۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۰ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۹:
کارتن نام دیگر تارتن و عنکبوت است ولی سربه زیر و بی آزار
نه اینکه با تن کار میکند بلکه کارش تنیدن است در شبکه یعنی از شبکه پردازان است.
هما در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۸ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۹:
کارتن معادل زشتی است برای کاربر.
هما در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۱:
سعدی گاهی خاطرات خیالی را تعریف می کند و جاهایی را که ندیده یا اشخاصی را که ملاقات نکرده در داستان هایش می آورد. این هم احتمالا یکی از همانهاست چون بغداد نیم قرن پس از مرگ حجاج، تاسیس می شود و اینکه قبلا روستا بوده را برای توجیه این داستان گفته اند. در زمان حجاج اصلا بغدادی نبوده و اسمش با تاسیسش آغاز می شود.
۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۹:
مثلا وقتی گفته شود کارتنان گنجور یعنی یک سایت اینترنتی به نام گنجور هست که اینها کاربران آن هستند.
کارتن یعنی کاربر اینترنتی فلان سایت.
۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۴ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۹:
و بجای هکر میشود تارتن(عنکبوت) را بکار برد.
و کسی که سررشته این کار را دارد و هکر یا تارتن نیست کارتن گفته شود.
۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۸ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۹:
نت انگلیسی یعنی تار و شبکه تار
اینترنت یعنی شبکه همگانی.
به نظرم تارستان واژه بجایی برای اینترنت باشد.
برخی برای سایت یا تارنما سامانه میگویند که با اینکه بامعنی است ولی باید همان تارنما گفته شود تا زود فهمیده شود که درباره چه سخن گفته میشود.
بجای ایمیل میشود تارنامه را بکار برد که بسیار زیباست.
احمدی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴:
دارالسلام
نام یکی از قدیمیترین گورستانهای شیرازهم هست
همایون در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲۶:
انسان هیچ چهره ثابتی ندارد زیرا هماهنگ با هستی و عاشق یار و در چنگ زیبائی و متصل به بی پایانی و بی مرزی هستی است، و افسوس اگر بخواهد وانمود کند که شخصیت ثابت و معینی دارد و از این همه نعمتها که در این غزل بر شمرده میشود محروم گردد
انسانی که جلال دین میشناسد مقصود هستی است و سروری هستی را دارد و به اندازه آن بزرگ است
انسانی مانند شمس ارزشی برابر همه انسانها دارد و کسی مانند جلال دین ارزشی هما گونه دارد
این ارزشها از بادهای که عشق نام دارد نصیب انسان میشود
بی نقشی است که توانائی خدا گونه به انسان میبخشد وگر نه هر نقشی انسان را محدود و مردنی میکند
۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:
20
به ویژه که دست یا پای فروغی در میان باشد که از زمان قاجار دور و بر فلان مردک الدوله و دایه خانم گلپری جان وول میخورده و تا دهه ها بعد پیشکار پهلوی ها بوده است.
حالا این آدم که نه سیاس خوبی بوده و نه ادیب هوشیاری چگونه وقت تصحیح همه دیوان سعدی را داشته(که نداشته) کسی نمیداند.
نتیجه اینکه همانگونه که در گنجور هم پیداست دیوان شیخ نابسامان ترین است.
ولی پول داشته و برایش نسخه پیچیده اند و او هم پیچاند برای ما
همایون در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲۷:
غزل سماع
انانکه به دور یار میگردند زیباترین حال آنسان را تجربه میکنند، این گونه میتوان یار نادیدنی را دید
با شنیدن این غزل انسان به دیدار یار میرسد گویی گوش او به چشم بدل میگردد
زیباترین دیدار دیدن یار است زیرا انسان از خود جدا میشود و همه یار میشود
یار ما هیچ عیب و هیچ نقصی ندارد همه زیبائی و همه توانائی است وما چون باد بهاری همیشه در خدمت گلزار او هستیم
۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۰:
روزی پرده از راز آفرینش برداشته خواهد شد ولی راز بازبینی گنجور همچنان سر به مهر خواهد ماند.
۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۰:
بیت دوم
تو خواب هم نمی دیدم که با تو دمخور شوم
بیت دهم
دیگر نگو ایش ایش!
مهرت به دلم نشسته و دست برنمیدارد
همایون در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲۸:
چنین انسانی بی هیچ مشکلی در هستی در هماهنگی کامل حضور دارد و این معرفی کوتاه و جامعی از انسان است و گفتن بیشتر لازم نیست و شاعر سخن را کوتاه میکند زیرا وقتی قوانین بازی را میداند بهتر است که نقش خود را در پهنه هستی ایفا کند به ویژه که این بازی بسیار خوش آیند و فرح بخش و سازنده و گسترده است و احساس آن مانند احساس سرشار بلبلی زیبا و خوش آهنگ است که در میان گلهای رنگارنگ گلزار همیشه بهاری این سو و آن سو میپرد و چهچه خود را همه جا میپراکند
محمد رضا سرخوش در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:
بنی آدم اعضای یک پیکرند./ یاد بگیرید به عقل خودتون بیشتر از مصححین اشعار احترام بگذارید. با تشکر
۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۰:
بیت پایانی
آش و لاشم و کشان کشان پیش میروم سرانجام خونم ریخته میشود اگر من و تو ما نشویم
۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۰:
بیت 11
به کام من باشی یا نه رای از آن توست وگر به خلاف رای تو باشم نامرد روزگارم
ویلیام در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۱ - در توصیف کابل و مدح نواب ظفرخان:
اسم کتاب هزاران خورشید تابان از خالد حسینی از این شعر گرفته شده
همایون در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳۱:
تعریفی زیبا از انسان، پدیدهای بی مانند در هستی که سری در بی نهایت دارد و دستی در واقعیت، موجودی که دو ماهیت کاملا جداگانه و در عین حال به هم پیوسته دارد و همواره در کار است و در هماهنگی کامل با هستی و توانائیهای آن به سر میبرد در یک سو سرشار از برخورداری از توانائیهای بی اندازه و افرینشگر هستی و از سوئی دیگر تازنده و رزمنده در خدمت زیبائی و بزرگی انسان و پالاینده هستی از زشتیهای زورگویان و فرعون ها
بسته به آن که روی به کدام سوی میکند آمادگی همه گونه انعطاف و واکنش را در خود نهادینه دارد
زیرا پی برده است که عشق هم خونریزی و مبارزه را میپسندد و هم هنرمندی و سخنوری و رازورزی را و انسان در پهنه هستی هم نیک میپندارد و هم نیک سخن میگوید و هم قادر است که نیک رفتار کند و در افرینش همکار هستی گردد
در هماهنگی با هستی است که انسان به نقش و توانائی خود دست مییابد و از پای مردی و همت فراوان برخوردار میگردد و این هم تعریف انسان است هم تعریف عشق و هم موسی که دریا را میشکافد و فرعون را از زندگی انسان بیرون میراند
همایون در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲۰:
این غزل را اگر با غزل - بیا کامروز شه را ما شکاریم - مقایسه کنیم تغییر بزرگ جلال دین را در زندگیاش در مییابیم
جلال دین میخواهد به پرسشی اساسی که هر کسی از خود میپرسد پاسخ دهد که من کیستم
و جوابها هم میتواند گیج کننده و درهم و برهم باشد و یا خیلی ساده و بچه گانه و یا مذهبی و خشک، عرفان در ما با این پرسش رشد میکند و پیش میرود
اگر به کوشش جلال دین در این غزل برای یافتن پاسخی مناسب توجه کنیم درمییابیم که عرفان او به آموختههای پیشینیان او و عرفان کلاسیک و شکل گرفته پیش از او خلاصه میشود به همراه بی قراریای که در او هست که از یکسانی و سکون بیزاری میجوید، چند بار نیز به غلط گویی و واژگونگی و طفلی خود واقف میگردد چون هنوز نقشی سازنده و آفریننده برای خود پیدا نکرده است هر چند که میداند صاحب فنون و توانائیهای زیادی است ولی منتظر است تا این نقش به وسیله نقاشی از او به نمایش در آید و عشق کلی را خطاب میکند تا او را به سویی بکشد زیرا خود را در کشاکش دوران زبون و ناتوان میبیند و جهان آب و گل را و همه اجزا آن را چون گردابی تیره و ابری اندوه بار و مکانی پست به شمار میآورد و عشق را قصهای قدیمی و هزار ساله میپندارد که قطره را به دریا پیوند میزند ولی هنوز تجربه نشده است فقط گفته میشود و تنها هنگامی راست میآید که جان سرکش ما از این گرداب زندگی بیرون رود، در حالیکه در غزل دیگر سراسر سخنی دیگر به میان میآید پر از پهلوانی و هماهنگی با زندگی و هستی
کمال داودوند در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۵: