امیرحسین بهراد در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۷ - در مباهات و نکوهش حسودان:
طبق قواعد عروض هجای آخر شعر نمی تواند کوتاه باشد پس رکن آخر فاعلات نیست فاعلن و بحر رمل مثمن محذوف می باشد.
لیلا در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۲ - خبر فرستادن کرشاسب پیش پدر:
درود. طبق لغتنامه دهخدا،زم نام رودخانه ای در مرو است و ناورد، گرد گشتن اسب چون دایره، جولان. البته به معنی نبرد هم هست. با توجه به این معانی، برداشت من اینه که: اسب با یک جست میتوانست از رودخانه زم بپرد و در جولان اینقدر تنگ می چرخید که گویی دور یک درهم می چرخد.
بیطرف در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
شعر پرمعنا، آهنگسازی فوق العاده،خوانندگی عالی با صدای عالی، همچنین کلیپ بی نظیر با حضور بانوی با شخصیت ایران خانم کرامتی. همه اجزا عالی. دوستانی که در مورد خواننده نظر می دهند و نسبت خانوادگیشون، استعداد چیزی نیست که از دکان خریداری کنید با سعی و تلاش هم بوحود نخواهد آمد امری است ذاتی حالا فرزند هر کسی که باشید آنجه در ذات شماست نمایان شخصیت و هویت کنونی شماست. آدمهای «قابل احترام» همیشه مورد حسادت بیشتر مردم هستند.
نورسعید هواسی در ۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۸۳:
با سلام
در بیت معروف این غزل در یک نسخه قدیمی از اشعار صائب اینطور بود
سرایی را که صاحب نیست وی را ، نیست معمارش
دل بی عشق می گردد خراب ، آهسته آهسته
به نظرم این ضبط با توجه به زبان غزلهای هندی ، بهتر آمد. کمااینکه معمار بودن ویرانی هم زیباست...
ف. قاسمی در ۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۹:
به نام خدا
ضمن تشکر از زحمات شما ، باخواندن مطالب ارسالی و اشاره بعضی عزیزان به سبک شناس بودن رهبری ،وظیفه دانستم عرض کنم بنده از پیش از انقلاب که دانشجوی ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد بودم و توفیق شنیدن سخنرانی های ایشات را داشتم به شدت تحت تاثیر اطلاعات ادبی ایشان ، به ویژه در زمینه اشعار سبک هندی بوده ام و از علاقه بسیار ایشان به صائب ، بیدل و اقبال و ... اطلاع دارم.
راحیل در ۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
اگر منظور از «کزین برتر اندیشه برنگذرد» را این بگیریم که تفکر ما کاملتر از صاحب جان و خرد بودن توصیفی برای خداوند نتواند یافت، 2 بیت بعد بیهوده به نظر میرسند. (که البته این استدلال متقنی برای چیزی که در ذهن دارم نیست اما فکر میکنم کنار هم قرار دادن این نکات، منظوری که من برداشت میکنم را استوارتر میسازد.) و از بیت چهارم است که شاعر بعد از توصیفاتش از خداوند، عجز خود را از رسیدن به ذات او بیان میدارد و پلهپله این عجز را روشنتر میسازد. «نیابد بدو -نیز- اندیشه راه» که کاربرد «نیز» در این مصرع اینطور تداعی میکند که این پلهی آخرین عجز شاعر است.
اما منظوری که در ذهن دارم و این نکات را به عنوان مقدمهای بیان کردم این است که به گمانم در بیت آغازین، شاعر از مصرع دوم این مقصود را دارد که اندیشهای برتر از باریتعالی بر آدمی گذر نمیکند. و در واقع «اندیشه» در مصرع دوم، اسم نکره است؛ «اندیشهای برتر از این (خداوند) خطور نمیکند» و به همین دلیل سخن خود را، که نتیجهی فکر و اندیشیدن اوست، با برترین اندیشهای که بر ذهنش میگذرد آغاز میکند. که در اینجا فعل «برنگذرد» به معنایی ست که در ابیات فردوسی و دیگر شاعران آمده و در نظرات دوستان و در لغتنامهی دهخدا، زیر «برگذشتن»، آمده است و به معنای «عبور کردن، رد شدن» است و شاهد چنین کاربردی بیتی از سعدی ست که: «چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی» که برای خیال فعل گذر کردن بدون متممی به کار رفته است.
نیما در ۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » مرغ سحر (در دستگاه ماهور):
مرغ سحر یعنی چه اصلا"
نادر.. در ۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱:
کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف
صد هزارش گردن جان زیر طوق غبغب است..
زنده باد...
شهروز کبیری در ۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱ - اندر ستایش سلطان محمود:
با درود
مرد با دین و رای، جناب مجیدالستی پیشنهاد به جایی داده اند. اگر این بخش از شاهنامه را به چند سرفصل تقسیم شود بهتر است.
ضمنا این ابیات دارای اشتباه تایپی هستند و رواست اگر تصحیح شوند:
برخشنده روز و بهنگام خواب
هم آگهی جست ز افراسیاب
شکل درست آن:
برخشنده روز و بهنگام خواب
همی آگهی جست ز افراسیاب
بکش در دل این آتش کین من
بیین خویش آور آیین من
شکل درست آن:
بکش در دل این آتش کین من
به آیین خویش آور آیین من
بیامد خروشان بتشکده
غمی بود زان اژدهای شده
شکل درست آن:
بیامد خروشان به آتشکده
غمی بود زان اژدهای شده
زجمشید تا بفریدون رسید
سپهر و زمین چون تو شاهی ندید
شکل درست آن:
زجمشید تا به فریدون رسید
سپهر و زمین چون تو شاهی ندید
چو خونریز گردد سرافراز
بتخت کیان برنماند دراز
شکل درست آن:
هم اکنون نسخ خطی و چاپی در اختیارم نیست و در اینترنت نیز چیزی نیافتم، اما بر آنم که این گونه باشد:
چو خونریز گردد سر سرافراز
بتخت کیان برنماند دراز
آبتین در ۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۰:
این شعر توسط استاد محمد رضا لطفی در آلبوم خموشانه نیز اجرا شده است.
نادر.. در ۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۹:
درود دوست عزیز
به راستی غزل نغزی است!
ای کاش سعادت حضوری بود و من هم بیت پسین را می خواندم..
بابک در ۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۹:
تاریخ دیدار را اشتباها 8 خرداد 96 نوشتم که بدینوسیله اصلاح میشود: 9 خرداد 97
بابک در ۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۹:
در دیدار روز هشتم خردادماه 96 شاعران با رهبر ایران، ایشان ضمن اشاره به این که در زندگی روزمره ما شعر خیلی رایج است و در یکی از فواتح یک بیت از این شعر را نوشته بودند و مردم ما حتی برای اعلام فاتحه هم از شعرهای زیبا استفاده میکنند و سپس بیت زیر را خواندند:
به صد دام آرمیدم دامن از چندین قفس چیدم
ندیدم جز به بال نیستی پرواز آزادی
عباس الاشعری در ۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۹:
در مورد بیت بالا یعنی بوحنیفه و شافعی که از ائمه ی فقهی اهل سنت هستند و در دین به درجه ی اجتهاد رسیده اند آنها نتوانستند در مورد عشق درسی بگویند و هرچه گفتند از عقل و نقل بود درحالی که عشق حالی است و قابل بیان نیست و اگر آنان با این همه ذکاوت روایتی در عشق ندارند و درسی نگفته اند پس هیچکس نمی تواند درس عشق را تقریر کند.به قول حافظ
بشوی اوراق اگر هم درس مایی
که علم عشق در دفتر نگنجد
abbas raee در ۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۰ - یاد کردن بعضی از گذشتگان خویش:
ظاهرا در بیت سی و نهم عنکوبت به جای عنکبوت آمده و اشتباه تایپی است. ممنون
سعید اسکندری در ۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۴۶:
پوست بفکند
محسن سعیدزاده در ۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰:
ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید
وجه می میخواهم ,و مطرب؛که میگوید رسید?
شاهدان در جلوه, و من شرمسار کیسهام
بار عشق و مفلسی صعب است؛ میباید کشید
قحط جود است؛ آبروی خود نمیباید فروخت
باده و گل از بهای خرقه ,میباید خرید
گوییا خواهد گشود از دولتم کاری ؛که دوش
من همیکردم دعا ,و صبح صادق میدمید
با لبی و صد هزاران خنده آمد گل به باغ
از کریمی گوییا در گوشهای بویی شنید
دامنی گر چاک شد در عالم رندی چه باک
جامهای در نیک نامی نیز میباید درید
این لطایف کز لب لعل تو من گفتم ؛که گفت؟
وین تطاول کز سر زلف تو من دیدم؛ که دید؟
عدل سلطان, گر نپرسد حال مظلومان عشق
گوشه گیران را ,ز آسایش طمع باید برید
تیر عاشق کش, ندانم بر دل حافظ که زد؟
این قدر دانم که, از شعر ترش خون میچکید
بیت اول – نشانه ها,حکایت ازآن دارد که : وقت میگساری وطرب رسیده است ومن دست خالی ام؛ چه کسی میتواند بگوید که وجه آن «رسید»
کنایه ازآنکه کسی برای وجه می ومطرب چیزی نمیدهد!
بیت دوم – بهار فرارسیده وشاهد ها درجلوه وخروش اند؛من اما تهی کیسه ام وقادر به پرداخت وجه نیستم.باراین مفلسی را کشیدن وعاشق بودن,صعب است اما من باید بکشم وچاره ای ندارم.
بیت سوم – درمیان این مردم این دوستان,قحطی جود وبخشش پیدا شده است ؛باید به کسی روزد وآبروی خودرا گرو گذاشت اما ازآنسو آبروهم نباید فروخته شود! چرا که باید آنرا به بهای خرقه بخرم ونمی ارزد که رقه بدهم وباده وشاهد ومطرب بستانم !
بیت چهارم – تنها راکار من, به انتظار اجابت دعا نشستن است.ازاین طریق گشایشی درکارم واهد افتاد.ازنیمه شب تا صبح صادق دعا کرده ام.
بیت پنجم – درنهایت به آرزوی ود رسیدم؛گل به باغ آمد بالبی شیرین وپرازخنده؛گویا شخص کریم وبخشنده ای به او چیزی گفته بود.
بیت ششم – گرچه من رند ام چاک دامن,و اما از طرف دیگر نیکنامانی هستند که گوشه جود آنان دامن مرا میگیرد.
بیت هفتم –به شعر خودش امتیاز میدهد ومیگوید نکته های لطیف گفتم؛چه کسی به این لطافت گفته بود؟
البته ناگفته نماند که :تطاولی که ازسر زلف تو دیده ام,نیز کسی ندیده است. وهمین دستمایه شعر من شده است .
بیت هشتم – سلطان این قلمرو,هرچند حالی از گوشه نشینان نمی پرسد؛ این درست اما, گوشه نشین نیز نباید طمع آسایش داشته باشد.
بیت نهم – نمیدانم ازکجا تیر خورده ,دل من؛ اما میدانم که ازشعر من ون میچکد!
چکیده دریافت من از این غزل :
جانهارا مثل اجسام,بهاری است ومیلی به گل وبلبل ومطرب ومی و...اما اینها همه ماهیّتا با بهار اجسام فرق میکند.برای تهیّه اسباب عیش جسم ,به می ومطرب وشاهد روی می آورند اما برای طرب جان به کناره گیری ازاینها باید پرداخت.هیچ کس نمیتواند برای رند عالم سوز وجهی جهت خرید اسباب عیش جان تدارک ببیند. در این جا قحطی جود هست ,وجارچی نمیگوید«رسید».
وجه پرداختی برای عیش جان دعای نیم شبی است؛ نقد رایج نیست.
یونس در ۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » سهندیم:
نظریمه هوشنگ جعفری آغ آتیم شعرین استاد شهریارین بو گوزل شعریننن ایلهام آلیب
کمال داودوند در ۷ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۷:
در این جا در مصرع دوم راغ به معنی مرغزار است
تولد امام حسن مجتبی علیه السلام بر گنجور یان مبارک باد
جمع این رباعی از 9669
امیرحسین بهراد در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱ - در یکتاپرستی و ستایش حضرت خاتم الانبیاء: