گنجور

حاشیه‌ها

جواداسکستانی در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۰۸ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۰۲:

معنی تحت الفظی این دو بیتی به این صورت میباشد که با الهام از لهجه گویشوران تات زبان منطقه شاهرود خلخال نوشته شده است
خدایا من چه بگویم و نگویم تو حاجتم را میدانی که چه میگویم(میخواهم)
اگر من را مورد تفقد و نوازش خودت قرار بدهی روا باشد
و اگر از الطاف خودت محروم سازی من چگونه بسازم(تحمل کنم)

جواداسکستانی در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۰۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۱۰:

باسلام
واجم به معنی میگویم میباشد در زبان پهلوی و در بین گویشوران تاتی کنونی منطقه تاکستان و شاهرود خلخال این کلمه رواج دارد. مثلا وقتی گفته میشود از واجم یعنی من میگویم

جواداسکستانی در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۰۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۱۲:

واتشان بی= واتشان به که در گویش تاتی به معنی گفته اند - البته پر واضح است که به زمان ماضی دلالت دارد

حمید زارعیِ مرودشت در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۵۹ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵:

صحیح:
کسی کز فقر جوید کامِ دل درویش کی ماند
دلی گر ریش باید مومیائی ریش کی ماند
.
چو نشتر می خلد پای تمنا در دلم آری
تمنائی که در دل بشکند از نیش کی ماند
.
کجا در دل گذارم ناله وصلش در نظر دارم
کسی کین صید بیند ناز کش در کیش کی ماند
.
تماشای معانی را اگر چشمی بدست آری
فضولیهای عقل مصلحت اندیش کی ماند
.
ز احسانِ غم آخر هر سر مویم توانگر شد
کسی کش غم ولی‌نعمت بود درویش کی ماند

حمید زارعیِ مرودشت در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۲:

صحیح
آن طره چون علم بسر دوش میزند
ناز سبک عنان بصف هوش میزند
.
زنهار گوش باش درین بزم دلنشین
تا نغمه حلقه‌ای به در گوش میزند
.
من در نفس گدازی واین عشق بدگمان
قفلم هنوز بر لب خاموش میزند
.
ای خاک مست شو که ز غیرت امام شهر
سنگی به جام رند قدح نوش میزند
.
درصید گاه غمزه او تا به روز حشر
امید در میانه خون جوش میزند
.
عرفی به اهل هوش حرامست جام درد
عشق این صلا بمردم بیهوش میزند

نجمه گ. در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۴ - در مدح سلطان اویس:

در بیت سیزدهم «حقیقت است» به اشتباه «حقیقتاست» تایپ شده.

حمید زارعیِ مرودشت در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۲:

.
واقعا افتضاح ترین دیوان گنجور از نظر تعدد ایرادهای تایپی، دیوان عرفی‌ست. با توجه به نسخه‌ی بهتری که سایت نوسخن ارائه داده، نیاز به تصحیح دیوان عرفی در سایت گنجور به شدت مشاهده میشه. کاش فکری به حال این مشکل کنید. چون عرفی شاعر کمی نیست و این نقصان واقعا برازنده‌ی سایت گنجور نیست.
.
بنده تا جایی که تونستم ایرادها رو در حاشیه ها نوشتم اما هرچه جلوتر میرویم غلط‌ها بیشتر و فاحش تر میشوند و نیاز از تحشیه به تغییرِ کلیت دیوان تبدیل می‌شود و حاشیه نویسی کاری بیهوده به نظر میرسه.
.
من به عنوان یکی از علاقه‌مندان سایت گنجور این نقد رو عرض می‌کنم. امیدوارم مقبول بیفته.

حمید زارعیِ مرودشت در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۲:

صحیح:
زنهار، هوش باش در این بزم آتشین
تا نغمه حلقه ای به در گوش می زند

alex Murphy در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » ساقی‌نامه:

در همه بیت ها «مئی» به «می ای» اصلاح شوند

حمیدررضا در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰:

پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است
.گردنده فلک بر سر کاری بوده است
،زنهار، قدم به خاک آهسته نهی
.کان مردمک چشم نگاری بوداست

حمیدررضا در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰:

بیت دوم مصرع اول این رو دیدم بعضی جاها:
زنهار قدم به خاک آهسته نهی

حمید زارعیِ مرودشت در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۷ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۱:

.
صحیح:
داروی عیسوی به قدح داشتم ولی
مشفق نداشتم که مرا در گلو کند

حمید زارعیِ مرودشت در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۱:

.
صحیح:
طالب به کام می رسد ار سعی کامل است
بازش مدار اگر به غلط جست و جو کند

حمید زارعیِ مرودشت در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۱:

.
صحیح:
بس دانه های مهر فشاندیم و خاک شد
تا ریشه در زمین که محکم فرو کند

حمید زارعیِ مرودشت در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۰:

.
در تصحیح جواهری این غزل یک بیت اضافه دارد
..
عیدی چنین که زاهد، اندوهِ دین ندارد
ناید ز دل که ما را اندوهگین ندارد
.
مردم به عید قربان، در عیش و من به حسرت
کان حسرتِ شهادت، عیدی چنین ندارد
.
صورت نبسته فرهاد، کارش، وگر نه شیرین
گو یک نفس که گلگون، در زیرِ ران ندارد
.
کافرتر است زاهد، از برهمن، ولیکن
او را بت است در سر، در آستین ندارد
.
در خلوت ار به جاه است، این عرض و طولِ طاعت
باور کنم که زاهد، خود را بر این ندارد
.
این دیرِ عشق و در وی، حور و ملک به طاعت
جز دوست کیست اینجا رو بر زمین ندارد
.
آن ها که دانی ای دل، از زاهدان بی دین
ظاهر مکن به عرفی، کو نیز دین ندارد
عرفی‌شیرازی

حمید زارعیِ مرودشت در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۳۰ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۷:

.
کل غزل در نسخه‌ی تصحیح جواهری، انتشارات سنایی چاپ 1369 به این شکل است:
.
.
چو مرغ سدره که در آشیان بیاساید
به چین سنبلِ زلف تو جان بیاساید
.
بِرانم از درِ یار، ای ادب! که یک چندی
ز ننگِ بوسه‌ام آن آستان بیاساید
.
ز رشک حوصله ام آسمان بود دلگیر
کرشمه ای که دل آسمان بیاساید
.
مکن هلاک به بازیچه ام، بزن زخمی
که خون چکان لبم از الامان بیاساید
.
مبر به باغ، ببر سوی گلخنم، کانجا
ز بوی سوختگی مغزِ جان بیاساید
.
چنان به ماتم دل در غمت کنم شیون
که کُشتگان غمت را روان بیاساید
.
ز بس که مانده شود آسمان، در آزارم
هزار سال پس از من جهان بیاساید
.
فغان که تلخ سرشتند پیکرم، عرفی!
نشد که زاغی از این استخوان بیاساید
.
(عرفی‌شیرازی)

حمید زارعیِ مرودشت در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۷:

صحیح:
چو مرغ سدره که در آشیان بیاساید
به چین سنبل زلف تو جان بیاساید

حمید زارعیِ مرودشت در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۶:

صحیح:
فوج شادی را به خون افکنده، دیگر دل کجاست
کآفرین بر دست و تیغ عرفی غازی کند

حمید زارعیِ مرودشت در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۱۲ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۵:

صحیح:
چون ز آسیب شبیخون نتوانم جان برد
دارم امید که نارفته به خوابم بکشند

حمید زارعیِ مرودشت در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴:

.
صحیح:
کدام قطره‌ی خوی، لیلی از جبین افشاند
که گاه گریه، برون از دو چشم مجنون شد

۱
۳۸۳۰
۳۸۳۱
۳۸۳۲
۳۸۳۳
۳۸۳۴
۵۷۲۵