امیرعلی در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۸۷:
این شعر، در خصوص اهمیت تجرید (عدم وابستگی)، مرا به یاد شعر زیبایی از عطار انداخت که فرمود:
گر صفا میبایدت، تجرید شو
ور خرد داری ز اهل دید شو
(اهل دید = صاحبان بصیرت، اولوالالباب)
حسین در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۶:
با سلام
من ترجمه این شعر به انگلیسی رو از کجا میتونم پیدا کنم، کسی میتونه راهنمایی کنه؟ به دنبال ترجمه دقیق نیستم، همین که مفهوم کلی ابیات رو برسونه کافیه
صائب در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
موزیک ویدیو نامجو قشنگه . نمیدونم چرا از یوتیوب پاکش کردن ولی توی ویمئو هنوز هست
مسعود در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۵۳ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۰:
بی نظیره.. مخصوصا دوبیت اول
مجید در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:
در بیت اول فکر کنم به جای گل خیر آشنایی، گل باغ آشنایی صحیح است
سروش آسمان در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
نماد گل تظاهر است و خاصیت گلاب اثر، پس حتی بی نظر از این و آن که از ظرایف شعر حافظ هست، پرده نشین گلاب اسست و شاهد بازاری گل. سلام
کسرا در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۷:
شعر بسیار زیبایی ست
تماشاگه راز در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالیان:
در این غزل حافظ مضامین به کار گرفته خود را از نظامی گنجوی گرفته و به نحو شایستهتری ارائه میدهد:
1- مضمون مطلع غزل حافظ را نظامی در لیلی و مجنون چنین سروده است:
پرکندگی ازنفاق خیزد
پیروزی از اتفاق خیزد
2- مضمون بیت سوم غزل حافظ را نظامی در لیلی و مجنون به این صورت آفریده است:
خورشید که او جهانفروز است
از آه چو آتشم به سوز است
3- مضمون بین نهم غزل حافظ را نظامی در هفت پیکر چنین سروده است:
کاتبالوحی گل به آب حیات
برشقایق به خون نوشته برات
کمالخجند:
زلف کمند آفکنت اقلیم جان گرفت
با این کمند روی زمین میتوان گرفت
شاه نعمت الله:
سلطان عشق ملک جهان را روان گرفت
جانم فدای او که تمام جهان گرفت
****
k.k در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۰:
دوستان گرانقدر اگرکسی تفسیرکامل چندی از غزلیات ودیوان شمس رو داشت قراردهد.یک دنیاتشکر :)
آذین در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۷:
ز فلک فتاد طشتم:
طشت از بام افتادن
معنی:
بی آبرو و رسوا شدن ، آنچه پوشیده بوده برملا گشتن
روفیا در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۸:
چو ضحاک شد بر جهان شهریار
برو سالیان انجمن شد هزار
سراسر زمانه بدو گشت باز
برآمد برین روزگار دراز
نهان گشت کردار فرزانگان
پراگنده شد کام دیوانگان
هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهان راستی آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز
فردوسی گرانمایه دوران شهریاری ضحاک را چنین دورانی وصف می کند. دورانی که راستی و درستی در آن نهان و منزوی و گزند و شر و فحشاء فاش است و به زشتی خود می نازد و می بالد.
آشناست. نه؟
استاد می گفت قدیم اگر کسی بی مایه بود و تو خالی سرش را پایین می انداخت و تواضع می کرد. اکنون قد علم می کند و با افتخار می گوید من به همین بی مایگی ام که می بینید. کاندیدای ریاست جمهوری هم می شود!
در حقیقت به مردم خیانت می کند. و این پیام تلخ را تسلیم دشمن می کند که برآیند نیروهای این سرزمین بهتر از من نداشت تا در معرض دید عموم از جمله دشمنان بگذارد.
پراگنده شد کام دیوانگان
روفیا در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۸:
فاش می گویم و از گفته خود دلشادم
یعنی شرمم نیست از آنچه بسیاری از آن شرم دارند.
از این روست که برای اثبات روی دادن زنا در دادگاه چنان شرایط دشواری نهاده اند چهار شاهد با آن شرایط کذایی!
باید فاش و فاحش بوده باشد دست کم برای چهار نفر. وگرنه فحشا به شمار نمی آید.
روفیا در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۸:
آنچه امین کیخای گرامی گفتند جای بسی تامل دارد.
در زبان انگلیسی نیز واژه bettray به دو معنای خیانت کردن و فاش کردن یا تسلیم دشمن کردن به کار می رود. تو گویی فحشاء از آن جهت زشت و فاحش است که زشتی و ناپسندی با وقاحت تمام قد علم می کند و همگان را به سخره می گیرد که من همینم که هستم. چه خوشتان بیاید چه خوشتان نیاید.
فحشاء خیانت به زیبایی است و تسلیم کردن و قربانی کردن زیبایی به خیل سپاه زشتی.
۷ در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷:
1-اگر اهل معرفت را چو نی استخوان بسنبی
2-چو دفش به هیچ سختی خبر از قفا نباشد
1-اگر استخوان اهل معرفت(صاحبدلان) را بسان نی سوراخ کنی(اشاره به سوراخهای نی که ناله و صدا از آنها برمیخیزد)
2-مانند دف باشند که به هیچ سختی خبردار نمیشود که پشتش(پیاپی) ضربه میخورد.(حتی اگر دریده شود)
سر نتوانم که برآرم چو چنگ
ور چودفم پوست بدرّد قفا
سنبیدن:سوراخ کردن/بسنبی:سوراخ کنی
سنب:سوراخ
دف یا دپ:دایره-باتره-تبوراک
سازی به شکل چنبر(دایره) که پوستی بر آن کشیده شده و با سرانگشت نواخته میشود
در عربی دُف گویند و جمع آن دفوف.ریشه آن را آرامی میدانند.
میرزابنویس در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۴۰ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الاسد و الثور » بخش ۲۴ - حکایت آن سه ماهی:
قسمتی از متن جا افتاده است:
با خود گفت: غفلت کردم و فرجامِ کارِ غافلان چنین باشد. و اکنون وقتِ حیلت است هرچند تدبیر در هنگام بلافایده بیشتر ندهد، و از ثمرات رای در وقت آفت تمتع زیادت نتوان یافت.
بهزاد در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۲۳ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۱ - اسرار خودی:
درود بر شما
هرچندیکه به آزادگی علامه اقبال و دلبستگی وی را برای بزرگان شعر، فلسفه و ادب فارسی ستایش میکنم ولی ایشان فکر کنم به ژرفنای لقب رومی برای مولانا پی نبردند. رومی خواندن رومی به طوفان نوح می ماند.
خواهش من از شما اینست که اشتباه ایشان را شما تکرا نفرمایید و مولوی را لقب رومی ندهید.
سپاس
حسین،۱ در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷:
حسین جان
اگر اهل معرفت را چو نی استخوان بسنبی
چو دفش به هیچ سختی خبر از قفا نباشد
می گوید: اگر استخوان اهل دل را مانند نی سوراخ کنی از سختی ها نمی هراسند ، چون دف که هرچه بر آن می کونند انگار نه انگار
آفرین به حمید رضای گرامی که بسیار خوب دکلمه کردند
زنده باشید
کمال داودوند در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۲۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۷۲۰:
دعا برای فرج الله و برای باران الهی
جمع این رباعی از 5664
همایون در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲۹:
شمس تبریز که مشهورتر از خورشید است
من که همسایه شمسم چو قمر مشهورم
این بیت نکات جالبی دارد، بارها در دیوان شمس به مشهوری شمس اشاره شده است ولی اینجا از مشهوری خود میگوید
و به قمر بودن خود اشاره میکند، سراسر عرفان جلال دین گفتگو از خورشید و ماه است و از تابشی و لطافتی در هستی صحبت میکند که چون به
جسم و ماده میتابد آنرا چون ماه میکند و صورت او و کلام او همه از جنس خورشید میشود
و کوشش و دریافت او همه این است که انسان را و بطور مشخص شمس و خود را در مقام خورشید و ماه بنشاند
و این قابلیت را به انسان اختصاص دهد که بسیار بسیار والا تر از خورشید و ماه مادی و آسمانی است بلکه برای انسان آسمانی ویژه را میشناسد که به او امکان پرواز تا بی نهایت را میدهد
چنین بر داشتی از زندگی و هستی را میتوان علمی ترین، فلسفیترین و حقیقیترین دریافت انسانی دانست
از اینروست که من بخود اجازه میدهم که کتاب مثنوی را ماهنامه بخوانم که برابر شاهنامه دو گنجینه ادب پارسی اند و دو مروارید درخشان بر پهنه فرهنگ انسانی
احسان در ۸ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴: