همایون در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۳:
غزل سّر تجلی ،غزل کامل ، غزل همدان
هر چه در باره این غزل بگوئیم کم است
جلال دین خود را اینجا جای داده است در نه بیت
جلال دین منزل در کوی عشق داشت چون پدر و آشنایان او همه اهل معرفت بودند و از دکان مذهب ارتزاق نمیکردند
و نان دین به مذاق آنان مزهای نداشت بلکه خود دین را مییافتند
پس عشق دست او را گرفت و به خانه شماره دویست و نه در کوچه خرابات برد که بعدا فهمید در خیابان تبریز و در شهر همدان است
شمس یکبار با جلال دین روبرو میشود ولی ارتباط برقرار نمی شود چون این ارتباط هرگز اتفاقی ساده نبود
البته پیر او را نشان کرد ولی ساعت عشق زمان پرواز را به تاخیر انداخته بود
این عشق با همه عشقها ی دیگر فرق میکرد چرا که بر خلاف عشقهای ماورای آسمانی عشقی زمینی بود و بر عکس همه عشقهای زمینی عشقی غیر جسمانی بود و زمین را و جسم را با باورهای آسمانیاش و درماندگیاش در برابر آسمان به هم زد و نظمی نوین را بر آن حاکم ساخت
بغداد را که هم نزد عرفا مظهر جایگاه معشوق بود و هم نزد زهدا مرکز خلیفه اکنون از پایتختی میاندازد و با بصیرتی ویژه همدان را که شهر دل عاشق است بجای آن قرار میدهد
و سلاله بایزید را به پادشاهی میرساند که باور میداشت در لباس انسان چیزی جز خدا نیست
و جبراییل را به دنبال انسان روانه میکند تا پیامهای معانی را از انسان دریافت کند و اینگونه همه رازهای پیدایش را یکباره باز میگشاید
و تکلیف همه ما را روشن میکند تا پیروی کردن حقیقی را بیاموزیم و با رعایت کورکورانه دستورات بی معنی خود را به درجه کمال نرسانیم
وقتی معنی حاکم میشود شعرهای آسمانی جلال دین پیدا میشوند که از معانی سر شارند و از زیبایی
که این دو هنگامی که با هم همراه میگردند آهوی خوش نافی میشود که بوی حقیقت را با خود به همه جا میپراکند
نادر.. در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۰:
سپاس حسین عزیز .. "دال" ناخواسته فدای ویرگول شد و از قلم اوفتاد..
"وصال او"، "او شدن" است
محمد در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۵:
خاصبک: نام شخصی بوده که با ملک و اتابک محمد پیوست و مردی مکار بود: چون ملک و اتابک محمد دو سه ماه در ضیافت خانه امراء ایگ بودند. پس بر عزم استعداد روی بفارس نهادند و در پسا خاصبک با ملک و اتابک محمد پیوست و فوجی از سوارو پیاده داشت . این خاصبک مردی بود مکار ناحق شناس با اتابک محمد آغاز مساوی اتابک زنگی نهاد و گفت از وی و مدد وی حسابی برنتوان گرفت . (تاریخ افضل ص 68). لغت نامه یی دهخدا
nabavar در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۰:
به روز وصل اگر ما را از آن دلدار بشناسی
پس آن دلبر دگر باشد من بیدل دگر باشم
حمید رضا۴ در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۱:
میم. کاف.مهریار عزیز،
به نظر می رسد پیام این غزل دلداری و امید دادن به انسانهاست.
من اشاره ای به جهنم و یا تهدید رفتن به جهنم در آن نمی بینم.
از استادان و دیگر عزیزان خواهش می کنم اگر از مولوی غزل و یا داستانی سراغ دارند که از جهنم سخن گفته، آنرا ذکر کنند.
با سپاس
نادر.. در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۰:
به روز وصل اگر ما را از آن دلدار بشناسی،
پس آن دلبر دگر باش، من بیدل دگر باشم..
امیر ادیب در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۱۵ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
احتمالا جناب فیض رحمه الله این شعر را در استقبال شعر مولوی سروده اند:
ای که به هنگام درد راحت جانی مرا...
نادر.. در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۴۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۱:
هر که او پیداست درصد تفرقه است..
غرق دریا گرد و ناپیدا بباش ...
بهنام در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲۱:
اینطوری نیست که اشعار این ابر انسان رو بخونی و درک کنی اینطوریه که به اندازه درکت حرف داره برات
رضا صلاحی در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۳۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۵ - ارباب زمستان:
با درود فراوان
به: یونس
به دوش از برف بالاپوش خز ارباب می آید. که لرزاند تن عریان بی برگ ونوایان را
در این بیت زمستان به اربابی تشبیه شده که با بالاپوشی از خز و (برف) از راه می رسد و لرزه بر تن بینوایان (کنایه از سرما) می اندازد. در مصرع دوم شاعر به زیبایی،" لرزیدن در اثر سرما" را به ترس رعیت از ارباب تشبیه کرده است.
حسین علیزاده hossaynalizadeh@yahoo.com در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:
من اگرخارم ... یعنی هرچه هستم ساخته وپرداخته خداوندهستم ودرمصرع دوم که ازآندست اشاره به مبنی فلسفی داردکه چهان هستی هم چنان که حدوثا به حق وابسته است ؛ بقاءاَ نیز درسرپرستی آفریگاراست .
کبرا حسینی در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶۱:
خَضَرکسوت یعنی سبزپوش
فرشید در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۲:
با دروود به سروران گرامی و عزیزان به نظر این بنده حقیر اجرای جناب خلیل نژاد در فراق و وداع ابدی حضرت مولانا با حضرت شمس خیلی پر سوز تر و روح نواز تر میباشد
حمید در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۱۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار:
در بیت سوم، "میباید" را بهتر است این طور "می باید" بنویسیم زیباتر است.
همایون در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹۵:
سماع در مجلس روحانی و در حضور پیر در میگیرد پس از آنکه غزلی نو خوانده میشود
و دف ها نواخته میشوند و نوای ساز در میان میآید و سپس صدای انسان به گوش میرسد
و معنی بر آنها سوار میشود و بی وزنی و سبک روحی و وجد پیدا میگردد
و یاران غار گرد هم و صفا تمام است و هوای عشق آکنده
این عناصر که هر کدام لطیف و گران بها اند وقتی با هم در کار بیایند جان جان جان را به حرکت و پایکوبی در میاورند
ما امروز فقط با آمیختن چند عنصر مانند ابزار و سازهای زیاد با آهنگ و شعر عاشقانه و رمانتیک و کمی تکنیک و مهارت آنهم گاهی بصورت ضبط شده با ریتمهای تند و صدای زیاد میتوانیم فقط جان را به رخس دراوریم
ولی جان جان و جان جان جان دیر زمانی است که وشتن و پایکوبی و چرخیدن را بخود ندیده است
هفت در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۱۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۷۸:
بعضی از نویسنده های قدیمی قرن دهم رمزگشایی از این شعر خاقانی انجام دادند و گفتند که اشاره به مذهب خودش و نقد دیدگاه رایج اصفهان اون روزگار درباره خلفای اول اسلام داره.
احتمالا انوری ابیوردی هم توی این شعرش اشاره به مذهبش به صورت رمزی داره.
شکلی نهادهاند حکیمان روزگار
اعداد آن به رمز بخواهم همی نوشت
جشن عرب به سال درو اختران چرخ
نقش مهین کعب ببین این نکو سرشت
میعاد وضع حمل و نماز و خدای عرش
یاران مصطفی و طلاق و در بهشت
کمال داودوند در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳:
6743
بهزاد ناطق در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۴:
شاید بتوان این رباعی اینطور تعبیر کرد که:
.
خود را همانگونه که هستید بپذیرید. نقاط ضعف شما اهمیت ندارند. نقاط ضعفتان را بپذیرید ولی نگران آنها نباشید. تنها نقاط قوت شما هستند که اهمیت دارند. روی آنها تمرکز کنید و آنها را پرورش دهید. هیچکس به شما کمک نخواهد کرد. پس اتکا و اعتماد به نفس را در خود تقویت کنید.
شهروز کبیری در ۸ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۵۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶۸:
احسان عزیز
بتان طراز یعنی زیبا رویان اهل شهر طراز. طراز شهری کهن است. این شهر در ادب پارسی بسیار مورد استفاده بوده است. در لغتنامه دهخدا به نقل از چندین منبع قدیمی این شهر را «شهری از ترکستان، نزدیک اسپیجاب» توصیف میکند که «منسوب است به خوبان و اهل آن به کمال شهرهٔ آفاقند».
شعبده در ۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۱: