گنجور

حاشیه‌ها

رضا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرواد از یادت
ازفحوای کلام وشادمانی حافظ چنین بنظرمی رسد که این غزل به مناسبت روی کارآمدن ِمجددِّ شاه شجاع یا یکی ازدوستان صمیمی وبه عبارتی هم پیاله ی وی ، پس ازفروپاشی ِاستبداد وخفگان بوده باشد.
ظاهراً شاه شجاع نسبت به دیگران مردم دارتربوده وبه شرابخواران ومیگساران نیزسخت نمی گرفته است.ضمن آنکه ازطبع شعری نیز بی بهره نبوده و باحافظ عزیز رابطه ی دوستی ِ ریشه دار، صمیمانه وای بسا عاطفی داشت.
احتمالاً "ساقیا" نیزکنایه ازهمین فرد مورد نظراست.
مبارک بادت: مبارکت باشد.
مواعید: وعده ها و موعودها وعده داده شده ها و چیزهای وعده داده شده
مَرَواد: نرود
ای ساقی، عید آمده برای تومبارک ومیمون باشد، امیدوارم چیزهایی که وعده داده بودی ازیادت نرفته باشد.
شاید منظورازعید هم توفیقِ بزرگِ روی کارآمدن ِ مخاطب است. چنین برمی آید که مخاطب قبل ازبه تخت رسیدن وعده وعیدهایی داده بوده که حافظ آنها رادراینجابه یادش می آورد.
در شگفتم که در این مدّتِ ایّام ِفراق
بَرگرفتی زحریفان دل ودل می‌دادت
برگرفتی زحریفان دل :ازهم پیاله ها دل برکندی
دل می دادت: دلت راضی می شد
معنی بیت: درحیرتم که دراین روزهای هجران و دوری، چگونه ازدوستان وهم پیاله ها دل برکندی وبه فراموشی سپردی، درتعجّبم که چطور دلت راضی به این کارمی شد تا جدا ازهم پیاله ها بوده باشی؟!
برسان بندگی دختر رَز گو به درآی
که دَم و همّتِ ما کرد ز بند آزادت
برسان بندگی: ارادات واشتیاق ماراابلاغ کن بگو که ماخدمتگزاریم.
رَز: انگور
دختررَز: کنایه از شراب یا باده که ازانگورمی گیرند.
به دَرآی: ازپشتِ پرده بیرون بیا
دم وهمّت: اراده وخواستِ ما، پشتکار وعزم ِما
معنی بیت: ای ساقی که به باده دسترسی داری ارادت واشتیاق مارا به دختررَز(باده یاشراب) ابلاغ کن وبگو که دیگر دوره ی سیاهِ اختناق با اراده وتلاش ما سپری شد،ازپشتِ پرده بیرون بیا.
حافظ دراین دوره ی جدید که ظاهراً وفق مرادبوده سرازپا نمی شناسد وبه باده پیام می فرستدکه دیگرنیازنیست ازنظرها پنهان باشی بیرون بیا که میگساران انتظارت رامی کشند. بنظرمی رسد دردوره ی سیاه اختناق،میکده هابسته بوده ومردم باده وشراب را پنهانی می خورده اند.
دراینجا شاعربه باده شخصیّتِ انسانی بخشیده وبا اوسخن می گوید. درجای دیگر درموردِ حضور دختر رز اینچنین می فرماید)
آمدازپرده به مجلس عرقش پاک کنید
تانگویند حریفان که چرا دوری کرد
شادیِ مجلسیان در قدم و مَقدَم توست
جایِ غم باد مَرآن دل که نخواهد شادت
مَقدَم: قَدَمگاه، جای پا
این بیت خطاب به ساقی ویا(مخاطب غزل شاه شجاع) بوده باشد هم به دختر رز(شراب) که دربیتِ قبلی شخصیّتِ انسانی داشت. هردوبرداشت صحیح است.
معنی بیت: ای ساقی، یا ای ساقی به دختر رَز بعدازابلاغ درود ومحبّتِ ما ازطرف ما بگو:
شادی جمع دوستان(میگساران) ازوجود وحضور توست. هرگاه که تو درجمع ماحضور داری همه را مست ومسرورمی کنی، امیدوارم هردل که تورانمی خواهد وتورابد می پندارد دلش به درد وغم مبتلاگردد.
شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت
بوستانِ سَمن و سرو و گل و شمشادت
تاراج:به یغمارفتن، غارت شدن.
تاراج خزان: غارتگری خزان، کنایه از دوران اختناق وخفگان است که به خزان تشبیه شده است.
رخنه نیافت: دراینجا یعنی خسارت ندید وزرد وخشک نشد ،ویران نشد.
بوستان سمن وسرو....: کنایه ازخانواده ودوستان ویاران است.
بادرنظرگرفتن اینکه مخاطب غزل، شاه شجاع است، شاعر ازاینکه او ویارانش به سلامتی، دوره ی استبداد راپشت سرگذاشته و آسیبی ندیده اند به درگاهِ خداوند شکرگزاری می کند .
معنی بیت: خداراشکرکه بوستان سمن و...(وجود تو و خانواده ودوستانت) ازغارتگری خزان دراَمان بوده وهیچیک صدمه ای ندیدید.
چشم بد دورکزآن تفرقه‌ات بازآورد
طالع ِ نامور و دولتِ مادرزادت
چشم بد دور: سلامت باشی،بلا به دورباشد
تفرقه: جدایی وپراکندگی، ازیکدیگرفاصله داشتن
طالع: بخت واقبال،
نامور: نام آور ومشهور
دولت: امکانات، ثروت و مکنت، نیک بختی.
دولت مادرزاد: قدرت و اقبال خوش ذاتی
معنی بیت: ازبلایا وچشم زخم زمانه دراَمان باشی که ازآن طوفان جدایی آسیبی ندیدی ودوباره به میان یاران بازگشتی! توذاتاً خوش اقبال هستی وهنگام تولدّ،دولت وخوش شانسی راباخودآورده ای.
حافظ ازدست مَده دولتِ این کشتی ِنوح
وَر نه طوفان ِ حوادث ببرد بنیادت
دراین بیت آخرین: کشتی نوح هم می تواند استعاره ازشاه شجاع ، سافی وهم پیاله ی شراب بوده باشد.
معنی بیت: حافظ مبادا این کشتی نوح(شاه شجاع یاجام مِی) را ازدست بدهی، درغیراینصورت طوفان حوادثِ روزگار تورا ازپای درخواهد آورد.
کشتی ِ باده بیاورکه مرابی رخ دوست
گشته هرگوشه ی چشم ازغم دل دریایی

لیلی در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸۱:

امت مرحوم اینجا معناش چیه؟

Reza Abdolahi در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۵۱ - دو بار دست و پای امیر را بوسیدن و لابه کردن شفیعان و همسایگان زاهد:

چون چنینی خویش را ارزان فروش را بشکل سؤالی بخوانید.
چون ؟؟چنینی ،خویش را ارزان فروش ؟

بهنام در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۶ - دیدن خواجه طوطیان هندوستان را در دشت و پیغام رسانیدن از آن طوطی:

"عالمی را یک سخن ویران کند..."....نقش تبلیغات در امور از دیر باز بر فرهیختگان این مرز و بوم روشن بوده، سعدی رحمت الله علیه نیز در ان شعر خود که شاعر شیطان را بخواب دیده،برهمین موضوع تاثیر شگرف تبلیغات بر امور زندگی صحه میگذارد:فرا رفت و گفت ای عجب!این توئی---فرشته نباشد بدین نیکوئی

پ ط در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۳۴:

ضمن تشکر از سایت گنجور و درود بر همه عاشقان شعر و ادب؛معنی کلمه گهواره تراش چیست؟در هیچ منبعی موجود نبود

حسین در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱۹:

این شعر را محمد عمر خواننده ی مشهور افغان خوانده است . پیشنهاد میکنم گوش کنید زیباست. بنده ایرانی هستم اما از این اهنگ لذت بردم . حس زیبایی داشت. امیدوارم شما هم لذت ببرید . توی گوگل سرچ کنید آهنگهای محمد عمر میتونید پیدا کنید اهنگاشو

آیینه در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۵۳ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۷:

در بیت آخر جای مصرع ها جا به جاست

بهار در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸۳:

این غزل رو استاد شهرام ناظری به زیبایی اجرا کردن.از دست ندهید

نادر.. در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۸۵:

در آفرینش عالم چو حکمت اظهارست،
تو نیز ظاهر می‌کن اگر بیان داری..

کمال داودوند در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۷۲۳:

4415

نادر.. در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴۵:

یکی دم دست را از روی برگیر..

نادر.. در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹۷:

عاقله ی شب تویی، بازرهانش ز ظلم..

آرش در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۱۲ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » جواب هدهد » حکایت شیخ سمعان:

از دوستان درخواست راهنمایی دارم.
من چندین سال پیش خلاصه‌ای از این داستان (یا داستانی بسیار شبیه به این، که شاید از این الهام گرفته شده باشد) را خواندم. متاسفانه نام داستان یا سراینده‌ی آن در خاطرم نمانده، اما قسمتی که کمابیش به یاد دارم مربوط به بیت یا ابیاتی است که در آن شیخ پس از انجام خواسته‌های معشوق باز هم از طرف وی رانده می‌شود و در این هنگام و در اوج خواری و حقارت یاد جلال و شکوه گذشته‌ی خود و مریدان بسیارش می‌کند و افسوس می‌خورد. واژه‌های که (با شک و تردید) از این بیت به یاد دارم "گوشه"، "محراب" (یا شاید "کعبه") و احتمالا "می" هست. با جست و جو در گوگل این داستان را یافتم اما آن بیت را نه، و از آنجایی که منابع مورد استفاده منابع معتبری هستند بعید می‌دانم که بیت یا ابیات مذکور مربوط به این شعر عطار باشند. در صورتی که بزرگواران ابیاتی با این مفهوم در داستانی دیگر (و یا نسخه‌های دیگر همین داستان) دیده‌اند ممنون می‌شوم که من را نیز در جریان بگذارند.

حضرت دوست در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:

سلام، خواستم برای دوستانی که در تفاسیر دچار ابهام و سردرگمی میشن بیان کنم که در هر کدام بنوعی از زاویه ای دیده اید که در قیاس گاهی متضاد نشان میدهد، دوستان برای درک این موضوع باید بدانید که حافظ معتقد به وحدت وجود هست برای درک کامل این موضوع میتوانید کتابی به همین نام از عزیزالدین نصفی را مطالعه بفرمایید سایر کتب با این نام توصیه نمیشود بدلیل انحرافات ایجاد شده، به هر حال اگر این موضوع را درک کنید انوقت موضع حافظ در اینجا و جاهای دیگر درک خواهید کرد، با سپاس

رسول در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۳۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۷۶:

این دوبیتی به همراه دوبیتی373 در البوم سودایی علیرضا قربانی،اهنگی بنام "افرینش" ، به زیبایی خوانده شده.

شیخ حسن در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶:

با کمال تشکر از حضرات عالی قدر و والامقام
افاضات و فرمایشات جنابان عالی، تاثیرات عمیقی بر روی فهم ابیات ثقیل و مشکل فهم شاعران غامض الکلام دارد.
احسنت، احسنت،

تماشاگه راز در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸:

شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالیان:
در بیت هشتم شاعر، روزگار غدار مکار را در کلمه (زال) خلاصه می‌کند و در قالب اندرز به شاه محمود می‌گوید از فرصتی که روزگار به تو داده است و موقتاً تو را بر شیراز مسلط نموده مغرور مشو و از حیله و دستان (زال) حذر کن. در اینجا شاعر یک داستان شاهنامه را در یک بیت می‌گنجاند به این معنا که در جنگ رستم و اسفندیار ابتدا اسفندیار بر رستم چیره شد و روزگار و سپهر به او مهلتی داد اما این مهلت دیر نپایید زیرا رستم از زال کمک خواست و او با کمک سیمرغ تیری از چوب گز ساخته و به رستم تعلیم می‌دهد که آن را به چشم اسفندیار بزند و همین مهلت سپهربه ضرر اسفندیار تمام شده از اثر حیله زال پیر از پای درمی‌آید. حافظ می‌خواهد به شاه‌محمود بفهماند که آخر و عاقبتکارتو هم دست کمی از اسفندیار ندارد و از قضا این پیش‌بینی درست از آب درآمده و شاه شجاع مجدداً به شیراز و سلطنت دست می‌یابد.
تشبیه جهان پیر و مکار به زال را خاقانی چنین آورده است:
از خون دل طفلان سرخاب رخ‌آمیزد
این زال سپید ابرو وین مام سیه پستان
***

فرهاد در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱:

از دوستان خواهش میکنم توضیحاتی در باره بیت چهارم - ای مرا در ته هر موی به زلفت بندی چه کنی بند زبندم همه یکبار جدا-بدهند. از قبل تشکر میکنم.

خلیل در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۹۱:

این رباعی از خواجه عبدالله انصاری است .

منصور بنانی در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۵ - قصهٔ سلطان محمود و غلام هندو:

بهترین دعا
هم طلب از تست و هم آن نیکوی
ما که ایم؟ اول تویی، آخر تویی
هم طلب و هم نیکی از تو به ظهور می رسد. ما کیستیم؟ در واقع من کاذب موجودیت و واقعیتی ندارد و بدون تو هیچ فعالیت ذهنی صورت نمی گیرد و اول و آخر تویی. وقتی تو در هر لحظه و در هر جا حضور داری، طلب چیز دیگر و توقع آرامش و شادی از صور در حال گذر، خردمندانه نیست.
هم بگو تو هم تو بشنو هم تو باش
ما همه لاشیم با چندین تراش
ای خدا، ای آگاهی لایتنهاهی، ای عشق و شادی مطلق، مرا از عشق خودت پر کن! برخی می گویند با من قدم بزن! ولی من می گویم فقط تو قدم بزن! وقتی هر چه هست، جلوه ای از هست مطلق است و من کاذب موجودیتی ندارد، انتساب همه فعالیت هایم به این من کاذب، خطای نا بخشودنی است! فقط تو این ذهن و فکر و احساس و هیجان و بدن را پر کن! فقط تو به جای من بگو! فقط تو بشنو! فقط تو عبادت کن! فقط تو به جای من بخور و بخواب و بخند و گریه کن، زندگی کن و بمیر و در یک کلام؛ فقط تو باش! ما علیرغم صورت ها و اشکال و تراش های مختلف، علیرغم افکار، خیالات و هیجان های جورا جور، در حقیقت لاشی و هیچیم! و تنها کف یا موجی از این اقیانوس بیکرانیم. این ادراک والا را در ما محقق کن! هنوز شبح خود را جدی گرفته ایم!
زین حواله رغبت افزا در سجود
کاهلی جبر، مفرست و خمود
خدایا من از تو می خواهم که منیت کاذبی باقی نگذاری و همه امور، به تو حواله و تفویض شود. مغز و ذهن و قلبم را پر کنی! همه گفتار و پندار و کردار مرا در هر لحظه و هر مکان به عهده بگیری! در عوض این تفویض همه امور به خودت، از تو می خواهم که میل و رغبت مرا به سجده و مراقبه و دعا، افزایش دهی! مرا از تنبلی و کاهلی و خمودگی و خواب غفلت نسبت به عبادتت، دور کنی. خدایا از تو می خواهم که همواره سرباز آماده ات باشم و از سرم برای تو بگذرم! و تنها وظیفه ام را که طاعت و عبادت توست فرونگذارم!
منبع مورد استفاده:
مثنوی مولوی دفتر ششم، کریم زمانی، ابیاتی از قصه سلطان محمود و غلام هندو.

۱
۳۳۳۹
۳۳۴۰
۳۳۴۱
۳۳۴۲
۳۳۴۳
۵۷۵۸