... در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱ - سر آغاز:
نقش من از چشم تو آواز داد
که منم تو تو منی در اتحاد
شگفت انگیزه این درجه از تخیل شاعرانه! اینکه نقش شما در چشم کسی که روبروتون ایستاده با شما حرف بزنه!
احمد در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۱:
این غزل شاهکار وحشی بافقیه
انقدر این غزل از لحاظ محتوایی سنگین و پرمحتوا هستش که باید واسه فهم دقیق هر بیت این غزل حداقل یک سال وقت گذاشت...
فوق العاده زیباست...
نیکو در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳ - زکات زندگی:
شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردنست . روز ستاره تا سحر تیره به آه کردنست . یعنی شکایت ترا فقط به ماه می کنم و روز و ستاره شب و سحر رو نادیده میگیرم و به آه تیره و تار می کنم . این هم اگر جه شکوه شحنه به کردنست
برگ بی برگی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:
آمد شراب آتشین ای دیو غم کنجی نشین
ای جان مرگ اندیش رو ای ساقی باقی درا
شراب آتشین کنایه از آب زندگانی و دیو غم کنایه از من های ذهنی است چرا که این دیو کاری بجز آفرینش غم و درد ندارد گرچه پیروی از من ذهنی در ظاهر شادی موقت و کاذب به انسان دست میدهد ./ جان مرگ اندیش هم کنایه از هم هویت شدگی ها و من های ذهنی انسان است که موجب نیستی و فنای انسان میشوند و ساقی باقی کنایه از زندگی ، هشیاری و فضای یکتایی یا خداوند میباشد .
آقای پرویز شهبازی در گنج حضور به زیبایی استعاره و کنایه های غزل های مولانا را شرح میدهد .
برگ بی برگی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:
با درود به آقای ابوالحسی ، به نکته خوبی اشاره فرمودید و در ادامه میدانیم آن نی شخص
مولانا میباشد که بانگ و نوا را که از سوی اوست به جهانیان منتقل میکند .
بشنو از نی چون شکایت میکند / از جدایی ها حکایت میکند
موفق و در پناه حق باشید
Jafar Jafarzadeh در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۱۲:
«که از چرخ گردان پذیرد فریب
که او را نماید فراز و شیب»
که گمان دارم باید«فراز و نشیب »باشد
محمد الهی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۵ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۵ - در بیان اینکه خودی از عشق و محبت استحکام می پذیرد:
منظور از بطحا خانه کعبه است چه ته دره را بطحاء می نامند که خانه کعبه در آنجاست. مراد از ساقی بطحا حضرت رسول است.
مست چشم ساقی بطحاستیم در جهان مثل می و میناستیم
ما مسلمانان مانند شیشه شراب (مینا) هستیم که شراب درون آن حضرت رسول است و هر کس به شیشه می نگرد شراب درون آن را می بیند.
۷ در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
روی تو خوش می نماید آینه ما
روی تو زیبا جلوه میکند در دل و دیده ما
یا: دیدن روی تو حال مرا خوش میکند
کآینه پاکیزه است و روی تو زیبا
زیرا چشم و دل من پاکیزه است(زنگار و کینه ندارد) و روی تو هم نورانی و زیبا.
تماشاگه راز در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷:
بیت ششم شیخی که خانقاه ندارد اشاره ای به خود حضرت حافظ است
مسعود در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
با سلام و احترام
از توضیحات و نحوه ی بیان دوست عزیزی بنام رضا بسیار لذت بردم،از ایشان خواهش میکنم اگر ایمیل یا آدرسی از خودشون دارن مرقوم بفرمایند تا با ایشان در ارتباط باشم و از اطلاعاتشون بیشتر استفاده کنم.با تشکر از همه مخصوصاً مدیر و مسوولان محترم گنجور
۷ در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
لعبت:عروسک
خوشگل/امروزه هم در اشاره به زنان خوشگل عروسک گویند.
عجب عروسکی:چه دختر(زن) نازی
1-لعبت زیبا اگر ترش ننشیند
خوشگل خانم اگر بر ابرو گره نیندازد
2-مدعیانش طمع کنند به حلوا
هر مرتیکه ای هوس شیرینی میکند.
یعنی بچه خوشگل اخم و تخم نکند هر بی سر و پایی هوس کام گرفتن از او به سرش میزند
کمال داودوند در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۲:
در این جا در مصرع سوم کعبه به معنی جاءیکه مسلمانان به آن سجده شکر خدا میکنند
جمع این رباعی از 5415
یاسین در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:
نوش لب لعل تو، قیمت شکر شکست
چین سر زلف تو، رونق عنبر شکست
انوری ابیوردی
الهام در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
لعبت شیرین اگر ترش ننشیند
مدعیانش طمع کنند به حلوا
معنی این بیت چیه؟
فاطمه در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ امیر معزی » غزلیات » شمارهٔ ۵۳:
به نظر ور غمزه ی غمازش ....صحیح باشد
مسلم در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:
ماجرای عاشق پیامبر شدن است ماجرای عاشق شدن برای کسی است که قطب عالم هستی است که جمادات نیز عاشق او هستند و از یمن وجود او آه می کشند و ماجرای چوب حنانه که تکیه گاه رهبر عالم در سخنرانی ها بود وقتی منبری ساخته شد از فراق رسول خاتم آه بلندش را همگان شنیدند
پس چرا ما عاشق او نیستیم زیرا ولایت اهل بیت علیهم السلام است که سر منزل مقصود و رسیدن به مقام لیلة القدر می رساند
پس شما نیز که خود را انسان می نامید انسانیت شما به عاشق اوین وجود هستی و طریق الی الله است
کمتز ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو
همایون در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۷:
آشنایی با معنیها و معنوی بودن انسان را به ورای هستی و واقعیت میبرد و پروازی حقیقی را برای او ممکن میسازد که پرواز پرندگان در برابر آن بی معنی و خوار میشود زیرا آن پروازی است بر فراز جهان و آن چه که نقش هستی دارد و پرواز پرنده بال زدنی در هوا بیش نیست
عرفا و بزرگواران ایرانی که روان شناسان حقیقی و اولیه اند و جلال دین مقام بالا و برتر را در این میان دارد پی برده اند که هستی قابل درک و فهمیدن نیست و این انسان است که با معنی کردن جهان به صورتهای گوناگون آنرا مورد شناسائی قرار میدهد و مجموعه دانش خود را در کتابهای دینی خود فراهم میآورد و هر بار نیز آفریننده جهان را با صفات و ویژگیهای متفاوتی مورد پرستش قرار میدهد و یا منکر خدا گردیده و با اندازه گیری پدیدهها به شناخت علمی روی میآورد که در هر صورت اعتراف دارد که دنیا از جنس فهمیدن نیست و همواره نقشی تازه پیش روی او پدیدار میگردد که تا کنون نمی دانسته است
در این میان آنکه با معنی کار دارد سرنوشتی دیگر دارد و اولین دست آورد او آن است که پی میبرد معنیها کوچک و بزرگ اند و در سلسلهای از اهمیت جای دارند، پس اولین کار پی بردن به ارتباط معنیها و بالا و پایین بودن آنها است
هرگز دانشمندی پیدا نمی شود که سیاه و سپید را یکی بداند ولی برای عارف این دو هیچ فرقی ندارد همین طور هیچ مذهبیای نیست که خیر و شر را یکی بداند و هیچ بی خدایی نیست که شادی و غم را برابر بشمارد و هیچ دنیا دوستی، سود و زیان را یکی نمی داند
عارف اما دنیایی را میشناسد که در آن معنیها با صافی و صداقت که از من و ما فارغ اند و اندازهها نه فیزیکی که معنایی اند، و در این دنیا بودن، به آسانی این توانائی را به همراه میآورد که آتش در همه مفاهیم پنهان شده در مغز همه جور آدم بزند
و حقیقتا هم بر هم زدنهای این چنین در عالم معنی روی میدهد و گر نه دنیای واقعی خود هر ثانیه کاملا زیر و رو میگردد و خورشیدها نابود میشود و کهکشانها به هم میریزد و نیازی به کس ندارد که آنرا به هم بزند
عارف که دل را میشناسد و حق را حس میکند و یگانگی را چون شراب سر میکشد و زیبائی را چون دلبری در کنار خود دارد و خورشید عشق در دل اوهر لحظه برقی و آذرخشی تازه میجهاند به آسانی میتواند فکر کودکان را هر طور که بخواهد در هم بریزد زیرا نویی و خرمی را همیشه در وجود خود دارد و هر روز جهان را با چشمی نو نگاه میکند
و با رویدادها و اخبار به واقعیتها نگاه نمی کند بلکه به آنها جهت و معنی میبخشد زیرا کار با معنیها را میداند و با آنها ارتباط بر قرار کرده است
سام مجد در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۱۳ - سخنپرداز:
ظاهراً ایرج هم اجرایی از این کار (البته در کنسرت و نه به شکل آلبوم) داشته، دوستان اگر دسترسی دارید، لطفاً لینک این اجرا هم به اشتراک بگذارید.
علی در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲۱:
خسته نباشید و با سپاس
میتونید من رو توی معنی بیت 10 (چو ز افتاب زادم...) کمک کنید
و ایا بیت ششم از لحاظ معنایی به بیت 5 مربوطه؟
احمد در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۹: