احمد در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » منظومهها » دل مادر » عروسی:
کوبر در قافیه یکی از ابیات در واقع کویر می باشد
خانه کشت ازگل... به نظر میاد خانه گشت از گل... باشه
روفیا در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶۵:
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند
روفیا در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶۵:
آینه هستی چه باشد نیستی
نیستی بر گر تو ابله نیستی
هستی اندر نیستی بتوان نمود
مال داران بر فقیر آرند جود
مسعود جمالی در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۶۶:
این رباعی یقینا از مولوی نیست و متعلق به ابوسعید ابی الخیر می باشد. در مورد خواننده نظر آقای مرتضا صحیح است و مرحوم محمودی خوانساری آن را خوانده بود. بصورت کارعمل در دستگاه شور اجرا کرده بود.
نادر.. در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:
بی خیالش مباد منظر چشم...
کاروان پرند در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳۲:
در مصرع دوازده کلمه شب از قلم افتاده است:
یک روز نیست صد روز، یک شب هزار شب نیست.
محمدامین در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷:
سلام و درود
بسیار زیبا و حکیمانه است.
ازین شعر برای ترجمه آیات 91 و 94 سوره شعرا و... بهره گرفتم.
روفیا در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶۵:
ور تو افلاطون و لقمانی به علم
من به یک تعلیم نادانت کنم
بسیار زیباست از آن روی که لازمه یادگیری فروتنی از نوع قلبی نه از نوع الکی است.
کسی که خیال می کند خیلی چیز می داند چیزی یاد نمی گیرد!
مراد از نادان کردن در نادانی افکندن نیست، همه نادان هستیم، مراد یادآوری نادانی مان است.
مجید در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۰ - در مدح صدر معظم فخرالدین محمدبن ابراهیم سری:
بیت 23، گویا واژۀ "مهی" به جای "مهمی" باید باشد.
علی اصغر در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۳۸:
معنای فارجه را پیدا نکردم.
احسان در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۵ - جواب:
چه فرح بخش است وقتی میای اینجا و می بینی یک بانوی عزیزی چون روفیا که کلامش بوی صفا می دهد، از همفکران یا از هم مسیرانِ توست ...
به گمانم استاد حسین الهی قمشه ای باید نقطه اشتراکمان باشد .. (البته حدس بنده است ، چون بوی سخنانِ ایشان و رهروانشان دقیقا چون کلامِ شماست)
یک از های هویت در گذشتن
دوم صحرای هستی در نوشتن ...
به گمانِ حقیر شاید همان بیت مولانا در داستانِ طوطی باشد :
من کسی در ناکسی در یافتم.
پس کسی در ناکسی در بافتم
روفیا در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:
شما این نیم بیت را چگونه می خوانید؟
تو یکی، نیی هزاری، تو چراغ....
یا
تو یکی نیی، هزاری، تو چراغ...
؟؟
محمدامین مروتی در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
شرح بیتی از حافظ
محمدامین مروتی
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
مشکل این بیت این است که گفته اند سالک نمی تواند از راه و رسم منزل ها با خبر باشد و حافظ باید می گفت مرشد یا مراد بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها، نه سالک. یا باید می گفت: که سالک "با خبر" نبود ز راه و رسم منزل ها.
خرمشاهی گفته است منظور از سالک سالک واقعی است که فی الحمله باید بداند و قبول کند که طی منازل بی رخصت پیر ممکن نیست. اما اگر سالک راه و رسم منازل را بداند که دیگر سالک نیست.
به نظر می آید که اگر نخواهیم در شعر حافظ دست ببریم –یعنی اگر "بی خبر" را به "با خبر" تبدیل نکنیم- شق پذیرفتنی تر این باشد که بگوییم سالم همان پیرِ طی طریق کرده و مجربی است که به واسطة سلوک، راه و رسم منزل ها را یاد گرفته است و لاجرم سخن او مُتبَع است.
محمد علی لطفی در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۷۰ - فاش کردن آن کنیزک آن راز را با خلیفه از زخم شمشیر و اکراه خلیفه کی راست گو سبب این خنده را و گر نه بکشمت:
به شرح پست قبلی لطفا.
مجید در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷۰:
در این بیت کلمه سلیمان اشتباه تایپی دارد. لطفا اصلاح بفرمایید
در قناعت همه اسباب به زیر قدم است
مور این دشت نخواهد ز سلیمان مددی
محمد ت در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:
با سلام
" بیگانه" جان!
اگر منظور شما بنده هستم باید عرض شود که با در نظر داشتن جلوگیری از آسیب دیدن دستگاهی که دریافت بنده از شعر بر آن بنا شده، باور کنید در گزیده گویی کوشش بسیار داشتم اما با توجه به آزموده ها در زمینه نوشتن، گزیدگی گویی بیش از این به پیچیدگی متن می انجامد و واهمه بر رساندن مقصود و یا کاستی در ارایه نظر.
اما در باره درستی یا نادرستی هر دیدگاه، می توان در گیرودار یک گفتمان ادبی داغ و بدور از کنایه و کابرد کلماتی که خدای نکرده بی نزاکتی گوینده را نمایندگی میکند بی آنکه کک کلمات نیشدارش پوست کلفت کسانی مانند بنده را بگزد ، و بدور از عصبانیت های کودکانه می توان گفته را بررسی کرده و به چالش کشید.
بیگانه جان! این تنها و تنها نظر یک خواننده است نه یک ادیب و به همان اندازه می تواند نادرست و ناپخته باشد. اما هدف از نوشتن اش با توجه به اینکه بنده تاکنون هیچ نظری با وجود احساس نیاز، بر اشعار حافظ تا اینجای کار نگذاشته بودم، تنها و تنها این بود که گستره ای جدید در برخورد با شعر حافظ را نشان بدهد که با پایه های زیبایی شناسی و ادبی در سطحی بالاتر از معنی شعر بایستد. البته این به معنی زیر تیغ پرسش بردن کوشش دوستان دیگر نیست چرا که بی تعارف تا کنون برای بنده بسیارسودمند بوده است.
بابک در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۰۵ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۷:
دوستان عزیز٬
من متوجه شدم که اون مصرع "این خط مقرمط نه تو خوانی و نه من", سروده ابوسعید ابوالخیر هست.
اونچه که خیام سروده همین است که ذکر شده:
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حل معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتوگوی من و تو،
چون پرده برافتد، نه تو مانی و نه من
رهگذر در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۰۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۹:
درود منهم با همون دلیل دوستان عزیز دیگه گذرم به اینجا خورد. فاطمه خانوم در پاسخ شما برای درک بهتر به چند بیت قبل ترش رجوع کنید.
حریفان! جام افسون تغافل چند پیمودن؟
بهار است از فراموشان رنگ رفته هم یادی
میگه در این بهار زندگی یادی هم کنیم از دچار مرگ شدگانی که رنگ زندگی از دست داده اند و بفراموشی سپرده شده اند
گرفتاری به قدر رنگ بر ما دام میچیند
ندارد غیر نقش بال و پر طاووس صیادی
اگر طاووس رو شکار میکنند بخاطر اون رنگ و نقش و نگاریه که روی بال و پرش داره. دامها برای رنگ هاست
به صد دام آرمیدم دامن از چندین قفس چیدم
ندیدم جز به بال نیستی پرواز آزادی
بخاطر این رنگها دامها و قفسها تجربه کردم.پس برای رهایی از همه اینها از قفس ها و دام ها باید با بال بیرنگی و بال نیستی پرید.مرگ همین دل کندن از رنگها و وابستگی هاست و پرواز آزادی.
فاطمه در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۹:
با سلام و ارزوی قبول طاعات
میشه این بیت شعر رو توضیح بدین با تشکر
به صد دام آرمیدم دامن از چندین قفس چیدم
ندیدم جز به بال نیستی پرواز آزادی
ایمان در ۷ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۹ دربارهٔ خلیلالله خلیلی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳: