سعید اسکندری در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ ازرقی هروی » رباعیات » شمارهٔ ۷:
وزن مصراع اول که در دیوان مصحح نفیسی هم به همین شکل آمده غلط است احتمالا یا :
چون بدعهدی گشت این عهد از تو درست
صحیح است یا چنان که در دیوان مصحح عبدالرسولی آمده به این شکل:
چون بدعهدی نخست گشت از تو درست
بیگانه در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۹ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۰ - ذکر فضیل عیاض رحمة الله علیه:
خدای من... این متن خیلی ثقیل تر از آن است که این همه خطوطش پشت سر هم بیاید و بشود یک جا خواند. با فقط یک جمله اش می شود در دم جان داد، چگونه این همه را یک ضرب خواند؟ خیلی ناب بود... خیلی... خیلی...
رضا در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
جناب آقای مسعودعزیز وگرامی ممنون ازابرازلطف حضرتعالی، خوشحالم که رضایت خاطرشما حافظ خوان وحافظ دوست عزیز فراهم شده است. برداشت های شخصی این ناتوان دروبلاگ حافظانه تقدیم حضورعاشقان حضرت حافظ به نشانی : پیوند به وبگاه بیرونی شده است. بااحترام وادب رضاساقی
سعید اسکندری در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۱:
این اشتباه در دیوان مصحح سغید نفیسی هم وجود دارد و اصلا از آنجا به گنجور راه یافته است.
سعید اسکندری در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۱:
در ارتباط با حاشیه اول به عنوان نمونه در بیت 16 قصیده به مطلع: «ای شکسته تیره شب بر روی ، روشن مشتریش/ تیره شب بر روی روشن مشتری در ششتری» آمده است:
شمس دولت ، کهف امت ، زین ملت ، شاه شرق
مایۀ عدل و ثبات ملک و قطب سروری
همچنین در بیت 3 قصیده به مطلع: «طالع پیروز بختی ، مایۀ نیک اختری/ آسمان کامگاری ، آفتاب سروری» آمده است:
شمس دولت ، زین ملت کهف امت ، شه طغان
آنکه نیکو همت او گشت از بدها بری
همچنین در بیت 14 قصیده به مطلع: «ز موج دریا این آبر آسمان آهنگ/ کشید رایت پروین نمای بر خرچنگ» آمده است:
گزیده شمس دول ، شهریار کهف امم
طغانشه بن محمد طبایع فرهنگ
4 مورد دیگر هموجود دارد دست کم که کهف با امت آمده است در دیوان ازرقی
سعید اسکندری در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۳۱:
در بیت اول قصیده کشیر غلط و کشید باید صحیح باشد
سعید اسکندری در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۸ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۱:
در بیت 14 کهف امت درست است.
1 به دلیل تکراری و غلط نشدن قافیه درونی دولت امت ملت
دومبه دلیل اینکه کهف همواره در دیوان ازرقی همراه با امت آمده است
احمد در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۹:
عجب شاهکاری خلق کردی وحشی...
این روزا جای خالیت کاملا حس میشه
... در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:
نقش من از چشم تو آواز داد
که منم تو تو منی در اتحاد
شگفت انگیزه این درجه از تخیل شاعرانه! اینکه نقش شما در چشم کسی که روبروتون ایستاده با شما حرف بزنه!
احمد در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۱:
این غزل شاهکار وحشی بافقیه
انقدر این غزل از لحاظ محتوایی سنگین و پرمحتوا هستش که باید واسه فهم دقیق هر بیت این غزل حداقل یک سال وقت گذاشت...
فوق العاده زیباست...
نیکو در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳ - زکات زندگی:
شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست . روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست . یعنی شکایت ترا فقط به ماه می کنم و روز و ستاره شب و سحر رو نادیده میگیرم و به آه تیره و تار می کنم . این هم اگر جه شکوه شحنه به کردنست
برگ بی برگی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:
آمد شراب آتشین ای دیو غم کنجی نشین
ای جان مرگ اندیش رو ای ساقی باقی درا
شراب آتشین کنایه از آب زندگانی و دیو غم کنایه از من های ذهنی است چرا که این دیو کاری بجز آفرینش غم و درد ندارد گرچه پیروی از من ذهنی در ظاهر شادی موقت و کاذب به انسان دست میدهد ./ جان مرگ اندیش هم کنایه از هم هویت شدگی ها و من های ذهنی انسان است که موجب نیستی و فنای انسان میشوند و ساقی باقی کنایه از زندگی ، هشیاری و فضای یکتایی یا خداوند میباشد .
آقای پرویز شهبازی در گنج حضور به زیبایی استعاره و کنایه های غزل های مولانا را شرح میدهد .
برگ بی برگی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:
با درود به آقای ابوالحسی ، به نکته خوبی اشاره فرمودید و در ادامه میدانیم آن نی شخص
مولانا میباشد که بانگ و نوا را که از سوی اوست به جهانیان منتقل میکند .
بشنو از نی چون شکایت میکند / از جدایی ها حکایت میکند
موفق و در پناه حق باشید
Jafar Jafarzadeh در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۲:
«که از چرخ گردان پذیرد فریب
که او را نماید فراز و شیب»
که گمان دارم باید«فراز و نشیب »باشد
محمد الهی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۵ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۵ - در بیان اینکه خودی از عشق و محبت استحکام می پذیرد:
منظور از بطحا خانه کعبه است چه ته دره را بطحاء می نامند که خانه کعبه در آنجاست. مراد از ساقی بطحا حضرت رسول است.
مست چشم ساقی بطحاستیم در جهان مثل می و میناستیم
ما مسلمانان مانند شیشه شراب (مینا) هستیم که شراب درون آن حضرت رسول است و هر کس به شیشه می نگرد شراب درون آن را می بیند.
۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
روی تو خوش می نماید آینه ما
روی تو زیبا جلوه میکند در دل و دیده ما
یا: دیدن روی تو حال مرا خوش میکند
کآینه پاکیزه است و روی تو زیبا
زیرا چشم و دل من پاکیزه است(زنگار و کینه ندارد) و روی تو هم نورانی و زیبا.
تماشاگه راز در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷:
بیت ششم شیخی که خانقاه ندارد اشاره ای به خود حضرت حافظ است
مسعود در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
با سلام و احترام
از توضیحات و نحوه ی بیان دوست عزیزی بنام رضا بسیار لذت بردم،از ایشان خواهش میکنم اگر ایمیل یا آدرسی از خودشون دارن مرقوم بفرمایند تا با ایشان در ارتباط باشم و از اطلاعاتشون بیشتر استفاده کنم.با تشکر از همه مخصوصاً مدیر و مسوولان محترم گنجور
۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
لعبت:عروسک
خوشگل/امروزه هم در اشاره به زنان خوشگل عروسک گویند.
عجب عروسکی:چه دختر(زن) نازی
1-لعبت زیبا اگر ترش ننشیند
خوشگل خانم اگر بر ابرو گره نیندازد
2-مدعیانش طمع کنند به حلوا
هر مرتیکه ای هوس شیرینی میکند.
یعنی بچه خوشگل اخم و تخم نکند هر بی سر و پایی هوس کام گرفتن از او به سرش میزند
سعید اسکندری در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۲ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » منظومهها » کارنامهٔ زندان » بخش ۵۵ - حکایت کسی که با پلنگ دوستی کرد و موشان را بیازرد: