گنجور

حاشیه‌ها

 

با درود
دوستان گرامی خیام به هیچ وجه عارف نبوده و نمی توان منظور وی از می خوردن را طور دیگری تعبیر کرد. در بسیاری از ابیاتش حتی نشانی از کنایه گویی یافت نمی شود. خیام اگر می گوید می خور منظورش همان شراب انگوری و بردن غم از دل است. به نظر من او نمونه کاملی از یک نهیلیست است و معتقد به جهان پس از مرگ نیست.
خوش باشید

م-ر در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۰:۲۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۹


*** ید بیضا :
دست سفید ، اشاره به یک از معجزات حضرت موسی که دست خود را در گریبان می برد و چون بیرون می آورد سفید و درخشان بود
آیه ۲۲ سوره طه
وَاضْمُمْ یَدَکَ إِلَى جَنَاحِکَ تَخْرُجْ بَیْضَاء مِنْ غَیْرِ سُوءٍ آیَةً أُخْرَى

مهرزاد شایان در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۰:۰۶ دربارهٔ غزل ۲۵


کن فیکون***

ترکیبی است که چندین بار در قرآن آمده
بدین مضمون :
خداوند اگر اراده آفرینش چیزی کند می گوید ( کن ) یعنی باش پس آن موجود می شود ( فیکون ) آیه ۱۱۷ سوره بقره و آیات بسیار دیگر

مهرزاد شایان در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۰:۰۱ دربارهٔ غزل ۲۵


و نَحن اَقرَبُ الیه مِنْ حَبل الورید ******

و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم
آیه ۱۶ سوره ق

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ
و ما انسان را آفریده‏ایم و مى‏دانیم که نفس او چه وسوسه‏اى به او مى‏کند و ما ما از رگ گردن به او نزدیکتریم

مهرزاد شایان در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۱


متاسفانه یک از مشهورترین ابیات سعدی که در این حکایت وجود دارد در متن نیامده

دوست نزدیکتر از من به من است
وین عجب تر که من از وی دورم


پاسخ: با تشکر، اضافه شد.

مهرزاد شایان در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۱


و ما ابری نفسی و لا ازکیها****
من نفس خودرا از گناه بری نمی دانم و دامن خودرا پاک از آلودگی نمی شمارم

قسمت اول « وما ابرء نفسی » از ایه ۵۳ سوره یوسف اقتباس شده است

وَمَا أُبَرِّىءُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ

و من نفس خودرا از گناه بری نمی دانم چرا که نفس قطعا به بدى امر مى‏کند مگر کسى را که خدا رحم کند زیرا پروردگار من آمرزنده مهربان است

مهرزاد شایان در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ غزل ۸۲


الْکاظِمینَ الغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النّاسِ

و آنان که خشم خود را رو می برند و از خطای مردمان در می گذرند
آیه ۱۳۴ سوره آل عمران در صفت اهل ایمان

الَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ

همانان که در فراخى و تنگى انفاق مى‏کنند و خشم خود را فرو مى‏برند و از مردم در مى‏گذرند و خداوند نکوکاران را دوست دارد

مهرزاد شایان در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱


*** ماء مهین :
آب خوار و بی مقدار ، کنایه از نطفه

ماخوذ از آیه ۲۰ سوره مرسلات
أَلَمْ نَخْلُقکُّم مِّن مَّاء مَّهِینٍ
مگر شما را از آبى بى‏مقدار نیافریدیم ؟

مهرزاد شایان در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ غزل ۵۰۱


بر اساس نسخه محمد علی فروغی
همچنین در ادامه حکایت آمده است :

رنجوری را گفتند دلت چه خواهد گفت آنکه دلم چیزی نخواهد
معده چو کج* گشت و شکم درد خواست
سود ندارد همه اسباب راست

*پر


پاسخ: با تشکر، اضافه شد، ضمن آن که نسخهٔ چاپی در اختیار اینجانب «خاست» ثبت کرده که درست‌ار به نظر می‌رسد.

مهرزاد شایان در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۷


خواهشمند است بیت پنجم را به صورت زیر تصحیح فرمایید:
عمرم بشتاب رفت هنگام شباب
پیرانه سر این ره به درنگ آمده‌ام

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

منصور محمدزاده در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۷۷


به استناد نسخه تصحیح شده مرحوم محمد علی فروغی _ انتشارات ققنوس _ چاپ دهم پاییز ۷۴

این بیت در نسخه الکترونیکی سایت گنجور محذوف شده

نه چندان بخور کز دهانت بر آید
نه چندان که از ضعف ، جانت برآید

پاسخ: با تشکر، اضافه شد.

مهرزاد شایان در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۲۰ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۷


۳بیت از ابیات این حکایت حذف شده
به استناد نسخه ی تصحیح شده مرحوم محمدعلی فروغی
موسسه نشر علوم نوین _ انتشارات ققنوس
چاپ دهم _ پاییز ۷۴

یکی را از ملوک عرب حدیث مجنون لیلی و شورش حال او بگفتند که با کمال فضل و بلاغت سر در بیابان نهاده است و زمام عقل از دست داده به فرمودش تا حاضر آوردند و ملامت کردن گرفت که در شرف نفس انسان چه خلل دیدی که خوی بهایم گرفتی و ترک عشرت مردم گفتی؟ گفت
کاش آنانکه عیب من جستند
رویت اى دلستان ، بدیدندی
تا به جای ترنج در نظرت
بی خبر دستها بریدندی

***این بیت عربی قبل از ابیاتی که نوشته شده وجود دارد که در اینجا حذف شده
و رب صدیق لا منی فی ودادها
الم یرها یوما فیوضح لی عذری

همچنین :

تا حقیقت معنی بر صورت دعوی گواه آمدی فذلکن الذى لمتننى فیه ملک را در دل آمد جمال لیلی مطالعه کردن تا چه صورتست موجب چندین فتنه. بفرمودش طلب کردن. در احیاء عرب بگردیدند و به دست آوردند و پیش ملک در صحن سراچه بداشتند. ملک در هیأت او نظر کرد شخصی دید سیه فام باریک اندام در نظرش حقیر آمد به حکم آن که کمترین خدّام حرم او به جمال ازو در پیش بودند و به زینت بیش. مجنون به فراست دریافت گفت از دریچه چشم مجنون باید در جمال لیلی نظر کردن تا سرّ مشاهده او بر تو تجلی کند

*** این بیت در ابتدا آمده که نوشته نشده
ما مر من ذکر الحمی بسمعی
لو سمعت ورق الحمی صاحت معی

سپس این بیت نوشته شده :
یا مَعشَر الخُلاّن قولوا لِلمعا
فی لستَ تَدری ما بِقلبِ الموجَع

*** مجددا این بیت حذف شده است
تندرستان را نباشد درد ریش
جز به همدردی نگویم درد خویش


پاسخ: با تشکر، ابیات جاافتاده طبق فرموده اضافه شد.

مهرزاد شایان در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۹


اولئکَ لَهم رزقٌ معلومٌ
آنان روزى معین خواهند داشت
سوره صافات آیه ۴۱

مهرزاد شایان در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۲۰ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۹


: آیا پیامبر اسلام (ص) به فقر افتخار می کند؟!!!

‹‹ الفقر فخری ›› یعنی فقر، افتخار من است . این عبارت حدیثی است که گاه شنیده می شود ، برخی از خطباء و سخنرانان آن را، بر زبان جاری می کنند و واژه ‹‹ فقر›› را به معنی نداری و فقدان معیشت خوب، تنگدستی و بینوایی و عدم بضاعت مالی پنداشته اند. و به مردم القاء می کنند که پیامبر به نداری افتخار کرده است !. در مقابل این حدیث ‹‹ کاد الفقر ان یکون کفراً ›› یعنی ؛ فقر نزدیک است به کفر منجرّ شود. روایت شده است. چنانچه واژه ی فقر را در این دو حدیث به معنای ‹‹ نیاز مالی ›› بدانیم ، آیا به تناقضی آشکار بر نمی خوریم ؟!

راغب اصفهانی در ‹‹ المفـردات فی غریب القرآن ›› برای واژه ی ‹‹ فقر ›› چهار معنی و مراد مختلف برشمـرده است:

(۱) فقر به سوی پروردگار که در دعای زیر به آن اشاره شده است : اللهمّ أغننی بالافتقار إلیک و لاتفقرنی بالإستغناء عنک ›› یعنی ؛ خدایا مرا بی نیاز گردان با نیازمند گرداندن من به سوی خودت و نیازمند نگردان مرا با بی نیازی من از خودت. و در آیه ی شریفه ‹‹… ربّ إنّی بما أنزلت الیَّ من خیرٍ فقیرٌ ‹‹ ( قصص /۲۴ ) ترجمه ی آیه : ‹‹ … پروردگارا من به هر خیرى که سویم بفرستى سخت نیازمندم . ››و شاعر نیز نزدیک به همین مضمون سروده است :
ویعجبنی فقری الیک و لم یکن * لیعجبنی لولا محبّتــــک الفقر
شگفت انگیز است فقر ونیاز من به سوی ذات تو ، لکن ؛ فقر و نیاز من برای محبّت و دوستی با تو شگفت آور نیست.

(۲) فقرروحی که مصداق آن ‹‹ حرص ›› است . همانگونه که در روایت شریف نبوی ( ص) وارد شده است : ‹‹ کاد الفقر أن یکون کفراً ›› چه بسا که حرص و آزمندی ، انسان را به وادی کفر بکشاند. و در مقابل آن بی نیازی روحی قرار دارد که فرمود : ‹‹ الغنی غنی النفس ›› : زیباترین مصداق بی نیازی ، بزرگ منشی و غنای درون است. و منظور این است که ، آنکه قناعت پیشه نکند ، وجود اموالش در بی نیازی او سودی نخواهد داشت.

نتیجه : ‹‹ الفقر فخری ›› یعنی فقر به درگاه الهی افتخار من است . کسی که خود را به درگاه الهی نیازمند و فقیر احساس می کند فرقی ندارد اینکه به لحاظ مال فقیر باشد یا غنی. شاعر می گوید :

خاک نشینی است سلیمانـِــیـَــــم * عــار بُوَد افســر سلطانـِـیــَــــم
هست چهل سال که می پوشمش * کهنــه نشـد خلعت عریانـِـیـَـــم

و ‹‹ کاد الفقر ان یکون کفرا ›› یعنی حرص و ولع ممکن است آدمی را به ناخوشنودی از قضا و قدر الهی ( در همین سایت مبحث قضا و قدرخدا موجود است ) و به کفر منجرّ کند . به مانند مورد قبلی تفاوتی ندارد در این مورد شخص حریص به لحاظ مال فقیر یا غنیّ باشد.
و مولانا می گوید :
چیســــت دنیـــــا از خــــدا غافــــل بُدَن * نی قُمــــاش و نقــــره و میــــزان و زن

شیخ اجلّ سعدی در گلستان آورده :
آن شنیدستی که در اقصای غور / بار سالاری بیفتــــاد از ستــور
گفت چشم تنگ دنیا دوســـت را / یا قناعــت پر کند یا خاک گـــور

یک مثل ترکمنی می گوید : ‹‹ غریب نامه غریب ، عقله غریب ! ، اودین بیله سوه غریب ›› یعنی آدم فقیر کیست ؟ کسی است که به عقل و اندیشه فقیر باشد ! کسی که به لحاظ عقل و اندیشه کمبود داشته باشد از فراهم کردن کمترین مایحتاج زندگی از قبیل ؛ آب و هیزم که در گذشته از مواهب طبیعی بوده و از رود و جنگل به راحتی تهیّه می شده ، عاجز و ناتوان است.

گرچه عادت پیامبران الهی چنین بوده که از خود مال و اموال به ارث نمی گذاردند و میراث داران آنها فقط ‹‹ عُلما ›› بوده اند ‹‹ العلماء ورثة الانبیاء ›› . لکن پیامبر عظیم الشأن اسلام که ‹‹ رحمة للعالمین ›› و‹‹ خاتم النبیین ›› است و در حقّ وی آمده ‹‹ لولاک لولاک لما خلقت الافلاک ›› ، در حدیثی برای امّت اسلام فرمودند :

‹‹ اعمل لدنیاک کأنّک تعیش ابداً و اعمل لآخرتک کأنّک تموت غداً ›› .
ترجمه : کارکن برای آبادانی دنیا گویی تا ابد زنده می مانی و کار کن برای آبادانی آخرتت گویی همین فردا می میری

مهرزاد شایان در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۹


و اِن جاهَداکَ عَلی اَن تُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ به عِلمٌ فلا تَطِعْهما

واگر آنها کوشند که تو به من که خدای یگانه ام از روی جهل و نادانی شرک آوری در این جا هرگز از امر آنها اطاعت مکن

ماخوذ از سوره لقمان آیه ۱۵

وَإِن جَاهَدَاکَ عَلى أَن تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ

و اگر تو را وادارند تا در باره چیزى که تو را بدان دانشى نیست به من شرک ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنیا به خوبى با آنان معاشرت کن و راه کسى را پیروى کن که توبه‏کنان به سوى من بازمى‏گردد و [سرانجام] بازگشت‏شما به سوى من است و از [حقیقت] آنچه انجام مى‏دادید شما را با خبر خواهم کرد

همچنین سوره عنکبوت ایه ۸ با کمی تغییر

وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًا وَإِن جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ

و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند و[لى] اگر آنها با تو درکوشند تا چیزى را که بدان علم ندارى با من شریک گردانى از ایشان اطاعت مکن سرانجامتان به سوى من است و شما را از [حقیقت] آنچه انجام مى‏دادید باخبر خواهم کرد

مهرزاد شایان در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۴۳


متاسفانه حکایت بطور کامل نگاشته نشده
این بیت در انتهای حکایت وجود دارد که در اینجا محذوف است

هزار خویش که بیگانه از خدا باشد
فدای یک تن ِ بیگانه ، کاشنا باشد


پاسخ: با تشکر، اضافه شد.

مهرزاد شایان در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۲۸ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۴۳


غم در دل روشن نزند خیمخ اندوه ==>
غم در دل روشن نزند خیمه اندوه

گر چرخ دهدت قوت پرواز رهی را ==>
گر چرخ دهد قوت پرواز رهی را


پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

حامد امینی در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ فریاد بی‌اثر


الفقرُ فخری
فقر مایه ی فخر و مباهات من است
حدیث منسوب به پیامبر اکرم

اشاره به مقام فقر ذاتی در برابر غنای ذاتی خداوند است که اهل معرفت گویند و هم بیشتر اشاره به همان فقر ظاهری است که حقیقتا نداشتن امکانات دسترسی دارد نشان سلامت نفس و اخلاص دعوت او و مایه ی فخر و مباهات اوست

مهرزاد شایان در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۹


اَعدی عدوِّک نَفسُک الَّتی بینَ جَنبیکَ
(حدیث نبوی)
دشمن ترین دشمنان تو نفس توست که میان دو پهلوی تو قرار دارد ( یعنی همان خود تو ست)

مهرزاد شایان در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۹


اَحْسَن کما اَحسنَ اللهُ الیک
نیکی کن چنانکه خدای با تو نیکویی کرد

ماخوذ از آیه ۷۷ سوره قصص

وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا وَأَحْسِن کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ

و با آنچه خدایت داده سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنیا فراموش مکن و همچنانکه خدا به تو نیکى کرده نیکى کن و در زمین فساد مجوى که خدا فسادگران را دوست نمى‏دارد

مهرزاد شایان در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۲۸ دربارهٔ بخش ۲


[صفحهٔ اول] … [۳۴۵۲] [۳۴۵۳] [۳۴۵۴] [۳۴۵۵] [۳۴۵۶] … [صفحهٔ آخر]