گنجور

حاشیه‌ها

محمد_۱۳ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۷۲:

دقیقا همانگونه است که اقای ابراهیم بیان نمودند تمامی اشعار مولانا دارای باطن می باشند و در اصل مولانا در اشعارش تمامی کسانی که مدح انان را می گوید در حقیقت مدح خدا را مینماید که در انان تجلی یافته است.

رضا در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶:

به حُسن و خُلق و وفا کس به یار ما نرسد
تو را در این سخن انکار کار ما نرسد
این غزل نغزوزیبا برخلاف تصوّربعضی ازعرفان زدگانِ خودشیفته که درفنّ ِ بافندگیِ آسمان وریسمان مهارت فوق العاده ای دارند،یک غزلِ سیاسی،اجتماعیست ومعنای عرفانی ندارد. غزل درموردِ نفوذِ کینه توزان دردستگاه دولتی شاه شجاع، ومظلومیّت وکشته شدنِ وزیرباکفایت، دوست، همکار ورفیق صمیمی و قدیمی حافظ، خواجه قوام الدّین محمدصاحب عیاراست.
حافظ به مددِنبوغ خارق العاده ی خویش،به زیبایی وبامهارت رندانه ای که داشته، نام اورا دربیت پنجم آورده ومعنای نام وی رانیز دربیان شخصیّت او بکارگرفته است.
درموردِ این وزیرلایق وکارآمد درتاریخ آل مظفر آمده است که در سنه ی هفتصد و پنجاه ،امیر مبارزالدین محمد مؤسس آل مظفر و پدر شاه شجاع، محمدصاحب عیار را به ملازمت و وزارت منصوب گردانید و شاه شجاع نیز پس از جلوس به تخت پادشاهی او را به وزارت برگزید. وی پس ازدرخشش دردستگاه دولت شاه شجاع،مورد حسادت وغضبِ کینه توزان وحسودان دربارگرفت وقربانی دسیسه ی فتنه گران شد. حسودان که توفیق وپیشرفت روزن افزون اورابرنمی تابیدند متفقاً دست بکارشدند تادرنهایت وی درنظرشاه شجاع بکلّی تخریب ،سپس دستگیروزندانی شد ودرتاریخ 764 درزندان بطرز فجیعی به قتل رسید.
حافظ به رغم آنکه خودنیزبه سبب دوستی صمیمانه باخواجه صاحب عیار، درمظان اتّهام همدستی باوی بوده ، سکوت اختیار نکرده وبا شهامت تمام درمدح وستایش این وزیربا کفایت چندغزل ناب وقصیده سروده وعواطف درونی واحساسات خویش راابرازنموده است. ضمن آنکه حافظ مثل همیشه،مسئولانه با شجاعتی ستودنی دراین غزل، باایهام وکنایه واشاره،به شاه شجاع که تحت تاثیرکینه ورزان وحسودان قرار گرفته، کنایه های نکته دارزده وپرده ازحقیقتِ پاکدامنی ولیاقت وصداقتِ خواجه صاحب عیاربرداشته وهمگان رااز مظلومیّت وبیگناهی اور آگاه کرده است.
حُسن: زیبایی وجمال
خُلق: خوی وعادت،اخلاق وخصلت
انکار: تکذیب وحاشاکردن ،نادیده گرفتن
معنی بیت: هیچکس درداشتن زیبائیِ صورت وسیرت وداشتن خصلت های نیکو نمی تواند بایارما(خواجه قوام الدین) مقابله ورقابت کند تو(شاه شجاع) بهترازهمه می دانی که اوچه شخصیّت فرزانه ای داشته ونمی توانی چشم برروی حقیقت بسته واین نکته رامنکرشوی.
ز دلبری نتوان لاف زد به آسانی
هزارنکته دراین کارهست تا دانی
اگرچه حُسن فروشان به جلوه آمده‌اند
کسی به حُسن و ملاحت به یار ما نرسد
حُسن فروشان: کسانی که به خودنمایی وجلوه گری مشغولند. دراینجا همان حسودان وکینه توزانی هستند که خودرامنزّه وپاک پنداشته وباسخن چینی وبدگویی،سببِ تخریبِ خواجه قوام الدّین درنزدشاه شجاع شده اند.
ملاحت: ملیح ونمکین بودن، مطبوع و دلپذیر.
معنی بیت: اگرچه اطرافیان شاه شجاع همه باادّعای کاردانی، فضلیت وتقوابه میدان پاگذاشته ومشغول نمایش دادن وجلوه گری هستند امّاروشن است که هیچیک ازاطرافیان وکارگزاران حکومت در دلنشینی،لطافت وپاکیزگی ولیاقت به خواجه قوام الدّین نمی رسد.
درکفِ غصّه ی دوران دلِ حافظ خون شد
ازفراق رُخت ای خواجه قوام الدّین داد
به حقّ صحبت دیرین که هیچ محرم راز
به یار یک جهتِ حق گزار ما نرسد
یک جهت: یک رو،صادق، بی روی وریا
حق گزار: حق شناس، قدردان.
معنی بیت: سوگندبه حقّ صحبت همدمان قدیمی که هیچ رازنگهدار ووفاداری، در صداقت ویک رنگی به دوست ویارقدیمی وصمیمی مانمی رسد. او فاضل تر، حق شناس تر و درراز نگهداری بی نظیروبی مانندبود.
یارب کجاست مَحرم رازی که یک زمان
دل شرح آن دهد که چه گفت وچه هاشنید
هزار نقش برآید ز کِلک صُنع و یکی
به دلپذیری نقش نگار ما نرسد
"نقش" معانی مختلفی دارد دراینجابه معنی:تصویر، رسم، شکل ووجودآدمی هست. کنایه ای به حسودان وکینه ورزان
کِلک: قلم
صُنع: آفرینش،خلقت
معنی بیت: هزارگونه نقش آدمی باهزاران طرح و کیفیّتِ دلبری به توسطّ قلم آفرینش ونقشبندِ هستی خَلق می گردند امّا هیچکدام به مطبوعی ودلپذیریِ یارمورد نظرما(خواجه قوام) درنمی آید.
مطبوع ترزنقش توصورت نبست باز
طُغرانویس ابروی مشکین مثال تو
هزارنقد به بازار کائنات آرند
یکی به سکّه ی صاحب عَیار ما نرسد
نقد:وجه رایج.
کائنات: جهان هستی
صاحب عیار: ، کسی که دارای شخصیّتی بااعتبار وارزشمنداست. (خواجه قوام الدّین)
حافظ خوش ذوق باهنرمندی، ازواژه های نقدینگی،سکّه، صاحب عیار(مقیاس برای اندازه گیری مقدار خالص طلا و نقره) مضمونی زیبا ونغزخَلق کرده تاهم به شخصیّت ارزشمند رفیق وهمدم دیرینه ی خویش اشاره کرده باشد هم نام نیک اوراذکرنموده باشد.
معنی بیت: هزارگونه سکّه های بااعتبار ویژه وارزش های مختلف دربازارجهان هستی رایج می گردند(کنایه به وزرا واطرافیان شاه شجاع) امّا هیچکدام به اعتبار وارزش سکّه ی ما(خواجه قوام) که دارای اعتباری خاص و منحصربفرد است نمی رسد.
هزار سال بقا بخشدت مدایح من
چنین نفیس متاعی به چون تو ارزانی
دریغ قافله ی عمر کان چنان رفتند
که گردشان به هوای دیار ما نرسد
قافله ی عمر: عمرآدمی به کاروانی درحال گذرتشبیه شده است.
معنی بیت: افسوس ودریغ که عمرآدمی به سرعت برق وباد می گذرد(اشاره به کشته شدن خواجه صاحب عیار) آنچنان عنان گسسته می گذرد که حتّاگردوغبارراهشان نیزبه شهرما(بازماندگان) نمی رسد وهیچ نشانی ازرفتگان بازنمی ماند.
درهرطرف زخیل حوادث کمین گهیست
زانروعنان گسسته دوانَدسوارعمر
دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش
که بد به خاطر امیدوار ما نرسد
دربعضی نسخه ها (زطعن حسودان) به معنی زخم زبان وطعنه ی حسودان ثبت شده است.
واثق: مطمئن
معنی بیت: ای دل ازطعنه وکینه ی حسودان آزرده خاطر مباش اطمینان داشته باش که مابه بدیها فکرنمی کنیم واجازه نمی دهیم افکار منفی به ذهن ما بنشیند وآئینه ی دل امیدوار مارا مکدّرو تیره سازد.
گربدی گفت حسودیّ ورفیقی رنجید
گوتوخوش باش که ماگوش به احمق نکنیم
چنان بِزی که اگرخاک ره شوی کس را
غبارخاطری از رهگذار ما نرسد
بزی: زندگانی کن
کس را غبارخاطری نرسد: کسی ازتوخاطره ی بدی نداشته باشد تا با عبوراز مزارتو،به یادِآن بدی بیافتد وآزرده دل شود.
رهگذارما: گذرگاهی که مزار ما درآنجاست.
معنی بیت: ای دل آنچنان زندگانی کن که روزی که مرگ تورادرآغوش گرفت ودردل خاک مدفون شدی هیچگونه بدی ازتودرخاطره هاباقی نماند وسببِ آزردگی خاطرکسی نگردی. طوری زندگانی کن که همه ازدست وزبان تودراَمان باشند طوری که حتّاوقتی دردل خاک آرام گرفته ای، غبارخاکِ راهِ مزارتو بر خاطرکسی ننشیندوآزاری به کسی نرساند.
مباش درپی آزاروهرچه خواهی کن
که درشریعت ماغیرازاین گناهی نیست
بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصّه ی او
به سَمع پادشهِ کامگار ما نرسد
به سمع: به گوش
کامگار: کامیاب وکامران
معنی بیت: حافظ ازمظلومیت سوخت وتمام شد بیم آن دارم که داستان کینه توزی حسودان وبدخواهان به اطلاع پادشاهِ کامران ما(شاه شجاع) نرسد وهمچنان ازمظلومیّت ما وبه ناحق ریخته شدن خون خواجه قوام ناآگاه بماند وهرگز به خودنیاید.
برق عشق اَرخرمن پشمینه پوشی سوخت سوخت
جورشاه کامران گربرگدایی رفت رفت

سعید قبله مرکید در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۴۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۴:

با اینکه عقل ابزار شناخت بسیار قدرتمندی برای انسان است ولی شناخت کامل باریتعالی فراتر از ظرفیت آنست و هرکسی به اندازه ظرفیتش به این معرفت احاطه دارد. لذا شاعر اشاره ای به تجلی پروردگار در روز قیامت می نماید که نتیجه آن رفع هرگونه ابهام و شک در شناخت خداوند خواهد بود.

احمد در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۸:

با سلام خدمت امین عزیز ... اگر این شراب خام است و اگر حریف پخته به هزار باره بهتر ز هزار پخته خامی ...منطق و عقل میگه که همون واژه ی حریف درسته ! چه ربطی داره که فقیه باشه !؟ شراب . خام . حریف . پخته . همه مراعات نظیر هم هستند و اگر به منظور شاعر دقت بشه ؛ اطمینان به حریف بیشتر میشه ! میگه شراب خامی که با حریف پخته ( با تجربه ) بنوشی بهتر از هزار بار بهتره از شراب پخته ای که با آدمی خام ( مدعی ) بنوشی ... حالا این وسط فقیه چه کاره ی چه !!؟ چه ربطی داره این وسط ...

شهرام فرزانه فر در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثلثات:

گمان می کنم بجز فارسی و غربی زبان سوم همان فهلویات یا زبان مادری رازی و سعدی و حافظ باشد.

سید حسین در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۷ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم به گوش رکابدار امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه کی کشتن علی بر دست تو خواهد بودن خبرت کردم:

جناب حافظ
شما حافظی نه مفسر
جهت اطلاعتون گفتم

م- ط در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴:

در فهم اندیشه سترگ او:
چو غـنـچـه گر چه فروبستگی‌ست کار جهان
تـو همـچو بـاد بـهـاری گره گشـا می‌بـاش
همانگونه که حقیقت برای هیدگر ظهور است
دستبند نیستی از پای هستی و بستگی باز کردن است
حضوری گر همی جویی ظهور ی کن

موسی روستایی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴:

دوستی این جهان نهنبن دلهاست از دل خود بفگن این سیاه نهنبن
نهنبن: سرپوش دیگ
معنی بیت: دوستی با این دنیا گویی سرپوش گذاشتن بر روی دل است. این در سیاه را از روی دست بردار تا دلت بینا شود

موسی روستایی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۸ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴:

ای به شبان خفته ظن مبر که بیا سود گر تو بیاسودی این زمانه زگشتن
شبان: شبها
معنی بیت: ای که شبها می خوابی و آسوده ای، فکر نکن وقتی که تو می خوابی این دنیا هم خواب است، نه، او دارد می گردد و دیگرگون می شود

AmiR.s در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

ب نظر من واقعا نمیتونیم با قاطعیت بگیم ک این نوع اشعار در وصف کین چون نمیدونیم شاعر اون زمان در چ حالی بوده و هدفش چی بوده و هر کسی از دیدگاه خودش شعرو تحلیل میکنه

r در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹:

دوست عزیزی که فرمودید وزن این شعر مستعفلُ مستعفلُ مستعفلُ... است ؛ همچین وزن اصلا در شعر فارسی نداریم؛ شاید منظور شما این وزن بوده: مفعولُ مفاعیلُ مفاعیلُ فعولن

موسی روستایی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۵۵ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۹:

چون باد سحر ترا برانگیزد دیو سیهی به لولو آبستن
دیو سیهی: دیو سیاه آبستن مشبه به ابر است مانند «زنگی حامله» در شعر منوچهری
بسان یکی زنگی حامله شکم کرده هنگام زادن گران

عبداله در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۷ - قصهٔ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورت‌گری:

اولین بار امام محمد غزالی در احیاء علوم الدین این حکایت را نقل کرده است. در ربع مهلکات کتاب شرح عجایب دل

حسین مسیب زاده در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۱۸:

آدرس آیه 172 مربوط به کلمه قالو بلی در قرآن سوره اعراف (که هفتمین سوره قرآن است ) صحیح می باشد که اشتباها آقای یوسفی سوره آل عمران نوشته اند . با تشکر

احمد۱۳۷۴ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

جناب عبدالله
اینجا محل ارائه نظرهای مختلف عامه مردم است نه میدان حکمرانی شما
هر کس آزاد است آن چه که برداشت میکند بگوید

موسی روستایی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۵ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۳:

ورشید پیشکار و قمر ساقی
لاله سماک و نرگس پروینم
مفهوم این بیت :
مقام من بالاتر از خورشید، ماه و سماک و پروین است

محمد در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۸۸:

این بیت را کسی هم ردیف با این اشعار خوانده
رحم است بر کسی که نرفته است از خودی
این قید با هزار سلاسل برابر است

موسی روستایی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۵ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۳:

آزرده این و آن به حذر از من گفتی مگر نژاده تنینم
تنین: اژدها
اما امروز همه از من پرهیز و دوری می کنند و با من دشمن شده اند، گویی که من از نژاد و زاده اژدهایم

مسیح نقیبی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۶:

با اشتباه تایپی دو کلمه " غوکان در " در پاراگراف آخر به هم چسبیده است که نیاز به اصلاح دارد
ممنون از سایت فوق العاده زیبا ، کارا و فاخر فارسی و ایرانی گنجور

nabavar در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۵ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۸ - و لی فی‌المدیحه:

در بیت دوم{ شکن} اضافه می نماید
در سینهٔ من یاد غمش یونس و ماهی
در خاطر من نقش{ شکن} رخش یوسف و زندان
با احترام

۱
۳۰۵۴
۳۰۵۵
۳۰۵۶
۳۰۵۷
۳۰۵۸
۵۷۲۷