... در ۹ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۱:
درود...
برداشت من از این غزل عاشقانه و عارفانه همان حس و حال همین حالایم است
حافظ این غزل رو برای معبود و معشوق لایزال سروده
حداقل از نگاه من اینه...
بسته ام در خمگیسوی تو امید دراز...
تهدید...تعبیر جالبیه همین طور قابل ستایش، نیز تامل..(اما اگر این غزل رو به معشوقی زمینی و عشقی مجازی نسبت بدیم)
نه خطاب به خدایی که نیازمند نیست...
میر در ۹ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:
با سلام، در پاسخ به نظر
[بیت هفتم بیشتر منابع به جای بیخ نوشتن میخ که درست هم به نظر میرسه.
Comment by آواره — دی 13, 1394 @ 4:08 ب.ظ]
عرض میشود:
عبارت «میخ امید» که تشبیه استعاری امید به میخ است، و «میخ نشاندن» غیرمتعارف، زمخت معنا و غیر ادبی، و حتی مشوّش هستند به طوری که مثلاً دو معنای متصور «میخهای خیمۀ امید را کوبیدن و خیمه را بر پا کردن» با «امیدهای میخ شکل را در زمین کاشتن» ناقض هم به نظر میرسند یا برداشتی مثل «میخهای امید را (که سَرِ پا بودهاند) خوابانده» که فاقد معناست.
در حالی که بیخ به معنای ریشه است و «بیخ نشاندن» یعنی «نهال کاشتن». در عبارت «بیخ امید بنشاندهست» تشبیه استعاری محذوف به قرینۀ معنایی تناسبی است که بسیار ادبی و استادانه «امید» به درخت تشبیه شده و عبارت به معنای «درختِ امید کاشته است» به صورت آرایۀ تضاد با عبارت «بنیاد صبر برکندهست» در مصرع بعدی به کار رفته که با دو معنای «درختِ صبر را از ریشه در آورده است» یا «بنا و ساختمانِ صبر را از پی و بنیه ویران کرده است» در برابر هم، تضاد لفظی و تکمیل معنایی دارند.
فخرالدین در ۹ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:
چه طور میشه گفت حافظ از قرآن و اسلام فراری بوده در صورتی که کل قرآن رو از حفظ بوده؟؟؟؟!!!!!( اصلا چون قرآن رو حفظ بوده بهش میگفتن حافظ)
مشکل حافظ با قرآن و اسلام نیست.حافظ با زاهد مشکل داره.با زهد مشکل داره.من فکر میکنم به قیامت هم اعتقاد داره از اینجاست که میگه:چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست / روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم
سید حسن ابرار کاظمی در ۹ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۴۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرفنامه » بخش ۷ - در شرف این نامه بر دیگر نامهها:
لطفاً حوالہ یِ کامل کتاب این شعر را بنویسید
فرزاد شهزاد در ۹ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
شیخم به طنز گفت حرام است می مخور
گفتم به چشم گوش به هر خر نمی کنم
۷ در ۹ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰:
دیدهام میجست و گفتندم نبینی روی دوست
خود درفشان بود چشمم کاندر او سیماب داشت
ببینی بجای نبینی درست است.
دیده ام میجست=پلکم میپرید
پلکم میپرید به من مژده دادند که او را میبینی
درفشان [ دِ رَ ] صفت از درفشیدن . تابان درخشان . رخشان و نیز به معنای لغزنده و در اینجا به لغزندگی و درخشش جیوه یا همان اشک اشاره دارد
اما نادرست بود زیرا این پرش پلک به دلیل لغزندگی اشکهایم بود نه چیز دیگری
یحیی در ۹ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۲۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
موسیقی این شعر را علیرضا قربانی در تصنیفی تحت عنوان "ارکستر 2" و به آهنگسازی فرهاد فخرالدینی خوانده است. لینک این تصنیف:
پیوند به وبگاه بیرونی
سهیل قاسمی در ۹ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
@ آرش:
رباط: کاروانسرا. رباط ِ دو در دنیا را گفته که به سان ِ کاروان سرایی است که دو در دارد و از یک در داخل می شویم و از یک در خارج می شویم. می گوید که چون کسی در این کاروانسرا (دنیا) نمی ماند و ضرورتاً سفر می کند. «که این جا هم رحیل هم عزیمت و مسافران است و هم مرگ.» پس رواق (پیشگاه خانه) و طاق (سقف خانه) که برای زندگی است چه فرقی دارد که سربلند باشد یا پست باشد (مجلل باشد یا محقر)
کمال داودوند در ۹ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۳۵:
9568
علی رمضانی در ۹ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵:
سلام
وزن این بیت واسه من نامفهوم بود!اگه میشه راهنماییم کنید.سپاس
گر می به جان دهندت بستان که پیش دانا
ز آب حیات بهتر خاک شرابخانه
مرتضی در ۹ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸۳:
درها اگر بسته شود زین خانقاه شش دری
آن ماه رو از لامکان سر درکند در روزنم
خانقاه شش دری استعاره از حواس ششگانه است.
شه رخ در ۹ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۴۳ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۱۰:
من این دو بیتی را در حدود 50 سال پیش اینطور خوانده بودم:
سپید برف برآمد به کوهسار سیاه
و چنبری شد آن سرو بوستان آرای
و آن کجا بگوارید ناگوار شدهست
و آن کجا نگزایست گشت زود گزای
مریم سپید در ۹ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۵:
این شعر زیبا رو می توانید در آهنگ بینظیر "بی من مرو" از گروه خواهران مهسا و مرجان وحدت در آلبوم فوق العاده ی " آوازهایی از باغ ایرانی" نیز بشنوید و لذت ببرید.
بی سواد در ۹ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:
علی آقا،
ممکن است کمی در باره صداهای ملکوت از جمله آن که نام بردید، این بی سواد را راهنمایی فرمایید؟؟
بی سواد در ۹ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴:
نه بر اشتری سوارم ، نه چو خر به زیر بارم
نه خداوند رعیت ، نه غلام شهریارم.
..........
این قدر هست ، که گه گه قدحی می نوشم.
حمید زارعیِ مرودشت در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:
خراب زمزمهٔ تازهٔ توام عرفی
که عقل از این نفس تازه مست می گردد
حمید زارعیِ مرودشت در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۳۰ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:
من هرچه گویم گرچه ناممکن بود باور کنید
حمید زارعیِ مرودشت در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:
این غزل در دو نسخهای که من دارم به همین شکل نوشته شده
شاید به این شکل بوده باشد
غم چون شبخون می زند، هان دوستان لشگر کنید
هم جست و جویم گر کنید از بالش و بستر کنید
چون هیچکس در درد دل گفتن چو من فیروز نیست
من حاضرم، بسم الله، اول گفت و گوی سر کنید
درد دل بسیار دارم، فرصت سوگند نیست
هر چه گویم، گر چه ناممکن بود، باور کنید
چون اینک آمد عرفی از میخانه، مست و بت پرست
هان ای مسلمانان دگر تعظیم این کافر کنید
جواداسکستانی در ۹ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۱۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۰۱:
با تشکر از آقای صادقی
همیشه حرف جیم جایگزین حرف ز نمیشود در خیلی جاها تبدیل به ی میشود
در گویش تاتی منطقه شاهرود خلخال این افعال رواج دارند و اینگونه معنی میشود
مصرع اول - اگر بیایی بجانت قسم به کسی نمیگویم
مصرع دوم - واگر نیایی در سوز هجرانت در سوز وگدازم
مصرع سوم - مشخصه
مصرع چهارم مشخصه
روفیا در ۹ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵: