جاوید در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۶۵ - نامهٔ پنجم اندر جفا بردن از دوست:
مشکل بزرگ دقیقا از اینجا شروع میشود که به جای رجوع به اصل رفرنس یعنی خود کتاب ویس و رامین فخر الدین اسعد به کسان دیگری مانند بخارایی و دهخدا و علامه قزوینی مراجعه می شود.. وقتی خود کتب حی و حاضر هست چه نیازی به ارجاع به دیگران وجود دارد؟؟
اصل کتاب خوشبختانه در مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی هم قابل مشاهده است . چاپ سنگی و سربی کلکته به تصحیح کپتام ولیم صاحب و منشی احمد صاحب.. لطفا اشتباه امثال بخارایی و دیگران را نشر ندهید. آنهم هفتصد سال بعد از فخرالدین اسعد!!!
به این آدرس در مرکز اسناد مجلس اصل کتاب را مشاهده و دانلود کنید:
پیوند به وبگاه بیرونی
مینو در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۷ دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۴ - ایضا له یمدح الصّدر العالم نورالدّین المنشی:
در بیت 21، کلمه ی آتش به اشتباه آش درج شده است.
مهدی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵۴:
عرض سلام خدمت شما دوستان
سر را به زمین چه می نهی بهر نماز آن را به زمین بنه که در سر داری
منظور از این بیت در رباعی ، این نیست که بدون نماز هم میشود خداپرست بود چون خود خدا هم خداپرستی را در بندگی میداند وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ ذاریات/56 و مصداق عالیه بندگی نماز است . لذا چگونه میشود خداپرست بود ولی اهل نماز نبود . مگر اینکه خدای دیگری غیر از خدای عالم را مدّنظر داشته باشید
دوستان منظور از این بیت این است که : عزیزانی که اهل نماز هستید بدانید سجده صرفاً سرنهادن بر زمین نیست بلکه هدف تخلیه ی درون سر است یعنی رزائلی که در سر میپرورانیم
حسین نامدار (حکیم) در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴ - نی محزون:
با سلام. همانطور که چند تن از خوانندگان شعر تذکر دادند بیت آخر غزل استاد شهریار، با توجه به اشتباه چاپی در مصراع اول، بعلاوه تحریفی که در مصراع دوم به عمل آمده، از کیفیت و لطافت افتاده است. شکل حقیقی بیت مقطع با توجه به نسخه های چاپی و دستخط خود استاد چنین است:
شهریارا اگر آیین محبت باشد
چه حیاتی و چه دنیای بهشت آیینی
داود در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:
به نام خدا،
به نظر میرسد در زمینهی شکل و ضبط «یک دیگر» هموطن گرامی سخن آخر را گفتهاند و هیچیک از دوستان طرفدار «یک پیکر» به یک نسخهی مشخص، استناد نکردهاند. اما در باب محتوا و معنای بیت نیز دوستان گرامی مانند نادر، دکتر ترابی، شمسالحق و دیگران نیز نکات ارزشمندی را اشاره فرمودهاند که علاوه بر آنها به نظر میرسد:
موضوع بیت، اشاره به جامعهی انسانی است و نظر دوستان در موافقت با «یک پیکر»؛ به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه، بسیار به دیدگاه انداموارگی وبر در جامعهشناسی نزدیک است. وبر (در اوائل قرن بیستم) برای توجیه روابط دیوانسالارانه در یک جامعه، آن را به اندام یک پیکر تشبیه میکند و اتفاقاً حتی بخشهایی از جامعه را معادل هر یک از اندام یک پیکر معرفی مینماید.
اما نظریات جدیدتر جامعهشناسی و خصوصاً روانشناسی و رفتارشناسی اجتماعی استعارههای دیگر و قویتری برای توصیف روابط انسانی در جامعه ارائه کردهاند.
مثلاً در اکوسیستم اجتماعی، دیگر هر فرد، یک نقش خاص و مشخص (به مثابه یکی از اعضای یک پیکره) ندارد. بلکه یک موجود کامل و خودمختار است که میتواند ظرفیتهایی به محیط زیست (جامعهی) خودش ارائه کند (و یا نکند).
پس هر فرد میتواند به مثابه عضوی (دلخواه) از دیگری عمل کند و انحصاری در یک نقش خاص ندارد.
که اتفاقاً چنین توضیحی به بیان سعدی در «بنی آدم اعضای یکدیگرند» بسیار نزدیکتر است.
به نظر میرسد که با سایر تئوریهای پستمدرن جامعهشناسی نیز میتوان تفسیرهای مناسب دیگری از دیدگاه استاد سخن به دست آورد.
«یا علی»
خلیلی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۵:
همه کارهای جهان را در است
مگر مرگ را کان ددری دیگر است
داود در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:
به نام خدا،
به نظر میرسد در زمینهی شکل و ضبط «یک دیگر» هموطن گرامی سخن آخر را گفتهاند و هیچیک از دوستان طرفدار «یک پیکر» به یک نسخهی مشخص، استناد نکردهاند. اما در باب محتوا و معنای بیت نیز دوستان گرامی مانند نادر، دکتر ترابی، شمسالحق و دیگران نیز نکات ارزشمندی را اشاره فرمودهاند که علاوه بر آنها به نظر میرسد:
موضوع بیت، اشاره به جامعهی انسانی است و نظر دوستانی که در موافقت با «یک پیکر»اند؛ به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه، بسیار به دیدگاه انداموارگی وبر در جامعهشناسی توجه دارد. وبر برای توجیه روابط دیوانسالارانه در یک جامعه، آن را به اندام یک پیکر تشبیه میکند و اتفاقاً حتی بخشهایی از جامعه را معادل هر یک از اندام یک پیکر معرفی مینماید.
اما نظریات جدیدتر جامعهشناسی و خصوصاً روانشناسی و رفتارشناسی اجتماعی استعارههای دیگر و قویتری برای توصیف روابط انسانی در جامعه ارائه کردهاند.
مثلاً در اکوسیستم اجتماعی، دیگر هر فرد، یک نقش خاص و مشخص (به مثابه یکی از اعضای یک پیکره) ندارد. بلکه یک موجود کامل و خودمختار است که میتواند ظرفیتهایی به محیط زیست (جامعهی) خودش ارائه کند (و یا نکند).
پس هر فرد میتواند به مثابه عضوی (دلخواه) از دیگری عمل کند و انحصاری در یک نقش خاص ندارد.
که اتفاقاً چنین توضیحی به بیان سعدی در «بنی آدم اعضای یکدیگرند» بسیار نزدیکتر است.
به نظر میرسد که با سایر تئوریهای پستمدرن جامعهشناسی نیز میتوان تتفسیرهای مناسب دیگری از دیدگاه استاد سخن به دست آورد.
علی بایزیدی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:
به نطر میرسه که این شعر، ترجیعبند باشه
نادر.. در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱:
"چرا؟"
معجزه ای که از دوران کودکی زمینه ساز آگاهی و رشد عقلی و حرکت ماست؛ افسوس دیری نمی پاید که دچار بی تفاوتی یا توهم کمال می شویم و ساکن..
رامین پاپی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
ترسم چو باز گردی ، از دست رفته باشم
بسیار بسیار زیبا
۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۲:
خورشید و گلت خوانم هم ترک ادب باشد
چرخ مه و خورشیدی باغ گل و نسرینی
حاجت به نگاریدن نبود رخ زیبا را
تو ماه پری پیکر زیبا و نگارینی
سعدی
هرگز نیاید در نظر نقشی ز رویت خوبتر
شمسی ندانم یا قمر حوری ندانم یا پری
آفاق را گردیده ام مهر بتان ورزیده ام
بسیار خوبان دیده ام اما تو چیز دیگری
امیرخسرو
۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۲:
بیت دهم:
شمسه: نقش و نگار خورشید(گرد)
مانند خورشید در پرچم
پرگار:پرهون-گرده-دایره
دهان شیرین را به نقطه مثل زنند زیرا روی ماهت چون شمسه گرداگرد آن را فرا گرفته است.
نقطه آغازین پرگار دهان شیرین توست و دایره خورشید مانند آن قرص ماه روی تو
اسماعیل در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۳۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۷ - گفتار اندر کسانی که غیبت ایشان روا باشد:
سعدی میگه سه کس غیبت رواست شخص سوم منظورش باکیه ؟
حضرن عشق در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
به نظر من بعضی از دوستان دارن کم لطفی میکنن اصلا شهید چمران و سعدی زمینه تخصصشون یکی نیست که بعضی از دوستان مقابل هم قرار میدن بله قطعا بزرگ بودن سعدی بر کسی پوشیده نیست ولی این رو هم در نظر داشته باشید افراد مثل شهید چمران هم بسیار کم اند و اصلا این دو فرد رابطه شون طولی هست نه عرضی اگر خود شهید چمران عزیز سعدی رو قبول نداشتن شعرشون رو نمیخوندن لطف زاویه دید ها را کلی تر قرار بدیم ممنون از همه ی بزرگواران اهل ادب
مولانا لاور در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
الحق که شنیدن این مصرع ها و ابیات با گرمی صدای شهید بزرگوار مصطفی جمران شور و شعف خاصی رو ایجاد میکنه توصیه میکنم حتما بشنوید
شقایق عسگری در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:
اصلا بحث این رباعی تسلسل نیست. خیام داره فانی بودن این جهان وصف میکنه. زمانی کوزه انسانی بود عاشق (از هر نوعش ) و حالا تبدیل به خاک کوزه شده اما عشق اونقدر ماناست که حتی بعد هزارسال خودشو تو خاک کوزه هم نشون میده. و چه زیبا وصف کرد مرحوم پناهی:
گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه
انجیر میخواد دنیا بیاد آهن و فسفرش کمه
چشمای من آهن انجیر شدن
حلقه ای از حلقه زنجیر شدن
بیگانه در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:
معلمت همه شوخی و دلبری آموخت
جفا و ناز و عتاب و ستمگری آموخت...
عالی
بیگانه در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:
دوش در واقعه دیدم که نگارین میگفت
سعدیا گوش مکن بر سخن اعدایت
عاشق صادق دیدار من آنگه باشی
که به دنیا و به عقبی نبود پروایت
طالب آن است که از شیر نگرداند روی
یا نباید که به شمشیر بگردد رایت
به به
بسیار زیبا و عالی...
سعید لشگری در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۷:
ولی به نظر من شاید کمی شخصی باشه ولی دوستانی و استادانی که گفتند که مصرع دوم شعر این است که آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست غلط باشه چون بحث کلی شعر بر سر نامردی نیست و بیشتر بر سر مرد بودن و استواری است و حتی همان گونه که در بالا نوشته شده بهتر معنا رو میرسونه و زیبا تر هم هست
هنگامه حیدری در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۲: