حمید رضا ایرج در ۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳۲:
سلام
حاشیه های نوشته شده خیلی خوب و مفید هستند
درباره ترک لذت که عرفا و شعرا نوشتند منظور عادت کردن به زندگی با لذت و بنوعی وابسته شدن به این لذات برای ادامه زندگی هستش. اینکه لذات هدف نهایی و غایی انسان باشه و این یعنی گرفتاری و توقف در سیر بسوی خداست. مشغول شدن بلذت در حد رفع نیاز طبیعی خیلی هم خوب و عقلانیست اما غرق شدن در این لذات متل حبس شدن در قفس هست و بیماری
پدرام در ۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۲:
احساس میکنم وزن این غزل «مستفعلتن مستفعلن» است.
کمال داودوند در ۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۱:
در این جا در مصرع اول بیزیان به معنی گنگ و لال معنی میدهد
جمع این رباعی از 7661
مجید لهراسبی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸۸:
بانوی بزرگ موسیقی ملی ایران استاد پریسا در هشتمین فستیوال بزرگداشت حضرت مولانا در قونیه همراه با تار ایمان وزیری و تنبک مجید خلج این شعر را اجرا نموده اند.
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۵ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد سوم » نغمهٔ حسرت:
سلام آقا مهدی عزیز
فغان در دو نقل به کار رفته است
اگر برای بلبل باشد نشان وصل است و فریاد از دورانی که سپری می شود نمونه هایی را از حضرت حافظ تقدیم می کنم
اما فرموده شادروان «رهی» هم به همین معناست :
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
دارد دوران وصل را یاد می کند و افغان و آهی که در ایام وصل داشته است گویا رهی در اینجا بلبلی بوده که ب وصل گل رسیده است.
این هم چند نمونه از حضرت حافظ:
به هر سو بلبل عاشق در افغان
تنعم از میان باد صبا کرد
.................
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید
صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست
فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید
...............
گوش بگشای که بلبل به فغان میگوید
خواجه تقصیر مفرما گل توفیق ببوی
ایّام عزت مستدام
علی احمدی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۶ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۶:
بله
متاسفانه موارد بسیاری از این دست وجود داره که علی رغم توجه و تذکر دوستان هنوز ایرادات برطرف نشده. لطفا تیم زحمتکش گنجور در مطالب فعلی سایت با دقت بیشتری تجدید نظر بفرمایند.
محمدرضا ق در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶۷:
در بیت ششم "سردمهری" و در بیت آخر "زین" درست نوشته نشدن.. خسته نباشید
کاربر در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱:
پیشنهاد میکنم تضمین این شعر رو که به صورت مسدس توسط ملک الشعرای بهار به زیبایی نوشته شده است مطالعه بفرمایید
ملکالشعرای بهار » گزیده اشعار » مسمطها » شمارهٔ ۱/
محمد باقر ضیاء در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸:
با سلام خدمت دوستان و رهروان طریقت عشق و رهپویان راه حقیقت
به ناگاه با خواندن این اشعار بسیار لطیف و پر از معانی الفاظی به ذهن این حقیر خطور کرده که نیکو دانستم با شما رهروان در مین نهم:
شمس الدین مراد مولانا که خبر آمدنش را به گوش مولانا رساندند، بی اختیار این اشعار را پیشکش آن مرد روحانی کردند.
ایوانها را بیارایید که آن شه آمد یا در یک مرتبه پوشیده تر بگویم ایوان دلتان را بیارایید تا روح پاک الهی را میزبان شود. این میمان آنقدر زیباست که همچو یوسف که بر حضار بارگاه عزیز مصر وارد شد بجای ترنج دستان خویش بریدند. حلول آن روح آسمانی هوش از سر سالک می برد و در راه اتصال به آن دریای بیکران از خود بیخود شده و جسم را فراموش می کند.
در مرتبه فنا، دیگر جسم و جان فراموش می شود و باید از همه چیز گذشت و به وصال رسید و در ذات بیکران او فانی شد.
این بیت کنایه از تغییر شرایط روحی مولانا پس از ملاقات شمس دارد که تا قبل از ملاقات شمس کوهی از معلومات دینی و علمی و فقهی و مرجع بود و سنگینی انرا در خود حس می کرد ولی پس از ملاقات شمس و گشوده شدن دریچه ای به دریای بیکران عشق الهی و اتصال به حقیقت و ملاقات انسان کامل، آن کوه علم و فقاهت را به کناری نهاد و چون پر کاهی سبک شد .
بهزاد در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ عطار » مظهر » بخش ۵ - در تمثیل عیاران بغداد و خراسان فرماید:
درود بر شما در این شعر دو اشتباه نوشتاری رخ داده یکی واژه خرد ( کوچک)، خورد نوشته شده دوم دیگ، دیک.
بگفتند ای تو ما را نور دیده
ز خوردی جمله ما را پروریده
درستش
بگفتند ای تو ما را نور دیده
ز خردی جمله ما را پروریده
علیرضا در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۸:
بیت سوم از این غزل در آواز معروف همایون استاد تاج با هنرمندی تمام وارد شعر اصلی آواز، غزل شماره 397، شده است و در گوشه چکاوک به زیبایی هر چه تمام تر اجرا شده است.
محمدرضا در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۸ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:
بیش از دو روز نبود از آن دگر کسان
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد
غلامرضا گوهری در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:
مرغ زیرک افرادی که در بند عقل و فکر و استدلال هستند
حسن در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۴ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
سلام
فکر کنم وزن شعر فاعلاتن مفعله فعلن باشد
کمال داودوند در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۰:
4721
علیرضا در ۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - نه هر که به طور رود موسی عمران شود:
به به عالیه
حسین،۱ در ۷ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۷:
Ellen گرامی
ز لبی چنان که بارد شکرش ز شکرستان
همه زهر دارد اما چه کند شکر ندارد
به هوای باغ مرغان همه بالها گشاده
به شکنج دام مرغی چه کند که پر ندارد.
گویا می گوید : به لب او که می نگرم همه شیرینی ست از شکرستان ، ولی نصیب من شکری نیست که همه تلخی ست،
همه بال گشوده اند به هوای وصال یار و چه حیف که مرا بال و پری نیست.
زنده باشی
ماهان زندی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
یکی از عقل میلافد یکی طامات میبافد
بیا کاین داوری ها را به پیش داور اندازیم...
این ابهام و دوگانه خوانی در اشعار حضرت حافظ به حسن او می افزاید و بهتر است به دور از هرگونه تعصب و پیش داوری به اشعار او بنگریم و بیهوده اب در هاون نکوبیم ...
در ضمن این غزل رو با صدای مرحوم نادر گلچین به همه دوستان پیشنهاد میکنم
الهام در ۷ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:
دوستان عزیز میشه راهنمایم کنید که چطور میتونم اشعار مولانارو درک کنم... مفاهیم خیلی سنگینن و من متوجه خیلیاشون نمیشم. نه در این شعر کلی گفتم.
حمید رضا ایرج در ۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹۴: