یاسین در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ وطواط » مسمط مصنوع:
نظم قافیه هایش چگونه است؟؟
نجمه برناس در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار:
دامن صحرا اضافه استعاری است .
حقه یاقوت انار اضافه تشبیهی است
سر از خواب جهالت برداشتن کنایه از آگاه باش
در این شعر آرایه های زیادی به کار رفته است
کوه و دریا و درختان مراعات نظیر
لیل و نهار تضاد
خواب جهالت اضافه تشبیهی
سر غفلت اضافه استعاری
تشخیص به وفور دیده می شود نرگس بیدار است ، کوه و دریا ودرختان در تسبیح هستند ، سر در گریبان بودن بنفشه ، عقل حیران است ، فهم عاجز است
تضاد در راست رو ، کج رفتار
مراعات نظیر در سحر ، خفته ،خواب
مراعات نظیر: در و دیوار
Dr.sadr در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹:
شاه بیت این شاخه از بوستان غزلهای سعدی از دید بنده این است:
با زمانی دیگر انداز ای که پندم میدهی
کاین زمانم گوش بر چنگست و دل در چنگ نیست
جناس تام چنگ و چنگ و تفاوت معنایی زیبا سبب ویژه شدن این بیت گردیده. پند خواندن بر گوش دلداده حتی اگر واقعا پند هم باشد سودی ندهد.
Mahdi hejazi در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:
این شعر از نسخه های جدید نشر نگاه حذف شده :((
شیرین در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۸:
توضیحات این غزل از زبان آقای شهبازی در برنامه 732 گنج حضور
پیوند به وبگاه بیرونی
محمد علی لطفی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:
با سلام و تشکر، آیا هدف از ایجاد این سایت، ایراد گیری و مطرح کردن "محفوظات"میباشد؟.چرا ظرف را چسبیده و "مظروف رها کرده ایم؟..../ای برادر تو همان اندیشه ای /مابقی تو ..../چرا مسئولین محترم رسیدگی نمیکنند؟ !
omid در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸:
بیت آخر آدم رو دیوانه میکنه..میخواد عاشق رو محک بزنه که الان اگه راست میگی عشق بورز..خدای سخن سعدی بزرگ
نیکومنش در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵:
می خواه و گل افشان کن از دهر چه می جویی
این گفت سحر گه گل بلبل تو چه می گویی
حافظ که سحرگاه با اقبال عشق به وصال معشوق رسیده و همچون بلبلی زبان گلایه از شدائد روزگار بر معشوق باز کرده است معشوق از
گلایه مندی حافظ خروشیده وبه او متذکر می شود که در زندگی فقط به معشوق و سر مستی از او مشغول شده و اوقات را به شادمانی گذراند واز دل مشغولی به دنیا بپرهیزد که خوشایند معشوق نبوده و باعث بر اشفتن معشوق می شود ...
نیکومنش در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵:
درود بی کران بر همراهان
تا غنچه خندانت دولت به که خواهد داد
ای شاخه گل رعنا از بهر که می رویی
دل بستن به دنیا همانند در اغوش پناهندن غنچه بر روی شاخه گل می باشد که در نزدیکترین زمانی به دست شخص نا معلومی چیده شده و برایش خوشی به همراه خواهد داشن و برای شاخه گل جز حسرت چیز دیگری باقی نخواهد ماند پس ای انسان به جای دل سپردن به دنیا دل به عشق بسپار که ارمغانی است جاودانه...
می خواه و گل افشان کن از دهر چه می جویی...
علی هدایتی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۹۷ - مثل دوبین همچو آن غریب شهر کاش عمر نام کی از یک دکانش به سبب این به آن دکان دیگر حواله کرد و او فهم نکرد کی همه دکان یکیست درین معنی کی به عمر نان نفروشند هم اینجا تدارک کنم من غلط کردم نامم عمر نیست چون بدین دکان توبه و تدارک کنم نان یابم از همه دکانهای این شهر و اگر بیتدارک همچنین عمر نام باشم ازین دکان در گذرم محرومم و احولم و این دکانها را از هم جدا دانستهام:
برای تفسیر این شعر می توانید به فایل صوتی موجود در وب سایت آقا پرویز شهبازی مراجعه کنید. شروع تفسیر از زمان 1:09:00 و پایان آن 1:40:44 می باشد.
پیوند به وبگاه بیرونی
محسن.۲ در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - پند و اندرز:
یوسف یزدیان
همان که در گنجور آمده درست است
دستپخت شما شکن دارد
دلی به دست کن و زنگ خاطری بزدای
فرهاد در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۹:
فعل امر از باع یبیع بیعا میشود بیع و بعد ی حذف میشوی و فعل امر ان می شود بع. مرجع: گرامر زبان عربی
یوسف یزدیان وشاره در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - پند و اندرز:
در مورد این بیت:
دیار مشرق و مغرب مگیر و جنگ مجوی
دلی به دست کن و زنگ خاطری بزدای
انگار وزن شعر کم و کاستی دارد و به نظرم این طور باشد بهتر است:
دیار مشرق و مغرب مگیر و جنگ مجوی
دلی به دست کن و زنگی ز خاطری بزدای
تا نظر استادان عزیز چه باشد؟!
مهدی خوشباف در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱۷۲ - حیات جاوید:
مصرع آخر: چو خس مزی.... صحیح است.
یوسف یزدیان وشاره در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - پند و اندرز:
واقعا چه زیباست این قصیده. من در عجبم از حاکمانی که این قصیده به گوششان خورده و متنبه نشده اند.
به چشم عقل من این خلق پادشاهانند...
یا
اگر توقع بخشایش خدایت هست
به چشم عفو و کرم بر شکستگان بخشای
یا
به عاقبت خبر آمد که مُرد ظالم و ماند
به سیم سوختگان زرنگار کرده سرای
فقط معنی این بیت درست برایم جا نیفتاد که دوستان بفرمایند:
درم به جور ستانان زر به زینت ده
بنای خانه کننانند و بام قصر اندای
تبسم در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۷ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:
ری درسته
داستان از این قراره که این شعر بعد از مرگ فرخی نوشته شده زمانی که دفترروزنامه زیرزمینی ای که بهار و فرخی در اونجا روزنامه هایی مثل طوفان رو مینوشتند در ری کشف شد که زیر یک پنبه زنی بود و فرخی یزدی دستگیر شد و ملک الشعرا وقتی در بیمارستانی با منظره وزو بود دماوندیه 1 رو سرود و فرستاد ایران که نگرفت و این دماوندیه 2 هست یک سری بیت هاهم گلایه از مردم تهران و بدو بیراه بهشونه که حذف شده
سید حمیدرضا عباسی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۳:
مصرع اول بیت اول اینگونه نیز ضبط شده است:
گویند که در "سقسین" شخصی/ترکی دو کمان دارد
۷ در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۸:
دوست میدارم من این نالیدن دلسوز را
تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را
کامجویان را ز ناکامی چشیدن چاره نیست
بر زمستان صبر باید طالب نوروز را
۷ در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۸:
امن انکرتنی عن عشق سلمی
تزاول آن روی نهکو بوادی
درست:
تو ز اول روی آن نهکو بوا دی
نهکو: این (ه) که خفیف خوانده میشود در زبانهای انگلیسی و آلمانی و روسی هم هست برخی جاها به (خ) تبدیل میشود.
john-kohn-buckinham و ...
در ایران در بختیاری و زرشتیان یزد هنوز رایج است
پهل (پل)-دهر(در=دختر)-سهر(سرخ)-زاهل(زال) و ...
بوادی میشود ببا(مخفف بباید) و دی(دیدن)
بوادی:بباید دیدن
غم این دل بواتت خورد ناچار
و غر نه او بنی آنچت نشادی
او بنی یعنی او ببینی(آن بینی که)
بواتت:بباتت که مخف ببایدت یا بوایدت است
آنچت;آنچه تو را
ناچار بایدت غم دل خورد و گر نه هر چه بینی همه ناشادی است.
یعنی به غم (شیرین) عادت کنی بهتر از آن است که تا ابد تلخکام باشی.
بساز و بسوز که خوش است سوز عشق
باقی وحید در ۷ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۵: