گنجور

حاشیه‌ها

حسین میرزایی در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱۳:

بیت ششم مصراع اول : خود را چو قمر کردم باشد به میان آیی

یونس کرامتی در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ - در مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر:

مصرع چهارم یعنی
«در باز کرد و دست ببوسید و در کشید»
باید چنین باشد:
«در باز کرد دست و ببوسید و در کشید»
آنچه در متن آمده بدین معنی است که دلبری که پشت در بسته بوده در را باز کرده و دست انوری را بوسیده است!
در حالی که روایت اصلاح شده به این معنی است که:
«دست» [انوری] در را باز کرد و دلبر را بوسید و در بر کشید و ...

خداوندگار آواز: سیاوش در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

من واقعا از سیاست مدیران گنجور در حیرتم. در سایت به ظاهر ادبیتون انواع و اقسام توهینها به فخر هنر ایران منتشر میشه اما جوابیه ها نه. واقعا چنین رویکرد ظالمانه و ناعادلانه ای جای تاسف داره. اکر یک رسانه آزاد نیستید چه اصراری به ادامه فعالیت دارید؟!

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۱۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۵:

اگر همشهری ات است هم میهن ما هم هست رفیق.
درود بر وحشی بافقی گرامی

مجید در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۳۵ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۵:

بهار
ما بقی ابیات هم از وحشی بافقیه فقط در غزل های 83و335 هستش
اقای چاوشی به زیبایی اینارو کنارهم گذاشته

مجید در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۵:

افتخار می کنم که همشهری شاعر بزرگی مثل وحشی بافقیم
ولی حیف که مسولین قدر این شاعر گرانقدر رو نمی دونند حتی دریغ از یه آرامگاه

رضا آفاق در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:

به نظر من ضرب آهنگ های این غزل و همچنین نحوه قرار گرفتن واژه ها و از همه مهم تر، مفهوم بلند بالایی که تمام این عناصر را به خدمت خود گرفته،
فقط و فقط میتواند یک معجزه باشد

میترا در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۳۲ - تهدید فرستادن سلیمان علیه‌السلام پیش بلقیس کی اصرار میندیش بر شرک و تاخیر مکن:

با سپاس از شرح بسیار جالب دوستان
اگر غوطه دراصل از ریشه گود و گوت است وباید غوته نوشته شود پس واژه غ هم بهتر است همان گ نوشته شود و گوته یا گوده به جای غوطه گذاشته شود. به ویژه که وازه غ هم مانند ط اصلا در تلفظ و زبان پارسی نیست و هرگز نبوده و حتی امروز هم در تداول زبانی مانیست و همین مشکل بزرگ ما در سواد آموزی و نگارش دیکته است. کاش دست کم واژگانی را که ریشه پارسی دارند و به اشتباه به صورت معرب وارد زبان ما شده اند بپیراییم و مثلا به چای گزاردن گذاردن نگذاریم که وازه ذ هم اصلا در مخارج حروف پارسی به هیچ وجه وجود ندارد و لی کودکان بی گناه را مچبور می کنیم که میان گذاشتن با گذاردن مثلا در سپاسگزاری تفاوت قایل شوند و گذاشتن حتما باید با ذ باشد و اگر کودک گذاشتن را گزاشتن بنویسد حتما نمره از دست می دهد. کاش این موارد بیشتر بررسی شود. با سپاس

کمال در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۹۰:

ج.آ: 7902

محمد از اصفهان در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

سعدی فرماید: کاروانی شکر از مصر به شیراز آید، اگر آن یار سفرکرده ما بازآید. کَفَر شکر نام شهری است در مصر و مصر به عنوان سردمدار صنعت شکر تصفیه شده در دنیا با قدمت بیش از 1100 سال.

آیمان در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

مرا چشمی است خون افشان ز دست آن کمان ابرو...
همیشه گفتم حافظ و سعدی و مولانا اشعارشان را فقط برای این سروده اند که با صدای دماوند آواز ایران، استاد شجریان خوانده شود...

محمدامین در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۰:

سلام و درود

اکنونیان روان و تو برجائی
زیرا که نیست جسم تو اکنونی
اکنونیان: افراد حال حاضر، مردمان معاصر، اشخاصی درین زمان حضور دارند.

خداوندگار آواز: سیاوش در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

دو بیت زیر در وصف حضرت استاد و در ذم افراد معلوم الحالی که واقعا انسان در ایرانی بودن آنها شک میکنه:دارد به صوت مهرش صد چون صدای داود- خوش لحن و بوی کامش بهتر ز عنبر و عود. ناقص خیال و سفله کی داند این گوهر را- گنجایشش نباشد اسرار این جوهر را.

سلیمی در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۴:

نقش تو در خیال و خیال از تو بی نصیب----- نام تو بر زبان و زبان از تو بی خبر
بیتی که اتش به جان می زند. همانا این بیت دریای اتش است که ریزم به کام خویش.

پیام در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:

لطفا نظرات توهین آمیز، مانند نظر " ناشناس" را منتشر نکنید، اهانت به هیچکس پذیرفته نیست. خصوصا در سایتی ادبی؛ ذیل شعر حضرت حافظ و خاصه درباره استاد شجریان. با سپاس

مهدی در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲:

با توجه به سابقه سعدی در اشعارش، هر که جهانش درست است . سعدی رندتر از آن است که به جمله هر دو جهانش اکتفا کند.
با توجه به دو کلمه اندیشه و بیم در مصرع دوم ، در مصرع اول باید مخاطبش دیگران باشد نه تعریف از خودش .
می گوید هر که سودای تو را در سر دارد چه غمی دارد که دیگران چه می کنند و چه در سر دارند و سودای چه دارند ، و نگران تو چه بیم و اندیشه ای از دیگران دارد.
کلمه دیگران چون در مصرع دوم هست پس در مصرع اول هم باید باشد که همان هرکه هست.

علی در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۶:

تمام ابیات این غزل (مخصوصاً دو بیت آخر) فقط و فقط برای یک کلمه سروده شده است ، لاله . بله کلمه لاله. به بیت آخر توجه کنید : به خاک خواهد برد ، لاله ، داغ بر جگر و از همه مهمتر هوا . لاله نماد شهید راه آزادیست ، شهید راه آزادی چه داغی بر جگر دارد : آزادی ، از کلمه هوا (هوس ) استفاده شده برای دل شکسته حافظ به جای عشق و محبت و هر چیز دیگری چون آزادی هوسی است در دل لاله(شهید راه آزادی) . به نظر بنده یکی از سیاسیترین غزل های حافظ ، از اولین بیت نا امیدی و داغ بر جگر احساس میشود ولی به سختی ، زیرا هنرمندانه سروده شده است.

محمد حافظ دوست در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۳:

ببت آخر اوج کباده کشی و جدل خواجه است با عقل گرایان. ایشان پس از ابراز عقاید و درس هایشان در بیت های اول تا یکی مانده به آخر، در بیت آخر متذکر میشوند که حاضران کلاس من کم نیستند( پیروان و دوستداران من و نظریاتم کم نیستند). همچنین علم عقل گرایان و دانشمندان قطعیت ندارد و علم الیقین نیست.

مصطفی جلالی در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۶ - شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه:

در تیتر اشتباه سؤال به جای سال را اصلاح نمائید.

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵۹:

ای فدای رای تو صندوق من

۱
۴۱۵۹
۴۱۶۰
۴۱۶۱
۴۱۶۲
۴۱۶۳
۵۷۵۳