گنجور

حاشیه‌ها

 

با سلام وتشکر از زحمات شما برای براه انداختن این سایت چون در مورد این شعر تحقیق میکردم دیدم در کتاب “تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی” علامه محمد تقی جعفری یک بیت اضافه بعد از بیت ۲۷ هست:
یافت پاکی جناب کبریا…. جسم پر از کبر و پر حقد و ریا

موفق و موید باشید

Shole در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۴:۲۳ دربارهٔ بخش ۱۷ - قصهٔ دیدن خلیفه لیلی را


در میانه های شعر یک غلط تایپی است:
غلط:‌ دور روز عمر اگر داد است اگر دود
درست: دو روز عمر اگر داد است اگر دود

طربستان در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۳:۰۱ دربارهٔ بخش ۶۹ - پاسخ دادن شیرین خسرو را


سلام
خانم مریم عزیز؛
ما همه از یک نسلیم و همه آفریده ی یک خدا فرقی نمی کند با چه زبانی سخن بگویی، یا از چه رنگی برخوردار باشی، یا به کدام قوم تعلق داشته باشی و…
بی انصافیست که از حق چشم پوشید و آنرا به خاطر کینه پنهان کرد. هر کس در هر شکل و شمایلی باشد اگر پاسدار حق باشد قابل ستایش است.
“عشقت رسد به فریاد…” انسان همیشه از ابراز عشق درون و راز و رمزهای عمیق عرفانی عاجز است اما حضرت حافظ از این مرحله فراتر رفته و عشق را نه تنها با عاشقان درمیان میگذارد بلکه به های های آنرا فریاد می زند و بی شک به این مقام عظیم در عرفان نخواهی رسید مگر با عشق به خدا و علم به قرآنش.

مسعود در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱:۵۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۴


با سلام در بیت ز هر یک نقطه زین دور مسلسل هزاران شکل می گردند مشکل در مصراع دوم می گردد نوشته شده است.با تشکر همایون

محمد حسین همایون در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ بخش ۸ - تمثیل در بیان ظهور خورشید حقیقت در آیینه کائنات


سلام…شیطان فرشته نبوده…شیطان از جنس آتش است و فرشتگان از جنس نور…هیچگاه جایی در قرآن گفته نشده شیطان از جنس ملایکه بوده …فقط شیطان با یک گروهی از ملایکه همنشین و دوست بوده.ممنون

یل در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۷


لطفا بفرمایید معنی مصراع دوم بیت دوم چیست.

امیدی در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۲۷


منظور از دل درویش خود چیست؟‏(‏دل درویش،خود بدست آور‏)‏ یا (دل درویش خود بدست آور‏)‏

کاظم کمالی در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۵۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۹


بیت اول در نیم بیت دوم
کاخرون
احتمالا اشتباه است و اصل آن
کالاخرون
است .

mohsen maesumi در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۴۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۸۷


اقالت چگونه با خرم و مقدم قافیه شود؟ این پاره هیچ ربطی به این غزل ندارد.

علی محمدی در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ غزل ۷۶


مطالعه در اشعار سعدی به ما کمک میکند به لایه های فرهنگ خود آگاهی بیشتری یابیم . بظرمیرسد تعریف سعدی از شخص عادل کسی است که قدر ظلم کردند دارد و نمی کند یعنی عادل = دیکتاتور خوب .
در این فرهنگ همانگونه در حکایت آمده مردم گوسفند بوده و یک چوپان خوب باید یافت شودکه آنها را اداره کند .
بنابر این در فرهنگ ما دمکراسی امری دور از ذهن بوده و متاسفانه این فرهنگ دیکتاتور پر ور است .
باید در این باره فکری کردند . با تشکر

مهدوی در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۶


در مورد مصرع آخر:
۱- هم از زندگی است این که….
۲- به این صورت هم آمده: همه زندگی آنست که خاموش نمیرید

علی در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۳۶


ضمن تشکر از زحمات شما، به نظر می رسد که در مصرع اول بیت ششم کلمه پیغامبر با وزن شعر همخوانی ندارد و به جای آن از پیغمبر استفاده شود مناسب تر است.

امیرمسعود در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۹۸


شهریار منه بو شعری اوخوموشدی
نه گوزل سوزلری بیر بیرینه قوشموشدی
اما حیف کی نه دوزی واریدی نه دادی
گرک دوزلی شعراولایدی عزیزنین یادی
عزیزه اوزی بیر دوزلی خانیمیدی
استاد همیشه دییردی عزیزمنیم جانمیدی

عزیزه خانیم فرکلری چوخ ایستردی
شهریار اوخویوب اودا کف چکردی
ای کاش بو شعرده اغیراولمیایدی
عزیزیه عزیزه کیمین شعر قوشایدی
با احترام شاگرد کوچک استاد شهریار پرویز صبری تهران

پرویز صبری در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۶:۴۱ دربارهٔ عزیزه ( با ترجمهٔ فارسی)


قصب: پرده‌ی نازک در برابر زره که محکم و استوارست.

علی محمدی در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱:۳۳ دربارهٔ غزل ۵۱


تکلف: سختی. یار اگر کنار سعدی نشست، در شانش نبوده است؛ این تکلف اوست.

علی محمدی در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱:۲۹ دربارهٔ غزل ۵۰


به نظر می رسد در بیت پنجم مصرع دوم باید به جای “هر آنکسی” ، “هر آنکس” باشد.
با تشکر

امین در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ آئین آینه


شاید هم به جای خفته فتنه باشد. فتنه‌ی روزگار؛ معشوق است.

علی محمدی در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۵۴ دربارهٔ غزل ۲۶


البته به نظر بنده ی حقیر نظر جناب آقای زندی صحیح تر است

مسعود در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۸:۲۰ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۵۲


در بیت چهار واژه قطمیر در اصل به شکاف هسته خرما و پوسته آن می گویند و مجازا به معنای چیز کم ارزش است اما نکته جالبتر این که بر طبق نظر علامه دهخدا قطمیر نام سگ اصحاب کهف بوده و نام سگ بلعم باعورا هم بوده است و از نظر تناسب تام دارد با مصراع دوم و این هنرنمایی و اعجاز سخن سعدی را نشان می دهد

وحید در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ غزل ۱۵


ای برادر قصه چون پیمانه است
معنی اندر وی به سان دانه ای است
دانه معنی بگیرد مرد عقل
ننگرد پیمانه را چون گشت نقل

وحید در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر می‌کرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را ببهانه براه کرد جای دور و با خر جمع شد بی‌کدو و هلاک شد بفضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوم‌اند ملعون نه‌اند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب


[صفحهٔ اول] … [۳۴۵۶] [۳۴۵۷] [۳۴۵۸] [۳۴۵۹] [۳۴۶۰] … [صفحهٔ آخر]