محمدرضا در ۹ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۳۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:
با توجه به معنای ابیات قبل و بعد از کجا معلوم منظور حضرت سعدی از اعضای یکدیگر همین پیوند اعضای رایج این روزگاران نبوده باشد؟!
بولوت در ۹ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷ - دیوان و دیوانه:
بیت چهارم هیچ مشکل وزنی نداره و کاملا صحیحه. لطفا با دقت بیشتری بخونیدش.
طاها در ۹ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۸:
آواز رها در آلبوم حیرانی، اثر استاد ناظری. اجرایی به یادماندنی از این غزل.
بولوت در ۹ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
محمد درست گفته، قافیه ها در غزل و قصیده در مصرع اول و مصرع های زوج تکرار میشن. با کمی دقت می بینید که این شعر مثنوی هست یعنی ابیات هرکدام قافیه جدا دارن و "ما" هم میتونه ردیف باشه. البته به جز بیت آخر که شعر رو از حالت مثنوی خارج میکنه. در طراوت و سرزندگی و مفاهیم عمیق اشعار مولانا شکی نیست ولی خودش هم بارها در پاسخ به گله هایی که به ناصحیح بودن قالب های شعرش وارد میشده گفته که من به قالب و قافیه و... توجهی نمی کنم و این اشعار فقط بیانگر حالات روحی مولانا در لحظات مختلف هستن.
علیرضا صابری در ۹ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
احساس من این است که این شعر با مساله خروج امام حسین از مکه و پشت کردن ایشان به کعبه (قبله بیت دوم) و رفتن به سوی قتلگاه کربلا بی ارتباط نیست
هانیه سلیمی در ۹ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴۴:
طبق خوانش دکتر عبدالکریم سروش از این غزل، لغت "چپی" در مصرع "وگر از شیر زادستی،چپی چون گربه در انبان" باید "چه ای" باشد.
البته چپی از مصدر چپیدن=به زور جا شدن هم درست به نظر میرسد.
لشگرآرا در ۹ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴۱:
بیت چهارم مصرع اول " کاید" صحیح می باشد ، لطفا اصلاح فرمایید
سیدمجتبی در ۹ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۲۵:
در قوالی های صوفیه بعضی ابیات به گونه ای دیگر خوانده می شود مثلا
تو از پری چابک تری وز برگ گل نازک تری
وز هرچه گویم بهتری حقا عجائب دلبری
من تو شدم، تو من شدی، من تن شدم، تو جان شدی
تاکس نگوید بعد از این، من دیگرم، تو دیگری
سهیل قاسمی در ۹ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶:
بیت هفتم: قلندران حقیقت: قلندران ِ راستین. حقیقت صفت است برای قلندر. یعنی قلندر ِ حقیقی!
سهیل قاسمی در ۹ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:
بیت اول: با این که روی تو را هیچکس ندیده، با این حال هزار مراقب داری. هنوز در غنچه هستی {شکفته نشده ای} اما صد بلبل داری که برایت می خوانند.
بیت ِ سوم: عشق وقتی عشق باشد فرقی ندارد در خرابات باشد یا در خانقاه. هر جا که عشق باشد پرتو ِ روی حبیب هست.
آنجایی ناقوس و صلیب و ... قرار می دهند که بخواهند کار ِ صومعه را جلوه بدهند. (یعنی اگر عشق، عشق باشد نیازی به جلوه دادن آن نیست. به نوعی از عشق ِ خراباتی ها و عشق ِ بی ریا و بی شیله پیله ی خودش دفاع می کند که نشان ِ آن را مثل ناقوس و صلیب بر در و دیوار، عیان نکرده)
بیت پنجم: چه کسی می تواند ادعا کند که عاشق شد اما یار نظری به حال او نکرد؟ (یعنی یارو عاشق نشده!) و در مصرع بعدی به کنایه می گوید درد نیست! وگرنه طبیب هست!
بیت آخر: این همه داد و فریاد حافظ الکی که نمی تواند باشد! حتما قصه ی عجیب و غریبی دارد که این قدر در داد و فریاد است!
سهیل قاسمی در ۹ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴:
در یادداشت پیشین جایی به اشتباه «امکانات» را «امانات» نوشتم که اشتباه تایپی بود. تصحیح می کنم.
سهیل قاسمی در ۹ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴:
بیت اول. به این خاطر که بی ادبی است که پیش یار بخواهم هنر خودم را باز گو کنم زبانم خاموش است اما دهانم پر از واژه های پر رمز و راز است. «عربی» دانستن در آن زمان نشان از سواد و آگاهی بوده. از طرفی واژه های عربی برای پارسی زبان ها واژه های ساده و معمولی نبودند و دانستن آنها هنر به حساب می آمد.
بیت چهارم: سبب در دو جا به دو معنی بکار رفته: نخستین: علت دومین: وسیله.
از چرخ نپرس که چرا سفله پرور شده است که بهانه خواهد آورد که امانات و وسایل (اسباب) کافی نداشتم که بهتر از این تحویل شما بدهم!
بیت پنجم: طاق خانقاه و رباط (کاروانسرا) {در حالت کلی ساختمان های رفیع و کاخ ها و ...} دوزار! برای من ارزش نداره. منی که «سکوی در میخانه» ایوان (تالار مجلل) من است و پای ِ خم، طَنَبی (اتاق ِ اعیان نشین) ِ من است.
انگاری که جمال ِ دختر ِ رز (میوه درخت انگور) نور ِ چشم ِ من است. «زجاجیه» و «عنبیه» از اجزای تشکیل دهنده ی چشم است. «زجاج» به معنی شیشه (آبگینه) هم هست. «عنب» بعنی انگور هم هست.
سهیل قاسمی در ۹ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:
بیت پنج: مستور و مست هر دو چو از یک قبیله اند. شاید جناس بودن مستور و مست را از یک قبیله دانسته.
بیت هفتم: گرش اعتبار نیست. یعنی اگر این که «بنده ممکن است سهو و خطا کند» را به رسمیت نمی شناسید و برای این موضوع اعتباری قایل نیستید، پس این که خدا آمرزنده و بخشنده و رحیم است را چه طوری معنی می کنید؟ یعنی اگر بطور کلی «سهو و خطا» برای بنده، قابل پذیرش نیست؛ پس نیازی نیست که خدا چیزی را ببخشد! پس مجالی برای سهو و خطا گذاشته شده تا آمرزگار آن را ببخشد.
لیلا در ۹ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۳۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵:
نخل امید مرا جز بارغم حاصل نبود
حیف از آن عمری که صرف باغبانی شد مرا.......
امیر علی در ۹ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۰:
با سلام و سپاس
آیا مصرع '' مستی سلامت میکند '' به معنی شخص مست شده از دنیای عشق و شور ازلی ، به شما سلام میده ؟ یا مستی سلامت میکند یعنی دنیای مستی و شور ، به تو سلام میفرسته ؟؟؟
نورا در ۹ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸:
من با نظر علی خیلی موافقم
فرهاد در ۹ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۰ - ملامتکردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت:
پس اینطور که مولوی و شعرای دیگر می فرمایند که
پس بهر دوری ولیی قایمست
تا قیامت آزمایش دایمست
در هر دوره یه پیامبری وجود دارد که باید آنرا پیدا کنیم .
گمنام-۱ در ۹ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۱۲ - حکایت معروف کرخی و مسافر رنجور:
دوست جان،
آری فراتر از یار، همدم ، همسر ، همسفر
دوست هم پیاله، هم پیمان، همراه است
دوست آفتاب است، آزادی است، رهایی از خویش است
بود شدن است، ماندگاری است، پایندگی
پاینده و ماندگار ، تندرست و شادکام بوید
روفیا در ۹ سال و ۵ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۵ - اول کسی کی در مقابلهٔ نص قیاس آورد ابلیس بود:
اول آن کس کین قیاسکها نمود
پیش انوار خدا ابلیس بود
گفت نار از خاک بی شک بهترست
من ز نار و او ز خاک اکدرست
پس قیاس فرع بر اصلش کنیم
او ز ظلمت ما ز نور روشنیم
خواستم بگویم این ابیات از کفر ابلیس مشهورتر است دیدم خود شرح کفر ابلیس است!
آدم ها خیال می کنند این ها داستان است و راستی داستان قیاس خاک و نار!
نه این قیاسی است شیطانی که هر آن تک تک ما ممکن است مرتکب آن شویم!
یکی با خود میگوید من شیعه ام او سنی پس من بی شک از او بهترم،
دیگری میگوید من دکترا دارم او دیپلم هم ندارد پس من بی شک از او برترم،
یکی توهم خودبزرگ بینی دارد که من شهروند آمریکا هستم او پناهنده و ساکن اردوگاه،
این قیاسات همه از جنس قیاس شیطان هستند، حتا اگر فرهیخته و مهربان و صبور هستیم شایسته نیست امتیازی در دل برای خود قایل شویم،
ای بسا اگر گذشته آدم ها را ورق بزنیم رفتار ناشایست آنها را بفهمیم!
بر بدیهای بدان رحمت کنید
بر منی و خویش بین لعنت کنید
تو گویی هر گناهی سزاوار رحمت و آمرزش است الا خویش بینی و خویش بزرگ بینی!
امید صائب در ۹ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۰۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۳: