زهرا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۵ - فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماع:
با سپاسی ازجناب قنبریان،بسیار زیبا تفسیر کردید
محمد طهماسبی دهنو در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۵:
به نام خدا
شرح ابیات را از زبان دکتربنفشه بزرگ خدمت دوستان عرض میکنم
می پرست ایجادم ، نشئهی ازل دارم
همچو دانهی انگور: شیشه در بغل دارم
شرح : وجود و ایجادم از ازل سرشار از جوشش معرفت حق و بلکه خود حق بوده است و ماند یک دانهی انگور هستم که تمام وجودم مثل شیشهای پر از «جوشنده شراب حقیقت» است.
بیت دوم
گر دهند بر بادم ، رقص میکنم ، شادم
خاک عجز بنیادم ، طبع بیخلل دارم
شرح : اگر مرا نابود سازند ، هیچ غمی نیست و من کاملاً در مقابل حق تسلیم هستم و به واسطهی اینکه وجود روحانی من خلل پذیر و نابود شونده نیست ، میرقصم و شاد هستم
بیت سوم
آفِتاب در کار است ، سایه گو به غارت رو
چون منی اگر گم شد ، چون تویی بدل دارم
شرح : آفتاب (کنایه از نور دل عارف برحق) می درخشد و بنابراین گو که سایه از بین برود که اگر سایه از بین رفت به جای آن توی باقی و جاودانه را دارم
بیت چهارم
معنی بلند من ، فهم تند می خواهد
سیر فکرم آسان نیست ، کوهم و کُتل دارم
شرح : فهمیدن معنی هستی و وجود من درک و فهم بسیار زیادی لازم دارد و نمیتوان به سادگی رموز اندیشه ی مرا پی برد، زیرا که اندیشهام چون کوهی عظیم است با کتلهای زیاد که برای رسیدن به قلّهاش باید از این کتلها عبور کرد
بیت پنجم
از منی تنزّل کن ، او شو و تویی گل کن
اندکی تأمّل کن ، نکته محتمل دارم
شرح : از منیّت نزول کن و کلاً آن را رها کن ، و وقتی رهایش کردی تلاش کن که «او» شوی و اگر به فرض؛ «او» شده باشی؛ «خودش» میداند چه کند : «توئی» گُل کند یا هر کار دیگر … ، و روی این مطلب گفته شده عمیق شو و تأمّل کن و بدان که از بیان این سخن ، معنی و نکتهای را برای تو در نظر دارم
بیت ششم
حق برون زِ مردم نیست ، جوش باده بی خم نیست
راه مدّعا گم نیست ، عرض مبتذل دارم
شرح : جوشش بادهی حقیقت ، خارج از کلّ خلقت بشری (که در این بیت به «خُم» تشبیه شده) نیست و این مطلب را در حَدِّ شُما کودک فهمان بیان کردهام و آن قدر مطلب را پایین آوردم که شما خوانندهی مثلاً «فهیم»!، اندکی از آن را بفهمید ، و البتّه این سخن من ادّعا نیست.
پ.ن.:(در این رابطه حضرت «مولانا جلال الدّین محمد بلخی» نیز میفرمایند
چون سر و کار تو با کودک فتاد – پس زبان کودکی باید گشاد
همچنین جناب «ابو شکور بلخی» نیز اینچنین سرودهاند:
این که میگویم به قدر فهم تُست- مُردَم اندر حسرتِ فهمِ دُرُست)
بیت هفتم
دل مشبک است امروز ، از خدنگ «بیداد»ت
محوِ لذّتِ شوقم ، شَأنی از عَسَل دارم
شرح : دل من مانند موم عسل از بیعدالتیات سوراخ-سوراخ شده وَ آن چنان از شوق سرشارم که وجودم مانند عسل شده است.
بیت هشتم
سنگ هم به حال من ، گریه گر کند برجاست
بی تو زندهام یعنی : مرگ بی اجل دارم
شرح : زندگیام بدون حضرت حق مثل مرگ است و قبل از اینکه اجل من سررسد ، گویی که مُردهام و لذا اگر سنگ هم به حال من گریه کند ، کاملاً رَواست.
بیت نهم
ترک سود و سودا کن ، قطع هر تمنّا کن
می خور و طربها کن ، من هم این عمل دارم
شرح : اهل معرفت باش و از شراب معرفت مست شو که من هم از عمل به این روش به حق رسیدم و در این راه باید هر معامله و سود و زیان و داشتنِ هر آرزویی را ترک کرد. (حتّی اینکه: «تَرکِ آرزو» کرده ، را
بیت دهم
«بَحرِ قدرتـم «بیدل» ، موج خیز معنیهاست
مصرعی اگر خواهم سرکنم ، غزل دارم
شرح : ای «بیدل» ، اقیانوس قدرت من پُراست از امواجِ بلندِ معنی و اگر مثلاً بخواهم مصرعی بسرایم ، آن مصرع از شدّتِ جوششِ درونِ من خودبخود به یک «غزل» تبدیل میگردد.
محمد طهماسبی دهنو در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۵:
با تشکر از دوستان معنای انگلیسی
Verse 1:
Hemistich 1: My creation is found on “wine” and I am inebriety from pre-existence.
Hemistich 2: Like a “single grape” I have an armful of bottle glass.
Description: My existence and my creation, from eternity is fully loaded from ebullition of “truth wisdom”; or perhaps the “truth”. And I am like a «single grape» that the whole of its existence is filled from ardor wine of reality.
محمد طهماسبی دهنو در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۵:
می پرست ایجادم،نشئه ی ازل دارم
همچو دانه ی انگور شیشه در بغل دارم
بیدل اینجا میگه
وجود و ایجادم او خلقتم از ازل سرشار از جوشش معرفت حق و بلکه خود حق بوده و من مانند یک دانه ی انگوری هستم که تمام وجودم مثل شیشهای پر از جوشنده ی شراب حقیقتِ
خوشا به حال چنین شخص هایی که مستی حقیقی رو چشیدن
واقعا محشره
ShahRah در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
وزن شعر مستفعلن 4مرتبه است یعنی: بحر رجز مثمن سالم
و مصرع اول هیچ ایرادی ندارد.
می روی درست است.
محمد در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
بله دوستان مولانا قرن ها پیش از اشو درباره مرگ نفس گفته ولی چون بزبان شعر بوده درک آن مشکل است و تفسیرای گواگونی از شعرهایش میشود هرکس به اندازه خرد خود،مولانا اگر نوشته هایش و افکارش بجای شعر بصورت نثر بود شاید تمام حقیقت جویان دنیا از او بهره مندمیشدند.
من که شیفته ی این انسان شده ام امیدوارم به سطحی برسم که بتوانم اوو حرف هایش را درک کنم
عباس در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » قاصد:
لطفا صدایی که پخش میشه عوضش کنین خیلی بد داره میخونه لا اقل یه خانم یا صدای خود استاد شهریار یا صدای مجری اقای اعظمی رو بذارین این صدا خیلی ؟؟؟؟؟؟/
بیگانه در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » شعله سرکش:
چه قدر عالی و بدیع بود این غزل! مرحبا رهی گرامی!...
سلمان مختاری در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۱۸:
این قطعه رو حسام الدین سراج در فیلم توبه نسوح مخملبلف خیلی زیبا اجرا کردند.
سیداحمد در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:
مهین خانم
در مصراع دوم بیت دوم همان "رفتارم" درست است و "رفت دارم" وزن شعر را به هم می ریزد.
اجازه بدهید همان گونه که سعدی گفته، باقی بماند.
احمد در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان:
سلام، نوشته های آقا مهدی برگرفته از سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتی است که در تاریخ 9 اردیبهشت سال 1393 در سومین همایش تجلیل از چهره های برتر تبلیغ استان تهران در اداره تبلیغات اسلامی استان تهران برگزار شد می باشد.
نمی دانم منظور اشان چه بوده ولی بنظر می رسد این داستان هشداری است برای ما و عبادات ما ، چرا که خداوند برتر و منزه است از آنچه به وصف آید و .....
همه باید بترسیم که توصیف و عبادات ما ممکن به عبادت و توصیف شبان هم نرسد.
کعبه در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:
در بیت آخر به جای کلمه رنگ ، زنگ درست تر است زنگی و یا زنگیان همان سیاه پوستان است که به هیچ طریقی سیاهی از پوستشان زایل نمی شود
تماشاگه راز در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲:
معانی لغات غزل (202)
بود آیا:آیا امیدی هست، آیا ممکن است ، آیا روزی می رسد.
خود بین:خودخواه ، مغرور ، متکبر.
به صفای دل رندان :سوگند به صفای دل رندان.
صبوحی زدگان:نوشندگان شراب بامدادی.
مفتاح:کلید.
نامه تعزیت دختر زر بنویسید:مرثیّه نامه شراب را بنویسید ، تعزیت نامه شراب را نوشته و اعلام عزدارای کنید.
حریفان: هم پیاله ها.
گیسوی چنگ: تارهای چنگ.
مغبچگان: بچه مغان ، نوجوانان مغ میکده ها.
زلف دوتا بگشایند:زلف و گیسوی دو طرف سر خود را پریشان و دَرهَم کنند.
فردا: به زودی ، فردای قیامت.
ببینی فردا:به زودی خواهی دید، در قیامت خواهی دید.
که چه زنار:که چگونه زُنّار.
به جفا:به قهر وغلبه.
معانی ابیات غزل(202)
(1) آیا ممکن است که در میکده ها را گشوده ، گره از کار فروبسته ما باز کنند؟
(2) اگر (عده یی) برای رضای خاطرزاهد خودخواه بستند مطمئن باش که( عده دیگری ) برای رضای خاطر خدا باز خواهند کرد.
(3) سوگند به دل پاک و ضمیر روشن رندان که باده نوشان بامدادی چه بسیاری در ها بسته را با کلید دعا خواهند گشود.
(4 )در مرگ شراب ، تارهای چنگ را ببرید تاهمه نوجوانان خادم میکده گیسوان دوتای خود را پریشان کنند.
(5) سو ک نامه شراب را بنویسید ( و برخوانید) تاهم پیاله ها ، به جای اشک، خون از نوک مژه ها جاری کنند. (6) در میخانه را بستند. ای خدا را ضی مشو که در (برابر آن)در خانه ریا و فریب کاری باز کنند .
(7) حافظ، بزودی خواهی دید که از زیر این خرقه ریایی که بر تن داری چگونه با قهر و غلبه رشته زنار را باز می کنند (و بیرون می کشند ).
شرح ابیات غزل(202)
وزن غزل:فعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لان
بحر غزل: رمل مسبغ مخبون اصلم مسبغ
*
فخر الدین عراقی: بود آیا که خرامان ز درم باز آیی گره از کار فروبسته ما بگشایی
*
امیر مبارزالدین ، این مرد خشن و متعصب که خود در ایام جوانی شرابخوار بود پس از رسیدن به حکومت شیراز به حکم سیاست و مردم فریبی ، دستور بستن میخانه ها وخرابات را صادر و خلایق را به نماز جماعتکه خود در روزهای جمعه امامت آن را به عهده داشت فرا می خوانند تا طبقه روحانی و شیوخ و متولیان شریعت را که از باز نمودن میخانه ها در زمان شاه ابو اسحاق دل خوشی نداشتند راضی و همراه سازد . این غزل را حافظ به این مناسبت سروده و در دهان مردم انداخته ودر آن یک پیش بینی جالب نمده که به حقیقت می پیوندد.
حافظ در مطلع غزل خطاب به خود می گوید: آیا ممکن است این دارو دسته یی که در میخانه را بستند دوباره باز کنند وکار ما باده نوشان را سرو سامان بخشند؟ و بلافاصله در بیت دوم می گوید همانطور که این دارو دسته برای رضایت خاطر یک مشت متشرّعین ریا کار در میکده ها را بستند مطمئن باش که دارو دسته دیگری می ایند و برای رضای خاطر خدا دوباره آن باز می کنند. فاعل (بستند) با فاعل ( بگشایند) در این بیت دو شخصیت است و نمی تواند یک نفر باشد زیرا معنای شعر دچار تزلزل می شود و نمی توان تصور کرد که حاکم متعصبی ، در میخانه را برای خاطر زاهدببندد و بعد برای خاطر خدا باز کند. این پیش بینی چند سال بعد به وقوعد پیوست وشاه شجاع آب رفته را به جوی برگردانید . شاعر در بیت سوم به صفای دل رندان و درویشانی چون خودش ، با ایمان تمام سوگند می خورد که باده نوشان بامدادی به هنگام دعا ونماز سحر، از سر صدق و صفا از خدا می خواهند که این در بسته را دوباره باز کند و بازهم خواهد شد.
شاعر در بیت چهارم و پنجم در سلوک مرگ می ناب داد سخن داده و در بیت ششم که ضرب المثل را یج و ورد زبان مردمان ، به هنگام بر خورد با حاکمان متظاهر و ریا کار است از خدا می خواهد که حالا که ریا کاران در پناه مذهب در میخانه را بستند تو هم راضی مشو که در گشودن در خانه ریا موفقیتی حاصل کنند . و در بیت مقطع ، حافظ طبق روال احتیاط و سنت استتار همیشگی، خود را به جای طرف مقابل نهاده به خود خطاب می کند که این خرقه که برای تظاهر و مردم فریبی بر تن کرده و در زیر آن رشته زنار بسته یی به زودی از تنت بیرون خواهند آورد تا رشته زنّار آشکار شده آنگاه با قهر و غضب آن را باز کرده و تو را مفتضح خواهند نمود . طرف خطاب شاعر در این شعر ، امیر مبارزالدین است و همانطور که حافظ پیش بینی کرده بود پس از 4 سال حکومت توأم با سخت گیریهای فراوان به دست فرزندش کور و از سلطنت خلع گردید.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
Sousan Fatai در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱:
این بیت کاملاً دوپهلوست و ایهام دارد:
شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا
بر مُنتَهای همت خود کامران شدم
هم شکر خدا میکند و هم میگوید با همت و تلاش خودم، کامران شدم.
کمال داودوند در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸۰:
14716
مسعود هوشمند در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۵:
حافظ این غزل را به عنایت به مضمون بیت زیر:
از جان دعای دولت او می کنند خلق
یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن
که از ضیاء الدین خجندی شاعر شیرازی اوایل قرن هفتم هجری است به منظور گله و شکایت از شاه شجاع سروده است و صراحتاً در بیت ششم در قالب طنز اشاره به رفتار شاه شجاع که با رقیبان او گرم گرفته و نسبت به او بی اعتنا ست، دارد و در بیت هفتم بی اعتباری این دنیا را به او یادآور می شود و در بیت مقطع غزل با تضمین مصراع ضیاء الدین خجندی تقاضای ملاقات با شاه شجاع را می کند، به این معنا که برخلاف منظور ضیاء الدین خجندی برای دولت شاه دعا نکرده بلکه تقاضای ملاقات و تجدید دیدار دارد تا حضوراً آنچه را در ابیات ششم و هفتم این غزل سروده بازگو و از شاه شجاع بخواهد تا نسبت به او و خطّ مشی او روی موافقت نشان دهد.
ذکر این نکته ضروری است که حافظ مضمون بیت دوم این غزل را از خاقانی اخذ نموده است. خاقانی میگوید:
گر چشم ما گلاب فشان شد حق است از آنک دلهای ماست آینه گردانِ صبح گاه
شرح جلالی
۸ در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۵:
جناب قنبریان
تاسه اندوه است، دلتنگی ، بی قراری ، نگرانی، غم دوری از یار و دیار، تنگی سینه است و........
و نه تاس گرمابه
سفارش میکنم پیش از پرداختن به حاشینه نویسی مانای واژگان را در فرهنگ ها بیابید.
۷ در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۴۰:
نشسته در بر حافظ شبی به عالم خواب
ملول و غمزده دیدم به چشم خویشتنش
نظر به سوی من افکند و باب شکوه گشود
شنید این سخن آنگاه گوشم از دهنش
چرا از مردم کرمان یکی که اهل وفاست
به سر نمیگذرد هیچگه خیال منش
مگر نه بلبل دستانسرای کرمانم
چرا فسرده در این آشیان ویرانم
این شعر احمد سهیلی خوانساری است که دیوان خواجو را تصحیح کرده است.بیشترین و بزرگترین ادیبان.ایران از کرمانند و همه جور کتاب ترجمه و تصحیح کردند مثلا اژدهای هفت سر و کلاغ خبرچین_هفت عروس و هفت باجناق _از هفت شنبه تا دوشنبه-مار هفت خط و هفت دخترون_اسی پلنگ ابی مشنگ_دور ابرقو در هفتاد روز-از عجب شیر تا نرماشیر-دختر فندک فروش پسر آدم فروش-گوگوش و داریوش ابی و عموش
ولی یک بار هم نگفتند خواجو چه خبر?پاهات هنوز درد دارد?
بردار جان مدادت را زمین بگذار!
رضا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۹:
محسن چاوشی در آهنگ "صید جگر خوار" بخش هایی از این شعر را خوانده است.
رضا ساقی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۳: