خدیجه گنجی در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۵۸ - نوروز:
لطفا از رسم الخط معیار استفاده فرمایید :
برخسار: به رخسار
مبارکباد گویان: مبارک باد گویان
بتارگ: به تارک
"تارگ" در لغت نامه ها، وجود ندارد
nabavar در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۵:
حافظ مدار امید فرج از مدار چرخ
دارد هزار عیب و ندارد تفضلی
از چرخ گردون و از روزگار ، امید گشایشی نیست
که با هزار عیب ، هیچ نکته ی مثبتی ندارد و امید مهر و لطفی از آن نمی توان داشت
حسین در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۴:
زان پس چو نباشیم همان خواهد بود
مینو سامان در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۲ - تمهید:
چند جای شعر ا و آ در اول مصرع تایپ نشده،مثل آتش که اش نوشته شده و آیینه که ینه تایپ شده ، لطفا تصحیح فرمایید
nabavar در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۸:
ریحان گرامی
این نقطه سیاه که آمد مدار نور
عکسیست در حدیقه بینش ز خال تو
می گوید :عکس خال تو در باغ چشم {بینایی}من همان مردم چشم من است که در دایره ای از نور می گردد
زنده باشی
فرهاد در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:
در مصرع دوم غزل "پیغامبر" وزن شعر را بهم میریزد به نظر می آید "پیغمبر" درست باشد.
ریحان در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۸:
میشه لطفا بیت این نقطه سیاه که آمد مدار نور... را معنی کنید؟!
ریحان در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۵:
میشه لطفا بیت آخر را معنا کنید؟ سپاسگزارم
۷ در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:
هر که مزروع خود بخورد به خوید
وقت خرمنش خوشه باید چید
خوید(xid) بر وزن چید
گندم یا جو که سبز است و هنوز خوشه نبسته است.
برخی به نادرست خَوید بر وزن نوید می خوانند
ریحان در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳:
من یک جا خواندم که نوشته بود دفتر دانش ما جمله بشویید همی. ولی اینجا نوشته شده به می . کدام درست هست؟!
سیدجابر در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:
باسلام
در اینجا دو غلط وجود دارد لطفا اصلاح کنید
ما دست برآوردیم در پای سر افکندیم = ما دست برآوردیم در پاش سر افکندیم
ما ساقی رندانیم با سید سرمستان=ما سید رندانیم با ساقی سرمستان
سامان در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۶:
عمرست چنانش گذرانی گذرد باید باشه . مجدد بررسی کنید
ریحان در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۱:
میشه لطفا بگید بیت دیدم به طالع خود عشق آمد اختیار چه معنایی داره؟!
کمال داودوند در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶:
سال جدید بر گنجور یان عزیز مبارک باد
جمع این رباعی از 6883
همایون در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۹:
زیباترین غزل بهاری
بهار یعنی همه چیزهای خوب که هستی با هماهنگی درونی خود پدیدار میسازدک مهمترین آن خود انسان است و آنچه که در این غزل آمده است
این هماهنگی همواره در کار است ولی چشم در بهار به خوبی آن را میبیند
سماع جان آن را همیشه میشنود
برای همین نوروز اهمیت درجه یک در فرهنگ یگانه ایران دارد
برخی از بهارها صدای آزادی و رهایی و بوی پیروزی هم با خود میآورند و بهار 97 از جمله آن هاست
رضا در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸:
خسروا گوی فلک در خَم ِچوگانِ تو باد
ساحتِ کون ومکان عرصه ی میدان تو باد
ازهمین " خسروا" به معنی پادشاهی که صاحب شوکت وشکوه است پیداست که غزل معنای عرفانی ندارد.گرچه بعضی با این نظرمخالف بوده وبراین باورند که منظوراز"خسرو" خداوند است. مخاطب قراردادن خداوند باعنوان خسرو راشاید با اکراه بتوان پذیرفت امّا این که حافظ به خداوندمی فرماید: "گوی فلک درخم چوگان توبادا" را نمی توان پذیرفت! چراکه با این برداشت،هیچ ذوقی در دل وجان خواننده وشنونده ی غزل ایجاد نمی شود زیرااین چیزیست که همه بارها شنیده ودیده ومی دانند وبرای چندمین بارشنیدن لطف خاصی ندارد!ضمن آنکه شاید خداوند نیزازشنیدن این جمله اززبان بندگان خود بااین مضمامین وعبارات خرسند نشود! خدا که مثل پادشاهانِ ضعیف نیست ازاین تعریف ها خشنود گردد!. پادشاهان چون همیشه احساس خطرمی کنند و ضعیف هستند دوست دارند باشوکت وباشکوه دیده شوند وقوی به نظربیایند تا بیم جان کمرنگ تر گردد.
این غزل نیزمدحی دیگر درتوصیفِ عظمت واقتدارپادشاهی هم پیاله وهمدل است که دربسترمبالغه باغلوّ وافراط پرورانده شده است. مبالغه درعرصه ی شعر یک صنعت به حساب می آید. مبالغه میدانی برای جولان دادن شاعران وعرصه ای برای هنرنمایی آنهاست. حافظ یکی از منحصربفردترین مبالغه گوی است وکسی همتای نیست. شوفایی هنرنمایی ِ حافظ درعرصه ی صنعت مبالغه، ازآنجا وام می گیرد که مدح هایی که درحق پادشاهان گفته، ازروی احساسات وعواطف درونی بوده وخالی ازهرنوع تملّق وچاپلوسیست. ارتباط اوبا پادشاهانی چون شاه شجاع وشیخ ابواسحاق، ارتباطی فراترازشاه وشاعر بوده ومیان آنها پیوندی ازرشته های عشق ومحبّتِ عاطفی وارادت خالصانه به چشم می خورد. حافظ شاعری مدیحه سرا نبوده که هرپادشاهی برتخت بنشیند شروع به مدح اوگوید. حتّابلعکس می بینیم که اگرپادشاه ریاکاری مانند امیرمبارزالدین، به تخت می نشیند حافظ نه تنها مدح اونمی گوید بلکه درنقدِ عملکرد اونیزبدترین طعنه ها وکنایه وگوشه هارا بکارمی گیرد.
خسروا: پادشاها
گوی: توپ چوگان بازی
گوی فلک: فلک به توپی گرد همچون توپ چوگان بازی تشبیه شده است.
چوگان:چوبی راست وسرکج وخمیده به شکل عصاست. بازیکن سعی می کند توپ بازی رادرداخل آن خمیدگی جای داده و به سمت دروازده ی حریف برساند.
ساحت: فضا، پهنه، میدان، عرصه.
کون و مکان: هرچه که هست،کائنات ،جهان و هرچه دراوست.
عرصه: میدان،جولانگاه، فضا
معنی بیت: ای پادشاه فلک درمقابل تو همچون توپ گوی که درداخل خمیدگی چوگان به دام می افتد ودراختیاربازیکن قرارمی گیرد بصورت کامل در اختیار توست! چرخش چرخ فلک به امرتومی چرخد! درهمه ی اقسی نقاط دور ونزدیک جهان حضورداری ومحدوده ی از توکلّ جهان است.
ازمرادشاه منصورای فلک سربرمَتاب
تیزی شمشیربنگرقوّتِ بازو ببین
زلفِ خاتونِ ظَفرشیفته ی پرچم توست
دیده ی فتح اَبد عاشق جولانِ تو باد
ظفر: پیروزی
خاتون: بانو
خاتون ظفر: پیروزی به خاتون و بانویی تشبیه شده که دارای زلف است.
شیفته: شیدا سرگشته.
دیده ی فتح اَبد: به پیروزیِ ابدی وپایدار شخصیّت انسانی داده شده که چشم دارد.
جولان: دور گرفتن ، تاخت و تاز
معنی بیت: زلفِ بانوی ظفر که خود دلکش وفریباست، شیفته وشیدای پرچم توشده وچشمان پیروزی پایدار،عاشق تاخت وتاز برق آسای توست.
بیا که رایت منصور پادشاه رسید
نوید فتح وبشارت به مهروماه رسید
جمالِ بخت ز روی ظَفر نقاب انداخت
کمال ِعدل به فریاد دادخواه رسید
ای که انشاءعطارد صفت شوکت توست
عقل کُل چاکر طُغراکش ِ دیوانِ تو باد
انشاء: هر نوع نوشتۀ ادبی. نویسندگی. آفریدن؛ پدید آوردن.منصبِ منشیگری و نویسندگی ِنامهها و فرمانها
عُطارِد: ستاره ای است از کواکب سبعه ی سیّاره ، معنای آن «نافذ در امور» می باشد، لذا دبیر و کاتب را بدان نامیده اند. و آن در فلک دوم است پس از فلک قمر. سابقه ی نسبت دادن عطارد به دبیری فلک به اساطیر یونان و روم برمیگردد که ستاره ی عطارد یا هرمس یا مرکور را فرزند زئوس و آفریننده ی دبیری و کتابت و شعر می دانستند. درقدیم ستارگان هرکدام ویژگی ومهارتی داشتند. برای مثال زُهره به رقص وآواز ونشانه ی خوشبختی وزُحل به نحس وبدبختی مشهوربودند.عطارد هم که دبیرفلک است.
طُغرا :چند خط منحنی تودرتو که اسم شخص در ضمن آن گنجانیده میشود و بیشتر در روی مسکوکات یا مُهر اسم نقش میکنند. در قدیم بر سر نامهها و فرمانهای دولتی مینگاشتند.
عقل کُل: شعوری که گرداننده ی کائنات است وبرچرخش چرخ فلک حاکمیّت دارد. دراین مبالغه، عقل کل چارکر وخدمتگزار مخاطب شاعرشده است!
طُغراکش: طغرانویس، دبیرومنشی که به خط طغرا احکام راباذوق هنری مزیّن می نمود.
دیوان: وزرارتخانه، دفترخانه اداری و محاسبات اداره
معنی بیت:
عطارد دست به قلم شده وازشکوه وشوکت تورابه نظم ونثرمی نویسد، فرّوشکوه توعطارد راتحت تاثیرقرارداده وبه آن چنین ذوق خیال انگیزی بخشیده است. عقل کل نیزباآن همه ادّعا ودانایی کمرخدمتگزاری تورابسته وهمانندِ دستیار همیشه درخدمت توست وفرمانهای تورا به خطّ ونقش زیبا رقم می زند. همه چیزبه امر تو و درخدمت توست.
علم ازتو درحمایت وعقل ازتوبا شکوه
در چشم فضل نوری و در جسم ملک جان
طیره ی جلوه ی طوبی قدچون سروتو شد
غیرتِ خُلد بَرین ساحتِ بُستان تو باد
طیره:شرم،آزردگی، خجالت
طوبی: درختی دربهشت
غیرت: رشک،حسد
خُلدِ بَرین: بهشت جاوید برترین.
معنی بیت: جلوه ی دلکش قدوبالای تو سببِ آزردگی وشرم طوبا شد! چون قامت توازهمه ی دلکش تراست حتّا ازطوبا!
پیرامون باصفای تونیز رشک وحسادتِ بهشت را برانگیخته است.! توهرجاکه باشی بهشت حقیقی همانجاست.
ای رُخت چون خُلد ولَعل اَت سلسبیل
سلسبیل اَت کرده جان ودل سبیل
نه به تنها حیوانات و نباتات و جَماد
هرچه درعالم امراست به فرمان توباد
نباتات: گیاهان
جَماد: هر چیز بیجان و بی حرکت، از قبیل سنگ، چوب، فلز، و امثال آنها
عالم اَمر: عالَم ملکوت، در مقابل عالَم خَلق و به معنایِ جهان ِ فرا ماده است. عالم امر با حواس پنج گانه درک شدنی نیست؛ برخلاف عالم خَلق که با این حواس درک میشود.
اخلاص: صداقت وصفای باطن، پاکی نیّت.
ثناخوان: مدح کننده
معنی بیت: تنها حیوانات وگیاهان واشیا نیستند که تحت فرمان واراده ی تومی باشند حتّا هرچه درعالم اَمرنیز رُخ می دهد به دستور وخواست تورقم می خورد! توبرهمه چیز حاکمی وآنچه دیدنی ونادنیست به اراده ی توهست ونیست پیدامی کنند!
گر در خیال چرخ فتد عکس تیغ تو
از یکدگر جدا شود اجزای توأمان !
ممکن است این سئوال درذهن بعضی حافظ دوستان عزیزپیش بیاید که این صفاتی که حافظ آنها را بامضامین زیبا توصیف نموده شایسته ی خالق جهان است نه مخلوق! پس ازنظرگاه شیخ وزاهد نسبت دادن این صفات به غیرازخداوند،نوعی کُفر ورزی نیزمحسوب می گردد!
چنانکه پیشترتوضیح داده شد درصنعت مبالغه، شاعر،مخاطب ِغزل وخوانندگان وشنوندگان شعر همه می دانند که این تعریف ها واین توصیف ها همه شعارگونه وغیرحقیقی اَند وصرفاً به منظورفضاسازی، روحیّه ی حماسی دادن به پادشاه برای پیکاربادشمنان وهنرنمایی دربکارگیری واژه ها وخَلق مضامین شاعرانه گفته می شوندوکمتراززاویه ی شریعت مورد سنجش قرارمی گیرند، ضمن آنکه حافظ نه شیخ است ونه زاهد، حافظ تنهاحافظ است وبس.
کسانی که مایلند ازهنرنمایی ِ حافظ درعرصه ی صنعت مبالغه بیشترلذّت برند به قصیده ی زیبای:
شد عرصه ی زمین چو بساطِ ارم جوان
از پرتو سعادتِ شاه جهان ستان
رجوع کنند.
حمید در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرص سلام، قبل از هر چیز باید قاطعانه عرض کنم، کسی که شعر حافظ را ضد قرآنی و ضد دین می پندارد، نه حافظ را شناخته، نه قرآنرا و نه دین مبین اسلام را، و او حتی الف بای عرفان را هم نمی داند.
و اما بعد، به عرض دوستداران راستین حافظ می رسانم که یک مبحثی در عرفان هست که شاید بتوانیم با جمله زیر وارد آن شویم:
حسنات الابرار سیئات المقربین
یعنی آنچه برای خوبان (مومنین) خوب به حساب می آید، برای مقربین بد به حساب می آید.
حالا به این بیت شعر توجه کنید:
خدایا زاهد از تو حور می خواهد قصورش را ببین
به جنت می گریزد از درت یارب شعورش را ببین
و یا به این بیت از سعدی توجه کنید:
خلاف طریقت بود کاولیا
تمنا کنند از خدا جز خدا
حالا به این روایت توجه کنید:
الدنیا حرام علی اهل الآخره و الآخره حرام علی اهل الدنیا، و هما حرام علی اهل الله.
یعنی دنیا حرام است برای اهل آخرت، و آخرت حرام است برای اهل دنیا (دنیا طلبان) ، و هر دو این ها (هم لذت های دون دنبایی و هم لذت های بهشتی و آخرتی) حرام است برای اهل الله، یعنی برای مفربین، کسانی که به مم تر از خود خدا به چیزی راضی نمی شوند و لذت های بهشت را در مفایسه با همجواری حق تعالی ناچیز می پندارند، نه اینکه منکر بهشت باشند، و نه اینکه ماوای آنها بهشت نباشد، بالاخره انسان چه در دنیا و چه در آخرت، هم جای و مکان دارد و هم روزی می خورد.
امیدوارم توانسته باشم مطلب را تا حدودی بیان کنم.
البته چندان امیدی به کسی که با قرآن کریم و اسلام عزیز عناد دارد، ندارم
همایون در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۷:
همایون نوشته:
این غزل هر چند شعری زیباست ولی حرف نویی ندارد و از غزلهای اولیه پیش از ملاقات شمس است و بر سیاق عرفان کلاسیک و سنتی سروده شده است نه از حکمت خسروانی و آیین پهلوانی نشانی دارد و نه از فرهنگ نوروزی
بعد از ملاقات شمس است که دیگر سراغ خانه معشوق را نمی گیرد و اینگونه زاری نمی کند بلکه خدائی و پهلوانی آیین او میشود
همایون در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۵:
این غزل هر چند شعری زیباست ولی حرف نویی ندارد و از غزلهای اولیه پیش از ملاقات شمس است و بر سیاق عرفان کلاسیک و سنتی سروده شده است نه از حکمت خسروانی و آیین پهلوانی نشانی دارد و نه از فرهنگ نوروزی
امیر میبدی در ۷ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷: