مجید در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۴۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:
جان ِ این غزل، صدای علیرضا افتخاری و جان صدای افتخاری، ساز ذوالفنون است
فرهاد در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:
جناب مرتضی
dord میباشد.
منظور از صاف سر خم شرابِ صافیست که در بالای خم ظاهر میشود، و دردها تهنشین میشوند. اما حافظ میگوید حتا شراب صاف سر خم نیز با درد آلوده شده است. معنی بیت میشود: از این دنیای نابکار انتظار خوشی نداشته باش، که حتا کوچکترین شادیهای ظاهری آن هم با غم و اندوه آلوده است
علی عباسی در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۵:
انتظار میرود در بیت ماقبل آخر روی سخن جلال الدین تورانشاه وزیر باشد،اما رجوع بتاریخ مارا مطمئن میسازد که این غزل مربوط ببازگشت حافظ از یزد و تهدید او ب زندان و حبس بوسیله ی ""وکیل قاضی"" است و ممدوح برخلاف جاهای دیگر ک اصف بمعنای جلال الدین تورانشاه هست درینجا فرد دیگریست،ظاهرا....که حافظ بخانه ی او ناه آوردست از دست وکیل قاضی....ونیز قطعه ای دارد باین اشاره:
جناب خواجه حصار من است،گر اینجا
سی نفس زند از زحمت تقاضایی
به عون قوت بازوی بندگان وزیر
به سیلیاش بشکافم دماغ سودایی
محمدحسین موسویان در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ قاآنی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
بنظرحقیرواونیمه دوم مصرع اول زیادی میباشد؟؟
محمدحسین مسعودی گاوگانی در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶۲:
از نظر وزن و قافیه و معنا به نظر می رسد مصرع اول بیت هشتم می تواند چنین باشد:
" درون صومعه ، مسجد ، تویی مقصودم ای مرشد "
بردیا در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
هر کسی محرم انسان نیست
بردیا در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
هر کسی محرم راز نیست و با هر کسی هر حرفی را نباید زد
روفیا در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۶ - معجزهٔ هود علیهالسلام در تخلص مؤمنان امت به وقت نزول باد:
ببخشید اندر دکان درست است.
روفیا در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۷۶ - معجزهٔ هود علیهالسلام در تخلص مؤمنان امت به وقت نزول باد:
همچنین هر کاسبی اندر جهان
بهر خود کوشد نه اصلاح جهان
اکبر آزادخواه در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
سلام
دربارهی قالب این شعر شاید بتوان با توجه به نظم ِ "سه مقفّا یک ردیف" آن را مربّع نامید، که واژگان ردیف (چیزی بده درویش را) در واقع کار
بیتِ برگردان در ترجیع بندها را میکند. مشکلی که در نظر اول به چشم میآید ناشی از شیوهی نگارش ِ دو مصرع متقابل است که ویژهی اشعار
رایج مقفّاست. شعر را به اشکال دیگری مانند ذیل میتوان نوشت:
ای نوش کرده نیش را بیخویش کن باخویش را باخویش کن بیخویش را
چیزی بده درویش را
تشریف ده عشّاق را پرنور کن آفاق را بر زهر زن تریاق را
چیزی بده درویش را
.
.
.
.
جان را درافکن در عدم زیرا نشاید ای صنم تو محتشم او محتشم
چیزی بده درویش را
سهیل در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶:
مصراع اول بیت دوم در نسخه تصحیح شده ی استاد فروزانفر این گونه است:
در یاد من آتشی "است" از صورت دوست
با تشکر
محسن شفیعی در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:
بیت هفتم تکرار بیت ششم است لطفا حذف شود
اسیه در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:
خدا رو شکر در دوره ای به دنیا امدم که زنانی بزرگ کاری کرده اند که حالا بسیاری ازاین چیزها فقط حرف هستند فقط حرف...حالا دیگر کدام مرد سالمی چنین رفتار میکند...و این به نفع مردان نیز بوده همان زنان بزرگ بودند که مردان را اگاه کردند گرچه زن بازوانش ضعیفتر است اما در اصل انسانیت و ازادی نوع انسان با مردان یکیست همان زنان بودند که به مردان یاداوری کردن دلیل تمایز انسان با دیگر مخلوقات عقل و خرد و سخنوری والا که سلطنت قدرت نمونه ی کاملش به قول داستان ها شیر است خلقت شیر برای دریدن است...خلقت انسان چه زن و چه مرد برای خرد ورزی و عشق ورزیست....عقایدمان را با نگاه انسانی و نه جنسی دوباره به ورطه داوری بکشانیم...دراخر این را هم بگویم چندان اهل مطالعه نیستم و این ها همه حرف دل امید انکه بر دل نیز نشیند...این را هم برای ایرادات عزیزان خردمندتر از خود گفتم...
shk clickmank در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۴:
سلام
از سایت وزین گنجور متعجبم !!!
ثبت نظر های عیر مستند ، سطحی , سلیقه ای و کم اعتبار قابل درک نیست و به وجاهت گنجور آسیب می رساند.
با سپاس
شمشاد کشتکار
عمر شیردل در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۵۸ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » مهتاب:
در بیت دوم به جای "گونه" "گونهٔ" باید نوشت.
روفیا در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۴۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۱:
یکی از حقایقی که بسیار ذهن خیام را به خود مشغول کرده بود همین پدیده recycling یا چرخش و بازیافت حاکم بر طبیعت بود،
او از تبدیل مردمک چشم نگاران به خاک زیر پای و دست های بر گردن نگاران به دسته کوزه بسیار یاد کرده است،
خوب،
خیلی طبیعی است اگر آدم ها با دیدن این recycling مواد و اجرام و پدیده ها و فصول و... که به گونه ای پاینده در حال تکرار است، با خود بیندیشند که چرا روح یا آگاهی یا consciousness درونشان از این قاعده مستثنی باشد!
ملیحه در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در ستایش علاء الدین عطاملک جوینی صاحب دیوان:
بزرگوار
ملیحه در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در ستایش علاء الدین عطاملک جوینی صاحب دیوان:
درود خدا بر سعدی بزرگورا
sadaf در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۰۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۱:
سمانه جون.
آدم ادب و حیا نداشته باشه هیچی نداره.
رو که نیست. سنگ پای قزوینه. رنگارنگ تر از آفتاب پرست. همچنان مشغول باش.
ندا در ۱۰ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۸: