جلال ارغوانی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱:
سعدی از شیوه سخن گویی
عقل وعشق جمله حیران داشت
آب حیوان شده سخنش
هرکه پیوست به او جان داشت
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰:
بعد من گویند در حسن وکمال روی تو
سعدی شیرین سخن بین گوهری نایاب داشت
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹:
می کشی سعدی شیرین سخن مداحت
این چه دین است که داری وعجب آیینی ست
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸:
به شعر تر ودیده تر سعدی نظر نکنی
گمان برم به سختی دلت هیچ سنگی نیست
سید امیر فرزانه در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۷ در پاسخ به ساغر دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
میگه گیسه های موهاشو باز کنید تا برای بستن دوباره ش وقت اضافی لازم باشه و با این ترفند قصه ی شب تون رو طولانی تر کنیپ
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷:
گبر وترسا ومسلمان همه سعدی گویند
کافر عشق بود هرکه مسلمان تو نیست
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶:
شاه گفتار سعدیست اما
شد اسیر تو امیر تو نیست
سید امیر فرزانه در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۵ در پاسخ به ساغر دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
ساغر خانم هستید هنوز اینجا؟1111
11 سال و 11 ماه پیش😑
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶:
گلزار دل آویزی با من زچه بستیزی
یک بار نبخشی تو سعدی غزل خوانت
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴:
سعدیا بنگر فلک گوید همی
آفرین بر طرز خوب گفتنت
رضا از کرمان در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۴۱ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:
آنقدر لابه کرد وزاری کرد درست است اصلاح بفرمایید
دکتر صحافیان در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۲:
بیا که پرچم پیروز پادشاه برفراز شده و مژده گشایش و حال خوش به ماه و خورشید رسیده است(ایهام منصور: آخرین پادشاه خاندان مظفر)۲- سعادت و نیکبختی از پیروزی که چون دختری زیباست پرده برگرفته و نهایت دادگری به فریاد ستمدیدگان رسیده است.
۳-آری اکنون فلک با خوشدلی چرخ میزند، که معشوق(یا پادشاه) آمده است.
۴- کاروانهای دل و دانش اکنون از راهزنان( مدعیان- آنان که حال خوش را به هم میزنند)آرام هستند، که راهشناس و پیشوای دل(معشوق) آمده است.
۵-یوسف، که حکمران مصر در سرنوشت او بود بر خلاف میل برادران حسودش، از چاه بالا آمد و به اوج فلک ماه نشست.
۶- کجاست پشمینهپوش دجال گونه، دروغگو و کافر(ایهام به تیمور لنگ)، پیامش ده که مهدی(ایهام: حضرت مهدی عج- منجی آخرالزمان که اهل سنت هم معتقدند-پادشاهی به نام مهدی) یاریدهنده دین آمده است(خانلری:دجال کیش)
۷-ای باد صبا! تو بگو که در این اندوه عشق بر دل سوزان و آه کشم، چه رسیده است؟!
۸- آری از اشتیاق چهره ماهت به این عاشق فراقآموخته، همان رسید که از آتش به برگ کاه میرسد(خانلری: به روی کاه)
۹- اگر میخواهی چون حافظ شایسته و پذیرفته درگاه معشوق شوی، به خواب نرو و پیوسته در دعای سحر و درس پگاه باش!(الهامات صبح از سحرخیزی است)
آرامش و پرواز روح
کوروش در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۲۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲۹ - در بیان آنک ثواب عمل عاشق از حق هم حق است:
لاجرم دنیا مقدم آمدست
تا بدانی قدر اقلیم الست
مگه ما اول تو اقلیم الست نبودیم ؟ مگه از خدا نیومدیم و به خدا نمیریم ؟
وحید نجف آبادی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:
تصحیح میشه "ملهب"
وحید نجف آبادی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:
به مشاغل اناالحق شده فانی مهلب
در این بیت به فنای عاشق اشاره شده و در وصف کسی نیست جز عاشقی که مقصدش معشوقشه
محمد سلماسی زاده در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۶:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵۳:
در بیت :
چو خلق بر کف دستت نهند چون سیماب
ز عشق بر کف سیماب شو قرار مگیر
سیماب در مصرع اول به معنای چیز لرزان و بیقرار است ( هرچه از جهان و خلق رسد لرزان و بیقرار باشد )
و در مصرع دوم سیماب به معنی اکسیر الحیات یعنی عشق است و کف سیماب به معنای جوشش عشق باشد
فاطمه زندی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳۱:
صبحی که همیراند خیال تو سواره
جانهای مقدس عدد ریگ پیاده
اون روزی که خیال تو سواره به راه افتاد ،جانهای،مقدس که تعدادشون به اندازه ریگ هاست ،دنبال تو پیاده راه افتادند....و آنهایی که در تسبیح کردن در اسمانها معروفند و به نام هستند ..تسبیح را گسستند و سجاده را در گروه گذاشتند و رهرو تو شدند..
هزاران درود بر مولانای جان
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:
به گلستان چهره ات دلبر
سعدی است بلبل غزل خوانت
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۱:
نظری نکردی آخر تو به سعدی سخنور
زنگاه او چه ترسی؟ چه غم از گناه داری
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲: