گنجور

حاشیه‌ها

عمر شیردل در ‫۱۰ سال قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵:

کاملا" موافقم ، باید هر زمان نوشته شود.

سمیه در ‫۱۰ سال قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » جواب هدهد » حکایت شیخ سمعان:

در پاسخ به دوست عزیزکه فرموده بودند:"اما من در تعجبم از دختر ترسا و شیخ که دختر در جذبه عشق الهی جان به جان آفرین تسلیم کرد ، ولی شیخ با آنهمه درجات به درجه ی فنا نرسید"
در درجات عرفان و رسیدن به لقاالله مراتب به این گونه اس الی الحق ،الی الخلق یعنی رفتن به سمت حق و بازگشت به سمت خلق اولی است . در این داستان شیخ از الی الحق به مرتبه الی الخلق میرسد اما ترسا بچه تاب نمی آورد و به سمت حق می شتابد.
در پاسخ به دوست عزیزم سرکارخانم سمانه، در این داستان گرد و غباری بین شیخ و خدا وجود دارد که پیامبر میفرماید این حجاب بین شیخ و پروردگار خویش است که عشق این گرد و غبار که همان کبر است را فرومینشاند و اکسیر عشق ایمان شیخ را به زرناب و خالص تبدیل میکند. این خودستایی شیخ را از راه برون کرده بود. و عجب است که چطور شیوه زندگی خویش را میستایید و آنچنان شیخی را نکوهش میفرمایید . کجای قصه شیخ چیزی تناول کرده و چرا حلال خدا را حرام میپندارید؟

دوستدار در ‫۱۰ سال قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

جناب شمس ،
زن یا مرد بودن حقیر برای سرکار یا دیگر دوستان که ممکن است دیدگاه های گاه گاهی مرا بخوانند چیزی را
عوض نمی کند، مگر که بخواهید مرا به عنوانی بخوانید
که در آن صورت :
مرا مپرس که چونی، به هر صفت که تو خواهی
مرا مگو که چه نامی، به هر لقب که تو خوانی
و در همین غزل شاه بیتی است که دریغم آمد شما را یاد آور نشوم
بر آتش تو نشستیم و دود شوق بر آمد
تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی
الاحقر دوستدار

دوستدار در ‫۱۰ سال قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:

جناب حمید رضا
به گمانم در آخرین مصراع سعدی مورد خطاب نیست
سعدی به بوسه ای زلبت ، میهمان توست.
با پوزش
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح و خوانش جدید جایگزین شد.

ی در ‫۱۰ سال قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۰۶ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۷ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده قهرمان میرزا حکمران آذربایجان طاب‌ثراه فرماید:

وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن

روفیا در ‫۱۰ سال قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:

این نخستین بار است که من این امکانات را در گنجور می یابم!
نیکوست!
آیا در صفحات دیگر نیز این امکانات وجود دارد؟
دنبالک دیگر چیست؟
برایتان آرزوی بهروزی دارم جناب حمید رضای عزیز!
---
پاسخ: متشکر از لطف شما، این کار با همکاری گروهی از دوستان داوطلب که منطق الطیر را قرائت می کنند آغاز شد:
پیوند به وبگاه بیرونی
یکی دیگر از دوستان بخشهایی از ترجیع بند زیبای سعدی را قرائت کردند که قرار بود تصحیحاتی روی آن انجام دهند و کاملش کنند که دیگر خبری از ایشان نشده:
سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند
من، خودم قرائت غزلیات سعدی را از ابتدا شروع کرده ام.
غزلیات ابن حسام نیز به همت چند تن از دوستان دیگر در حال قرائت است:
ابن حسام خوسفی » غزلیات
زمانی به همت یکی از سایتهای فعال در زمینه گویندگی و دکلمه فراخوانی داده شد که در گنجور هم تبلیغ شد منتهی خروجی چندانی از آن به گنجور نرسید:
پیوند به وبگاه بیرونی
بعضا تک شعرهایی از شاعران با قرائتهای معروف در دسترس قرار گرفته مثلا این قرائت شعر ترکی شهریار توسط خود ایشان:
شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه
من پیش از این مترصد گرفتن اجازه در دسترس گذاری قرائت استاد موسوی گرمارودی از دیوان حافظ به همین شیوه (همگام با شعر) بودم که مذاکراتم با ناشر و صاحب امتیاز اثر تا کنون به نتیجه مثبت نرسیده است.

امین در ‫۱۰ سال قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:

پیشنهاد میکنم آواز این غزل رو با صدای استاد ایرج و سه تار استاد عبادی در برنامه 459 شاخه گل بشنوید..واقعا پاهای آدم از رو زمین بلند میشه.

حسین در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۳۶ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۵:

کارم آوازه.کار خوانندگانی مثل آقای چاوشی رو دنبال میکنم.چنان سوزی تو اینکار ایشون هست که هربار خواستم این آواز رو بخونم و ضمضمه کنم،بغض نذاشته بیشتر از بیت اولش پیش برم!در مورد آغوش اَمن آقای رضا صادقی هم همینطور بوده.
به انسانهایی شبیه این عزیزان غبطه می خورم.چون وقتی از این دنیا میرن، ی خاطره ی خوشی از خودشون بجا گذاشتن.خدا بیامرزه آقای مرتضی پاشایی رو.

... در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۳۶ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۳ - ذکر حسن بصری رحمة الله علیه:

باری بس سپند یابند این گرانمایه ارجمند را(رضی الله عنه)

کمال در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۱۶:

ج.آ: 6941

ایران نژاد در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۶۰ - حکایت آن فقیه با دستار بزرگ و آنک بربود دستارش و بانگ می‌زد کی باز کن ببین کی چه می‌بری آنگه ببر:

جناب ناصر ،
با تشکر از توضیحات در باره موزه که چکمه ( ترکی )
است، ا ما موزه گاهی به معنای کفش و پای افزار به طور عام نیز به کار رفته است.
دستار در فرهنگهای معتبر فارسی( دهخدا، معین..) گذشته از دستمال و دستار شراب !!!و... به معنای هرگونه پارچه ای که مردان برگرد سر می بستند و میبندند، از جمله عمامه نیز آمده است.
و دستار شراب دستمالی بوده است برای پاک کردن لب از شراب!!

ایمان در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۴۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۸:

این شعر رو استاد بنان به زیباترین شکل در آواز دشتی خوانده اند.
روحش شاد

مریم در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴:

در بیت پنجم، "بیند" درست است یا "ببیند"؟
بنظر من ببیند با وزن شعر بهتر جور درمیاد

عمر شیردل در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۳:

بیت دوم باید چنین نوشته شود :
دیدهٔ عقل مست تو چرخهٔ چرخ پست تو

مهدی در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۵:

اولا آقای مولوی معرفتی به امام عصرنداشته که در فراقش غزل بگه چون اصول عقاید ایشان معلومه بر همگان که اندک تتبعی دارند
دوما شعر را باید در بستر زمان و فرد شاعر سنجید اگر این شعر نسبت به خدا سروده شده باشه باید همه اشعار این سبکی مولوی نسبت به خدا باشه که بعیده و قراین خلاف این رو نشون میده
احتمالا همون نظر بزرگواری که گفتن برای شمسه به واقع نزدیکتره

مصطفی گلیاری در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۲:

اگه شخصیت رودکی و ناصرخسرو رو نگاه کنیم، میشه نتیجه گرفت این شعر به ناصرخسرو شبیه تره چرا؟ زیرا ناصرخسرو حجت اهل خراسان بوده و شراب نمیخورده اما رودکی شراب رو دوست داشته بنابراین بعیده که گفته باشه انگور نه از بهر نبیذ است به چرخشت
چرخشت چیزی مثل حوض بوده که انگور توش می ریختن و با لگد له می کردن تا نبیذ یا شراب بسازن.

ناشناس در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:

شعر زیباست اما خوانش خیر متاسفانه
و این مشکلیه که گریبانگیر اشعار کهن ما شده
حتی از جانب برخی گویندگان
ببینید شعر داره خوانده میشه اما معنا چندان در ذهن نقش نمیبنده،در صورتی که شعر از لحاظ معنایی کامله...
شنونده فقط میشنوه که یک نفر داره یک شعر میخونه
و شاید بدون توجه بسیار هرگز متوجه نشه چه خوانده شد
سرعت خوانش زیاد هست در بخشهایی از شعر هم معنارسانی واژه ها به خوبی رعایت شد
اما نظر شخصی من چیزی بود که عرض کردم

مجتبی در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷۱:

با سلام و ضمن تشکر
به نظر بنده بیت هفتم مصرع دوم به جای (آه) و یا حتی ( آ ه ) اگر ( وه ) قرار بگیره بهتره و موقع خوندن هم راحت تر

a در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۱۵ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷:

با سلام.شعر غلط املایی دارد
سرگشت=سرکشت
سینه ی=سینه

دوستدار در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۵۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۶۰ - حکایت آن فقیه با دستار بزرگ و آنک بربود دستارش و بانگ می‌زد کی باز کن ببین کی چه می‌بری آنگه ببر:

سرکار بانو/ دوشیزه اعظم،
خواهشمندم
دل مرا نیز به صد قافله دل همراه سفر کرده تان بیفزایید.
هر کجا هست خدای به سلامتش بدارد.
دو دیگر؛
زن و مرد بودن مردمان در نگاه من به آدمیان جایی ندارد، مرا با هویت خارجی ، با کیستی عرضی کاری نیست درون و حال را می جویم، مینگرم، ماهیت را
و سرانجام؛
از کین نهفته نوشته اید، ببخشایید، خود نمی دانم و هر چه بیشتر کاویدم کمتر یافتم،
چه:
تا خبر دارم ازو ، بی خبر از خویشتنم
با وجودش ، زمن آواز نیاید که منم.

۱
۴۱۰۴
۴۱۰۵
۴۱۰۶
۴۱۰۷
۴۱۰۸
۵۷۲۶