تماشاگه راز در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:
معانی لغات غزل (221)
به تاب رود : خشمگین شود، به تُندی و خشونت گراید .
با سرِ عتاب رود : بر سر عتاب می رود ، به ملامت و سرزنش و پرخاش روی می آورد .
نَظّارگان : بینندگان ، گروه بیننده .
حُباب : سر پوش شیشه یی که روی مواد خوراکی نهند ، لوله و سر پوش شیشه یی که روی فتیله چراغ نهند ، قُبّه محدّب که از اثرش باران روی سطح اب راکد پیدا و بلافاصله می تَرَکَد .
بادِ نخوت :باد غرور ، باد ناز و تکبّر
کُلاه داری : بزرگی و سروری ، تاجداری ، حفظ وضعیّت موجود .
نازکی:نازک دلی ، ظرافت طبع .
سواد :سیاهی ، مُرکب .
طیّ شد :به سرآمد ، تمام شد .
بیاض :سفیدی ، دفتر سفید نانوشته .
انتخاب :برگزیدن ، دست چین کردن .
شرح ابیات غزل (221)
(1) همین که به گیسویتش دست می زنم، خشمگین می شود و چون پوزش خواسته و از او سازگاری طلب می کنم به سرزنش و ملامت گویی می پردازد. (2) همانند ماه نو ، گوشه ابروی خود، راهزن دیده بینندگان بی نوا شده وخود را از دیدگان پنهان می کند. (3)در شب باده نوشی ، بیدار نگاهم داشته و مرا از پای در می آورد و اگر روز بعد ,از او گله کنم خودرا به خواب و نادانی می زند. (4) ای دل، راه عشق پر از فتنه و آشوب است. هر کس که این راه با شتاب بپیماید از پادر آمده بر زمین خواهد خورد. (5) آنگاه که باد غرور در سَرِ حباب ، روی سطح شراب می افتد . برجستگی و سر افرازی او در سر شراب ، از دستش به در می رود. (6) در یوزگیِ آستانه معشوق را با پادشاهی عوض مکن که هیچ کس از سایه این درگاه ( که از آفتاب برتری دارد) به سوی آفتاب نمی رود. (7) ای دل، به هنگام پیری در بَندِ فخر ومباهات حسن و ظرافت مباش ، زیرا این گونه رفتارها برازنده دوره جوانی است . (8) الف: وقتی مرکب نامه موی سیاه از بین رفت اگرصدبارهم موهای سفید را بر گزیده ودر آوری از سفید ی ها کاسته نخواهد شد.
ب: وقتی که دوره سیاهی موها سپری شد اگرصد گونه کوشش در برگزیدن موهای سیاه به کار رود از سفید ی موها کاسته نخواهد شد.
( 9) حافظ ، فنا شو که وجود تو پرده و مانع بر سر راه ( الی الله) است . خوش به حال کسی که بدون مانع و حجاب این را بپیماید.
شرح ابیات (221)
وزن غزل : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
بحر غزل : مجتث مثمن مخبون محذوف
*
چنین به نظر می رسد که درسالهایی آخر عمر حافظ ، تا حدی به سبب گوشه گیری این شاعر دریا دل جهان بین ، از شدت ستیزه جویی و کارشکنی های معاندین و رقیبان او کاسته شده باشد.
از مفاد ابیات این غزل بر می آیدکه شاعر به هنگام پیری و درحالت طمأنینه و فراغت از کشمکشهای روزگار، غزلی را ساخته و پرداخته و مسئله یی که سبب شود غزلی ایهام دار بسراید و از آن بهره برداری نماید برای او وجود نداشته است.
حال و هوای این غزل ، باز گو کننده اندیشه های شاعری است که در پیری با خواهشهای کم و رنگ دل و نگرانی از کهولت ، درقالب نظم ریخته شده باشد. شاعر در سه بیت اول به تشبیب پرداخته و در پنج بیت بعدی از خطرات عشق و مضرات تندروی در این راه و زیانهای ناشی از غرور و سرسختی و فواید گوشه گیری سخن گفته و به خود اندرز می دهد که چون پیر شدی ، دست از رفتارهای ایام جوانی بردار و در پایان غزل نیز خود را مهیای سفر دور و دراز آخرت قلمداد می کند.
***
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
فرهاد در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۱:
سلام
زیرا بقا و خرمی زان سوی شش سویی بود
استادان عزیز شش سویی به چه معنی هست؟
محمد.اس در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:
سلام.بعضی ها که از شعر فهمی ندارند حافظ را به تناقض گویی متهم میکنند به خاطر این بیت: چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک بدون اینکه کوچکترین فهم و درکی از بیت بعدی :چون بر حافظ خویشش نگذاری باری ای رقیب از بر او یک دو قدم دورترک پس بنده ابتدا معنی و مفهوم بیت دوم رو روشن کنم کلمه خویش یا خیش ابزاری در کشاورزی است که در زمان #حافظ و حتی هم اکنون نیز مورد استفاده است که در زمان #حافظ این وسیله را بر گردن الاغ های نر قوی و یا گاو های نر قوی و به اصلاح مست ویا خرها و گاوهای بدمست میگذاشتند و این حیوان ها بعد از فارغ شدن از کار شخم زنی از مستی افتاده و سر به زیر میشدند و دیگر چموشی نمیکردند
پس معنی کلی2 بیت پایانی میشود: زمین و آسمان رو بهم میریزم اگر طبق میل من نباشد و در مقبل قضا و قدر سر خم نخواهم کرد اگر خدایا خویش(گاوآهن)حافظ بر گردن و یا یکی دو قدم دورتر از کنارش باشد و در کل این دو بیت بسیار عارفانه و عاشقانه ورساننده تواضع و بندگی #حافظ در برابر مخلوق است و به زبانی ساده تر و عامیانه تر حافظ میگوید:خدایا خودت منو هدایت کن شده با هر وسیله ای و گر نه خودت میدونی که من خیلی خَرَم
حق گو و حق طلب باشیم
و اگر نمیدانیم بپرسیم چرا که حرف و نوشته ما نشانگر عقل و فهم ماست
#حافظ را متهم به تناقض گویی نکنیم
مجید در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:
با احترام به تمام بزرگان و اساتید آواز ایران،کاری که همایون شجریان کرد فکر نکنم دیگه مادر بزاید که بخواهد تکرار کند.
محسن.۲ در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۵ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰:
مرا یک موی بر تن نیست «کت خواهان» نمیدانم”
ذره ذره ی وجودم خواهان توست
محسن.۲ در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰:
مرا یک موی بر تن نیست «کت خواهان» نمیدانم”
کت خواهان = که تورا خواهان
علی نیک در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:
این غزل با روح و روان انسان چه ها می کند. هر بیتش دنیایی از معنا دارد. یعنی یک دوره کامل خودشناسی را در این مختصر شاعر اهل دل جا داده، چون خودش اهل معرفت بوده است. تمامی اصولی که شاعر ذکر کرده، همه اصول ثابت دنیا هستند، اختصاص به دین و آیین خاصی هم نداره.
در حسرتم با این غنای فرهنگی، این هم سرگشتگی و روزمرگی و مذهب زدگی بی محتوا.
کوتاه سخن اینکه به نظر شاعر، انسان فقط باید در دامان الهی چنگ بزنه، مابقی همه هیچ است. اما این راه خیلی آسان نیست، که اگر آسان بود همه انسان ها در آن راه بودنذ. این راه دام دارد، بیراهه دارد. اما می شود با راهنمایی و استمداد از "باطن" پیران سحرخیز این راه را طی کرد.
به نظرم استفاده از واژه باطن پیران سحر خیز نشان می دهد که ضرورتا درک حضوری پیران سحر خیز هم لازم نیست.
ارادتمند دوستان عزیز
آریا در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۷:
عالیه این دو بیت
سید علیرضا حسینی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۳ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰:
سلام و تشکر از سایت زیباتون
من معنی مصرع دوم این بیت رو نمیدونم
“تو را یک ذره سوی خود هواخواهی نمیبینم
مرا یک موی بر تن نیست «کت خواهان» نمیدانم”
و معنی کت خواهان به چه معنیه؟
ممنون از راهنماییتون
کوه کن در ۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:
همایون دم و بازدم رو خوب توصیف کرده و به فهم بهتر اون مصرع کمک خوبی کرده - ازشون ممنونم
Comment by کوه کن — مهر 21, 1397 @ 11:12 ب.ظ
کوه کن در ۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:
همایوم دم و بازدم رو خوب توصیف کرده و به فهم بهتر اون مصرع کمک خوبی کرده - ازشون ممنونم
پسند در ۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:
بیت پنجم ناظر بر آیه : وکلبهم باسط ذراعیه بالوصید است.
محمد سالمی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۷۴ - در مخاطبه نفس و ترقی دادن وی از حضیض خویشتنداری و خودپسندی به ذروه دست کوتاهی و همت بلندی:
با سلام. به نظر حقیر بیت زیر (بیت 16) غلط است:
درون از شغل مشغولان بپرداز
دل از مشغولی غولان بپردازد
و صحیح آن به صورت زیر است:
درون از شغل مشغولان بپرداز
دل از مشغولی غولان بپرداز
رضا ساقی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۹:
چوگل هردَم به بویت جامه درتن
کنم چاک از گریبان تا به دامن
چوگل: مانند گل جامه: لباس
به بویت: 1-به عطروبوی تو، 2- به امید و در انتظارتو.
معنی بیت: همانند غنچه ی گل که درزمان شکفتن پیراهن برتن می دَرد من نیز به امید دسترسی به تو ازشدّتِ اشتیاق، جامه ی خویش ازگریبان تابه دامن پاره می کنم.
اغلب شاعران عنوان "گل" را در وصف زیبایی رخسار معشوق بکارمی گیرند لیکن حافظ چنانکه عادت اوست دست به کار غیرمعمول وحافظانه ای زده و"گل" رادر وصف خویش بکار گرفته است امّا نه برای توصیف زیبایی رخسار خویش بلکه برای برجستگی تصویرمشتاقی ونشان دادن بی قراری برای دیدارمعشوق. "گل وعاشق" هردودرچاک کردن گریبان باشنیدن بوی دوست همانند یکدیگرعمل می کنند.
نفس نفس اگرازبادبشنوم بویش
زمان زمان چوگل ازغم کنم گریبان چاک
تَنت رادید گل گویی که درباغ
چومستان جامه رابدرید برتن
معنی بیت: گُل تا شمایل زیبای تورا درباغ مشاهده کرد همچون مستانِ اختیارازکف داده، ازروی رشگ وبی تابی جامه برتن دردید.
مگرنسیم خطت صبح درچمن بگذشت
که گل به بوی توچون صبح جامه درید
من ازدست غمت مشکل برم جان
ولی دل را تو آسان بردی از من
معنی بیت: مشکل است که من توانسته باشم ازدست غم واندوه توجان سالم ببرم درحالی که توخیلی راحت دل من را ربودی ومراشیدا وشیفته ی خودساختی.
دل ازمن برد وردی ازمن نهان کرد
خداراباکه این بازی تدان کرد
به قول دشمنان برگشتی ازدوست
نگردد هیچ کس با دوست دشمن
به قول: بنابه گفته ی، دراثربدگوییِ
برگشتی: روی برگردانیدی
معنی بیت: ای محبوب دریغا که توتحت تاثیرگفته های کینه توزان قرار گرفتی وازدوست خویش(از عاشق صادق خویش) روی برگردانیدی! آنها بدخواه توبودند وتوندانسته بادشمنان خویش دوست شدی!
زآنجاکه رسم عادت وعاشق کُشیّ توست
بادشمنان قدح کِش وبا ما عتاب کن!
تَنت در جامه چون در جام باده
دلت در سینه چون در سیم آهن
تن سیمین معشوق به باده وشراب، سینه ی بلورینش به قطعه ای نقره وطلا ودلش ازسختی وسنگینی به آهن تشبیه شده است.
معنی بیت: ای معشوقِ سیمبر، تن لطیف وهوس انگیز تو دردرون جامه ی حریری ونازک همچون شراب خوشگوار دردرون جام بلورین است. لیکن دلِ نامهربان وسنگین تو دردرون سینه، گویی که تکّه ای آهن دردرون قطعه ای طلا یا نقره جای گرفته است.
ببُرد ازمن قرار وطاقت وهوش
بُت سنگین دل وسیمین بناگوش
ببارای شمع اشک ازچشم خونین
که شد سوز دلت بر خلق روشن
شمع دراینجا کنایه ازعاشق است.
معنی بیت: ای شمع که درفراق معشوق می سوزی ومی سازی ازچشم خونبارخویش اشکهایت راروان کن که ازسوزوگدازتو اسرارعشق واشتیاق توبرهمگان برملا شده است.
من وشمع صبحگاهی سزد اَربه هم بگرییم
که بسوختیم و ازما بُتِ ما فراغ دارد
مکن کز سینهام آه جگرسوز
برآیدهمچو دود ازراهِ روزن
معنی بیت: ای معشوق، نامهربانی آنقدرمکن که ازسینه ام آه آتشین وجگرسوز برخیزد وهمچون دود که از روزن برآید دودازسر ودهان وچشمانم برآید ورخسارسپیدتو رامکدّرسازد.
تاچه کندبارُخ تو دودِ دل من
آینه دانی که تاب آه ندارد.
دلم را مشکن و در پا مینداز
که دارد درسرزلف تو مسکن
معنی بیت: ای محبوب دلم را به جور وجفامشکن ودرزیرپایت پایمال نکن دلم رامحترم دارد بدان سبب که درچین وشکن زلف توجای گرفته است.
درچین طُرّه ی تودل بی حفاظ ِمن
هرگزنگفت که مسکن مالوف یادباد
چودل درزلف توبستهست حافظ
بدین سان کار او در پا میفکن
معنی بیت: وقتی می بینی که حافظ دل به زلف توبسته انصاف نیست که دل عاشق وشیدای خودرا درزیرپا بیندازی واینچنین خواروخفیف کنی.
آنکه پامال جفاکردچوخاک راهم
عذرمی خواهم وخاک قدمش می بوسم.
جلیل در ۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۱:
این شعر در آلبوم چهارباغ از بهترین اجراهای استاد پایور با خوانندگی علی رستمیان شنیده می شود.
محمد مومن در ۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶:
با سلام. اگر قصد دارید به عمق زیبایی این غزل از حضرت حافظ پی ببرید پیشنهاد می کنم قطعه ساز و آواز با سنتور در آلبوم وطن من از ایرج بسطامی رو از دست ندید.
رضا در ۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
به نظر میاد حافظ در این غزل به غزلیات و سبک سعدی توجه داشته و خواسته خودش رو در این سبک محک بزنه. به خصوص در سه بیت آخر این امر کاملا مشخصه. حافظ معمولا حد وسط کلام دیریاب تر خواجو و کلام روان و زودفهم سعدی غزل میگه که در این غزل به سمت سعدی گرایش بیشتری پیدا کرده.
بیگانه در ۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۵ دربارهٔ میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۱۷- سورة بنى اسرائیل- مکیة » ۱ - النوبة الثالثة:
رازیست مرا با شب و رازیست عجب
شب داند و من دانم، من دانم و شب...
به به... عااااالی...
علی سهرابی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:
بخشید. آنان که اصرار بر مسلمان شدن دیو دارند آب در هاون می کوبند. این بیت به یک افسانه قوم یهود اشارت دارد و همین بس.
تماشاگه راز در ۷ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱: