نادر.. در ۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۵۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۲:
پستهٔ شیرینش شوری در جهان میافکند..
همایون در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۶:
انسان عشق آشنا از دروغ و ریا بیزار است و صداقت را پیشه خود میسازد تا هر روز نو شود و نادیدنیها را ببیند نه آنچه را که سودی و لقمهای در آن است به چنگ آورد بلکه زیبائیها و بزرگیها را شکار کند
یکی از ویژگیهای چنین انسانی آیینه بودن اوست که دوستان میتوانند جان خود را در او ببینند نه صورت ظاهری را
این دیدن با دیدن صورتها و ظاهرها تفاوت ماهوی دارد، در این دیدن یکی شدن و بزرگ شدن و تغییر کردن هم هست
به خصوص که یار تو جلال دین باشد، برای همین است که آیینه و یار از واژههای کلیدی در فرهنگ جلالی به شمار میآید
همایون در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۵:
غزلی زیبا و پر معنی که حال و روز انسان در آن بیان میشود، براستی اگر سود و خود پرستی حیوانی از زندگی انسان رخت بر بندد، جان انسانها این گونه یگانه نمی شود؟ و معنی درویشی جز این است؟
این نوع دیدن وقتی پیش میآید که عشق به میان میآید که تنها او زنده جاوید است و همه چیز پیرامون آن زنده و جاوید میشود و به یگانگی میرسد این ما هستیم که باید این عشق را و این سیمین بر را در آغوش خود جای دهیم تا به این یگانگی راه پیدا کنیم و از خود تنها و بی مقدار و تلخ و نابود شدنی جدا و به پادشاهی هستی و شیرینی بی اندازه وصل شویم و همه را نیز با خود به آنجا بکشانیم که عشق همه چیز را به هم نزدیک میکند، اگر جان حیوانی را با جان عشق آشنا معامله کنیم هزاران جان و جهان نو به ما ارزانی میشود چون هیچ دیواری میان ما و میان ما و جهانها نیست، دیوار که بن دیوی دارد برای جدایی و تیره روزی و تنهایی ما ساخته میشود
به تو گر جان دهم باشد تجارت - که بدهی بهر جانی صد جهانی
همایون در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰۶:
صحبت از دو جور دیدن است که اساس عرفان جلال دین است، یکی، دیدن عادتی که به دنبال یکنواختی در هستی میگردد و پدیدهها را یک بار شناسائی میکند و همیشه میخواهد همان جور ببیند که روز گذشته دیده است تا خیال راحت و سواد کارآمد برای خود دست و پا کند، این دیدن را حیوانات هم به طور طبیعی صورت میدهند
دیدن دیگر نو دیدن است اینکه هر روز دیدی نو و بینشی تازه به دست آوری، زیرا زندگی و هستی چون دریائی هر لحظه موج تازهای بر میانگیزد و چون بهار، نو و تازه میشود وقتی بهار میآید هر حیوانی به دنبال میوه و خوراکی ویژه خود میگردد که در حافظه یا ژن او ثبت شده است، این تنها انسان است که به دنبال مستی و عشق است و در کوه به دنبال کهربا و در دریا به دنبال مروارید و در هستی به دنبال نادیدهها و آن چه تا کنون کشف و دیده نشده است میپوید و جستجو میکند و از یافتن آن ذوق میکند و به دنبال یافتن انسانهای بزرگ میگردد، پس یکی دیدن مصرفی و رقابت است و یکی دیدن آفرینشی و عشق
این دو جور دیدن یکی اساس مذهب است که نو آور را به عنوان مبدع و کافر به مرگ محکوم میکند و یکی اساس دین است که به دنبال صلاح و بهبودی و جلال آن است
دیدن اول از بیرون است و دویی و جدایی است و دیدن دیگر یکی شدن با هستی است زیرا همراه هستی دگرگونی و نو شدن را تجربه میکند
راستی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸۵:
می توان یافت ز سی پاره ماه رمضان
آنچه ز اسرار الهی همه در قرآن است
هست در غنچه لب بسته این ماه نهان
گلستانی که نسیمش نفس رحمان است
مشو از عزت این مهر الهی غافل
که درین مهر بی گنج گهر پنهان است
ماه رویی که شب قدر بود یک خالش
در سراپرده ماه رمضان پنهان است
میکند روزه ماه رمضان عمر دراز
مد انعام درین دفتر و این دیوان است
غفلت از تشنگی و گرسنگی کم گردد
که لب خشک بر این بند گران سوهان است
باش با قد دو تا حلقه این در صائب
که مراد دو جهان در خم این چوگان است
نادر.. در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:
دل می عشق میخورد جان دم نوش میزند...
نادر.. در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۱:
گمراه کسی باشد کاندر همه عمر خود
از خاک سر کویت خود را گذری داند..
آیدا در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۱۶ - حکایت سلطان محمود و سیرت ایاز:
بر روی جلد نسخه ای خطی از دیوان سعدی ازدوران قاجار در موزه لوور، ابیات به این شکل نوشته شده اند :
بمحمود گفت اینحکایت کسی
وز اندیشه پیچید برخود بسی
غلامان پی در و مرجان شدند
زسلطان بیغما پریشان شدند
نماند از غلامان گردن فراز
کس اندر قفای ملک جز ایاز
aysham در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۸ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۷:
بسیار زیبا و عالی
مجید نگاری در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:
با عرض سلام ، در این شعر روحانی و ملکوتی استاد شهریار " علی ای همای رحمت" در بیت سوم، به نظر این حقیر یک اشتباه چاپی اولیه و کم دقتی وجود دارد که سالها است که تکرار می شود و کسی هم توجه نمی کند! در مصراع اول: " به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند " معنای برعکس را می دهد ، یعنی می گوید که : "در دو عالم اثری از فنا و نابودی نخواهد بود اگر حضرت علی جلوی چشمه حیات و بقا را بگیرد ". به نظر بنده این مصراع این چنین بوده است : " به خدا که در دو عالم بجز از فنا نماند " در این صورت معنای آن مطلوب می گردد: " در دو عالم چیزی جز فنا و نابودی باقی نمی ماند اگر حضرت علی از بالا سر چشمه حیات و بقا را ببندد" یا علی
... در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:
اینها چه باشد، تو منی، وین وصف عامت می کنم!!
فاطمه در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷ - نالهٔ ناکامی:
رحمت به روح بزرگ استاد شهریار....چه کسی میتونه همچین شعری بگه بجز ایشون...
تازه وارد در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۷ - قصهٔ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورتگری:
داستان مفاخره نقاشان رومی وچینی در شرف نامه نظامی گنجوی هم امده با این تفاوت که به نقل نظامی این چینیان بودند که از اینه استفاده کردند یعنی درست عکس این داستان از مولوی وحتی نظامی در ادامه با ذکر داستانی با این مضمون که چینیان با استفاده ازهمین حقه شیشه ای را در بیابان در راه مانی گذاشتندتا گمان کند اب است والی اخر بیان می کند که این طور حقه ها شیوه چینیان بوده است حال با توجه به این که نظامی از نظرزمانی مقدم ازمولوی بوده وبه نظر می اید این داستان هسته ای ازواقعیت داشته باشد لطفا اگر کسی میداند کدام نقل صحیح است راهنمایی کند
احمدی در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:
دوستان عزیز. در اینکه هر کسی باید در جایگاه نقد باشد تا بتواند موضوع یا مقوله ای را نقد کند هیچ شکی نیست. اما این موضوع را همواره مد نظر بگیریم که هیچ چیز و هیچ کسی در هیچ کجای این پهنه ی گیتی وجود ندارد که غیر قابل نقد باشد. در این که سعدی یکی از اسطوره های فرهنگ و ادب پارسی ست هیچ شکی نیست. امااستفاده از واژه مقدس و بزرگ نمودن افراطی هر موضوعی کار بسیار اشتباهی است. البته نقد همواره باید مودبانه و در چهارچوب اخلاق باشد . جناب روح عزیز خدمت شما بزرگوار نیز باید عرض کنم که دین نیاز به زبان ندارد. اگر شما دینتان بر پایه زبان عربیست باید یک بازنگری کامل در خودتان داشته باشید.
۷ در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۱:
به گفتن درشتی مکن باکمال
چو بینی تو ناراست خشک ممال
ناشناس در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۳۳ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۲۴۹:
رامتین ارجمند این شعر رو بسیار زیبا و شنیدنی در آلبوم طرح های خیالی اجرا کرده است.
کمال داودوند در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۲:
5222
هیچامد در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:
شرح کاملی از هستی آدم سپس بشر و اتمام کار انسان و این حال در سعدی بزرگ با دو بیت
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
یاد تو میرفت و ما عاشق و بیدل بدیم
پرده برانداختی کار به اتمام رفت
کامل و تمام و بسیار پر هیبت
فرزان در ۷ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:
سلام و عرض خسته نباشید
بنده قصد نوشتن حاشیه ی مرتبط با این شعر را ندارم،درخواستی دارم از مسولین سایت،اینکه اگر امکانش هست یک راه ارتباطی با آقای رضا که آخرین حاشیه را نوشتند در اختیار من بگذارید،ممنون میشم
شماره بنده 09331717387 هست،اگر بشه لطف بزرگی کردین،سپاسگذارم
نادر.. در ۷ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۵۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶: