گنجور

حاشیه‌ها

علیرضا در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷ - ترانه جاودان:

سلام.
دو بیت از متن این شعر در فیلمی به نام «آقای هالو» با بازی علی نصیریان و عزت الله انتظامی توسط خواننده‌ای ناشناس و با تکنوازی تار اجرا شده است.

امیر اصغری در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

بیت سه
"کآشنایی" درست است.

امیر اصغری در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

بیت پنج؛ درستش این است؛
در اشک گرم غرقم و بُنگاه سوخته
کس دید غرق سوخته بُنگاه زیر آب؟

امیر اصغری در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:

بیت پنج؛
من ز خیره کُشِ فراق هنوز...
از درست نیست

امیر اصغری در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

بیت سه، مصرع دو
یاسج درست است.

امیر اصغری در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

بیت آخر؛ مصرع اول: "خاقانی را"
مصرع دوم؛ "کس مبیناد چو تو..."

امیر اصغری در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

گل به نیل تو ندارم من و... / "گِل به بیل تو..." درست است.

امیر اصغری در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

بیت 9، کلمه قافیه کردار است، د به آن چسبیده اشتباهاً.

امیر اصغری در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

در بیت سوم، "برداشتی ام" اگر بنویسید، اشتباه نمی خواند خواننده.
در بیت پنجم هم، حانوتیه صحیح است، که به معنای میکده است. حرف شاعر هم در این ابیات، حرف از می و میکده است. در تصحیح کزّازی هم حانوتیه آمده.
بعد، در مصرع اول همین بین پنجم، بین "شو" و "نیز" باید فاصله باشد، دو کلمه اند.

امیر اصغری در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

بیت دو، مصرع دو
"گلها نشکفتند" باید باشد، ت افتاده.

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:

سرمد گرامی
ارجاعتان میدهم به مقدمه استاد قزوینی بر دیوان حافظ.
:شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است
آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش

آیدین در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۰:

میخواستم یکم توضیح واضح بدین که بیت اخر مقصود و معنیش چیه؟

niloofar در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۷۲:

سلام من یک بیت از این غزل رو دیدم و دنبال کل غزل بودم که اینجا پیداش کردم اما عینا این غزل در همین سایت منسوب به امیر خسرو دهلوی هم ذکر شده( غزل شماره408) با این تفاوت که به جای تخلص خواجو خسرو اومده کدوم درسته؟؟

جاوید مدرس اول رافض در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:

******************************
شرح غزل شماره 186 حافظ
******************************
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
(مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
******************************
1- گر می فروش حاجت رندان روا کند
ایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند
***‏
معنی معمول: اگر پیر می فروش،نیاز رندان را برآورده کند(یعنی به آنان شراب بدهد!) خداوند گناه ‌می‌گساران را می‌بخشد و از آنان دفع بلا می‌کند.
**********************************
2- ساقی به جام عدل بده باده تا گدا
غیرت نیاورد که جهان پربلا کند
***
معنی معمول: ای ساقی به همگان جام مساوی بده تا در این میان،درویش از روی رشک و حسد فتنه و آشوب برپا نکند. جام عدل،یعنی پیمانه‌ای که محتوای آن در هر نوبت یکسان و برابر است.
**********************************
3-حقا کز این غمان برسد مژده امان
گر سالکی به عهد امانت وفا کند
***‏
معنی معمول: اگر پویندگان وادی عشق،در حفظ امانت به عهد خود وفا کنند،به یقین مژده‌ی رهایی و آسودگی از غم و محنت خواهد رسید. درباره‌ی این امانت بنگرید به شرح غزل 184،بیت سوم.
آسمان بار امانت نتوانست کشید/ قرعه کار به نام من دیوانه زدند
**********************************
4- گر رنج پیش آید و گر راحت ای حکیم
نسبت مکن به غیر که این‌ها خدا کند
***
معنی معمول: ای دانشمند،رنج و آسایشی که در زندگی پیش می‌آید،همه از جانب خداست؛آن‌ها را به‌ دیگران نسبت مده.
**********************************
5- در کارخانه‌ای که ره عقل و فضل نیست
فهم ضعیف رای فضولی چرا کند
***‏
معانی لغات:
کارخانه :اینجا قلم صنع و آفرینش است
***‏
معنی معمول: آفرینش،کارگاهی است که عقل و دانش به آن راه ندارند؛بنابراین عقل و خرد ناتوان انسان‌ چرا کنجکاوی و فضولی می‌کند؟
**********************************
6-مطرب بساز پرده که کس بی اجل نمرد
وان کو نه این ترانه سراید خطا کند
***‏
معانی لغات:
پرده ایهام دارد اینجا پرده های موسیقی است
***‏
معنی معمول: ای مطرب،آهنگی بنواز(تا شاد باشیم)زیرا که هیچ کس بی‌اجل نمی‌میرد،و کسی که این‌ ترانه را نسراید،خطا کرده است. (این ترانه،همان اعتقاد به فرا رسیدن اجل است.یعنی کسی که به‌این اصل معتقد نباشد که کسی بی‌اجل نمی‌میرد و در نتیجه شادی نکند،راه خطایی رفته است! )
**********************************
7-ما را که درد عشق و بلای خمار کشت
یا وصل دوست یا می صافی دوا کند
***‏
معنی معمول: ما را که درد عشق و بلای خمار کشت یا دیدار دوست یا شراب صاف،معالجه می‌کند. علاج درد ما یا شراب صافی یا دیدار دوست است.
**********************************
8-جان رفت در سر می و حافظ به عشق سوخت
عیسی دمی کجاست که احیای ما کند
***‏
معنی معمول: عمر در سر شراب رفت و حافظ در آتش عشق سوخت!مسیحا نفسی کجاست که ما را دوباره‌ زنده کند؟ عیسی دم،یعنی آن که مانند عیسی با نفس خود مردگان را زنده کند.
**********************************
تهیه تدوین :جاوید مدرس ( رافض)
**********************************

مجید در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:

درود بر همه گرامیان
جای شگفتیست که برخی از هواداران "یک پیکرند" (نه همه شان) صرفا با پافشاری بر استنباط شخصی خود و حتی در مواردی با جسارت به ساحت استاد فروغی خواسته‌اند درستی نظر خود را اثبات کنند!
البته بنده منکر این نیستم که مصحح ارجمندی چون جناب فروغی هم ممکن است به خطا بیافتند، ولی چنین نقدی بر ایشان نیازمند استدلال ادبی‌ست، نه بکار بردن اتهاماتی چون "گلپری جون"!!
و اما درباره صحت "یکدیگرند" دوست ارجمندمان (با نام مستعار "هموطن") سخن آخر را فرمودند و دیگر جای رد "یکدیگرند" و اصرار بر "یک پیکرند" نمی‌ماند (مگر با استدلالی قوی‌تر از نظر چندین ادیب ارجمند که نامشان برده شد).
بنده هم در تایید "یکدیگرند" می‌خواستم این را اضافه کنم که؛ استاد بهرام مشیری یکجا سخنی قریب به این مضمون فرمودند که "شاعر ، فیلسوف نیست تا بخواهد استدلال و انطباق کند! شاعر با زیبایی کار دارد".
حالا "یک پیکرند" هم اگرچه ممکن است مفهوم را سرراست‌تر و سطحی‌تر از "یکدیگرند" برساند، ولی هرگز زیبایی "یکدیگرند" را ،چه از لحاظ وزن و چرخش الفاظ در دهان و چه بجهت اشاره‌ی غیرمستقیم به "بدن و پیکر" را ندارد.
"یکدیگرند" هم همان معنای اعضای یک "پیکر" را به ذهن متبادر می‌کند، اما بسیار زیباتر و شاعرانه‌تر، بدون اینکه اسمی از "پیکر" برده باشد.
درود بر همه دوستان موافق و مخالف.

جاوید مدرس اول رافض در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵:

******************************
شرح غزل شماره 185 حافظ
*****************************
وزن : فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
(رمل مثمن مخبون محذوف)
******************************
1- نقدها را بود آیا که عیاری گیرند
تا همه صومعه داران پی کاری گیرند
***‏
معانی لغات:
نقد: سکّه ، وجه رایج ، زرو سیم مسکوک رایج.
عیار:سنجش ارزش نامعلوم به وسیله مقایسه کردن با ارزش معلوم و تعیین بهای واقعی آن ، آزمایش وبه دست آوردن ارزش واقعی چیزی
صومعه داران : خانقاه داران ، صوفیان عابد سطحی و قشری .
***‏
تأویل عرفانی:چالشی بین رهروان ریایی و زاهد نما و سالکان راستین را در راه عشق حقیقی مطرح میکند که اگر واقع بینانه بین این دو گروه معیاری راستین را در نظر بگیرند صومعه داران کذایی و کذاب باید دکان تزویر و ریایشان تخته کنند.
***‏
معنی معمول: آیا این امکان وجود دارد که ارزش ها راواقعی ارزیابی کنند تا دیر نشینان ریایی به دنبال کار دیگری بروند .
**********************************
2- مصلحت دید من آن است که یاران همه کار
بگذارند و خم طره یاری گیرند
***‏
معانی لغات:
مصلحت دید : صلاح دید ، صواب دید .
خم طرّه یار: حلقه و منحنی چین و شکن زلف محبوب که بر روی پیشانی ریخته .
***‏
تأویل عرفانی:در ادامه بحث بیت قبلی میگوید رهروان راستین وسالکان طریق عشق بحث و مجادله بین
زاهدان دروغین و خود را کنار بگذارند پیوسته بسته به سلسله عشق محبوب ازلی باشند
***‏
معنی معمول: من چنین مصلحت می بینم که دوستان دست از همه کارهایشان کشیده و به زلف نگاری چنگ بزنند.
**********************************
3-خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقی
گر فلکشان بگذارد که قراری گیرند
***‏
معانی لغات:
حریفان : هم پیاله ، دوستان و هم قطاران ، یاران .
***‏
تأویل عرفانی:سالکان راستین پیوسته در طریق صواب هستند و در زمره سلسله بندان محبوب واقعی
و مشکلات عشق و بلیه های آن بیقرار طی طریق میکنند.
***‏
معنی معمول: یاران چه خوب وبه ساقی تعلق خاطر پیدا کرد ه اند ، اگر گردش روزگار به آنها مجال آرامش و قرار بدهد!
**********************************
4-قوت بازوی پرهیز به خوبان مفروش
که در این خیل حصاری به سواری گیرند
***‏
معانی لغات:
بازوی پرهیز: ( اضافه تشبیهی ) پرهیز به بازو تشبیه شده .
خیل : اردوگاه ، لشکر .
حصار:قلعه و دژ و مکانی که با دیوارهای بلنداحاطه و محصور شده باشند، دیوارهای بلند اطراف یک محوطه .
***‏
تأویل عرفانی:باز با خطاب بر زاهدان خشک و ریایی و کذایی میگوید که بر سالکان عاشق و راستین فخر فروشی مکن که اینان خود در زمره وارستگان و قوی پنجگان مبارز با نفس اماره هستند.و مسلط بر آن.
***‏
معنی معمول: زور بازوی پر هیزگاری خود را به رخ خوبرویان مکش که لشکریان خوبرویان دژی را، با یک سوار مسخّر می کند .
**********************************
5-یا رب این بچه ترکان چه دلیرند به خون
که به تیر مژه هر لحظه شکاری گیرند
***‏
معانی لغات:
بچّه ترکان : بچه های ترک نژاد .
دلیر : بی باک ،د لدار ، نترس .
***‏
تأویل عرفانی:باز افاده معنی بیت قبلی با صورتی دیگر را بیان میکند.
***‏
معنی معمول: خدایا! این ترک بچگان در خونریزی چه ورزیده و گستاخند! هر لحظه با تیر مژگان خود یکی را از پای در می آورند
**********************************
6-رقص بر شعر تر و ناله نی خوش باشد
خاصه رقصی که در آن دست نگاری گیرند
***‏
معانی لغات:
شعر تر : شعر آبدار و فصیح وتازه و شاد و شیوا .
نگار: محبوب و معشوق خوش نقش و زیبا روی .
***‏
معنی معمول: رقصیدن به همراه شعر لطیف ونوای نی خوش است به خصوص که در آن رقص ، دست نگاری را هم گرفته باشند .
**********************************
7- حافظ ابنای زمان را غم مسکینان نیست
زین میان گر بتوان به که کناری گیرند
***‏
معانی لغات:
اَبنای زمان : اَحفاد و اَخلاف زمانه ، پسران روز گار ، مردم زمانه
***‏
تأویل عرفانی:مردم زمانه توجهی به سالکان راستین ندارند و به مشکلات آنها توجهی نمیکنند.و دنبال زاهد ریا یی هستند . رهروان راستین بهتر است از این مردم توقعی نداشته باشند
***‏
معنی معمول: حافظ ، مَردُمِ زمان ، غم بی نوایان بدل را ه نمی دهند و مسکینان بهتر است که از آنها دوری کنند.
**********************************
تهیه تدوین: جاوید مدرس رافض)
**********************************
نظری بر: شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
از مفاد ایهامی ابیات این غزل چنین بر می آید که تاریخ سرودن آن پس از گرفتن و کور کردن امیر مبارزالدین محمد توسط فرزندانش باشد. شاعر در مطلع غزل را بازگو یی و بزرگترین خواسته و آرزوی خود شروع می کند. او در ایام حکومت محمّد مظفّر محتسب ، توسط صوفیان ریا کار زمانه بسیار تحقیر شد و گردش ایام به ضرر او و به سود متولیان شریعت خانقاه بود، به این سبب شاعر آرزو می کند که آیا کسی پیدا می شود که سره از ناسره تمیز داده و صومعه داران متظاهر را باز شناخته و دکان ریای آنها را ببندد تا این زاهدان دروغین به کار دیگری غیر از دین فروشی بپردازند ؟
آنگاه با دور نمای خوبی که از دست به دست شدن حکومت مشهود است بوی آزادی را استشمام کرده و می گوید در حال حاضر هیچ کاری بهتر از این نیست که یاران وحریفان دست از کار بکشند و به عیش و نوش و خوشی بپردازند . شاعر در بیت سوم با شناختی که از فرزندان محمد مظفر دارد می گوید این برادران خیلی خوب بر او ضاع مسلط شدنداگر چشم بد و گردش ناهنجار رزوگار بگذارد که به صلح و آرامش روزگار بگذرانند ازمفاد این بیت چنین بر می آید که حافظ کما هو حقه جماعت آل مظفر را خوب می شناخته و به خوبی از نفاق چند دستگی آنها آگاهی داشته و اینکه به حکم ضرورت زمانه یکی را بر حسب ظاهر می ستاید نباید به پای دنیا دوستی و ساده لوحی اونوشته شود .
در بیت چهارم حافظ به شاه شجاع که هنوز سیاست کشور دارایاو را عملاً ندیده و در نیافته تلویحاً نصیحت کرده و می گوید تو دیگر مثل پدرت دم از تقوی و پرهیزگاری و تظاهر مزن که مردم این زمانه باهوش تر از آنند که گول چنین رفتاری را بخورند و رندان روزگار هر یک با لشکری برابری می کنند . شاعر در بیت پنجم ، جنگ و گریزها و پیکارهای مداوم سلاطین ماضی و مدعیان امروزی حکومت ر ا از مد نظر گذرانده و می فرماید خدا این ترک زادگان یعنی این فرزندان امیر مبارزالدین که از طرف مادری بعضاً به ترکان قراختائی می رسیدند چه متهوّر و بی باک و ماجرا جویند که دایم در صدد زدو خورد و برتری جوی ی اند .
دربیت ششم شاعر باز به عقیده باطنی خود که در بیت دوم این غزل آمده است، بر می گرددو عیش ونوش وخوشی را در این ایام روزگار بر هر کار دیگری ترجیح میدهد و به دنبال آن خطاب به خود می فرماید : که این فرزندان ابن الوقت روزگار هیچوقت دلشان به حال مردم زمانه نمی سوزد . آنها در فکر خوشگذرانی وکامروایی خودند و چه بهتر که مسکینان وتهیدستان به امید بهبودی ننشسته و از آنها کناره جویی کنند و شگفت آنکه گردش روز گار مجال چنین کاری را به حافظ نداده و به دلایلی که بر ما معلوم نیست در زمان شاه شجاع به کار دیوانی مشغول و خود را در سرنوشت حاکم وقت مرتبط می سازد.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

پرهام در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰:

درود بر ME
در پاسخ به شما، آیا معادل سازی ترجمه‌ی پارسی خیام از اجرای ام‌کلثوم در جایی یافت می‌شود. من بسیار ازپی‌اش گشتم و چیزی نیافتم.

حمید در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۹ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » ای گلفروش ...:

سلام من احساس میکنم سالها قبل شعر را به این صورت جایی خواندم اگر اشتباه هست بفرمایید
گل چیست هدیه فرستاده از بهشت مردم کریم تر شود اندر نعیم گل
برای من جالبه بدانم که این اشتباه هست یا صحیح

هادی در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:

به نظر شما این یک ضعف نیست که یک اثر هنری اشکال ادبی داشته باشه و بعد از سالها توسط مردم عادی قابل نقل و رفع ایراد و ابهام بشه
من تا حالا در اشعار استاد شهریار به چنین چیزی برخورد نکردم البته هیچ کس نتونسته ایرادی پیدا کنه!

احسان در ‫۷ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸:

این شعر را استاد شجریان در آلبوم هست شب به همراه سنتور استاد مشکاتیان اجرا کردند. ((آلبوم های قاصدک و هست شب استاد شجریان که به تازگی در خارج از کشور منتشر شدند ))

۱
۳۰۶۶
۳۰۶۷
۳۰۶۸
۳۰۶۹
۳۰۷۰
۵۷۱۷