گنجور

حاشیه‌ها

امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۳۳ دربارهٔ امیر معزی » غزلیات » شمارهٔ ۶:

حلقه به فارسی زرفین هم میشود که واژه ی صفر از آن است .

حشمت سیاوشی در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۱:

ناصرخسرو دراین شعر به "نهاوند"اشاره کرده است که دران زمان پایتخت ساسانیان بوده است وشاید گله مند است که انتظار او درمقابل اعراب ،ازمردم نهاوند براورده نشده است اما به گمانم فیروز نهاوندی درمبارزه با اعراب متجاوز برگ زرینی است درتاریخ

مهدی در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۰۲:

سلام ببخشید میخواستم بدونم معنی بیت دوم چی میشه

Mohammad faraji rad در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷:

بوستان در عنبر سارا منظور از در چیست

علیرضا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۴ - به عیادت رفتن کر بر همسایهٔ رنجور خویش:

بر اساس نسخه تصحیح شده رینولد نیکلسن چاپ ششم 1374 بیت 25 این بخش از مثنوی معنوی مولانا به صورت زیر درست است؛
بس کسان که ایشان عبادتها کنند دل برضوان و ثواب آن نهند

محمد در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۰۲ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴۷:

در کتاب تشیع و تصوف اثر دکتر مصطفی کامل الشیبی
ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو انتشارات امیرکبیر شاه نعمت الله ولی را سنی حنفی معرفی می کنه به استناد:
1- همین ابیات
2- اساتید فقه شاه نعمت الهه ولی در فقه شافعی و حنفی فقیه مبرزی بودند. ص235
شاه نعمت الله ولی همراه با سایر عرفای قبل از صفویه در ایران مانند حمدالله مستوفی،محیی لاری،خواجه محمدپارسا،فضل الله روزبهان خنجی،ملاکاشف سبزواری،قاضی کمال الدین میرحسین میبدی، عبدالرحمن جامی و ... به جریانی عرفانی در اهل تسنن تعلق داشتند که امروزه از اصطلاح سنی های دوازده امامی استفاده می کنند.... این جریان با احترام به خلفای راشدین و سایر صحابه پیامبر به منقبت و امامان دوازده گانه نیز می پرداختند... این جریان فکری با ورود صفویان به حاکمیت ایران به شدت سرکوب می شوند و به محاق می روند.... از این جریان پس از صفویه در ایران دیگر ردپایی دیده نمی شود چون صفویه به جریانی در تشیع تعلق داشتند که نه تنها مدح خلفا را برنمی تابیدند بلکه به سب این افراد نیز می پرداختند..

امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۸ دربارهٔ امیر معزی » غزلیات » شمارهٔ ۵:

رطل باید از لتر باشد و مقلوب شده است

امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۵ دربارهٔ امیر معزی » غزلیات » شمارهٔ ۵:

رطل باید از لتر باشد و مغلوب شده است .

امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ امیر معزی » غزلیات » شمارهٔ ۵:

فوته فارسی است و فوطه در عربی رفته است و منطقه به عربی و بروفه به فارسی یکی هستند به همین معنا و مندیل عربی است که رومال میباشد و هم عمامه

امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ امیر معزی » غزلیات » شمارهٔ ۳:

سال در بیخ و بن معنای سرد میدهد یعنی زمان گذشتن یک سرما و کوه سالنگ در خوزستان باید به معنای بسیار سرد باشد چنانکه پورنگ یعنی کسی که پور و پسر بسیار دارد .و اینکه گاهی سالنگ را سالند میخوانند باید باز بینی بشود .

امین کیخا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ امیر معزی » غزلیات » شمارهٔ ۱:

بر آهیجم شاید برآهنجم باشد . هیجا به معنای جنگ را مولانا هم بکار برده است ولی باز بیشتر آهنجیدن به معنای بیرون کشیدن درخور تر مینماید .

جلیل در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

رضای عزیز
خیلی ممنون بابت معنی و توضیحات کامل؛

نرگس در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:

آهنگ دلارام حامد زمانی قسمتهایی از این شعر را به زیبایی خوانده است

مهدی کاظمی در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۰۸ - گردانیدن عمر رضی الله عنه نظر او را از مقام گریه کی هستیست به مقام استغراق:

[In reply to مهدی ( ͡ʘ ͜ʖ ͡ʘ) کاظمی]
مولانا برای بیان این حالت میفرماید عقل جزوی هرگز قادر به گفتن از عقل کل یا همان علم خداوندی نیست و این الهامات بخاطر تقاضای پی در پی عاشق بر او مستولی میشود که انهم با کلمات نمیشود حق مطلب انرا بیان کرد ولی چونکه عاشقی همچون مولانا در تمام احوال در حال دعا و تقاضا از عقل کل برای جلوه گری است موجی از دریای الهی بدینجا میرسد
عقل جزو از کل گویا نیستی
گر تقاضا بر تقاضا نیستی
چون تقاضا بر تقاضا می‌رسد
موج آن دریا بدینجا می‌رسد
وقتی قصه پیر چنگی داستان ما به اینجا رسید خود و احوالش در پرده ای از جنس سکوت قرار گرفت پیر چنگی از قید وبند گفتگو رها شد ..مولانا در ادامه میفرماید نیمی از گفتنی ها در دهان ما باقی ماند ...برای این عیش و رسیدن به این حالت معنوی صدها هزاران جان ارزش فدا شدن رو داره و در فدا کردن این جانها مثل عقاب در بیشه جانها تیز پرواز باید بود و مثل خورشید عالمتاب باید خود را فنا کرد و نور بخشید
چونک قصهٔ حال پیر اینجا رسید
پیر و حالش روی در پرده کشید
پیر دامن را ز گفت و گو فشاند
نیم گفته در دهان ما بماند
از پی این عیش و عشرت ساختن
صد هزاران جان بشاید باختن
در شکار بیشهٔ جان باز باش
همچو خورشید جهان جان‌باز باش
انانکه درین راه جانبازی میکنند همچو خورشید دم بدم باز پُرشان میکنند که کنایه از سرمنزل حیات بودن خداوند است و دم بدم نو شدن احوال دنیا و عاشقان است ...مولانا در دعایی زیبا که حکایت از همون تقاضای عاشقانه داره میفرماید جان نو و تازه ببخش ای خورشید معنوی و این احوال کهنه را تازگی ببخش ....
جان‌فشان افتاد خورشید بلند
هر دمی تی می‌شود پر می‌کنند
جان فشان ای آفتاب معنوی
مر جهان کهنه را بنما نوی
در وجود ادمها از عالم نا مشهود هردمی جان و روان نو مانند اب روان و زلال میرسد (اگر انرا در راه معشوق فدا کنیم جان تازه ای ماورای این جان میگیریم و زندگی و تولد نویی رو تجربه میکنیم باید از اوصاف بشری و تعلقات دل کند و همه را پیشکش کرد و در راه معشوق خرج کرد تا دوباره از نویی پُر شود )
در وجود آدمی جان و روان
می‌رسد از غیب چون آب روان

حنا در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۳۲:

مثل اینکه میرزا حبیب خراسانی این غزلشو بعد از خوندن این شعر صائب سروده:
گوهر خود را هویدا کن؛ کمال اینست و بس
خویش را در خویش پیدا کن؛ کمال اینست و بس
سنگ دل را سرمه کن در آسیای رنج و درد
دیده را زین سرمه بینا کن؛ کمال اینست و بس
همنشینی با خدا خواهی اگر در عرش رب
در درون اهل دل جا کن؛ کمال اینست و بس
دل چو سنگ خاره شد ای پور عمران با عصا
چشمه‌ها زین سنگ خارا کن؛ کمال اینست و بس
چند می‌گویی سخن از درد و رنج دیگران
خویش را اول مداوا کن؛ کمال اینست و بس
باد در سر چون حباب ای قطره تا کی؟ خویش را
بشکن از خود؛ عین دریا کن؛ کمال اینست و بس
چون به دست خویشتن بستی تو پای خویشتن
هم به دست خویشتن وا کن؛ کمال اینست و بس
کوری چشم عدو را روی در روی حبیب
خاک ره بر فرق اعدا کن کمال اینست و بس

بیگانه در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳۴:

وای عالی... از شعرهای بسیار ناب و آهنگین مولاناست این شعر...

حسین علویانی در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴۹:

ببخشید در بیت پنجم

حسین علویانی در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴۹:

سلام ،در بیت ششم فکر کنم ،کلمه گریز ،اشتباهی (گزیر) تایپ شده

نستوه در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۲۰:

از آن جا که غزل 4520 در گنجور صائب نیامده است، ذیلاً از روی دیوان صائب چاپ محمد قهرمان درج می شود:
زخم ما پهلو به خنجر می دهد
شیشه ما سنگ را پر می دهد
سینه ی ما از هجوم درد وداغ
یادی از صحرای محشر می دهد
شوق از افتادگان راه عشق
می ستاند پا و شهپر می دهد
بی مگس هرگز نماند عنکبوت
رزق را روزی رسان پر می دهد
ناامیدی اول امّیدهاست
نخل ما چون خشک شد، بر می دهد
هوشیاری گر چه جان گفتگوست
می سخن را رنگ دیگر می دهد
از بزرگی برخورد یارب محیط
می ستاند موم و عنبر می دهد
همت مردان مگر کاری کند
نقش ما کی داد ششدر می دهد
می دهد زر را به زر هرکس چو گل
خرده ی خود را به ساغر می دهد
می شود چون خامه صائب سرخ را
هر که در راه سخن سر می دهد
ان شاء الله که درست تایپ کرده باشم. در صورت مشاهده ی غلط لطفاً حاشیه بنویسید.

elvu در ‫۸ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

بسیار سایت خوبی هست کلی با اشعار حالمونخوب شد

۱
…
۳۲۲۴
۳۲۲۵
۳۲۲۶
۳۲۲۷
۳۲۲۸
…
۵۸۱۳