گنجور

حاشیه‌ها

سپیده - ش در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶۱:

ممکن است بفرمایید چرا وزن مصرع "زهر عالم همه عسل شد" با بقیه مصرعها همخوانی ندارد؟ با تشکر

مریم در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:

ز / دَس / تَم / بَر / نِ / می / ءآ / یَد / کِ / یِک / دَم / بی / تُ / بِن / شی / نَم
بِ / جُز / رو / یَت / نِ / می / خا / هَم / کِ / رو / یِ* / هیـ / چ / کَس / بی / نَم
مَ فا عی لن مَ فا عی لُن مَ فا عی لُن مَ فا عی لُن

سیدعلی (رضا) ساقی در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:

پیوند به وبگاه بیرونی

 

روضه ی خُلد برین خلوت درویشان است

مایه ی مُحتشمی خدمتِ درویشان است

 

حافظ هرچه فریاد دارد برسرصوفی وزاهد وعابد ومدّعی وشیخ کشیده وهرگزبا آنان ازدرصلح وسازش درنیامده است،لیکن هرگاه به درویشان رسیده سراحترام وارادت فرودآورده وازآنان به نیکی یادکرده است. زیرا درویشان حقیقی دراغلبِ دوره های تاریخی، بی ادّعا وبی توقّع وبی نام و نشان، بی هیاهو وبی صدا، تمام همّ وغمّ خودرا صرف پالایش درون ازآلودگیها، منیّت ها، خودخواهی ها وپلیدی هاکرده وهرگزاز سادگی و صداقت مردم به نفع خوداستفاده ننموده وبه کسی آزاری نرسانده اند

حافظ دراین غزل زیبا ازابتدا تاانتها ازپاکیزگیِ باطن وظاهرمعنوی درویشان سخن گفته است. درویشانی که همواره درصف اوّل جنبشهای مردمی و مبارزاتِ آزادیخواهانه بوده ودرغالبِ دوره ها موردِ ظلم وستم قرارگرفته اند. کسی چه می داند شاید درآن روزگاران که درویشان پاک نهاد درشرایط نامناسب سیاسی، سرکوب می شدند، این غزلِ اثربخش، درتغییرنظر دولتمردان بسیار موثّر واقع شده واین قشرآزاریخواهِ روشن ضمیررا جایگاهی شایسته بخشیده است.

«درویش» دراینجاهمان انسان وارسته ازقید وبند دین ودنیاست که حافظ ازابتدادرآرزو ودرمسیر تبدیل شدن به این شخصیت بود ونهایتاً خود سرحلقه ی این جمع روحانی گردید . هم او که دراندرون خویش به رضایت؛ قناعت وصلح وآرامش رسیده وناپایداری مظاهر دلفریب دنیارا عمیقاً درک کرده است. درویش یعنی کسی که درضیافت زندگی‌‌‌؛ غفلت نمی کند‌‌؛ وهرلحظه ازاین جشن باشکوه را درعیش وعشرت وشادی می گذراند. اوبجای طمع بستن به بهشت افسانه ای؛ درهمینجا بهشتی ساخته وجزبه عیش وعشرت وعشق ورزی به پیرامون خویش، به چیزدیگری نمی اندیشد.

روضه: باغ، گلزار

خُلد: همیشگی، جاویدان، کنایه از بهشت

خُلدبرین: بهشت اَعلا

خلوت: گوشه ی عُزلت وتنهایی اختیارکردن به منظورخاصّی. درویشان باهدفِ تمرکز برپاکسازی روحی وجسمی، گهگاه به مدّت های معلومی با راهنمایی ِ راهنما ومرشد به خلوتگاه پناه برده وبه گفتن وِرد وذکرمشغول می شوند. اما این خلوت باخلوت کردن عادی ،متفاوت است این ازروی تنهایی نیست بلکه ازآگاهی نشأت می گیرد منفی نیست بسیارسازنده ومثبت است این تجربه به سبب نبود دیگری نیست تجربه ی حضورخالص خود فرداست. این حضورسُروروشادمانی وفضای رشدونموّمعنوی تولیدمی کند. دراینجاست که بودن محض،لذّت نفس کشیدن وطعم ناب زندگی احساس می شود.

مایه: سرمایه.

مایه ی مُحتشمی: آنچه که سببِ بزرگی و جاه و جلال شود.

👇معنی بیت: خلوتگاهِ درویشان آنقدرباصفا هست که گویی چشم اندازی ازبهشت برین است. غایت شگفتیهاست،چنان تجربه ای ازحضورخالص دست می دهد که تمام تعلّقات دینی ودنیوی و هرزنگاری ازدل وجان زدوده شده ومعصومیت والوهیت نمایان می گردد، خدمت کردن به درویشان مایه ی عزّت وحرمت است و سببِ بزرگ منشی وارجمندی می شود.

نظرکردن به درویشان منافیِّ بزرگی نیست

سلیمان باچنان حشمت نظرها بود بامورش


🌿━━━━━━━━━━🌿

 

گنج عُزلت که طلسمات عجایب دارد

فتح آن درنظررحمت درویشان است

 

گنج عُزلت: گوشه نشینی به گنجی تشبیه شده است. درویشان درگوشه ی خلوت به زندگی پشت نمی کنندبلکه بااشتیاق درجریان هستی مشارکت می کنند خلوتگاه انها تبدیل به یک معبدمی شود اما نه مانند مساجدوکلیسا ومعابدکه ساخت دست بشرهستند. معبد درویشان خالی ازریا وتزویراست درانجانیایش وعبادت نیزمتفاوت است اینگونه نیست که هرروز درساعات مشخصی دربرابر خدا ایستاده وباجملات ازپیش تعیین شده به اوبگویند: خدایاتوخیلی تواناهستی!.. توخیلی قدرتمندی! …. نیایش درویشان به تمامیّت نفس کشیدن ولذّت محض بودن رادرک کردن وخرسندشدن ازان هست انها ازخداچیزی جزبی نیازی نمی طلبند وبی وقفه درحال سپاسگزاری هستند.

طلسمات: جمع طلسم، دعاهایی که بر برای محفوظ ماندن چیزی یاگنجی نوشته وبه اصطلاح آن گنج راازدسترسی دیگران غیرقابل نفوذ می کنند. دراینجا استعاره ازهنرتبدیل تنهایی به تنهایی آگاهانه وحضورخالص هست کیمیای تبدیل گوشه ی انزوا به خلوت اگاهانه.

فتح: گشودن، گشایش.

رحمت: مهربانی، دلسوزی ،احسان ونیکوکاری

✍️معنی بیت: گوشی نشینی گنجیست که هرکسی نمی تواند ازعهده ی انجام آن برآید. گویی که این گوشه ی تنهایی طلسم شده باشد درنگاه اوّل بنظرترسناک وتوهّم زا می آید وهرکسی نمی تواند روزها درکنجی نشسته وآگاهانه نفس بکشد،اگاهانه غذابخورد،اب بنوشد وآگاهانه بخوابد! این طلسم شگفت انگیز وعجیب را فقط درویشان می توانندباروح لطیف ومهربان خویش بشکنند واین گوشه رافتح کنند.

رحمت ازصفات خداوند است که حافظ دراینجا نظردرویش را نظررحمت خوانده است. درویش نیز به پیروی از خدا، خودرا به این صفت آراسته است وازهمین رو دوست داشتنی ومحبوب قلبها می باشد.

سلطان وفکرلشکروسودای گنج وتاج

درویش واَمن خاطر وکُنج قلندری


🌿━━━━━━━━━━🌿

 

قصرفردوس که رضوانش به دربانی رفت

مَنظری از چمن ِ نُزهتِ درویشان است

 

قصر فردوس: کاخ بهشت

رضوان: نام ملائکه‌یی که دربان بهشت است همانگونه مالک نیزدربان جهنّم است.

مَنظر: نظرگاه،منظره وچشم‌انداز

نُزهت: خُرسندی، خوشی، تفرّج وشادی

معنی بیت: ازکاخ های بهشت که آن همه تعریف وتوصیف شنیده می شود وملائکه به نگاهبانی درآن گماشته شده اند، تنها چشم اندازی ازباغ تفریحی وخُرسندی درویشان است. درویشان درکنج خلوتگاهِ خویش، بسیارخُرسندوشادمان هستند وبهشتی خیال انگیزتر ازآن بهشتی که گویندرضوان نگاهبانش هست دارند. آن بهشتی که وعده می دهند تنهاگوشه ای ازآن خُرسندی ورضایت درونی درویشان است.

درنظرگاه حافظ بهشت وجهنمی وجودندارد. بهشت واقعی همانا انسانیت،بی آزاری،شادمانی وجهنّم حقیقی هماناجهل وخرافات،ریاکاری،دروغگویی وناراستیست.

دراین بازاراگرسودیست بادرویش ِ خُرسند است

خدایا مُنعمم گردان به درویشیّ وخُرسندی


🌿━━━━━━━━━━🌿

 

آن چه زَر می‌شود از پرتوِ آن قلب ِسیاه

 

کیمیاییست که درصحبت درویشان است

 

"قلبِ سیاه" ایهام دارد: ۱- جگرسیاه رنگ آدمی ۲- آهن تقلّبی وبی ارزش

کیمیا: اکسیر ومادّه ای که درقدیم به دنبال کشف وبه دست آوردن آن بودند تا به توانند فلزّاتِ بی ارزش رابه طلا تبدیل کنند.

معنی بیت: هم صحبت شدن بادرویشان دل وجان آدمی راصفا می بخشد، درپرتو هم نشینی بادرویشان ِ پاک باطن ِ خوش صحبت، قلبِ سیاه آدمی باطراوت ولطیف ترمی شود آن چنانکه به وسیله ی کیمیا، آهن پاره ی بی ارزش را به طلا تبدیل کنند.

غلام همّت آن رندِ عافیت سوزم

که درگدا صفتی کیمیاگری داند


🌿━━━━━━━━━━🌿

 

آن که پیشش بنهد تاج تکبّر خورشید

 

کبریاییست که در حشمت ِدرویشان است

 

پیش اَش بنهد: در پیشش برزمین نهد.

تکبّر: غرور و خودخواهی.

کبریا: بزرگی و عظمت و شوکت.

حشمت: شکوه و جلال.

معنی بیت:

خورشیدی که باتکبّر وغرور درپهنه ی آسمان می تابد تنها دریک جا ناگزیزمی شود که تاج تکبّراز سربرداشته وسرتسلیم خم کند آن هم هنگامیست که به بزرگی وعظمتِ درویشان برمی خورد، در مقابل شکوه وجلال ِآنها فروتنی می کند وبه احترامشان کلاه غرورازسربرمی دارد!

دولتِ فقرخدایا به من ارزانی دار

کاین کرامت سببِ حشمت وتمکین منست


🌿━━━━━━━━━━🌿

 

دولتی را که نباشد غم ازآسیب زوال

 

بی تکلّف بشنو دولت درویشان است

 

دولت: امکانات، ثروت و مِکنت، اقبال و طالع. دراینجا منظور ازدولت درویشان، همان پنداروگفتارو وکردارنیک است همان خدای گونگیست که دربینش درویشانه جریان دارد. درویش رامی توان کُشت اما نمی توان دولت بی نیازی وصداقت اورا ازاوگرفت.

بی‌تکلّف: بی‌تعارف ودرکمال سادگی وصداقت.

معنی بیت: همه ی دولتها وامکانات زوال پذیر وناپایدارند. تنها دولتی که زوال ندارد همین دولت درویشیست(دولت درک وفهم ناپایداری جهان وهرچه دراوست دولت خوشدلی وخوشباشی وبی توجه بودن به ثروت ناپایدار دنیوی؛ دولت درآرامش درونی بودن) . این حقیقتی انکار ناپذیراست ومن بی هیچ تعصّبی باصداقت تمام این نکته را می گویم دولت درویشان جاویدان ولایزال است.

آرامش وآسایش در گوشه ی مسجد وکنشت وکلیساکه ساخته ی دست بشرهستند معمولا برای همگان میسراست اما این آرامش بسیارزودگذر وناپایداروکاذب است وباخروج ازاین مکانها به سرعت ازبین می رود. آرامش حقیقی آرامشیست که آدمی درگرداب حوادث وپریشانحالی درمعبدِ درون خویش احساس کند ومقتدروشادمان باقی بماند.

درویشان راستین اینچنین هستند آنها گرچه دردنیا زندگی می کنند اما از انجاکه اجازه نداده اند دنیا دروجود آنها رخنه کند درهنگامه ی رخ دادن وقایع تلخ وناگوار کاملا درآرامش وآسایش درونی هستند.

من این مقام به دنیا وآخرت ندهم

اگرچه درپی ام افتند انجمنی!


🌿━━━━━━━━━━🌿

 

خسروان قبله ی حاجات جهانند ولی

سببش بندگیِ حضرتِ درویشان است

 

خسروان : پادشاهان، دراینجا فرهیخته وفرزانگان، کسانی که به سطحی ازآگاهی ودانایی رسیده اند که روشنایی بخش هستند ومی توانند جویندگان حقیقت راراهنمایی وهدایت کنند.

قبله ی حاجات: دراینجا استعاره ازپیشوا ورهبرمعنوی که برآورنده ی خواسته‌های نیازمندان باشد.

✍️معنی بیت: اگرپیشواهاورهبران معنوی به جایگاهی روحانی می رسند ودستانی شفابخش و برآورنده ی حاجاتِ مردم پیدامی کنند دراثراین است که آنها درمحضرمعنوی درویشان بندگی کرده وبه شهود ومعرفت قلبی رسیده اند. سرانجام خدمتگزاری درمحضر درویشان، چنین کراماتی را به ارمغان می آورد.

دانی که چیست دولت دیداریاردیدن

درکوی اوگدایی برخسروی گزیدن

 

🌿━━━━━━━━━━🌿

روی مقصود که شاهان به دعا می‌طلبند

مظهرش آینه ی طَلعتِ درویشان است

 

"روی مقصود" برای هرکسی می تواندمتفاوت باشد. دراینجا به رشدونموّمعنوی رسیدن وخدارا درلحظه لحظه های زندگی حس کردن وبرقراری ارتباط معنوی باخدا.

شاهان : همان خسروان (به شرح بیت قبلی)

که به آگاهی ومعرفت قلبی رسیده و چیزی را به دعا می طلبند! اماآنکه به معرفت قلبی رسیده چه چیزی می طلبند که شاعرمی فرماید: آنچه که شاهان به دعامی طلبند درآئینه ی صورتِ درویشان مشهوداست؟

پاسخ این سئوال باید این بوده باشد که چون شاهان یاهمان خسروان، تقریباً به همه ی آرزوهایشان رسیده اند و بدان سبب که معمولاً خودرا یک پلّه پائین تر ونزدیک به خداوند تصوّرمی کنند، ممکن است تنها آرزویی که درسر داشته باشند،مشاهده وملاقات خداوندبوده باشد.

مظهر: جلوگاه

طلعت: چهره

مظهرش آینه ی طلعت در ویشانست: ازآنجا که درویشان، به جای اعتقادداشتن بخدا، راستی ودرستی و خدایگونگی (عشقورزی،بی آزاری، صادقانه وشادمانه زیستن،پرهیزازکینه ورزی وقضاوت دیگران)راپیشه ی خود کرده اند از همین رو خدا در درون آنها حضوریافته وهمه جابا آنهاست. ازصفای جمال درویشان به راحتی می توان به حضورخدا دردرون آنهاپی برد فروغ رخسارخداوند درسیمای بهشتی درویشان بازتاب پیداکرده وآنهارامحبوب ودوست داشتنی کرده است.

✍️معنی بیت: پادشاهان وخسرواو که آرزومندِ ملاقات خداوند هستند ودردعاهای خود آن راطلب می کنند، به روی درویشان بنگرند تا فروغ ِ چهره ی خداوندراکه درجمالِ منوّر آنها تجلّی یافته مشاهده کنند.

جلوه گاهِ رخ او دیده ی من تنها نیست

مه وخورشید همین آینه می گردانند


🌿━━━━━━━━━━🌿

از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی

از ازل تا به ابد فرصت درویشان است

 

کران: جانب، مرز،کناره،سو

از ازل تا به ابد: از آغاز تا پایان، از پیش از آغاز آفرینش تا پایان بی‌پایان.

معنی بیت: ازاین سوی تاآنسو همه جا لشکریان ظلم گسترده شده وبه چپاول وستمگری مشغولند! امّا هرگزآنهاپیروزمیدان نیستند چراکه ستمگری پیروزی ندارد وازهمان آغاز باطل وشکست خورده هستند. آنانکه ازاَزل تا ابدپیروزمیدان هستند وهرگز شکست نمی خورند درویشانند که پاکی وراستی پیشه کرده ودرهردوره ای محبوبِ قلبهای عام وخاص هستند. دولت درویشی تنها دولتیست که زوال ناپذیرهست.

وفا وعهد نکوباشد اَربیاموزی

وگرنه هرکه توبینی ستمگری داند


🌿━━━━━━━━━━🌿

 

ای توانگر مفروش این همه نخوت که تو را

 

سر و زَر در کنَفِ همّتِ درویشان است

 

نخوت: تکبّر و غرور و تظاهر به بزرگی.

کنَف: پناه، حمایت.

همّت: اراده وعزم

معنی بیت: ای که به مال ومنال خویش مغروری وتظاهربه بزرگی می کنی، به خودآی که جان ومال تو مدیون همّت والای درویشان است . اگرآنها مناعتِ طبع پیشه نمی کردند ونسبت به مظاهر فریبنده وناپایداردنیا بی اعتنایی نمی کردند تونمی توانستی صاحب این همه ثروت وقدرت شوی. هرچه که آنها نخواستند وردکردند به تورسید پس تونیز سعی کن دل آنها رابدست آوری وباآنها نامهربانی نکنی.

توانگرا دل ِدرویش خود بدست آور

که مخزن زر وگنج درم نخواهدماند


🌿━━━━━━━━━━🌿

 

گنج قارون که فرو می‌شود از قهر هنوز

 

خوانده باشی که هم ازغیرت درویشانست

 

درروایات چنین آمده که قارون پسرعموی حضرت موسی، ثروتِ بی حد وحسابی داشته و موسی راآزار واذیتِ فراوان نمود. تااینکه درنهایت بادرخواست ودعای موسی به امرخداوند به همراه ثروت خود به زمین فرورفت!

داستانهای زیادی ازاین دونقل شده است. ازآن جمله هست : گویندسرانجام غرور قارون باعث شد که تصمیم خطرناکی بگیرد تصمیمش این بود که به یک زن فاحشه که خوش‌سیما و خوش‌قامت و فریبا بود، گفت: صد‌هزار درهم به تو می‌دهم که فردا هنگامی که موسی برای بنی‌اسرائیل سخنرانی می‌کند، در ملأ‌عام بگویی موسی با من زنا کرده است!

آن زن، این پیشنهاد ناجوانمردانه را پذیرفت. فردای آن روز، بنی‌اسرائیل اجتماع کرده بودند. موسی تورات را به دست گرفته و از روی آن، مردم را موعظه می‌کرد.

قارون با زرق و برق همراه اطرافیان خود در آن اجتماع شرکت کرده بود. ناگهان آن زن برخاست، ولی وقتی سیمای ملکوتی موسی علیه السلام را دید، از تصمیم قبلی خود منصرف شد و با صدای بلند گفت:

ای موسی! بدان که قارون صد‌هزار درهم به من داد تا در ملأ‌عام به بنی‌اسرائیل بگویم تو مرا به سوی خود خوانده‌ای تا با من زنا کنی. تو هرگز مرا به سوی خویش دعوت نکرده‌ای، خداوند ساحت مقدس تو را از چنین آلودگی‌هایی منزه کرده است.

در این هنگام دل پر‌درد و رنج موسی شکست و درباره قارون چنین نفرین کرد: ای زمین! قارون را بگیر و در کام خود فرو بر.

زمین به امر الهی دهان باز کرد و قارون و اموالش را به اعماق خود فرو برد!!

غیرت: قهر، خشم.

حافظ بادستآویزقراردادن این افسانه های دینی، که مردم ساده دل باورمی کنند مضمونی درصفای باطن وتاثیردعای درویشان خَلق نموده است.

✍️معنی بیت: شنیده ای که گنج قارون به امر خداوند درزمین فرو رفت وهنوز که هنوزاست درحال فرورفتن است! این واقعه دراثر دعا ودرخواستِ درویشی همچون حضرت موسی به انجام رسید. آری این گوشه‌ایی از تاثیرتیرآه وخشم وغیرت درویشان است.

تیرآه مازگردون بگذرد حافظ خموش

رحم کن برجان خود پرهیزکن ازتیرما


🌿━━━━━━━━━━🌿

حافظ اَر آب حیات اَزلی می‌خواهی

منبعش خاک در خلوت درویشان است

 

آب حیات: آب زندگانی که گویند درظلمات بود وخضرموفق به نوشیدن آن شد. حافظ معتقد است که سرچشمه ی این شهدجاودانی درتاریکخانه ی خلوتگاهِ درویشانست.

معنی بیت: ای حافظ اگرطالبِ آب حیات هستی تاهمانندخضربه عمرجاویددست یابی، سرچشمه ی آن درخلوتگاهِ درویشانست. درجایی دیگر می فرماید این شهدجاودانی رابایددرمیکده بجویی.

آبی که خضرحیات ازاویافت

درمیکده جو که جام دارد


🌿━━━━━━━━━━🌿

من غلام نظر آصف عهدم کو را

صورتِ خواجگی و سیرتِ درویشان است

 

آصف عهد: وزیر وقت (تورانشاه وزیرشاه شجاع) که باحضرت حافظ نیز روابط صمیمانه ای داشت وخودنیزاهل معرفت ودرک ودانش بود.

صورت خواجگی: علایم ونشانه بزرگواری ،ظاهر باشکوه وجلال

سیرت درویشان: خُلق وخو ورفتار درویشانه

معنی بیت: من ارادتمندِ وزیروقت تورانشاهم که او ازلحاظ ظاهر وصورت همانندِ بزرگان ودولتمردان وازلحاظ خُلق وخو وخصلت ورفتار، شبیه درویشان است.

ساقیا می ده که رندیهای حافظ فهم کرد

آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش

 

🌹🙏

🌿━━━━━━━━━━🌿

۷ در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۹:

بنده اگر به سر رود در طلبت کجا رسد
چاکر اگر چه مشتاق رسیدن به تو است چگونه رسد؟
گر نرسد عنایتی در حق بنده آن سری
اگر بنده نوازی آن سری(سرورم)در میان نباشد.
از این سر از من به سر دویدن (باشد که) از آن سر از تو به یک اشاره

امید مقدسی در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۵:

درود بر عزیزان
البته جناب استاد شجریان چنبر خواندند و ایرادی به حضرت عالی وارد نیست
و در مورد تبدیل امشب به به امروز،گاهی اوقات در موسیقی برای اینکه ملودی و شعر هارمونی پیدا کنند به شرط تغییر نکردن معنا میتوانیم تصرف انجام دهیم
و اینکه دوستان و بزرگواران خیلی سخت گیر نباشند.

همیرضا در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۹:

طبق شرح کتاب «بدین شیرین سخن گفتن گزیدهٔ غزلیات سعدی به انتخاب و توضیح دکتر یوسفی و دکتر یاحقی» مِلک یمین در بیت آخر معنی زرخرید و بنده می‌دهد. ضمناً «آن سری» در انتهای بیت 7 به معنی غیبی و آسمانی است.

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۱:

سلام
در پاسخ لادبن:
گمان از تشنگی بردم که دریا تا کمر باشد/ چو پایابم برفت اکنون بدانستم که دریایی
یعنی از شدت تشنگی عمق دریا را نمی دیدم و گمان می کردم که عمق دریا تا کمرم برسد ولی حالا که وارد آن شده ام و تازه در جای کم عمقش هم هستم متوجه شدم که این آب کم عمقی که می دیدم در واقع دریاست
مثال برای روشن تر شدن از حافظ:
چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که این دریا چه موج بیکران دارد
درود

دوستدار شعر و موسیقی در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:

در جواب یکی از نظرات که استاد را عامی خوانده اند باید بگویم که این خواننده عامی همان است که سایه درباره اش می گوید اگر حافظ بود شجریان را غرق بوسه می کرد و کدکنی می گوید که خوانش شجریان همان است که مد نظر سعدی بوده.
نه اینکه ایشان را بت بدانیم ولی در هر موردی که ایشان خوانده اند حتما شایسته توجه و دقت است که استاد شجریان خاص است و الحق که خواص هم ایشان را آنطور که شایسته است در می یابند.
مورد دیگر اینکه چطور است که ما همیشه خود را محق و نظر خود را به طور کامل صحیح می دانیم حال آنکه در بسیاری از موارد ممکن است در اشتباه باشیم.

پرهام در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

با درود و احترام به همه ی 142 عزیزی که نظر دادند، درباره ی کسانی که این غزل افسانه ای را خوانده اند، عمیقا بر این باورم که زنده یاد مشکاتیان در آلبوم «وطن من» با صدای سوزناک ایرج بسطامی اجرایی به مراتب زیباتر و باستانی تر از دیگر اساتید داشته اند.
زنده یادبسطامی در آهنگی که زنده یاد مشکاتیان در دستگاه «سه گاه» ساخته بودند این غزل را اجرا کرده اند.
فضای عارفانه ی موهومِ دوران کهن را به خوبی منتقل می کند و سوز صدای زنده یاد بسطامی عُمق عاشقانه اش را تا اندرونِ جانتان می نشاند.
باشد که در شما نیز لذیذ افتد.

علی در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۳۳ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۳:

بیت یکی مانده به آخر،مصرع دوم :
به گمانم "درین بیداد ظلمانی " صحیح باشد

کاوه در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » از ازل نوشته [۳۴-۲۶] » رباعی ۳۱:

کنشت را با کسره بر کاف هم میتوان تلفظ کرد که البته با توجه به “بهشت” و “نوشت” تلفظ درست کِنِشت است نه کُنشت.

منصور قربانی در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان:

ضمن احترام بتمام نظرات عزیزان،یادآوری میکنم که آقای دکتر سروش اخیرا از داستان طوطی وبقال و امر قیاس برداشت جدید وجالبی نموده اند که بفرمایش خود ایشان شاید مولانا هم چنین منظوری نداشته است وآن اینکه علت یک پدیده میتواند عوامل مختلف باشد.
چون مطلب خیلی طولانیست دوستان را ارجاع میدهم به سخنرانی دکتر سروش درشرح مثنوی جلسه 22

محمد امین در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:

سلام علیکم
از رفقاء کسی به جای (ناخوانده ″نقش″ مقصود) به جای نقش ″درس″ رو ندیدن توی نسخه ای؟؟!

هروی در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۱۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶:

نهایت وارستگی عارفانه. درود خدا بر روح بزرگت ای خیام حکیم.

کمال داودوند در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۵ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰:

4987

عارفه در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

سلام. در نسخه تصحیحی استاد مرحوم محمد علی فروغی بیت ششم مصراع اول این طور آورده شده:
انصاف را تو خود ز سر صدق داده به

nabavar در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۲۰ - ای گربه:

ولی زاده جان
ترکیب بند است

هومن در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶۵:

در بیت چهارم : چون که درست است نه چونک لطفا تصحیح کنید.

گمنام در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:

هردو جنابان نادرست نوشته و خوانده اند( یاد او گرامی و زندگی آن دیگری دراز)
داستان حباب بر سر خم است که چون جوشیدن وانهاد شراب میشود.

نِیِستان در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:

درود بی‌ پایان بر جناب "فرید حامد"
با این خوانش درست و زیبا و دلنشین ❤
شاد و پیروز باشید ✌

۱
…
۳۳۸۳
۳۳۸۴
۳۳۸۵
۳۳۸۶
۳۳۸۷
…
۵۸۵۴