یاسین در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:
نوش لب لعل تو، قیمت شکر شکست
چین سر زلف تو، رونق عنبر شکست
انوری ابیوردی
الهام در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
لعبت شیرین اگر ترش ننشیند
مدعیانش طمع کنند به حلوا
معنی این بیت چیه؟
فاطمه در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ امیر معزی » غزلیات » شمارهٔ ۵۳:
به نظر ور غمزه ی غمازش ....صحیح باشد
مسلم در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:
ماجرای عاشق پیامبر شدن است ماجرای عاشق شدن برای کسی است که قطب عالم هستی است که جمادات نیز عاشق او هستند و از یمن وجود او آه می کشند و ماجرای چوب حنانه که تکیه گاه رهبر عالم در سخنرانی ها بود وقتی منبری ساخته شد از فراق رسول خاتم آه بلندش را همگان شنیدند
پس چرا ما عاشق او نیستیم زیرا ولایت اهل بیت علیهم السلام است که سر منزل مقصود و رسیدن به مقام لیلة القدر می رساند
پس شما نیز که خود را انسان می نامید انسانیت شما به عاشق اوین وجود هستی و طریق الی الله است
کمتز ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو
همایون در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۷:
آشنایی با معنیها و معنوی بودن انسان را به ورای هستی و واقعیت میبرد و پروازی حقیقی را برای او ممکن میسازد که پرواز پرندگان در برابر آن بی معنی و خوار میشود زیرا آن پروازی است بر فراز جهان و آن چه که نقش هستی دارد و پرواز پرنده بال زدنی در هوا بیش نیست
عرفا و بزرگواران ایرانی که روان شناسان حقیقی و اولیه اند و جلال دین مقام بالا و برتر را در این میان دارد پی برده اند که هستی قابل درک و فهمیدن نیست و این انسان است که با معنی کردن جهان به صورتهای گوناگون آنرا مورد شناسائی قرار میدهد و مجموعه دانش خود را در کتابهای دینی خود فراهم میآورد و هر بار نیز آفریننده جهان را با صفات و ویژگیهای متفاوتی مورد پرستش قرار میدهد و یا منکر خدا گردیده و با اندازه گیری پدیدهها به شناخت علمی روی میآورد که در هر صورت اعتراف دارد که دنیا از جنس فهمیدن نیست و همواره نقشی تازه پیش روی او پدیدار میگردد که تا کنون نمی دانسته است
در این میان آنکه با معنی کار دارد سرنوشتی دیگر دارد و اولین دست آورد او آن است که پی میبرد معنیها کوچک و بزرگ اند و در سلسلهای از اهمیت جای دارند، پس اولین کار پی بردن به ارتباط معنیها و بالا و پایین بودن آنها است
هرگز دانشمندی پیدا نمی شود که سیاه و سپید را یکی بداند ولی برای عارف این دو هیچ فرقی ندارد همین طور هیچ مذهبیای نیست که خیر و شر را یکی بداند و هیچ بی خدایی نیست که شادی و غم را برابر بشمارد و هیچ دنیا دوستی، سود و زیان را یکی نمی داند
عارف اما دنیایی را میشناسد که در آن معنیها با صافی و صداقت که از من و ما فارغ اند و اندازهها نه فیزیکی که معنایی اند، و در این دنیا بودن، به آسانی این توانائی را به همراه میآورد که آتش در همه مفاهیم پنهان شده در مغز همه جور آدم بزند
و حقیقتا هم بر هم زدنهای این چنین در عالم معنی روی میدهد و گر نه دنیای واقعی خود هر ثانیه کاملا زیر و رو میگردد و خورشیدها نابود میشود و کهکشانها به هم میریزد و نیازی به کس ندارد که آنرا به هم بزند
عارف که دل را میشناسد و حق را حس میکند و یگانگی را چون شراب سر میکشد و زیبائی را چون دلبری در کنار خود دارد و خورشید عشق در دل اوهر لحظه برقی و آذرخشی تازه میجهاند به آسانی میتواند فکر کودکان را هر طور که بخواهد در هم بریزد زیرا نویی و خرمی را همیشه در وجود خود دارد و هر روز جهان را با چشمی نو نگاه میکند
و با رویدادها و اخبار به واقعیتها نگاه نمی کند بلکه به آنها جهت و معنی میبخشد زیرا کار با معنیها را میداند و با آنها ارتباط بر قرار کرده است
سام مجد در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۱۳ - سخنپرداز:
ظاهراً ایرج هم اجرایی از این کار (البته در کنسرت و نه به شکل آلبوم) داشته، دوستان اگر دسترسی دارید، لطفاً لینک این اجرا هم به اشتراک بگذارید.
علی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲۱:
خسته نباشید و با سپاس
میتونید من رو توی معنی بیت 10 (چو ز افتاب زادم...) کمک کنید
و ایا بیت ششم از لحاظ معنایی به بیت 5 مربوطه؟
میثم سعدی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۸ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۱۷:
با درود بر ادبدوستان.
در این چامه به واژگان زبان لَکی یا لهکی برمیخوریم.
شو یعنی شب
بی یعنی بود
موته یعنی میگفتی که امروزه در میان لک زبانان "موتت" گفته میشه
دیرِم یعنی دارم
ته هم گمانم تو باشه که میگه "هر آن ته..." یعنی هر آنکس که تو را...
بدرود.
۷ در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:
در تاجیکی الف را O تلفظ میکنند.درست تر چیزی بین O و A به صورت کشیده.
مثلا اگر جام را با حروف انگلیسی و به تاجیکی بنویسیم چنین میشود Jõm و به فارسی ایران JÃm
و این هم به پهلوی برمیگردد که برخی حروف که به شکل خفیف نوشته و خوانده میشد در فارسی امروز از بین رفته است.
مثل پل در پهلوی pohl که این ه خفیف در بختیاری و بندری مانده است.
سهر یا سور Sohr سرخ
در انگلیسی و زبانهای اروپایی هم میشود این را دید مثلا جان john و mohn و ...
برای همین در فارسی بکام و بکهام یا تاتنهام و تاتنام و یا ناتینگهام و ناتینگام را دیده ایم.
حالا همین تاتنهام به تاجیکی تاتنخام یا تاتنخیم میشود شاید برگرفته از روسی یا خود پهلوی مانند خور و هور/اخواز و اهواز/خشک و هشک یا خوشیدن و هوشیدن/خرس و هرس یا ارس/خیری و هیری و ...
چند وقت پیش تو همین گنجور به شعری از انوری برخوردم که وزن آن درست نبود و فهمیدم به تاجیکی باید خوانده شود یا خراسانی مثلا کید ماه را باید کیدی ماه خواند.احتمال دارد برخی شعرهای مولوی نیز که گفته میشود وزن آنها درست نیست چنین باشد.
سام مجد در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۱۳ - سخنپرداز:
اما صدای آقای گلپایگانی را پیدا نکردم، دوستان اگر لینک اجرای ایشون را دارند، اگر زحمتی نیست، اینجا بگذارند.
با سپاس
سام مجد در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۱ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۱۳ - سخنپرداز:
اصلاحیه: اجراهای متفاوتی از آن شده است*
سام مجد در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۱۳ - سخنپرداز:
درود بر همگی
شعر پژمان بختیاری را اولین بار با لهجهی تاجیکی و افغانی (که برای شنوندهی پارسیزبان شبیه به نظر میرسد و البته که تفاوتهایی دارد)، احمد ظاهر اجرا کرد و پس از آن همانطور که گفتند خانم سحر خوانندهی افغان و همچنین خانم شبنم ثریا.
از میان خوانندگان ایرانی نیز همانطور که دوستان گفتند آقای حبیب کار را به سبک خودشان اجرا کردند و آقای افتخاری نیز با یک ملودی الهام گرفته از اجرای تاجیکی آن را اجرا کردند.
اما ملودی مشهورتر که اجرای متفاوت از آن شده است، ساختهی هنرمند فقید منوچهر همایونپور است که با صدای خود ایشان در آلبوم نوای چوپان منتشر شده است و همینطور خانم الهه در برنامهی 263ام گلها خواندهاند و پس از انقلاب نیز همانطور که اشاره شد توسط همایون شجریان و سالار عقیلی بازخوانی شده است.
با سپاس از عزیزانی که مطالعه میکنند.
مجتبی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:
واقعا که بیت 4 استاد بسیار زیباست و بقول دوستمان، ترکونده...
در واقع سعدی از اینکه انسان (که شیر همه عالم است، چرا که بار امانت را او گرفت و همه هستی پیدا شد، و همه عالم، زمین و زمان و ...گوسفندن چراکه مطیع خدا هستن و بی مقاومت) تسلیم بی چون و چرا نمیشود و در برابر خدا قد علم میکند، جانبداری کرده؛ اما به نظر من این جانبداری او بسیار هوشمندانه و ظریف است:
واقعیت این است که ما باید در ظاهر (یعنی در کاربرد عقل) همچون جسممان که ضعیف است، چون گوسفند باشیم یعنی صلح جو و تسلیم قدرت عقل و علم خدا. اما باید در باطن (یعنی در کاربرد عشق) دلی چون شیر داشته باشیم که اوصاف انسانی را که حقیقتا ضعیف اند تنها بقول مولانا چون طبل توخالی پر سر وصدای اند (حرص و خشم و...) را شکار کرده و اوصاف خدایی یعنی شیر بودن را کسب کنیم. پس انگاه است که حاضر به گوسفند بودن نیستیم چرا که شیریم، خداییم، و نباید بمیریم و خونمان ریخته شود....
این در حالی است که ما انسانها قضیه را بالعکس کرده ایم، یعنی متاسفانه در ظاهر شیر شدیم و با خدا لج میکنیم در حالیکه
ما همه شیران ولی شیر علم حملمان از باد باشد دم بدم
و در باطن در برابر امیال شیطانی چون گوسفند شده و در برابرشان ذبح میشویم...
بدرود
احسان در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۵:
مولانا در غزل آمده ام که سر نهم ... پاسخی برای این غزل آورده که گویی اینجا چنان طالب نبوده یا خمار بوده که در آن غزل میگوید :
این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من
گفت بخور نمیخوری پیش کسِ دگر برم ...
نادر.. در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۴۳:
شادا که در این عشق، گدازم با تو
پیوسته در این راه درازم با تو
بر دل همه اسرار، عیانم کردی
من تو شده ام، محرم رازم با تو..
برگ بی برگی در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
دیروز مستان را به ره بر بود آن ساقی کله
امروز می در میدهد تا بر کند از ما قبا
قطعاً عزیزان بهتر میدانند که کلاه نمادی است از هم هویت شدگی ها و من های ذهنی که ذهن ما را از اون کودکی به تدریج پوشانده و مانعی است بزای دیدن و تجسم اصل ذات خدایی خویشتن و قبا نمادی از دردها و زنگار هایی است که جان ما را در بر گرفته اند .دردهایی مانند خشم و غضب، حرص و طمع ، کینه ، خودخواهی، دروغ ، تکبر و خود بزرگ بینی ، حسادت و .... .و آن می را به رایگان ندهند بلکه تنها با خواستن و ممارست و سعی فراوان و صد البته با لطف او بدست خواهد آمد .
حمیدرضا در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکندهٔ نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » تکه ۲۹:
این شعر از رابعه بنت کعب هستش
رضا در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
با سلام به نظر من شاید در میکده ها کوتاه می ساختند که هنگام ورود به آن مکان بایستی فرد سر خود را خم نماید و تسلیم به همان معنی باشد یا عاریه باشد و در صورتیکه فرد در هنگام ورود سر خود را خم نکند محققا سرش با خشت بالای درب برخورد می نماید . و در نهایت میتوان گفت افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است . با تشکر
رضا در ۸ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:
با سلام
هرکسی از ظن خود شد یار من
دوستان هرکسی از ابیات حافظ و از شعر حافظ برداشت خودش را نسبت به موضوع دارد . لذا نظر هریک از دوستان بسیار لذت بخش و قابل تقدیر است .
حافظ علیه الرحمه می فرماید
ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند
در آن اول از همه لطف که به معنای هدیه از جانب خالق است که البته هرکس یه خورد خود دارد . دوم طبع است که مشمول همه نمی شود و سوم سخن گفتن دری که نشان از لطفی است که شامل حال ما شده است . بسیارند خارجی زبانانی که آرزومندند زبان فارسی بفهمند تا اشعار این بزرگان را درک نمایند .
در ثانی گویند هرکس ادعا کند که از نوای خوش ، خوشم نمی آید در سه قسم است یکی او دروغ می گوید دوم او منافق است و سوم از انسایت در وی اثری نیست . تفعل به حافظ نتیجه برداشت فرد از ان است و شاید زمانی که حافظ این شعر بامسما و عرفانی را سروده است چیزی غیر از تصور هریک از ما را داشته است . هم میتواند الهی باشد و هم میتواند زمینی اگر چه رسیدن به عشق معنوی از گذار عشق زمینی است که انکار ناپذیر است .
کمال داودوند در ۸ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۲: