نرگس در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز:
در جواب مهدی:
یعنی حتی اندکی زر خرج نمیشه
نرگس در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز:
در جواب مینا:
نظامی داره ساسانیان رو با دوره خودش مقایسه میکنه و میگه که زمان ساسانیان که زرتشتی بودن این طوری با عدل و انصاف برخورد میکرده پادشاهشون ولی در زمان حال که مسلمانان روی کار هستن با عدل و انصاف حکمرانی نمیشه
در جواب طهماسبی:
یعنی حتی اندکی زر خرج نمیشه
محسن در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
اخرین بیت رو فراموش کردید :
حافظ از چون و چرا بگذر و می نوش دمی * نزد حکمش چه مجال سخن چون و چراست
پرستو در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۳ - در ستایش دین گوید:
ازین پس پیمبر نباشد دگر
به آخر زمان مهدی آید به در
بگیرد خط و نامهٔ کردگار
کند راز پیغمبران آشکار
ز کوچک جهان راز دین بزرگ
گشاید خورد آب با میش گرگ
بدارد جهان بر یکی دین پاک
برآرد ز دجال و خیلش هلاک
همان آب گویند کآید پدید
دَرِ توبه را گم بباشد کلید
رسد ز آسمان هر پیمبر فراز
شوند از پس مهدی اندر نماز
در بیت آخر گس اشتباه است. باید (پس) بشه.
۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۲:
شد حلقه قامت من تا بعد از این رقیبت: قامت من مانند حلقه خمیده شد(از بار ستم تو) تا از این پس پاسبان(مراقب-محافظ) تو
زین دگر نراند ما را به هیچ بابی:
دیگر مرا نراند به هیچ بهانه ای و از هیچ دری
یعنی با اینکه اینهمه به تو عشق میورزم ولی مانند حلقه جای من بیرون است و به درون خانه ات راه ندارم و پاسبانت هم این را میداند.خمیده هم که هستم و این نشانه پیری است و ناتوانی که این را هم پاسبانت نشان بی خطر بودن میداند و پس نباید به من بند کند.
خلاصه: در نزدیکی به تو دورترینم
حسین رضایی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۲:
سلام و درود بر فرهاد عزیز
دوست عزیز تصور میکنم در "شد حلقه قامت من تا بعد از این رقیبت " رقیب در اینجا به معنای "مراقبت کردن " می باشد و معنی کل مصرع میشه قامت من خمیده شده تا در هر زمان کنار یار باشد و مراقب از یار کند...
فرهاد رشیدی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۲ دربارهٔ ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰:
با سلام و خداقوت
بیت دوم مصرع اول را اصلاح بفرمایید " همدمی نیست که با او نفسی بنشینیم "
" لا " را با " با " اصلاح کنید .
با تشکر
مینو در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - وله ایضآ یمدحه:
در بیت 18 بین اجزای کلمه ی زنخ فاصله ایجاد شده است که موجب بدخوانی می شود.
مینو در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۲ دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - وله ایضآ یمدحه:
در بیت 15، کلمه ی گل به صورت کل آمده است که اشتباه است.
مهدی فیضضض در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:
عاشقتم فیض . دیوونم کردی لامصب . رباعیاتت از یه طرف . غزلات از یه طرف .
برگ بی برگی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳:
آمده ام که سر نهم ، عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی ، نی شکنم شکر برم
برای این بیت دو معنی میتوان نگاشت بدین صورت که آمده ام و یا آماده ام که سر خود ((کنایه از سر من های ذهنی ) را بگذارم و منیت ها و تعلقات دنیوی خود را رها کنم و عشق به تو را جایگزین آن کنم و مرکز خود قرار دهم و اگر جوابم کنی و برانیم ، نخواهم شکست و آن نه کفنتن هم برای من شکر است و حداقل این بهره را که میتوانم ببرم .بیاد داریم در آن غزل معروف حضور همگان است می گوید ؛ آن دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست / وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست . که دفع و نفی و ناز شاهانه هم برای عارف عالمی دارد .
و در معنای دیگر مصرع دوم گمان کنم در شرح مثنوی جلسه پنجم ، دکتر سروش به زیبایی اشاره میکنند که منظور نی دوم آن نی میباشد که در آن می دمند و از نوای آن لذت میبرند و مولانا خود را نی میداند که حضرت حق در آن دمیده و از این طریق معرفت خود را به خلق جاری می کند و هر صدایی که از مولانا بر می خیزد بواسطه دمیدن اوست و بدین معنی اجمالی ؛ حال که مرا برای سر نهادن و عاشقی شایسته ام نمیدانی پس نی ( خودم ) را میشکنم و بدین طریق شکر موجود در بطن نی را که از سوی تو میباشد به خلق ارزانی میکنم .
با پوزش از اساتید محترم و درخواست عفو چرا که خود را بسیار نیازمند شنیدن و آموختن میدانم و نه بیان.
هانیه سلیمی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۶:
دوستی نوشته اند در اپرای عروسکی مولانا (اثر بهروز غریب پور) به جای مصرع هر زمان نو میشود دنیا و ما، خوانده شده هر زمان نوعی شود...
اینطور نیست؛ این مصرع در اپرای مذکور درست خوانده شده، شاید ایشان شاهد اجرای زنده بوده اند یا اشتباه به گوششان خورده.
هانیه سلیمی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۶:
در بیت ششم مصرع دوم،"بر او" اشتباه تایپی ست و مطابق خوانش دکتر سروش از این غزل در آلبوم رسول آفتاب و همینطور نسخه ی فروزانفر چاپ امیرکبیر، واژه ی صحیح برو(boro) فعل امر از مصدر رفتن است.
و بر او در این مصراع افاده ی معنا نمیکند.
نوید دانایی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۴۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴۲:
سجاده بر آب انداختن کنایه از کرامات داشتن است .
قوافی باده پرستان و مردان ایراد شایگان دا رند .
۸ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۱:
در پاسخ " تاسیس !! " بغداد بفرمایید مانا
" لا یتچسبک " است.
میم.کاف.مهریار در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹۲:
یکی از زیباترین غزلهایی که هیچگاه نمیخواهم تمام شود ...
سنجق به معنای پرچم است ...
لشگر والعادیات اشاره به همان صوم است که مانند اسبی بر زمین پست نفْس تاخته و" آتش فالموریات" هم همینطور . اشاره به سوره عادیات است که با تاخت و تاز سپاه اسلام شبانه (که این هم باز تشبیه به شب زنده داری ماه رمضان و روزه و در معنای وسیعتر زندگی است) بر سپاه کفار تاختند .
[این سوره بعد از جنگ" ذات السلاسل" نازل شد و ماجرا چنین بود: در سال هشتم هجرت به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خبر دادند که دوازده هزار سوار در سرزمین" یابس" جمع شده و با یکدیگر عهد کردهاند که تا پیامبر (صلی الله علیه و آله)و علی (علیه السلام) را به قتل نرسانند و جماعت مسلمین را متلاشی نکنند از پای ننشینند! پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) جمع کثیری از یاران خود را به سرکردگی بعضی از صحابه به سراغ آنها فرستاد، ولی بعد از گفتگوهایی بدون نتیجه بازگشتند، سرانجام پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) علی (علیه السلام) را با گروه کثیری از مهاجر و انصار به نبرد آنها اعزام داشت، آنها به سرعت به سوی منطقه دشمن حرکت کردند و شبانه راه میرفتند، و صبحگاهان دشمن را در حلقه محاصره گرفتند، نخست اسلام را بر آنها عرضه داشتند چون نپذیرفتند هنوز هوا تاریک بود که به آنها حمله کردند و آنان را درهم شکستند، عدهای را کشتند و زنان و فرزندانشان را اسیر کردند، و اموال فراوانی به غنیمت گرفتند. سوره" و العادیات" نازل شد در حالی که هنوز سربازان اسلام به مدینه باز نگشته بودند، پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله) آن روز برای نماز صبح آمد، و این سوره را در نماز تلاوت فرمود، بعد از پایان نماز اصحاب عرض کردند: این سورهای است که ما تا به حال نشنیده بودیم!. فرمود: آری، علی (علیه السلام) بر دشمنان پیروز شد و جبرئیل دیشب با آوردن این سوره به من بشارت داد. چند روز بعد علی (علیه السلام) با غنائم و اسیران به مدینه وارد شد. بعضی معتقدند که این یکی از مصادیق روشن آیه است نه شان نزول...]
جان ز قطیعت برس دست طبیعت ببست به قدرت انسان اشاره میکند که طبیعت را از حتمی بودن میرهاند و ثابت مینماید که همه چیز طبیعت نیست و چیز هایی فرا تر از طبیعت مادی هم وجود دارد .
البقره راست بود ... اشاره به سوره بقره و داستان قربانی کردن گاو (نفس) و بدست آوردن زندگی است ... بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید در این عشق چو میرید همه روح پذیرید ...
۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۱:
کجای من به مهناز خانم شبیه است?
فکر نکنم تا زنده ام بجای معنا بنویسم مانا.نه اینکه نادرست باشد نه چون نچسب است.
نادر.. در ۸ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶۴:
شب تیره چه خوش باشد که مه مهمان ما باشد
برای شب روان جان برآ ای ماه تابان شو..
فرهنگ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷:
مصرع اول حشم صحیح هست به معنای خدمتکاران
رضا در ۸ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳: