گنجور

حاشیه‌ها

مرضیه پیله فروشان قزوینی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۳ - معراج پیغمبر اکرم:

برخی لغات این شعر در زیر معنی شده است:
براق: نوعی اسب با صورتی شبیه انسان
یتاق: نگهبان
جنیب: فرمانبرداری
چارمیخ: به بند کشیدن،
شقه: راه طولانی و پر مشقت
سماک رامح و سماک اعزل: اصطلاح نجومی. ستاره تابان و سرخ و پرنورترین ستاره
رصاصی: سربی
برقع: نام آسمان هفتم
سواد عبیر: شهر خوشبو
برهیون: هاله
رفرف: نام اسب دیگری که پیامبر در شب معراج بر آن سوار شده بود
سدره: درخت کنار که بالای آسمان هفتم است و منتهی اعمال مردم است

مسعود در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۴:

سلام
تمام ابیات و کلمات شعر کاملا درست می باشد. در ضمن بیت؛
ای در درون جانم و جان از تو بی خبر
کلمه «درون» درست می باشد و کلمه ««یان» نادرست می باشد.
درون جان منظورش درون باطن انسان میباشد که وسعتش بی نهایت میباشد ولی میان جان از حدود و محدود بودن ‌ٔ بین دو چیز میباشد که هر چه هم فاصله داشته باشد باز هنوز تعریف شده و محدود است.
ما عالم درون داریم اما عالم میان نداریم.
عالم بیرون ، هر آنچه در بیرون هست می باشد اما عالم درون ، عالم باطن و عالم اندیشه وعالم عقل را شامل می شود و بیکران و بی نهایت است.
عالم درون انسان از عالم بیرون انسان وسیعتر و بزرگ‌تر می باشد.
در ضمن اگر استاد شجریان و دیگر هنرمندان در آوازشان [ ای در میان حانم و جان ....] خوانده اند دلیلش برای همانگی و لطافت های ساز و نوا و هورمنی آهنگ هست که بعضی از کلمات را تغییر می دهند و آین برای دیگر اشعار شعرا توسط هنرمندان خواننده بارها و بارها اتفاق افتاده
امیدوارم توضیحاتم مفید و موثر واقع شده باشد.
‌ ضمن دوستان میتوانید در یوتیپ شرح این شعر توحیدی عطار را که توسط دکتر ابراهیمی دینانی استاد فلسفله تماشا کنید و استفاده ارزشمندی بهره ببرید.
التماس دعا

ساده در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

درود خدمت همه ی دوستان عزیز
بنده تمام حاشیه هارو خوندم و خطاب به بعضی از دوستان باید بگم: دوست عزیز شعرای ما با کسی تعارف نداشتند. اگر حرفی از می و میخانه و مستی میگن پس همین بوده. چرا شعر هایی که هیچ ربطی به امام ها و پیامبران نداره رو ربط میدین؟
این می چه حرامیست که عالم همه زان میجوشند؟ یکدسته به نابودیه نامش کوشند
"آنان که بر عاشقان حرامش کردن خود خلوت از ان پیاله ها مینوشند

رضا در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹:

با سلام
باور نمیکردم باشند کسانی که هنوز خوش را در اشعار کلاسیک، به جای خَش به صورت خُش تلفظ کنند. زیرا بدین ترتیب قافیه ابیات فاخری چون زیر کلاً شکسته است:
مرد را دردی اگر باشد خوش است، درد بیدردی علاجش آتش است
یا
گل همین پنج روز و شش باشد، وین گلستان همیشه خوش باشد.
بر این اساس، میبایست طبق یک سنت بازمانده از زبانهای هند و اروپایی، خوش به صورت خَش خوانده شود. همانگونه که همچنان در نواحی مرکزی ایران چنین تلفظ میشود. ممنون

مهدی در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:

نظری خواست که بیند به جهان صورت خویش خیمه در آب و گل مزرعه آدم زد این بیت سوم هست حذف شده و با قرض این کار صورت گرفته تا موضوع را متوجه نشوند مردم و در نظر هایی که من خواندم در حاشیه هیچ کدام موضوع را نفهمیدند فهم بماند ندانستند

ساسان در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۴:

با درود
در بیت نخست به جای " خلق " ،" غیر " درست است زیرا قرار نیست کسی با خلق (همه ی مردم ) خلوت کند و روال بر این بوده که با برگزیده ای از میان مردم خلوت نماید . به عبارت دیگر ، دیدار با خلق را نمی توان خلوت نامید .

یوسف در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:

دوستان عزیز یک سایت ادبی رو به محل بحث و جدل و تبدیل نکنید. یکی یه چیزی به هموطن دیگه ای گفته بد یا خوب، شما دیگه کشش ندید. ایشون نظرش درست بود ولی با لحن نامناسب. بگذارید نظرات ادبی لا به لای این مباحث گم نشه.
ممنون

مه نو در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:

خیلی زیباست سی و پنج حاشیه نوشته شده دو نظر کاملا مشابه وجود ندارد میفرماید شعر رندانه گفتنم هوس است این حافظ رند و نابغه شاهکار خلق کرده هرچند که گمان من ایتست که طرف صحبت حافظ همه انسانها و از جمله خودش می باشد بدرود

نگار نصیری در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:

دل که آیینه شاهیست، صحیح تز است چرا که با تطابق با قصیده «قدرت کردگار» شاه نعمت الله ولی و پیشگویی آن قصیده در باب نایب پنجم؛ نگار، نگار نایب حضرت مهدی عج است، با تطابق با این مصرع:
گرد آیینه ضمیر جهان اندکی گردو غبار می بینم، که اشاره به ایجاد مشکلاتی برای نگار در شروع چالش درک مأموریت مهم خود است.

من مانده ام چرا تاکنون کسی متوجه این نکته نشد که نگار دیوان حافظ همان نایب پنجم قصیده قدرت کردکار شاه نعمت الله ولی و نگار دیوان شمس است، که اب زنید راه را هین که نگار می رسد/مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد...
اگر علما همین 2 شعر شاه نعمت الله و مولوی را تطابق دهند همه مسائل حل می شود.
دیوان حافظ در اصل یک توقیع نامه ار جانب حضرت مهدی برای نایب پنجم است و شرح یک زندگی و پر از نکته است.
آنجا که م یگوید: من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست/تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی
به امید تعجیل در ظهور و چشن حافظ بس

یکی (ودیگر هیچ) در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۸:

به نام او
گرچه بنده از طرفداران حضرت مولانا هستم و از اشعار الهی او حظ وافر می برم ولی باید این نکته را به خود یاذ آور شویم که خداوند انسان را آزاد آفریده است و هرگونه اندیشه ای که او را از چیزی بترساند در پی بنده کردن انسان و زنجیر تقید به پای او بستن است.و لذا می بینیم که اندیشه های متحجر در اشعار مولانا نیز پدیدار است . گرچه با این حرف ممکن است برای خود دشمنان جدی تراشیده باشم ولی حقیقت این است که ما ایرانیها بیش از حد نرمال خودشیفتگی در وجودمان هست بطوریکه سوفسطاییان یونان باستان انگشت کوچک ما نیز نمی شوند.
تفسیری در حاشیه یکی از غزلیات شمس مشاهده نمودم که کتابی را کپی کرده و بعنوان حاشیه درج نموده اند ! و شاید حاشیه نویس محترم خود نیز آن مطالب را اصلا نخوانده است و نمی داند که چه آسمان و ریسمانی را بهم بافته است.نکتهء دیگر اینکه ما ایرانیها همیشه متمایل به سوی باد موافقیم و کمتر اظهار نظری می کنیم که اندیشمندی ما را زیر سوال ببرد!
باری در آن حاشیه طویل نظریات اکهارت و مولانا مبنی بر ترویج بلاهت(گول شدن) و اینکه بهشت خداوند سرشار از ابلهان است و هرکه فنا خواهد ناگزیر از پاک کردن تمامی هارد حافظهء خویش است تا بغیر از اندیشهء او در ذهنش نماند !!
برای آنان که در مقام لاف هستند این گفتار عملیست ولی برای منی که با دل و جان این حماقت را آزموده ام تجربه ای بس مخرب بود که باعث گشت سالهای جوانی را با افسردگی و پریشان حالی سپری کنم .
خداوند به ما یک من بخشیده که آنرا متعالی کنیم نه اینکه آنرا به لجن کشیده و انکار کنیم و لاف گزاف زده و خویش را خدا بدانیم و در بدبختی و فلاکت زندگی نماییم!!! یعنی نهایت سفاهت و بلاهت را ارج نهیم و باد هوا را فخر خویش بدانیم!
یک سوال منطقی از خود می پرسیم که اگر توانستیم با خود صادق باشیم چشم ما را به حقیقت بینا می کند.
اگر من خدا باشم آیا از آفریدن موجودات حقیر و بیچاره ای که دایم در حال عجز و التماس باشند و مانند مگس مدام به من بچسبند بر خود افتخار می کنم یا به موجوداتی که قدرت و شحاعت استقلال از من را کسب کرده اند افتخار خواهم کرد ؟؟
شما خود کلاه خویش را قاضی کنید

دکتر امین لو در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۱ - مطلع سوم:

بیت نهم. زادهٔ خاطر بیار کز دل شب زاد صبح
کرد در این سبز طشت خایهٔ زرین عزاب
در مصرع دوم غراب به صورت عزاب تایپ شئه است باید اصلاج گردد. غراب به معنی کلاغ است که رنگش سیاه است لذا خاقانی شب را به کلاغ تشبیه کرده و خورشید را به تخم طلایی تشبیه کرده است.
خاقانی طلوع خورشید را به تتخم گذاشتن کلاغ تشبیه نموده است.
در مصرع اول این بیت : انگار شخصی به خاقانی می گوید حالا که روشنایی صبح از دل شب بیرون آمد تو هم دست به کار شو تا خاطر و اندیشه تو زایش کند.

محمدامین در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۱:

سلام و درود
فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَیْنِهِمَا نَسِیَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِیلَهُ فِی الْبَحْرِ سَرَبًا
کهف/61
هنگامی که به محل تلاقی آن دو دریا رسیدند، ماهی خود را (که برای تغذیه همراه داشتند) فراموش کردند؛ و ماهی بعداز افتادن در آب زنده شد و راه خود را در آب پی گرفت و رفت.

محمد صادق مظلومیان در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴:

Ayatollahnejabat@

محمد صادق مظلومیان در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴:

آیت الله العظمی نجابت (اعلی الله مقامه) در تفسیر این بیت
چهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت
تدبیر ما به دست شراب دوساله بود
از حافظ می فر مایند:
حافظ چهل سال زحمت سلوک کشید؛ امّا عاقبت آنچه کار ساز بود, همان دوسال طریق عشق و محبّت بود.
می فرمودند: اگر شاگرد از راه محبّت وارد شد, بدل استاد می شود و با او یگانه می گردد.
شاید ذز همین جهت بود که ایشان در بین شاگردان مرحوم آیت الله انصاری ممتاز و منحصر به فرد بود.

کاوه کیانی هفت لنگ در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۴۱ - گفتار اندر پوشیدن راز خویش:

درود بر روح آزاده مرد بزرگ دیار پارس سعدی حکیم,جز ازیک اندیشه والا و پاک و داشتن معرفتی عظیم از جهان پیرامون بیان چنین افکار و اشعاری بس غیرممکن بنظر می آید,آرزو میکنم گذران عمر همه ی انسانهای جستجوگر به این گنج واقعی عالم هستی رهی یابد تا از عطششان در شناخت بهتر آن بکاهد چراکه ما انسانها راهی جز پناه بردن به دانش برای رهایی از جهل ,این دشمن واقعی همه ی انسانها,نداریم......

بیتا در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۲۱:

دوستان عزیز معنی این شعر و واژه های کلیدیشو میخوام, لطفا راهنماییم کنید

Erfan در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » ترکیبات » توپ روس:

وزنش
مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل است؟

مریم در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴:

سلام لطفا بیت
ابروی تو محراب ، بسوزد به عذاب / هر مست که او بخسبد اندر محراب
رو معنی کنید و حسن تعلیل در این بیت را توضیح دهید. با سپاس

Suri Dalir در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۱۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰۳:

آقا رضا سلام منظور از چار٬ چهار عنصر (آب و آتش خاک و باد) از پنج ٬ پنج حس (بینایی ٬ شنوایی ٬ بویایی ٬ چشایی و لامسه) و از شش ٬ مشرق ٬ مغرب ٬ شمال ٬ جنوب ٬ بالا و پایین است (مثلاً در غزل دیگری میگوید : شش جهت حمام و روزن لامکان) .« زالله خشم کردم » نهایت بزرگ بینی انسان است حتی یک قدم از «بار دیگر از ملک پران شوم / آن چه اندر وهم ناید آن شوم» فراتر رفته. اگر وقت کردید مقاله من (Abusing Rumi ,
discourse Philosophical) را بخوانید. البته به زبان انگلیسی است . خواستید سعی میکنم سلسله مقالاتم با عنوان ویژگیهای حماسی دیوان شمس را در فیسبوک میگذارم.

خسروساسان در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۹ - سفر فریدون و سپاهش از اروندرود تا بیت‌المقدس پایتخت ضحاک:

در بیت 21، «به یارانش گفت آنکه بر تیره خاک
برآرد چنین بر ز جای از مغاک»
«برز» به جای «بر ز». برز به مانای شکوه، بلندی است.
در بیت 23،
«بیاید که ما را بدین جای تنگ
شتابیدن آید به روز درنگ»
«بباید» به جای «بیاید»

۱
۲۸۱۷
۲۸۱۸
۲۸۱۹
۲۸۲۰
۲۸۲۱
۵۸۲۲