گنجور

حاشیه‌ها

نِیِستان در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۵ - در بیان مخالفت نفس اماره:

هر که او را نفس سرکش رام شد
از خردمندان نیکو نام شد
با درود و سپاس فراوان از دست اندرکاران گرامی
سایت ارزشمند گنجور
✯✯✯✯✯✯✯

سهیلا در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۱:

از اساتید و دوستان محترم خواهش می کنم معنی کلمه خنبی در بیت پنجم و تلفظش رو بفرمایند.

حامیم مهدوی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴:

به نظر می رسه که در مصرع نخست، ابروناز درست باشد و نه ابر و ناز

حسینی بیدگلی AZMOON.OLY@GMAIL.COM در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - این قصیدهٔ را منطق الطیر گویند مطلع اول در وصف صبح و مدح کعبه و مطلع ثانی در وصف بهار و مدح پیامبر بزرگوار:

صبح در سنت های ادبی ما (Literary tradition) هم رنگ دارد و هم بو صبح، این سنت ادبی مثل عاشق بودن شمع بر پروانه یا مجنون شدن عاشق، ناله های بلبل در فراق گل، دویدن و گریستن عاشق به دنبال محمل و کجاوه یار و ... همانند سنت های واقعی و روزمره ای چون سنت عروسی، عزاداری روزهای تاسوعا و عاشورا، سنت های نذری دادن و مجلس گرفتن و نوحه خوانی و ... مجموعه ای از قراردادها در شعر ملت ها است که در سالیان طولانی باقی مانده و مضمون ها و اوصاف خود را در فراز و نشیب دگرگونی های ادبیات حفظ کرده و به دست ما رسیده اند. پس صبح در این بیت خاقانی ملمع نقاب است و معنبر طناب. نقاب او رنگ دارد(صبح کاذب گرگ و میش است) و و طناب های معنبر(اشعه های خورشید که چون ریسمانهایی بلند هستند) بو دارند.

حامیم مهدوی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۵ دربارهٔ ابن حسام خوسفی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

به منبع یا سندی دسترسی ندارم ولی گمان می کنم در مصرع آخر به جای "شکن" باید "شکنت" تایپ می شده.

مصطفی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۵ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:

آفرین، این ملموس‌تره و بیشتر به دل می‌نشینه. درست می‌بایست همین باشه که محمد گفت.

حسینی بیدگلی AZMOON.OLY@GMAIL.COM در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - این قصیدهٔ را منطق الطیر گویند مطلع اول در وصف صبح و مدح کعبه و مطلع ثانی در وصف بهار و مدح پیامبر بزرگوار:

صبح از ویژگی های شعری و سبکی خاقانی است ااولین بار مرحوم دکتر صفا او را شاعر صبح نامید. صبح و متعلقاتش در دیوان خاقانی به وفور یافت می شود. صبح با صبوحی همراه است. صبح خاقانی صبح پارتی است. پرده های نمایشی است که با دقت یکی پس از دیگری اجرا می شود. این پرده ها در تغزل های او به خوبی دیده می شود و می توان آن ها را از تنه اصلی قصایدش جدا کرد. پرده اول طلوع صبح است، اول صبح کاذب و صبح نخست که هم ستاره دارد هم ماه دارد و هم تاریکی و هم روشنایی، صبح گرگ و میش است، این پرده بسته می شود پرده بعدی دوباره تاریکی است و ناگهان صبح صادق و جمع شدن ستاره ها و آمدن خورشید، پرده بعدی صبوحی کردن است و الی آخر ...
اما این پرده ها و توصیف صبح را می توان در این قصیده خاقانی که به منطق الطیر معروف است به خوبی ردیابی کرد. مولانا در دفتر دوم مثنوی(بخش 113 - برخاستن مخالفت و عداوت از میان انصار به برکات رسول علیه السلام) درباره این قصیده می گوید: منطق الطیران خاقانی صداست// منطق الطیر سلیمانی کجاست‏. چند بیتی از آغاز این قصیده :

منصور در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۷:

سید مهدی فرمودند اهل هنر معلوم نیست چه کاره اند!!؟تا چه رسد ....
سید مهدی عزیز در محضر حضرت حافظ که خود بزرگ اهل هنر است و هنرمند همه ی دوران ها، از هنر صحبت نکنید.
بصیرت که شما فرمودید از مراتب پایین هنر است. بسیار دورید از عالم هنر.

هایده در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۵۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۷۲:

قصد گزند دارد، ماری که راست گردد.
لطفا اصلاح گردد!

جهانگیر مدون در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۱ - تفسیر قول حکیم: به هرچ از راه وا مانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان، به هرچ از دوست دور افتی، چه زشت آن نقش و چه زیبا، در معنی قوله علیه‌السلام ان سعدا لغیور و انا اغیر من سعد و الله اغیر منی و من غیر ته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن:

"باده از ما مست شد، نی ما ازاو"
همانطور که قبلا هم گفتم منظور از ما روحی است که از خدا درما به امانت گذاشته و اعتقاد براین این است که این روح(ما)، قالبمان(جسم) را ساخته.
در مورد باده و مستی، همین بس که اگر باده(ساده ترین تعریف آن که مخمر است) را در قالب تنها بریزیم هیچ مستی حاصل نمیشود. مثل اینکه باده در شکم فرد مرده ای بریزیم!!!

جهانگیر مدون در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۱ - تفسیر قول حکیم: به هرچ از راه وا مانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان، به هرچ از دوست دور افتی، چه زشت آن نقش و چه زیبا، در معنی قوله علیه‌السلام ان سعدا لغیور و انا اغیر من سعد و الله اغیر منی و من غیر ته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن:

شعرهای مولانا خیلی پرمحتوا و پر مغزه. من فقط برداشتم را از مصرع "قالب از ما هست شد نی ما از او" بنویسم.
قالب همان جسم انسان است و منظور از ما همان روحی است خدا در جسم دمیده است.
مولانا معتقد است روحی که خداوند در جسم دمیده، خودش به تنهایی این جسم را ساخته، متولد کرده و میمیراند!
اگر این تفسیر درست باشد، پس اینکه میگویند در سن سه ماهگی جنین، روح دراو دمیده میشود، اشتباه است! پس تا سه ماهگی، کنترل و ساخت قالب بر عهده چه کسی بوده؟
نتیجه دیگر اینکه هر تغییر و خلقی در این قالب(بیماری، کسالت، ...)همگی ساخته دست ماست. همان مایی که مولانا میگوید نه جسم!
یعنی برای سلامتی قالب باید ما(روح، یا جان ) را پالایش کنی تا حاصلش را در قالب ببینی.

همایون در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸:

معنی‌‌های شادی و زیبائی و شیرینی‌ به کمک بافنده عشق فرش صورت کل را می‌‌بافند و دف و نی‌ می‌‌نوازند تا کار تا پایان پیش رود، شادی و شیرینی‌ تار و پود ا‌ند و یاد کارگاه و زیبائی نخ است و عشق بافنده

عباس جنت در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:

هبا = خاک نرم
مقامر = قمار‌کننده؛ قمارباز
شمس الضحی = آفتاب صبحگاهی که جهان را روشن سازد
ایها العشاق قوموا و استعدوا للصلا = ای عاشقان برخیزید و دیگران را دعوت کنید

ایرانی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - اندرز و نصیحت:

زمین به تیغ بلاغت گرفته‌ای سعدی
سپاس دار که جز فیض آسمانی نیست.

احمد معبادی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۴:

مصرع دوم بیت اول، گمشده صحیح است.

بنی فاطمی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۲:

گاهی وقتا سعدی یه جور شعر میگه که نمیذاره ازش تعریف و تمجید کنی، فقط میتونی ازش لذت ببری؛
باغبان گر نگشاید در درویش به باغ
آخر از باغ بیاید برِ درویش نسیم...

همایون در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۰۶:

ما کاهلگان عشق و پهلو به زمین
کرده است زمین را کرمش مرکب و زین
تا میبرد این خفتگکانرا در خواب
اصحاف الکهف تا سوی علیین
جلال دین راه معنی‌ را برای همگان آشکار می‌‌سازد ولی براستی برای او فرقی ندارد که کی‌ آنرا دریابد
چون می‌‌داند که راهی‌ و حقیقتی دیگر در کار نیست پس هیچ اصرار و عجله‌ای هم مورد ندارد
حتی اگر همه هم به خواب روند معنی‌‌ها در کارند و بیدار

همایون در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۰۵:

زیبائی به دنیای بیرون تعلق دارد و نویی و گسترش را موجب می‌‌شود و معنی‌‌ها را آشکار می‌‌سازد زیرا معنی‌‌ها سبب زیبائی هستند، پس زیبائی راه درون را می‌‌گشاید و درون را از تسخیر جسم آزاد می‌‌سازد
اینجا جلال دین راهنمایی بزرگی می‌‌کند، هیچ کس دیگری را سراغ نداریم که آموزگار معنی‌ باشد و راه دیگری را و خوی دیگری را با آن نیالوده باشد جز جلال دین و آموزگار او شمس
حقیقت نهائی که بیان می‌‌شود در پاره اخر همان گونه که از رباعی انتظار می‌‌رود، این است که دل دری است که زیبائی‌ها را به درون شکار می‌‌کند و سینه یا درون انسان با آن گسترش می‌‌یابد

شهلا در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۷:

این ابیات از لامکان آمده اند و برای همه دوران زندگی بشر، ناب و تازه اند. قبل از ملاقات حضرت شمس، حضرت مولانا شعر نمی سرودند.
باز این هم مهم نیست که او چه می کرد، مهم اینست که ما کجای کار هستیم و از این رازگشاییها چه بهره ای می بریم.
به شهر اندر کسی مانَد که جویای فنا باشد

حمید در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

با سلام
شرح کامل مثنوی معنوی در 7 جلد برای فروش آماده شده است.
یک نسخه هم در 6 جلد میباشد.
جهت خرید 09353209002

۱
۲۹۱۱
۲۹۱۲
۲۹۱۳
۲۹۱۴
۲۹۱۵
۵۷۲۲