن سبک شاعر است را درنیابد در شرح شعر نیز دچار اشتباه میشود و دیگران را نیز به اشتباه می اندازد
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۲۹ در پاسخ به سید عباس جلادتی دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید و قطعات عربی » شعر ۷ - فی الشیب:
سلام و عرض ادب و سپاس از یادآوریتان
در باره أطیبان معانی مختلفی در دهخدا آمده است که اولینش همان چیزی است که فرمودید؛ ولی کوششم بر این بود که نزدیکترین معنا را برای این بیت انتخاب کنم
اطیبان . [ اَطْ ی َ ] (ع اِ) خواب و نکاح . (السامی فی الاسامی ). خواب و نکاح و گویند: خوردن و نکاح . (مهذب الاسماء) پیه و جوانی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
و مواردی دیگر
بزرگمهر در ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۴۴ در پاسخ به رضا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:
در بیت اول رقیب میتواند حجابهای باشند که مانع راه سالک باشد. در غنچه بودن گل هم پنهان بودن روی گل از عاشقان راه اوست.
تفسیر شما هم میتواند برداشتی باشد ولی آنقدر مطلق نیست که ....
علی میراحمدی در ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۲۱ در پاسخ به Amir arta Habibi دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۶:
در شعر رودکی که سبک خراسانی است معشوق همان است که شاعر میگوید و مثل شعر سبک عراقی خاصیت برداشت دو گانه یا چندگانه ندارد.
شاعر اغلب جنسیت معشوق را مشخص نمیکند ولی از آنجا که او مرد است معشوقه زن میتواند باشد مگر آنکه شاعر اشاره به پسر کرده باشد.
محمدامین شفیعی در ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
دلم ربودهٔ لولیوَشیست شورانگیز
دروغوَعده و قَتّالوَضع و رنگآمیز
فرشته عشق نداند که چیست، قصه مخوان
بِخواه جام و شرابی به خاکِ آدم ریز
پیاله بر کفنم بند، تا سحرگهِ حَشر
به مِی ز دل بِبَرَم هولِ روزِ رستاخیز
محمدامین شفیعی در ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
ﺷﻴﺨﻢ ﺑﻪ ﻃﻨﺰ ﮔﻔﺖ ﺣﺮام اﺳﺖ ﻣﻰ ﻣﺨﻮر
ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﮔﻮش ﺑﻪ ﻫﺮ ﺧﺮ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﻢ
این بیت رو حذف نکنید
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۵۹ در پاسخ به Aqil Qazi دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۱۰ - از خون جوانان وطن لاله دمیده:
درود بر شما
غزل با تصنیف متفاوت است
ممکن است یک غزل به صورت تصنیف یعنی آهنگسازی شده خوانده شود اما این اشعار از ابتدا برای تصنیف خواندن سروده شده است و وزن نظمی مانند غزل یا دیگر انواع شعر را ندارند.
این الفاظ در متن برخی از تصانیف عارف و شیدا، وجود دارد و مانند الفاظ «حبیبم، خدا و ...» در آوازها نیست. جزئی از خود تصنیف است
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۵۶ در پاسخ به ملیکا حی بر دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۱۰ - از خون جوانان وطن لاله دمیده:
از ابر کرم خطهٔ ری رشگ ختن شد
یعنی از ابر پر باران، سرزمین «ری» باعث رشک و حسادت چین شد، چین به ری، رشک و حسد میبرد
سعید حبیب زاده در ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۵۰ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۱۸ - در اصل از آن عبدالمجید تبریزی شاعر پیشکسوت حافظ:
نه در برابر چشمی نه غایب از نظری
نظری درست تر است به جای نظرم ، ممنون
Fateme Zandi در ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۶:۳۳ در پاسخ به هانيه سليمي دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۴:
درود و عرض ادب
ما کو ؟ ما کجا هستیم
خداوند به هر طرفی که بخواهد ما را می اندازد
خدا می گوید : تو در کفِ صنع ما هستی مثل ماکو (وسیله ای در چرخ خیاطی )هستی به هر طرف که بخواهیم می چرخانمیمت
یعنی در نزد حضرت حق باید تسلیم مطلق باشیم و چون و چرا نکنیم
سناتور سنتور در ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۷۳ - در پند دادن و بند نهادن فرزند ارجمند که دست ادراک در فتراک اکتساب کمالات استوار دارد و پای میل در ذیل اجتناب از جهالات برقرار وفقه الله لما یحبه و یرضاه:
آئین مجردی نظر باختن است
دولت همه با مجردی ساختن است
زن خواستن ای جان برادر خود را
سر زیر به چاه دوزخ انداختن است
پوریای ولی
چو عیسی تا توانی خفت بی جفت
مده نقد تجرد را ز کف مف
ز دیده خواب راحت دور کردن
به از همخوابگی با حور کردن
عبدالرحمان جامی
زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر
من گرفتم تو نگیر
چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر
من گرفتم تو نگیر
ایرج میرزا
ادیب نیشابوری عادت داشته که در حجره اش که محل درس او بوده یک هندوانه بخرد و حین تدریس ، آن را می خورده است و البته مجرد هم بوده است. گویند به توصیه شاگردانش ، ضعیفه ای اختیار کرده و در همان روز اول دو هندوانه خریده. یکی برای خودش و یکی برای زنش.چون می خواسته دو هندوانه را بردارد موفق نشده و نهایتا با زحمت زیادی هندوانه ها را بر می دارد و به عوض اینکه به خانه بروند به مدرسه رفته و در مدرسه، کاغذ بخشیدن مدت آن زن را فرستاده و گفته که زنی که اینطور مایه زحمت است، طلاقش ، به. و در تمام عمر مجرد می ماند.
و یا مرحوم عصار که گفته است:
کسی که زن دارد مثل سگ زندگی می کند و مثل شاه می میرد و کسی که زن ندارد، مثل شاه زندگی می کند و مثل سگ می میرد.
همانطور که در نگاه به سیاست، انواع گوناگونی از گرایشات سیاسی را شاهد هستیم ، در سایر رویکردهای رفتاری انسان ها هم می توان انواع گوناگونی از رفتار را انتظار داشت.
بخشی از این تفاوت ها ، ممکن است ناشی از گرایشات ژنی بوده باشد و یا نوع تربیت افراد و حتی باورهای دینی آنان.
مثلا مولانا محمد خوافی اصلا زن نگرفته و گفته است:
سلسله ولادت از آدم علیه السلام به این ضعیف رسیده، می خواهم که یک سر سلسله در دست حضرت آدم باشد و سر دیگر آن در دست این ضعیف.
سناتور سنتور در ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ ایرج میرزا » اشعار دیگر » شمارهٔ ۱ - من گرفتم تو نگیر:
آئین مجردی نظر باختن است
دولت همه با مجردی ساختن است
زن خواستن ای جان برادر خود را
سر زیر به چاه دوزخ انداختن است
پوریای ولی
مرد آزاده به گیتی نکند میل دو چیز
تا همه عمر وجودش به سلامت باشد
زن نخواهد اگرش دختر قیصر بدهند
وام نستاند اگر وعده قیامت باشد
ابن یمین فریومدی
چو عیسی تا توانی خفت بی جفت
مده نقد تجرد را ز کف مفت
ز دیده خواب راحت دور کردن
به از همخوابگی با حور کردن
عبدالرحمان جامی
زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر
من گرفتم تو نگیر
چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر
من گرفتم تو نگیر
ایرج میرزا
آن مرد که زن گرفت دانا نبود
از غصه فراغتش همانا نبود
دارد به جهان خانه و زن نیست درو
نازم به خدا چرا توانا نبود؟
✏ «غالب دهلوی»
بیچاره کسی که مایل روی زن است
بیچاره تر آن که بر زن خویشتن است
زین هر دو بتر کسی که دارد زن پیر
ناچارتر آن که هر سه دارد چو من است
سائل شیرازی قیری
ادیب نیشابوری عادت داشته که در حجره اش که محل درس او بوده یک هندوانه بخرد و حین تدریس ، آن را می خورده است و البته مجرد هم بوده است. گویند به توصیه شاگردانش ، ضعیفه ای اختیار کرده و در همان روز اول دو هندوانه خریده. یکی برای خودش و یکی برای زنش.چون می خواسته دو هندوانه را بردارد موفق نشده و نهایتا با زحمت زیادی هندوانه ها را بر می دارد و به عوض اینکه به خانه بروند به مدرسه رفته و در مدرسه، کاغذ بخشیدن مدت آن زن را فرستاده و گفته که زنی که اینطور مایه زحمت است، طلاقش ، به. و در تمام عمر مجرد می ماند.
و یا مرحوم عصار که گفته است:
کسی که زن دارد مثل سگ زندگی می کند و مثل شاه می میرد و کسی که زن ندارد، مثل شاه زندگی می کند و مثل سگ می میرد.
همانطور که در نگاه به سیاست، انواع گوناگونی از گرایشات سیاسی را شاهد هستیم ، در سایر رویکردهای رفتاری انسان ها هم می توان انواع گوناگونی از رفتار را انتظار داشت.
بخشی از این تفاوت ها ، ممکن است ناشی از گرایشات ژنی بوده باشد و یا نوع تربیت افراد و حتی باورهای دینی آنان.
مثلا مولانا محمد خوافی اصلا زن نگرفته و گفته است:
سلسله ولادت از آدم علیه السلام به این ضعیف رسیده، می خواهم که یک سر سلسله در دست حضرت آدم باشد و سر دیگر آن در دست این ضعیف.
Amir arta Habibi در ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۸ - زمانه:
چرا حرف منفی ساز م بر سر فعل می آمده و ن نیامده در ادب کهن؟
شمس (ساقی) در ۱ ماه قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۸۷ - از زندان بالاهور که مولد اوست سخن گوید:
سلام.
مصراع اول بیت مطلع :
ای لاوهور ویحک بی من چگونه ای؟
بیت چهارم، مصراع اول :
ناگه عزیز فرزند از تو جدا شده ست
بیت پنجم مصراع اول :
بر پای تو دو بند گران است چون تنی؟
Amir arta Habibi در ۱ ماه قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۷:
اگر این چند بیت رودکی را بُعد شخصیت سنجی از ایشان کنیم پی می بریم بسیار وعده ها به او داده اند و همه طبل توخالی
علی خالقی در ۱ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۳۶: