گنجور

حاشیه‌ها

nabavar در ‫۹ سال قبل، یکشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۷:

بابک دیگر جان
بنده چندین بار دیده ام م ،س گرامی دوستان را گرامی خطاب کرده اند ممکن است خطای تایپ باشد ولی شما هم به نام خودتان توجه کنید که ”بابکی دیگر“ هم اشتباه است چون ”دیگر “ به جای ” ی“ و یا ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍” ی “ بجای ” دیگر“ استفاده می شود
منتظر عیبجویی های دیگر شما ” گرامی “ هستم
ماندگار باشید

حسن در ‫۹ سال قبل، یکشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۷ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۱۳ - سخن‌پرداز:

این شعر رو استاد علیرضا افتخاری هم خیلی زیبا اجرا کردن

پیمان در ‫۹ سال قبل، یکشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴:

Payman:
نور مهتاب به دل تاریکی شب نفوذ میکنه.
لذا باید نگران نبود و خوش بود و در لحظه زندگی کرد چرا که همانطور که مهتاب باید نور به خاک بتاباند،رحمت عام خداوند هم شامل حال همه ما خاکیان میشه.
پس ما را چه غم.
حال را دریاب.

حسین آزاد در ‫۹ سال قبل، یکشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

استاد شجریان
کنسرت سال 55شیراز با گروه شیدا
نوا
تنها دوبیت اول

باسپاس

حسین آزاد در ‫۹ سال قبل، شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲:

استاد شجریان
کنسرت سفارت ایتالیا یا همان سرعشق
سال 61

با مرحوم مشکاتیان و جناب موسوی

با سپاس

پریشان روزگار در ‫۹ سال قبل، شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

بابک دیگر ( ونه بابکی دیگر )
ریشه اگزامین ، ا گزامینر زبان فرانسه قدیم است
پرسیدن، بازجویی، شکنجه!
که خود از فعل " اگزامینار " لاتین می آید به مانای آزمودن ، اندیشیدن ، بر رسی و حتا کشیدن (وزن کردن)
و آزمون چنانکه فرمودید از فعل آزمودن
حکیم توس می فرماید:
کنون آزمون را ، یکی کارزار
بسازیم ، تا چون بود روزگار
و استاد سخن:
مردیت بیازمای ، آنگه زن کن !

پریشان روزگار در ‫۹ سال قبل، شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

جناب شمس،
" آزموده را هرگز نیازمایید چه آزمون آزموده خطاست"
آنچه دانشمندان شیمی یا فیزیک به فرمایش سرکار پی در پی انجام می دهند
آزمایش است و نه آزمون

حسین آزاد در ‫۹ سال قبل، شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۵:

استاد شجریان
در کنسرت آمریکای شمالی با گروه آوا و آهنگسازی خودشان
باسپاس

ثمینه در ‫۹ سال قبل، شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸:

با سلام و درود..
وزن شعر لطفا تصحیح شود.
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن.

بابک چندم در ‫۹ سال قبل، شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۷:

س.م. گرامی،
"گرام" که شما آوردید خطاست و می باید گرامی نوشته شود که از گرامیک در زبان پهلوی آمده و نه آنچنانکه برخی می پندارند از کرم و یا کرام عربی. فرهنگ معین اینرا مشخصاً گوشزد کرده.( جلد سوم صفحه 3214)
---
دیگر آنکه این شعری که شما و جناب حسین 1 از سعدی به تکرار در حاشیه ها آورده اید و آنرا نشانی از زن ستیزی او بر شمارده اید، جای تامل بسیار دارد و اگر انشا... حال و دماغی باشد در حاشیه خودش خدمتتان توضیحی خواهم داد که چرا این برداشت اشتباه است.

بابک چندم در ‫۹ سال قبل، شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

آزمون از زبان اوستا آمده و ریشه اش āzimā است. (فرهنگ معین)
حال آنکه examine از Franco-English آمده و اولین مورد استفاده آن در قرن چهاردهم میلادیست، و ریشه اش Examinae در زبان لاتین است. (مرجع Miriam Webster)
زبانهای لاتین و یونانی هم خانواده اند با زبانهای ایرانی و همه را مشتق شده از زبان هندواروپایی میدانند، یعنی یک و یا دو هزاره پیشتر از اوستای زرتشت زمانی که این اقوام از یکدیگر جدا گشتند زبان هرکدام تغییر و تحولاتی را شامل شد. به نظر می آید این در زبان لاتین ریشه در همان زبان هندواروپایی دارد تا آنکه از زبانی از زبانهای ایرانی به لاتین منتقل شده باشد.
"آزموده را آزمودن خطاست" به شخص اطلاق می شود یعنی شخصی که امتحان خود را پس داده اگر دو و یا چند بار دیگر نیز امتحانش کنی همان پاسخ را خواهی گرفت، مثلاً اگر به شخصی اطمینان کنی و از او ضربه خوری در آینده نیز همان را خواهد کرد حال اگر تو باز می خواهی به او اطمینان کنی این کار خطاست.
این جداست از پدیده آزمایش که دوستان در شیمی، ریاضی و یا علوم دیگر آوردند...

امیررضا اسلامی در ‫۹ سال قبل، شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ خلیل‌الله خلیلی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳:

این دوبیتی است نه رباعی.

امیررضا اسلامی در ‫۹ سال قبل، شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۱۲ دربارهٔ خلیل‌الله خلیلی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۷:

این شعر هم رباعی نیست بلکه دوبیتی است . لطفا این دوبیتی را در قسمت دوبیتی های خلیلی ثبت کنید.
با تشکر

نسرین در ‫۹ سال قبل، شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵:

یکی از اجراهای عالی و نوستالژیک این غزل زیبا
لینک ساندکلاد آهنگ
پیوند به وبگاه بیرونی
آهنگســاز: دکتـر حسـن ریــاحی..؛
سولیست: سیامکــ علیقلی..؛
شعـر: فخرالدیـن عراقـی..؛
اجـرا: گروه کـر و ارکسـتر سمفونیکــ..؛

بابک چندم در ‫۹ سال قبل، شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲:

جناب یوسفی،
قطار به معنای "زنجیر" به کار آمده:
ای مهار عاشقان در دست تو
در میان این قطارم روز و شب
یعنی که من هم جزئی یا حلقه ای از این زنجیره عاشقانم.
در گذشته کاروان را قطار خطاب می کردند، مثل قطار شتران و یا ... زمانی که تِرٓن به ایران (زمان ناصرالدین شاه) آمد آنرا همچون گذشتگان قطار خواندند چرا که کوپه ها مانند زنجیر به یکدیگر متصل بودند...

روفیا در ‫۹ سال قبل، شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۰ - یافتن شاه باز را به خانهٔ کمپیر زن:

گرچه با تو شه نشیند بر زمین
خویشتن بشناس و نیکوتر نشین
هر چند چندیست دیگر شاهان با ما بر زمین نمی نشینند!

روفیا در ‫۹ سال قبل، شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴:

که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست

روفیا در ‫۹ سال قبل، شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:

بلبلی زینجا برفت و بازگشت
بهر صید این معانی باز گشت
در باز گشت دوم بین باز و گشت فاصله است، یعنی بلبل در بازگشت دیگر بلبل نبود، بلکه بازی بود که بهر صید در جهان معنا بازگشته بود.

روفیا در ‫۹ سال قبل، شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:

مدتی این مثنوی تاخیر شد
مهلتی بایست تا خون شیر شد
تا نزاید بخت تو فرزند نو
خون نگردد شیر شیرین خوش شنو
این فرگشت خون به شیر را می توان از زاویه ای دیگر نیز نگریست :
تبدیل خون دل به شیر معرفت زمان می خواهد!
طبیعی است که هر آدمی در ذهن خود اطلاعات مختلف و تجربیات شخصی اش را کنار هم می چیند و ناخودآگاه ارتباطاتی میان آنها جستجو و پیدا می کند!
به عبارتی درگیری هایی در ذهنش در جریان است،
مولوی مانند هر آدمیزاد دیگری برای پردازش اطلاعات بسیاری که ذهن پویای او دریافت می کرده است نیاز به زمان داشته است تا بتواند ارتباطات و نظمی میان آن ها بیابد.

یوسفی در ‫۹ سال قبل، شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲:

مگه اون زمان هم قطار بوده؟
در میان این قطارم روز و شب
فکر می‌کنم کمر بند شکارچیان منظور است چون دور این کمربند پر از فیشنگ بوده،
در استان فارس به‌‌‌ قطار فیشنگ معروف است

۱
۳۷۱۲
۳۷۱۳
۳۷۱۴
۳۷۱۵
۳۷۱۶
۵۷۰۴