گنجور

حاشیه‌ها

محمد سالمی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۶۴ - عقد نوزدهم در محبت که میل دل است به مطالعه کمال صفات و انجذاب روح به مشاهده جمال ذات:

با سلام. به نظر حقیر بیت زیر اشکال نگارشی دارد:
عاشق آن دان که ز خود بازرهد!
نغمهٔ ترک خودی سازدهد
درست آن به صورت زیر است:
عاشق آن دان که ز خود باز رهد!
نغمهٔ ترک خودی ساز دهد

میم در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل هفتادم - دلدارم گفت کان فلان زنده به چیست‌؟:

شما را به خدا تایپ متن را تصحیح فرمائید. قاطی شده

مریم در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
به نظر من این شعر به خصوص بیت
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
اشاره به تقدیر و سرنوشت انسانها دارد.جام می کنایه از خوشیها و راحتیها و خون دل کنایه از تیره بختی و غصه ها دارد که اشاره شده به هر کسی یکی از اینها داده شده و این قسمت و تقدیر انسان است.و در بیت
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
بازهم به این اشاره دارد که زیبا رو و مشهور و دیگری همیشه در پس پرده و ناشناس است

جعفر عسکری در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۲ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

سلام
نسخه ی کامل و بدون غلط این ترکیب بند فاخر رو در فایلی شکیل و درخور این چکامه ی ماندگار به زیور طبع آراسته ام.
رایگان استفاده و برای من دعا کنید
پیوند به وبگاه بیرونی

حنا در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳ - غوغا می‌کنی:

منظور بیت اول زمانی بوده که شهریار جلوی در عشقش منتظرش میمونده اما هر سری عشقش با کسی میومده بیرون خار منظور اون شخص بوده که همراهش بوده

کمال داودوند در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲۳:

7104

محسن.۲ در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۱:

زیرا بقا و خرمی زان سوی شش سویی بود
مولوی دنیا و کار دنیا را شش جهت میداند ، درین مانا که از هرطرف بنگری به یکی از این جهات بر میخوری،چه به بالا بنگری ، چه پائین و چپ و راست و یا جلو و عقب همه کار دنیاست ، می گوید همه ی این جهات را رها کن تا بِرَهی
در جای دیگر می گوید:
شش جهت است این وطن قبله در او یکی مجو
بی وطنی است قبله گه در عدم آشیانه کن.
ولی هاتف اصفهانی زیباتر گفته: در آن ترجیع بند معروف :
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی
از مضیق جهات درگذری
وسعت ملک لامکان بینی

فرهاد در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست

۷ در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲:

ریخت درست;
از ایران و از ترک وز تازیان
ا/زی/ران
و/از/تر
ک/وز/تا
ز/یان
و یا;
از ایران و ترکان وز تازیان
ا/زی/را
ن/تر/کا
ن/وز/تا
ز/یان
اینگونه که اینک در گنجور آمده نادرست است.

نوروز فولادی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲:

از ایران وز ترک وز تازیان
نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان نه ترک و نه تازی بود
سخنها به کردار بازی بود
شاه بیت و شاهکار شاهنامه و بزرگترین پیام أة برای ما ایرانیان خرد خفته عمین دو بیت است. مفهوم آن از بین رفتن نژاد و هویت و تاریخ ایرانی در دوران اعراب است. ایرانی که بی هویت است و در آن سخن ها در عمل بازی هستند. آن چه که اکنون بعد از هزار سال به راستی و درستی در جامعه ما دیده می شود در بسیاری بسیاری از ما از دولتمردان گذشته تا به حال و مردم در قرون متماددیده شده و می شود حرف ها و سخن ها بی مایه و بی پایه و در عمل هیچ و هیچ پوچ بوده و هست. بزرگترین و برترین پیام شاهنامه و سرور سخن فردوسی به مردم ایران همین پیام رسا و برگزیده است. ایران بعد از حمله اعراب بی هویت و شناسنامه شده است. تلاش فردوسی تنها توانسته است که زبان که یکی از عناصر تشکیل دهنده هویت است زنده کند و از آن پس این بی هویتی همچنان ادامه دارد. ما باید هویت سازی کنیم که آن را در عمل به بازی گرفته ایم و در سخن شعارش کرده ایم. شاد باشید

ابراهیم ازبک در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۴:

سبحان الله خیال او چو نا گه در دل آید 'دل از جا میرود الله اکبر

دانیال در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۱ - تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوش:

بوش به معنی وجود و هستی و بودن هم است

بهروز در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:

با درود خدمت دوستان عرض کنم که با توجه به سایر ابیات که از کافر حرف زده شده میتوان گفت که در مصرع " آنچه در فهم تو آید آن بود مفهوم توست " , عطار به خداوند اشاره کرده .. یعنی من خدا را با فهم خودم میفهمم , در حالی که خداوند از آنچه من میفهمم عالی تر است .. یعنی همان الله اکبر

Ha_Af در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

سلام و عرض ادب خدمت تمامی دوستداران حقیقت
در جواب آن دسته از عزیزان که حضرت حافظ را به دنیاپرستی و لهو و لعب متهم میکنند و بر این باورند که معشوق حضرتمان همان معشوق دنیوی است پس بیت زیر را که از جانب خود حضرت حافظ است چگونه توجیه میکنید؟ که فرمود :
حافظا در کنج فقر و خلوت شب های تار
تا‌بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سمانه در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۲ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۹:

بیت دوم مصرع دوم نوبت درست است نه نبوت

جعفرزاده در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۸ - حکایت در معنی شفقت:

عزیزان بیایید بجای پرداختن به صحبت های غیرمرطبت به همدیگه در فهم بهتر و دقیق تر ابیات کمک کنیم.

میثم سعدی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » فی‌وصف حاله » گفتهٔ پاک‌دینی که سی‌سال عمر بی‌خود می‌گذارد:

پاک دینی گفت سی سال تمام
عمر بی‌خود می‌گذارم بر دوام
همچو اسمعیل در غم ناپدید
آن زمان کو را پدر سر می‌برید
چون بود آنکس که او عمری گذاشت
همچو آن یک دم که اسمعیل داشت
کس چه داند تا درین حبس و تعب
عمر خود چون می‌گذارم روز و شب
گاه می‌سوزم چو شمع از انتظار
گاه می‌گریم چو ابر نو بهار
تو فروغ شمع می‌بینی خوشی
می‌نه‌بینی در سر او آتشی
آنکه از بیرون کند در من نگاه
کی برد هرگز درون سینه راه
در خم چوگان چه گویی، هیچ جای
می‌ندانم پای از سر، سر ز پای
از وجود خود نکردم هیچ سود
کانچه کردم وانچه گفتم هیچ بود
ای دریغا نیست از کس یاریم
عمر ضایع گشت در بی‌کاریم
چون توانستم ندانستم، چه سود
چون بدانستم، توانستم نبود
این زمان در عجز و در بیچارگی
می‌ندارم چارهٔ جز غمخوارگی
حضرت عطار، منطق‌الطیر، فی‌وصف حاله، گفتهٔ پاک‌دینی که سی‌سال عمر بی‌خود می‌گذارد، ص 295
درستش اینه مدیر

احمد سالک در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۴ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۵۴ - ذکر ابومحمد مرتعش قدس الله روحه العزیز:

در سطر 21 آیه مبارکه را لطفاً درست بنویسید: قل بفضل الله ... باید نوشت نه یفضل الله
بهروز باشید

مزدک در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:

با سلام
چرا واقعا چرا خودتان را فریب میدهید.اینکه استاد سخن سبزه خطی (بدون شک مذکر) دوست دارد اصلا نباید باعث باد کردن رگ گردن بچه مرشدانش باشد.
باور کنید زمانی که پذیرفتید مرحله ای دشوار از فهم ادبیات کهن را پشت سر می گذارید و بی شک لذت بیشتری از مطالعه چنین آثاری خواهید برد.
امیدوارم روزی از دانستن حقیقت نهراسید و لذت آنرا درک کنید.

احمد سالک در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۵۰ - ذکر ابراهیم رقی قدس الله روحه العزیز:

در سطر اول لطفاً کلمه قدره را به قدوه تصحیح نمایید چون به صواب نزدیکتر مینماید

۱
۲۹۰۹
۲۹۱۰
۲۹۱۱
۲۹۱۲
۲۹۱۳
۵۷۲۲