گنجور

حاشیه‌ها

مهدی ابراهیمی در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷:

شاید(خط)یار از لحاظ شکلی تا شده  حرف(تا)باشد و به نظر میرسد جناب حافظ نازنین میفرماید که هر کسی که میل این دارد که در (تای=خط)یار باشد باید تا موقع ای که هست پای در دایره عشق یار داشته باشد و هرکه میخواهد
(با)شد اولا باید(در) (تا)شد و سپس در آن (تا) (پابر جا)شد واین (تا) هم خط یار می تواند باشد هم ابروی یار و
اما باز از لحاظ شکلی درحرف (تا) که (خط یار) باشد دو نقطه آن (تا)(دوپای) عاشق بوده که تا زمانی که در (خط) و راه عاشقیه معشوقش باشد(در تا)و اگر میخواهد(در)همان(خط)و(تا)(با)شدباید(در)(تا)شد یعنی در غم یار خم و تا شود (تا) بر (در)قلب یار این حلقه(تا)شده نشانده شود.
{دوپا دو نقطه ی(تا)(دایره)(خطِ یار)}
{اگر می خواهد(با)شد باید (در)(تا)شد}
دست (در) حلقه ی آن زلفِ دو(تا) نتوان کرد

مهدی ابراهیمی در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷:

هرکه را (با)(خط)سبزت سر سودا (با)شد
(پای)از این(دایره) بیرون ننهد(تا)(با)شد

علی در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:

سلام
نظرات بسیار زیبایی بود، تشکر از همه دوستان

جعفر مصباح در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵۸:

ما ز دریاییم و دریا عین ما
تو چه موجی در میان حایل شوی

مهدی در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۲۱ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:

بنده ترک زبان هستم ولی نه در آذربایجان بلکه در خنداب استان مرکزی زبان ما ترکیست ولی تفاوتهایی با ترکی آذربایجان دارد برخی از کلمات بکار رفته در شعر شهریار برای من که زبانم ترکیست نامفهوم است.چه برسد به فارس زبانان.پس ترجمه فارسی این اشعار حتما نمی تواند مفهوم را آنطور که در زبان اصلی درک میشود را برساند ولی باز هم جای تشکر دارد زیرا نمره ده به صد نمیرسد ولی از 0 بهتر است.ضمنا رسم شال سالاماخ را ما هنوز داریم البته در شب عید نوروز ولی به آن توخ توخه میگوییم که البته چرایی استفاده از این لغت را نمیدانم.

حمیدی در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:

علامه فاطمی نیا :مولانا در این غزل اسم دوازده امام را آورده است ولی مرحوم فروزانفر معتقد است مال او نیست و برداشته است ولی در دیوان چاپ هند هست.

آ. آزاد در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۲۱ دربارهٔ رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۷۴:

گفتاورد از واژه‌نامه دهخدا:
از چه توبه نکند خواجه که هر جای رود
قدحی می بنخورده کندش زود هراش
«شهید بلخی»

روفیا در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

سلام بر شما
چرا نمی توانید به شعر و ادب فکر کنید؟
ساحت فکر شما حریم خصوصی تان است و متعلق به خودتان است و کسی را یارای تهاجم بدان نیست مگر اینکه شخص خودتان به او این اجازه دهید.
اگر بتوان به وسیله ای بنیان ستم را برکند آن وسیله همانا فرهنگ و ادب است.
من شخصا پاسخ بسیاری از کشمکش های درونی را در ادبیات یافته ام.
برای ناآرامی سرزمین تان اندوهگین هستم. ولی تجربه جالبی نیز از sociology یا جامعه شناسی اقلیت دارم.
باری چهار باشنده افغانستان را در کار سنگ کاری استخدام کردم.
سنگ های عظیم کوهی یا به عبارتی سنگ لاشه!
می خواهم بگویم چنان همبستگی، تقسیم کار عادلانه، نظم و دیسیپلین، ادب و حق شناسی و پشتکاری در این مردان دیدم که نظیرش را پیش از آن ندیده بودم.
این از برکات در اقلیت بودن است. مردمی که دست روزگار آنها را در جامعه ای در اقلیت نهاده است، قدر مواهبی را می دانند که آنان که در اکثریت غرق نعمت هستند اصلا آن مواهب را نمی بینند.
جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال
شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال
تو در کنار فراتی ندانی این معنی
به راه بادیه دانند قدر آب زلال
بصیرت می خواهد و بصیرت ارزان به دست نیاید.

نادر.. در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹۵:

معشوق غیر ما، نی ..........

نادر.. در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۳:

کی باشم من که مانم یا نمانم
تو را خواهم که در عالم بمانی...

نیکومنش در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸:

درود ببکران بر دوستان جان
_ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
(ماهم این هفته شد از شهر و به چشمم سالی است)
ان ماهرخ که چشم دلم به سیمای او روشن شده بود این هفته از نظرم ناپدید شد (از شهر خویش بیرون رفت) و چهره بر من پوشاند وگویی این جدایی یک سال است که بر من می گذرد و چه می داند کسی که حال هجران و دوری از معشوق چه حال سنگین و غیر قابل وصفی است
2_مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او
عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست
به هنگام شهود ان خورشید من که در مقابل روشنایی رخ او قرار گرفته بودم و ماه ،سیمای او را بر من می تاباند تصویر سیاهی از خودم (مردم چشم )از شدت نوررخ او بر روی تصویر او که بر صفحه ماه نقش بسته بود ،به صورت خال سیاهی مشاهده کردم و پنداشتم که این نقش من بر سیمای او ،چون خال زیبای سیاهی است.
3_می‌چکد شیر هنوز از لب همچون شکرش‌‌
گر چه در شیوه گری هر مژه‌اش قتالیست
این غزلیات زیبایی که من در وصف او می سرایم همانند شیری است که از لبان شیرین او بر دهان من جاری می شود هر چند که پس از شهود چهره او هر مژه اش همچون تیر بر دلم فرود می اید و جانم را به لب می رساند
4-ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهر
وه که در کار غریبان عجبت اهمالیست
ای معشوقه همچون ماه من که همگان تو را به نشان کرم و بخشش در اسمان به هر ماه و هر روز نشانت می دهند چرا بر عاشقان غریب دور افتاده از رخت ،رخ نمی نمایی و در این کار سستی می کنی
5_بعد از اینم نبود شائبه در جوهر فرد‌
که دهان تو در این نکته خوش استدلالیست
هستی و جوهره عاشق مقیم به وصال دهان تو با لبان او است که عاشق به یمن چنین موهبتی وجود و هستیِ واقعی پیدا کرده و کل وجودش به انوار تو روشن شده و هرچه می سراید از دهان تو می سراید و در این حال است که دیگر نمی توان در خصوص وجود ان عاشق شک و شبهه ای داشت چرا که دیگر به جاودانگی رسیده است
6_مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد
نیت خیر مگردان که مبارک فالیست
این نوید به گوش جانم رسید که دوباره روی بر من خواهی گشود و سیمای خود بر من خواهی نمود، معشوقا این نیت پاک را از من مگردان چرا که این مژدگانی بخت بزرگی در حق من خواهد بود.
_کوه اندوه فراقت به چه حالت بکشد
حافظ خسته که از ناله تنش چون نالیست
غم جدایی از تو چون سنگینی کوه غمی است که بر دل حافظ نالانِ تن
خسته یِ نی اندام مینشیندو جانش را زجر کش می کند
سربه زیر و کامیاب

نادر.. در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴۰:

زین سو نظر مکن که از آن جاست آرزو...

تیرانداز در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

اتفاقآ تاریخ بیشترین اشتباهات رو داره خصوصا تاریخ طبری . دوست عزیز ساده انگار نباشید. ضمنا تغییر کربلا تعبیر نزدیکی است.

فرناز در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:

ز اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه شو ،را دوستان بزرگوار و صاحب اندیشه توضیح بفرمایند.سپاس بیکران

گمنام در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷:

شست آن روز شصت شدن آغازید که نیاکان از درخت فرود آمدند، دل به دریازده سر به صحرا نهادند.
ور نه امروز می بایست چون عموزادگان به جوریدن شپشهای یکدیگر سر گرم می کردیم.

کمال داودوند در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۸:

8815

موسوی در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

درود بر دوستان.
از سایت گهربار شما بی نهایت سپاسگزارم.
من از باشندگان (شهروند)افغانستان هستم که الآن در ایران ام.
کشور من جنگ و ویرانی بسیار دارد و حتی نمیتوانیم به موضوع شعر و ادب فکر کنیم.از برادران و خواهران ایرانی خواهش میکنم اجازه ندهید شاعران فراموش شوند و از حاشیه های بیهوده پرهیز کنید.
با سپاس فراوان.

موسوی در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۰:

درود بر دوستان.
امروز بصورت اتفاقی وارد سایت شدم و حاشیه ها رو خوندم.
واقعا خییلی شرم آور هست که به این نکته ها در اینجا دقت میشه.
نظر هرکس برای خودش محترمه.اما به نظر من اینجا جاش نیست.
ضمنا از دوستان خواهش میکنم از کلمات رکیک که نشان دهنده شخصیت خانوادگی شون هست در اینجا استفاده نکنند.

ناصر در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷:

این راه ترکستان عجب بیراهه ایست.
با حسین موافقم ، حیوانات خلاقیت ندارند .
دست و پا آنقدر ها هم در خلاقیت و نو آوری تأثیر ندارند .مغز کار خودش را می کند.

مهرزاد محمدی در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۵۰ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:

با سلام و احترام.
دربیت نهم:
گر به تو دل داده‌ام، هیچ ملامت "مکن".
کلمه ی انتهای مصراع نیاز به تصحیح دارد.

۱
۳۲۲۲
۳۲۲۳
۳۲۲۴
۳۲۲۵
۳۲۲۶
۵۷۲۵