گنجور

حاشیه‌ها

قاسم در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۴ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۵۰۴:

سلام چرا شعرهای فروغ رو پاک کردید؟؟؟؟

کورش پارسایی در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱ - اندر ستایش سلطان محمود:

درود برشما
در بیشتر شاهنامه ها این بخش بنام نبرد بزرگ کیخسرو و افراسیاب آمده است.
همچنین به چند بهر کوچکتر بخش شده است.
جور است که داستانی به این زیبایی بنام سلطان محمود باشد.
شاهنامه های چاپ مسکو، دهلی، فلورانس، بروخیم

سید محمد حسین شکوهی در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۴ - به عیادت رفتن کر بر همسایهٔ رنجور خویش:

در متن کلمه(حیز) کاملا غلط است همه به لحاظ معنایی و هم عروضی؛ کلمه حیز به فتح ح و شدت ی خوانده میشود. صحیح آن "هیز" است بر وزن سیر به معنای مخنث

نادر.. در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۱:

گفتی نظر خطاست!
تو دل می‌بری رواست؟..

داد علی بیدار در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۱۶ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹:

با عرض سلام
دوستان عزیز، کلیمه مورد استفاده شده توسط شاه نعمت الله ولی(ره)، در نزد اهل عرفان و علم نجوم که بسیار روشن معلوم است, ذکر شده است. موضوع افاق و انفس است که در گفتار شاه نعمت الله ولی مورد توسف قرار دادهست.

نوید در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر می‌کرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بی‌کدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوم‌اند ملعون نه‌اند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب:

باعث تاسفِ که مولانا را با ائمه مقایسه میکنند ، و از لحن وی در این شعر ایراد میگیرند . به نظر من اونایی که این ایراد رو میگیرند ، نباید قضاوتشون بر حسب فرهنگ زمانِ حال باشه چون بی شک در زمان مولانا شرایط یجور دیگه ای بوده ‌. دوماً که مولانا در ابتدا طالب شریعت بوده بعد شده خالقِ طریقت!
هیچوقت هم به باور و عقیده همدیگه حمله نکنید ، یکی ممکنِ یه بُت یا یه موش یا(هر چیز دیگه که مشتقاتِ عظمت خداوند)... رو بپرسته ، شاید نشانه های خداوند رو فقط توی اون میبینه ولاغیر !! ..
یکی هم ممکن مستقیماً آدرس خدارو داره و ... ^__^
○●آن را که شراب وصل جانان دادند *** در مذهب او کعبه و بتخانه یکیست○●
# به اُمید انسانیت #

کتایون فرهادی در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵۰ - باز ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کردن:

شرح و تفسیر بیت 971
شیر گفت : آری ولیکن هم ببین / جهدهای انبیا و مومنین
شیر گفت : بلی این سخنان را که گفتید قبول دارم که هر چه تقدیر است همان می شود ولی جهد و تلاش پیامبران و مومنان را هم نگاه کنید . [ شیر در اینجا دلیلی نقضی می آورد و با استناد به سنت حسنه انبیا که کار و تلاش است . مشرب جبریان را رد می کند . ]
شرح و تفسیر بیت 972
حق تعالی جهدشان را راست کرد / آنچه دیدند از جفا و گرم وسرد
هر آنچه پیامبران در راه هدایت مردم ستم دیدند و ناملایمات روزگار را تحمل کردند از نظر حق تعالی بی پاداش نماند و تلاش آنان به ثمر رسید .
شرح و تفسیر بیت 973
حیله هاشان ، جمله حال آمد لطیف / کل شیء من ظریف هو ظریف
تدابیر و چاره جویی های پیامبران و مومنان در هر حالی لطیف و دلنشین بود و هرآنچه از ظریفی سر زند آن نیز لطیف است .
شرح و تفسیر بیت 974
دام هاشان ، مرغ گردونی گرفت / نقص هاشان ، جمله افزونی گرفت
دام همت و مجاهده انبیا و اولیا در تبلیغ و ترویج دین خدا ، جان های نافرمان و هدایت گریز مردم را صید کرد و چون مردم به وسیله آنان به راه هدایت آمدند ، کاستی های روحی و فکری و علمی و عملی شان به کمال مبدل شد . [ مرغ گردونی در لغت به معنی “پرنده آسمانی و فرشته” است ولی در اینجا به معنی “جان های مردم” فرض شده و دام ها کنایه از همت و جهد انبیاست . ]
– شیر در رد جبریان می گوید : انبیا و اولیا گرچه در خداشناسی و توکل افرادی نادر بودند ولی در عین حال هیچگاه دست از سعی و مجاهدت بر نداشتند و پیش خود نگفتند که خدا قادر است . چه نیازی به ما دارد که مردم را به راه هدایت دعوت کنیم . پس سعی و کسب بر آدمی واجب است .
شرح و تفسیر بیت 975
جهد می کن تا توانی ای کیا / در طریق انبیا و اولیا
ای بزرگمرد ! تا آنجا که می توانی در راه پیامبران و اولیا تلاش کن .
شرح و تفسیر بیت 976
با قضا پنجه زدن نبود جهاد / ز آنکه این را هم قضا بر ما نهاد
جهاد با نفس اماره یا جهاد با حق ستیزان ، ستیزه گری با قضا و قدر به شمار نیاید زیرا که همین مجاهده و تلاش را نیز قضا و قدر برای ما معین کرده است .
شرح و تفسیر بیت 977
کافرم من ، گر زیان کرده است کس / در ره ایمان و طاعت ، یک نفس
کافر باشم اگر کسی در راه ایمان و طاعت قدم بردارد و لحظه ای زیان کند یعنی محال است که کسی در راه خدا قدم بردارد و به زیان و خسران حقیقی گرفتار آید .
شرح و تفسیر بیت 978
سر ، شکسته نیست این سر را مبند / یک دو روزی جهد کن ، باقی بخند
سر تو که شکسته نشده آنرا با دستمال مبند . چند روزی را به کسب و تلاش بپرداز تا به منزل مقصود برسی و آنگاه شادان و خندان شوی .
شرح و تفسیر بیت 979
بد محالی جست ، کو دنیا بجست / نیک حالی جست ، کو عقبی بجست
آنکه به دنبال امور دنیوی رفت و آنرا جویا شد بی گمان امری را طلب کرده که به شدت محال و دست نیافتنی است اما کسی که در پی امور اخروی باشد و آنرا بجوید مسلما امر پسندیده و مطلوبی را جسته است .
شرح و تفسیر بیت 980
مکرها در کسب دنیا ، بارد است / مکرها در ترک دنیا ، وارد است
جمیع تدبیرها و چاره اندیشی هایی که در جهت کسب دنیا بکار گرفته می شود خنک (بارد) و نابجاست اما همه تدبیرها و چاره اندیشی هایی که در جهت ترک دنیا بکار بسته می شود بجا و مناسب است .
شرح و تفسیر بیت 981
مکر آن باشد که زندان حفره کرد / آنکه حفره بست ، آن مکری است سرد
تدبیر و چاره اندیشی آن است که برای رهایی انسان ، زندان دنیا را بشکافد و به سوی معنویت توجه کند ولی آن کس که منفذ خروج را نیز مسدود کند مسلما تدبیری ناروا بکار گرفته است .
شرح و تفسیر بیت 982
این جهان زندان و ما زندانیان / حفره کن زندان و خود را وارهان
این دنیایی که ما در آن به سر می بریم به منزله زندان است و ما ساکنان دنیا نیز به منزله زندانی هستیم ، پس ای زندانیان دنیا ، زندان را سوراخ کنید و خود را نجات دهید . [ در حدیث آمده « دنیا زندان مومن و بهشت کافر است » ( احادیث مثنوی ، ص 11 ) ]
شرح و تفسیر بیت 983
چیست دنیا ، از خدا غافل بدن / نی قماش و نقره و میزان و زن
دنیا چیست ؟ دنیا همانا غافل شدن از خداوند است نه آنکه دنیا عبارت باشد از مال و ثروت و ترازو و زن و فرزند . [ دنیا در نزد محققان صوفیه صورت عالم طبع (عالم ماده به اضافه طبیعت) و مابل و ثروت و همسر و فرزند نیست بلکه دنیا حالتی قلبی است و آن همانا غفلت از خداوند است . خواه این غفلت از امور مادی و دنیوی بر قلب عارض شود و خواه از امور معنوی نظیر طاعات و عبادات . پس هر عبادتی را هم که آدمی را دچار عجب و غرور کند آن عبادت نیز از امور دنیوی است و نزد اهل الله بت و طاغوت به شمار آید . بنابراین مولانا حقیقت دنیا را تعریف کرده تا گمان نرود که هر گونه کار و تلاش مصداق دنیا پرستی است .
شرح و تفسیر بیت 984
مال را کز بهر دین باشی حمول / نعم مال صالح خواندش رسول
اگر مال و ثروت را در جهت دین و ایمان به دست آوری و بکار گیری . این مال و ثروتی پسندیده است و چنین مالی را پیامبر (ص) مالی نکو و شایسته خوانده است . [ پیامبر فرماید ” چه نکوست مال شایسته برای بنده شایسته ” ]
شرح و تفسیر بیت 985
آب ، در کشتی هلاک کشتی است / آب ، اندر زیر کشتی ، پشتی اشست
برای مثال آب اگر درون کشتی بیاید باعث غرق شدن کشتی می گردد ولی اگر آب در زیر کشتی جریان یابد پشتوانه امنیت و نجات کشتی است . [ اگر عشق مال به درون قلبی وارد شود آنرا در منجلاب دنیا غرق می کند ولی اگر مال به عنوان یک ابزار ضروری بکار گرفته شود . بسی نکوست . ]
شرح و تفسیر بیت 986
چونکه مال و ملک را از دل براند / زآن سلیمان ، خویش جز مسکین نخواند
از آنرو که حضرت سلیمان (ع) حب مال و ملک دنیا را از قلبش زدوده بود خود را مسکین و بینوا بنامید . [ سلیمان در روایات اسلامی و اشعار فارسی و عربی نمودار قدرت و ثروت و مکنت است . مولانا از شهرت سلیمان بدین اوصاف استفاده می کند که او با وجود پادشاهی و توانگری ، محبت و تعلق خاطر به امور مادی نداشت و بدین سبب خود را مسکین و بی نوا می خواند . پس داشتن ملک و مال و سلطنت و مباشرت اسباب دنیوی هر گاه دلبستگی ببار نیاورد باعث دوری از حق نمی شود و ترک دنیا عبارت است از ترک تعلق نه ترک مال و ناداشتن اسباب و وسائل . این بیت مبتنی است بر روایتی که ثعلبی در سیره سلیمان نقل می کند . ” سلیمان شخصی افتاده و فروتن بود و با بینوایان نشست و برخاست می کرد . بی نوایی با بی نوایی دیگر همنشینی کند . ]
شرح و تفسیر بیت 987
کوزه سر بسته ، اندر آب زفت / از دل پر باد ، فوق آب ، رفت
مثال دیگر ،کوزه ای که از آب خالی باشد و سرش نیز بسته باشد می تواند روی آبی عظیم (زفت) بماند و غرق نشود .
– هرگاه دل از تعلق تهی شد و به فقر حقیقی که نیازمندی به حق تعالی و بی نیازی از ماسوای حق است متصف گردید ، در آن صورت دنیا و مظاهر آن از ملک و مال و اسباب در زیر پای همت سالک می افتد . مانند آب در زیر کوزه ای که از هوا پر است و سالک در چنین حالتی خود را برتر از همه چیز می بیند و با آنکه ممکن است بسیار چیز و یا جهانی را در تصرف داشته باشد . جهان و امور عالم مادی پیش همت او ناچیز و بی ارزش است . ]
شرح و تفسیر بیت 988
باد درویشی چو در باطن بود / بر سر آب جهان ، ساکن بود
وقتی که حال و هوای فقر عارفانه در درون کسی ظهور کند . چنین کسی روی آب دنیا قرار می گیرد و در آن غرق و آلوده نمی شود .
شرح و تفسیر بیت 989
گر چه جمله این جهان ، ملک وی است / ملک در چشم دل او ، لاشی است
اگر چه همه ملک و دارایی این جهان از آن اوست ولی این دارایی در چشم دل او فاقد ارزش است . [ درست مثل سلیمان نبی که در عین داشتن مال ، دل بدان نبسته بود . ]
شرح و تفسیر بیت 990
پس دهان دل ، ببند و مهر کن / پر کنش از بادگیر من لدن
پس اینک دهان دلت را از ورود هواهای نفسانی فروبند و آن را با ریاضت مهر و موم کن تا مبادا آب حب دنیا بدان درآید . و از آن پس دلت را از حال و هوای الهی و کبریایی پر کن .
شرح و تفسیر بیت 991
جهد ، حق است و ، دوا حق است و درد / منکر اندر جحد جهدش ، جهد کرد
شیر نهایتا به نخچیران گفت : پس دانستیم که تلاش حق است و دوا و درمان هم حق است و درد نیز حق است . یعنی هر کدام از آنها واقعیتی است انکار ناپذیر و باید به هر کدام اعتراف کرد . درست است که بیماری وجود دارد ولی دوا هم وجود دارد و باید به کمک دوا بیماری را رفع کرد ولی آن کس که واقعیت عینی را انکار می کند در واقع می کوشد که کوشش را نفی کند یعنی از سعی کمک می گیرد تا بگوید سعی نباید باشد . مشرب جبریه که نخچیران نماد آن هستند گرچه در لفظ سعی و جهاد را انکار می کنند ولی در عمل به سعی و جهاد می پردازند و نمونه بارز آن اینکه تا اینجا آن مباحثه گرم و مهیج را کردند که به شیر بفهمانند که سعی و عمل چیز خوبی نیست ولی از این نکته غافل اند که مباحثه و مناظره نیز نوعی جهد است .

کتایون فرهادی در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۹ - نگریستن عزراییل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان و تقریر ترجیح توکّل بر جهد و قلّت فایدهٔ جهد:

خلاصۀ داستان
مردی بامدادان به سرای سلیمان نبی (ع) درآمد در حالی که از ترس رنگ از رویش پریده بود . سلیمان (ع) پرسید : چرا این همه هراسانی ؟ مرد پاسخ داد : اینک که می آمدم ، عزرائیل را دیدم که نگاهی پر کین و خشم به من انداخت ، سلیمان (ع) گفت : آیا چاره ای از من ساخته است ؟ مرد گفت : به باد دستور بده تا مرا بر دوش خود سوار کند و به سرزمین دوردست هندوستان ببرد باشد که عزرائیل نتواند بدانجا بیاید و جانم ستاند . سلیمان (ع) به باد دستور داد این مرد را شتابان به هندوستان ببر و چون بامداد فردا سربرآورد و عزرائیل به بارگاه سلیمان (ع) آمد . سلیمان (ع) به عزرائیل خطاب کرد : چرا اینقدر به آن مرد با نگاه تند و خشمین نگریستی ؟ مگر می خواستی او را از ترس مرگ آواره سازی و به هندوستان فراریش دهی ؟ عزرائیل در پاسخ گفت : من از روی خشم و کین به آن مرد نگاه نکردم بلکه نگاه من از روی تعجب و شگفتی بود زیرا خداوند به من امر کرده بود که جان این مرد را امروز در هندوستان بگیرم و من از این مسئله حیرت کرده بودم که چطور می شود که این مرد خودش را امروز از بیت المقدس به هندوستان برساند . با خودم فکر کردم اگر او صد بال و پر هم داشته باشد نمی تواند امروز به هندوستان برسد ولی وقتی خود را به امر خداوند به هندوستان رساندم دیدم آنجاست . پس جانش را همانجا ستاندم .
اصل این حکایت را در کتاب حلیةالاولیا . طبع مصر ، ج 4 ، ص 118 و احیاءالعلوم . ج 4 ، ص 337 و جوامع الحکایات عوفی . باب سیزدهم از قسم چهارم و در عجایب نامه از مولفات قرن ششم ، می توان دید .
* همان سان که پیداست حکایت مذکور از زبان نخچیران آورده شده تا غلبه تقدیر خدا را بر تدبیر بنده نشان دهد . مولانا در بیان عقاید مشارب مختلف و نحله های گوناگون چنان مهارت دارد و آن عقاید را به گرمی و استحکام بیان می دارد که گویی خود یکی از پیروان سفت و سخت آن فرقه است .
شرح و تفسیر بیت 956
زادمردی چاشتگاهی در رسید / در سراعدل سلیمان در دوید
مردی آزاده و کریم صبح خیلی زود ، دوان دوان به عدالتخانه حضرت سلیمان نبی رفت .
شرح و تفسیر بیت 957
رویش از غم ، زرد و هر دو لب کبود / پس سلیمان گفت : ای خواجه ، چه بود ؟
چهره آن مرد از شدت اندوه زرد شده بود و هر دو لبش کبود می نمود . سلیمان (ع) گفت : ای بزرگمرد چه شده که اینقدر نگران و پریشانی ؟
شرح و تفسیر بیت 958
گفت : عزرائیل در من اینچنین / یک نظر انداخت پر از خشم و کین
آن مرد گفت : عزرائیل (ع) با نگاهی خشم آلود و پر از کینه به من در نگریست .
شرح و تفسیر بیت 959
گفت : هین اکنون چه می خواهی ؟ بخواه / گفت : فرما باد را ای جان پناه
سلیمان گفت : بهوش باش ، اینک از من چه می خواهی . آن مرد گفت : ای پناهگاه و پناه جانها ! به باد دستور بده .
شرح و تفسیر بیت 960
تا مرا زینجا به هندستان برد / بوک بنده ، کان طرف شد جان برد
که مرا از اینجا به هندوستان ببرد شاید در آنجا بتوانم جانم را نجات دهم . [ دو بیت اخیر مناسب است با مضمون حدیث ” هر گاه خداوند مرگ را برای بنده ای در سرزمینی خواهد . برای او در آن سرزمین نیاز و حاجتی می نهد . ]
شرح و تفسیر بیت 961
نک ز درویشی گریزانند خلق / لقمه حرص و امل ز آنند خلق
در همینجا مولانا به نتیجه گیری می پردازد و صقفت حرص و آز و آرزوهای ابنای دنیا را می نکوهد و می گوید : بدین جهت مردم از درویشی می گریزند چون طعمه آز و آرزومندی هستند .
شرح و تفسیر بیت 962
ترس درویشی مثال آن هراس / حرص و کوشش را تو هندستان شناس
بیم از فقر و بینوایی مثال بیم آن شخص از عزرائیل است بدین معنی که حرص و تلاش را تو مانند هندوستان فرض کن . [ همانطور که آن شخص کوشید و خود را به هندوستان رساند تا از مرگ بگریزد ولی گرفتار مرگ شد . همینطور مردم حرص می زنند تا از فقر و نداری فرار کنند . ولی باز گرفتار فقر می شوند . ]
شرح و تفسیر بیت 963
با را فرمود تا او را شتاب / برد سوی قعر هندستان ، بر آب
سلیمان (ع) به باد امر کرد تا آن مرد را فورا با خود ببرد و او را در دورترین نقطه هندوستان به جزیره ای منتقل سازد .
شرح و تفسیر بیت 964
روز دیگر ، وقت دیوان و لقا / پس سلیمان گفت : عزرائیل را
روز بعد که وقت شروع کار عدالتخانه و روز ملاقات سلیمان (ع) با مردم بود . سلیمان (ع) به عزرائیل گفت :
شرح و تفسیر بیت 965
کان مسلمان را به خشم از بهر آن / بنگریدی ، تا شد آواره ز خان ؟
تو چرا به آن مسلمان چنان خشمین نگریستی که از بیم جان دربدر و آواره شود ؟
شرح و تفسیر بیت 966
گفت : من از خشم کی کردم نظر ؟ / از تعجب ، دیدمش در رهگذر
عزرائیل گفت : من کی از روی خشم به او نگریستم ؟ بلکه از روی شگفتی و تعججب او را در رهگذر دیدم .
شرح و تفسیر بیت 967
که مرا فرمود حق ، که امروز هان / جان او را تو به هندستان ستان
زیرا حق تعالی به من فرمود : آگاه باش که باید جان این مرد را امروز در هندوستان بگیری .
شرح و تفسیر بیت 968
از عجب گفتم : گر او را صد پر است / او به هندستان شدن دوراندر است
از روی شگفتی با خود گفتم : اگر این مرد صد بال و پر هم داشته باشد چگونه راه به این دوری را خواهد پیمود و به هندوستان خواهد رسید ؟!
شرح و تفسیر بیت 969
تو همه کار جهان را همچنین / کن قیاس و چشم بگشا و ببین
در اینجا مولانا از زبان نخچیران از حکایت مذکور چنین استنتاج می کند . تویی که از فقر و درویشی می ترسی و برای کسب مال دنیا می کوشی و آزمندی نشان می دهی . همه کارهای جهان را بدین منوال قیاس کن و چشم بگشا و امور این جهان را تماشا کن که با سعی و تلاش نمی توان از مقدرات خلاصی یافت .
شرح و تفسیر بیت 970
از که بگریزیم ؟ از خود ؟ ای محال / از که برباییو ؟ از حق ؟ ای وبال
از چه فرار کنیم ؟ از خودمان ؟ این که کاری محال است . از چه کسی نصیب و بهره ای بربائیم ؟ از حق تعالی ؟ ای کار که عذاب و وبابل در پی دارد . [ اکبرآبادی گوید : در این بیت اشارت است که حق ، عین ذات عبد است و خارج از وی نیست و هر چه بر وی می فرستد از راحت و محنت ، از وی به وی می فرستد نه از جایی دیگر . و نیکلسون نیز می گوید : درست است که آزادی بهتر از بندگی است اما آزادی دو معنی دارد . یکی این است که آدمی از بنده خدا بودن بگریزد . که در اینصورت لازم می آید که مخلوق ، خالق شود و ابدی و ازلی گردد که این محال است . و آزادی دیگر عبارت است از خلاصی یافتن از بندگی صفات و تمایلات فردی خویشتن و به جز حق ، بنده هیچ چیز دیگر نبودن . ]

کتایون فرهادی در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۸ - باز ترجیح نهادن نخچیران توکل را بر جهد:

شرح و تفسیر بیت 948
جمله با وی بانگ ها برداشتند / کان حریصان که سبب ها کاشتند
همه نخچیران که مشرب جبر داشتند در رد استدلالات شیر که مشرب اختیار داشت با صدای بلند گفتند : آن آزمندانی که در امور دنیوی این همه به علل و اسباب متوسل شدند و سعی و تلاش کردند .
شرح و تفسیر بیت 949
صد هزار اندر هزار از مرد و زن / پس چرا محروم ماندند از زمن ؟
در ادامه بیت قبل ، پس چرا صدها هزار تن از مردان و زنان از منافع و بهره های روزگار ناکام مانده اند . [ به نوعی این سوال از شیر است که چرا تو با این همه سعی و عمل و یال و کوپال همیشه گرسنه ای و آواره دشت ها و صحراها ؟ ]
شرح و تفسیر بیت 950
صد هزاران قرن ز آغاز جهان / همچو اژدرها ، گشاده صد دهان
از آغاز عمر دنیا تا کنون صدها هزار قرن سپری شده و آزمندان همچون اژدها دهان حرص گشوده اند .
شرح و تفسیر بیت 951
مکرها کردند آن دانا گروه / که ز بن ، برکنده شد آن مکر ، کوه
آزمندان زیرکسار برای رسیدن به مطلوب خویش مکرها بکار بستند . مکرهایی که از حیث قدرت و تاثیر ، کوههای عظیم را از جای بر می انداخت .
شرح و تفسیر بیت 952
کرد وصف مکرهاشان ذوالجلال / لتزول منه اقلال الجبال
خداوندی که جلیل و شکوهمند است نیرنگ آنان را چنین وصف کرده است “ستیغ کوهها از نیرنگ آنان به رفتار آید” . [ مصراع دوم مقتبس از آیه 46 سوره ابراهیم است . ” و نیرنگ خود بکار بستند و حال آنکه همه نیرنگ هاشان به نزد خداست . گرچه کوهها از آن به رفتار آیند ” ]
شرح و تفسیر بیت 953
جز که آن قسمت که رفت اندر ازل / روی ننمود از شکار و از عمل
ولی از شکار و تلاش و جهد آنان چیزی حاصل نیامد مگر آن قسمت که در روز ازل برای آنان مقدر شده بود . [ بیت فوق اشاره دارد به قسمتی از آیه 32 سوره زخرف . ” … ما قسمت کردیم معاش بندگان را در زندگی دنیا ” ]
شرح و تفسیر بیت 954
جمله افتادند از تدبیر و کار / ماند کار و حکم های کردگار
مردم جملگی از تدبیر و کار و تلاش درمانده شدند و فقط کار و فرمان خدا بود که بر همه چیز غلبه داشت و جهد و تلاش آنان بی فایده ماند .
شرح و تفسیر بیت 955
کسب ، جز نامی مدان ای نامدار / جهد ، حز وهمی مپندار ای عیار
پس ای نام آور ، کسب و عمل را چیزی جز یک نام به حساب میاور زیرا کسب هیچ تاثیری در مقدرات الهی ندارد و آنرا تغییر ندهد . و ای جوانمرد ، تلاش را وهم و گمانی بیش مپندار .
– تا اینجا نخچیران جبری مشرب ، دلائلی آوردند تا اثبات کنند که تقدیر حق بر تدبیر عبد غالب می آید و آنچه قرار است رخ دهد و. رخ می دهد و آدمی نباید بیهوده و خام اندیشانه سودای کاری کند . چه همه اراده ها و خواسته های بشر ، مقهور خواست حضرت حق است .
مولانا برای بسط مقصود نخچیران حکایت نگریستن عزرائیل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان را آورده است که در بخش بعدی به شرح و تفسیر ابیات آن می پردازیم .

کتایون فرهادی در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۷ - ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکّل:

شرح و تفسیر بیت 929
گفت شیر : آری ، ولی رب العباد / نردبانی پیش پای ما نهاد
شیر در پاسخ نخچیران گفت : بله البته که گفتار شما صحیح است و باید بر پروردگار توکل داشت و تسلیم به امر او . ولی همان پروردگار نیز پیش پای ما نردبانی بنهاده است یعنی همانطور که بدون استفاده از نردبان نمی توان به جاهای بلند دست یافت بدون وسایل و اسباب و سعی و تلاش نمی توان پیشرفت کرد . به همین جهت خداوند هم برای انجام امور ، علل و اسباب آنرا به ما نشان داده است .
شرح و تفسیر بیت 930
پایه پایه رفت باید سوی بام / هست جبری بودن اینجا ، طمع خام
باید به سوی بام پله پله رفت یعنی برای نیل به مقصود و مرام باید از طریق اسباب و علل آن رفت و در این مرحله اظهار جبر کردن و جبری بودن نوعی خام طبعی و آرزوی باطل است . [ نخچیران جبری مذهب نفی سعی و مجاهده ، قدرت خدا را بر ایجاد امور و عدم احتیاج به اسباب و وسائط دلیل آوردند و مولانا ضمن آنکه سعه قدرت الهی را می پذیرد ولی عقیده دارد که این دلیل نفی سعی و کسب آدمی نمی شود زیرا حق تعالی به مقتضای حکمت خود برای وصول و حصول مقاصد ، وسائل و اسبابی ساخته و آنها را مانند حلقه های زنجیر و یا پایه های نردبان ، متعاقب و مترتب بر یکدیگر قرار داده است و مسلما نادیدن این وسائل خلاف سنت آفرینش و به منزله نفی حکمت الهی است . ]
شرح و تفسیر بیت 931
پای داری چون کنی خود را تو لنگ ؟ / دست داری ، چون کنی پنهان تو چنگ ؟
تو که اینک پا داری چگونه خود را لنگ احساس می کنی ؟ و نیز تو که دست داری چگونه پنجه خود را نهان می کنی . [ پس همانطور که از دست و پا و جوارح بدن استفاده نکردن خلاف طبیعت است . استفاده نکردن از اسباب و وسائط نیز خلاف جریان آفرینش و نفی حکمت خداوند است . ]
شرح و تفسیر بیت 932
خواجه چون بیلی به دست بنده داد / بی زبان معلوم شد او را مراد
برای مثال وقتی که ارباب ، بیلی به دست غلامش می دهد . معنی آن روشن است یعنی ای غلام زمین را بیل بزن و برای کشت آماده کن .
شرح و تفسیر بیت 933
دست ، همچون بیل ، اشارت های اوست / آخراندیشی ، عبارت های اوست
دست مانند بیل به منزله اشارت های خداوند است . یعنی اعضاء و جوارح آدمی هریک برای غرضی و مقصودی آفریده شده است و این دست مانند بیل برای این است که بندگان با آن جهد و کوشش کنند . عاقبت اندیشی نیز کلمات و عبارت های حق تعالی است یعنی گویی که حق تعالی به بندگان خود می فرماید : ای بندگان با عقلی که به شما بخشیده ام . دور اندیش باشید .
شرح و تفسیر بیت 934
چون اشارت هاش را بر جان نهی / در وفای آن اشارت ، جان دهی
اگر اشارت های خداوند را از جان و دل درک کنی و آنها را بکار بندی . یعنی اگر نعمت های الهی را بجا استفاده کنی و به کاهلی و بی عملی نگرایی .
شرح و تفسیر بیت 935
بس اشارت های اسرارت دهد / بار بردارد ز تو ، کارت دهد
ادامه بیت قبل ، حق تعالی به پاداش این سعی و تلاش و اطاعت از اوامرش بسیاری از اسرار اشارات خود را برای تو آشکار می کند و تو را به مرتبه کشف و شهود می رساند و بار توانفرسا را از روح تو برمی دارد و درهای معرفت را به روی دل و دیده تو می گشاید .
شرح و تفسیر بیت 936
حاملی ، محمول گرداند تو را / قابلی ، مقبول گرداند تو را
اگر در بدایت سلوک ، بار اطاعت و تکلیف الهی را بر دوش کشی حق تعالی رفته رفته تو را بر براق عشق سوار کند . و اگر پذیرنده اوامر الهی باشی تو را به پاداش این طاعت ، مقبول درگاه خود گرداند .
شرح و تفسیر بیت 937
قابل امر ویی ، قایل شوی / وصل جویی ، بعد از آن ، واصل شوی
اگر پذیرای اوامر الهی باشی هر چه گوئی ، کلام حق خواهد بود و اگر جویای وصال حق باشی پس از طی طریق طلب ، بدو واصل خواهی شد . [ استاد فروزانفر گوید : در حالت نخستین ، سالک فرمان پذیر و مامور است و در حالت دوم ، سلوک به نهایت رسیده و واصل است . و از اینرو خود راهبر و آمر و مبلغ احکام تواند بود . ]
شرح و تفسیر بیت 938
سعیِ شُکر نعمتش ، قدرت بُوَد / جبرِ تو ، انکارِ آن نعمت بُوَد
سعی در به جا آوردن شکر و سپاسِ نعمت های خداوند ، قدرتی است که او به ما ارزانی داشته و دست روی دست گذاشتن و جبر مذموم را اختیار کردن در واقع کفران نعمت اوست .
– شُکر = مقامی بزرگ است و درجه ای بلند و هر کسی به حقیقت آن نرسد . و برای همین است که حق تعالی در قسمتی از آیه 13 سوره سبا می فرماید ” و اندکی از بندگانم سپاس نعمت های من دارند ” شُکر به کّرات در قرآن کریم آمده است و از آن جمله در آیه 7 سوره ابراهیم آمده است ” اگر شکر گزاری کنید نعمت خود را بر شما خواهم افزود و اگر کفران کنید همانا کیفرم سخت است ” .
– شُکر سه مرحله دارد . علم ، حال و عمل . ابتدا باید نعمت و صاحب نعمت را بشناسیم و پس از آن حالی از شادمانی و رضا از آن نعمت و مُنعِم در دل ایجاد می شود و بعد از آن شُکرِ عملی است و مقصود این است که نعمت های خدا را در راه رضا و خواست او بکار گیریم و نه در راه معاصی و فجور . بعضی از شارحان سعی را از شُکر منفک قرائت کرده اند . استاد فروزانفر می گوید : کوشش و بکار بستن اعضاء در خدمت و عبادت ، شُکرِ نعمتی است که خداوند به ما بخشیده و آن قدرت و توانایی به عمل است . و جبر یعنی ترک کسب و عمل ، به منزله انکار و کفران آن نعمت است .
شرح و تفسیر بیت 939
شکر قدرت ، قدرتت افزون کند / جبر ، نعمت از کفت بیرون کند
به کار گرفتن قدرت خدادادی ، قدرت تو را می افزاید در حالی که انکار این قدرت باعث می شود که نعمت از دستت برود . [ اشاره به آیه 7 سوره ابراهیم که توضیح آن در بیت پیشین آمد . ]
شرح و تفسیر بیت 940
جبر تو ، خفتن بود ، در ره مخسب / تا نبینی آن در و درگه ، مخسب
ای سالک بدان که جبر تو به منزله این است که در وسط راه بخوابی و مسلما در وسط راه خوابیدن شرط عمل نیست . پس تا وقتی که درگاه حقیقت را ندیده ای نخواب و سعی و عمل را رها مکن .
شرح و تفسیر بیت 941
هان مخسب ای جبری بی اعتبار / جز به زیر آن درخت میوه دار
به هوش باش ای جبری کج رو ! روا نیست در جائی بخوابی مگر در زیر درختی میوه دار .
– ای سالکی که در میانه راه سلوک می خوابی و سعی و عمل را تعطیل می کنی ! هرگز دمی آرام مگیر و همچنان بر عمل طاعت و خدمت استوار باش و اگر خواستی بخوابی ، زیر سایه درختی میوه دار یعنی در ظل عنایات عارفان ربانی که میوه های معارف را به تو ارزانی می دارند بیاسای . تا او تو را از منازل سلوک به سلامت گذر دهد .
شرح و تفسیر بیت 942
تا که شاخ افشان کند هر لحظه باد / بر سر خفته بریزد نقل و زاد
تا اینکه هر لحظه باد شاخ آن درخت را بتکاند و بر سر شخصی که زیر آن خفته است نقل و نبات (میوه) بریزد . یعنی اگر می خواهی بخوابی تحت حمایت آن عارف ربانی که شجره طیبه است بخواب تا باد اراده الهی م نفخات کبریایی . شاخه های قلب و روح او را بر سر و روی تو بتکاند و نقل و زاد (میوه) اسرار و معرف را بر تو نثار کند .
شرح و تفسیر بیت 943
جبر ، خفتن در میان ره زنان / مرغ بی هنگام ، کی یابد امان ؟
جبر به منزله این است که کسی در میان راهزنان بخوابد و مسلما چنین شخصی معروض انواع آفات و صدمات آنان خواهد بود . و همینطور ترک سعی و طاعت . آدمی را در زمره اهل هوی و هوس قرار می دهد و حال چنین شخصی به خروسی ماند که بی موقع بانگ برآورد و چنین خروسی چگونه جان به سلامت برد ؟ [ مرغ بی هنگام به معنی خروس بی محل است و عامۀ مردم چنین حیوانی را شُوم می دانند و ذبحش را واجب . ولی انقروی گوید : مرغ بی هنگام به معنی پرنده بی بال و پر است ( شرح کبیر انقروی ، ج 3 ، ص 1526 ) . که در اینصورت معنی مصراع دوم این می شود ” پرنده ای که هنوز بال و پر بر اندامش نرسته است بی گمان ، طعمه هر گربه دران شود ” ]
مثلِ معروفِ فارسی می گوید : مرغ بی وقت خوان را سر بُرید ( امثال و حکم ، ج 3 ، ص 1526 ) . در تاریخ سابقۀ ظهور چنین باوری بدینگونه آمده است . آنکه بانگِ خروس را به نمازِ شام بَد دارند و به فال گویند نه نیک است ، از آن بُوَد که کیومرث را کار به آخر رسید و نالان شد . آن خروس که او را بود . نماز شام بانگ بکرد و هرگز بدان وقت از او بانگ نشنیده بودند . گفت : این چه شاید بودن ، این بانگِ مرغ بدین وقت ؟ تا بنگریدند کیومرث مُرده بود . و از آن پس آن بانگِ خروس بدان وقت به فال بَد گرفتند تا امروز . و خداوندانِ زجر ( فالگویان ) ایدون گویند که هر خروسی که بدان وقت بانگ کند و خداوندِ خروس ، آن خروس را بکُشد . آن بَد از او درگذرد و اگر نکُشد در بلایی افتد . ( تاریخ بلعمی ، ج 1 ، ص 118 ) .
شرح و تفسیر بیت 944
ور اشارت هاش را بینی زنی / مرد پنداری و ، چون بینی ، زنی
و اگر به اشارات خداوند بی اعتنایی (بینی زدن) کنی ، خود را مرد طریق خواهی دانست ولی اگر نیک درنگری خود را زن خواهی دید . ( “بینی زنی و بینی ، زنی ” جناس مرکب است )
شرح و تفسیر بیت 945
این قدر عقلی که داری ، گم شود / سر ، که عقل از وی بپرد ، دم شود
اگر به اشارات خداوند توجه نکنی و عزیزشان نداری همین مقدار عقلی هم که داری از دست می دهی و سری که عقل از آن برود دیگر سر نیست بلکه دم است . یعنی حقیرترین عضو است .
شرح و تفسیر بیت 946
ز آنکه بی شکری بود شوم و شنار / می برد ، بی شکر را در قعر نار
زیرا ناسپاسی و ناشکری ، ناخجسته و زشت است و فرد ناشکر را به ژرفای آتش می برد . ( توضیح بیشتر در شرح بیت 938 همین بخش )
شرح و تفسیر بیت 947
گر توکل می کنی ، در کار کن / کشت کن ، پس تکیه بر جبار کن
اگر می خواهی توکل کنی ، وقتی توکل کن که علل و اسباب را بکار بسته ای و جهد و تلاش کرده ای نه آنکه توکل تو باعث تعطیلی سعی و تلاشت شود . مثلا باید در عین آنکه به کشت و زرع مشغولی بر خدا نیز توکل کنی .

نادر.. در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴۷:

شکست جمله بتان را شب و بماند خدای..

مهران در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:

علی جان مجبور نیستی حاشیه بنویسی وتمام ابیاتی که برای اثبات نظرت راجع به زرتشتی بودن خواجه راغلط بنویسی.مجلس وضع؟

کتایون فرهادی در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۶ - ترجیح نهادن نخچیران توکّل را بر اجتهاد:

شرح و تفسیر بیت 915
قوم گفتندش که کسب از ضعف خلق /لقمه تزویر دان بر قدر حلق
قوم نخچیران به شیر گفتند : رها کردن توکل و از پی کسب و تلاش رفتن ، ناشی از ضعف ایمان مردم است . مردم به تلاش می افتند تا لقمه ای به اندازه حلق خود فراهم آرند . و هر کس به اندازه حرص و آزش می کوشد و می جوشد تا به مقصودش برسد پس هرچه انسان حریص تر باشد سعی اش نیز به همان نسبت بیشتر است . [ نیکلسون می گوید : ضعف و سستی ایمان ، مردان را به اعمال ناشی از انگیزه های خود پرستی می کشاند . هر اندازه خود پرستی و انانیت آنان بیشتر باشد . اعمال آنان باطل تار و ریاکارانه تر است . ]
شرح و تفسیر بیت 916
نیست کسبی از توکل خوب تر / چیست از تسلیم ، خود محبوب تر ؟
هیچ کسب و تلاشی از توکل بهتر نیست . چه چیزی از تسلیم شدن در برابر تقدیر خدا پسندیده تر است . [ صوفیه تسلیم را نزدیک ترین مرتبه به توحید ذاتی و برترین مرتبه در سیر فی الله می دانند . جرجانی می گوید : تسلیم عبارت است از فرمانبرداری از خدا و ترک اعتراض از آنچه مورد رضایت او نیست و با خشنودی ، قضای الهی را پذیرفتن . ]
شرح و تفسیر بیت 917
بس گریزند از بلا سوی بلا / بس جهند از مار ، سوی اژدها
آنانکه از توکل غافل هستند و از پی اسباب دنیوی می روند . ای بسا از بلائی به سوی بلائی دیگر بگریزند و ای بسا بلای دومی عظیم تر و سخت تر از بلای اولی باشد مانند اینکه از مار فرار کنند و گرفتار اژدها شوند .
شرح و تفسیر بیت 918
حیله کرد انسان و ، حیله اش دام بود / آنکه جان پنداشت ، خون آشام بود
انسان برای نیل به مقصود خود حیله ها بکار می برد و تدبیرها می اندیشد ولی همین حیله ها و تدبیرها دام او می شود و انسان چیزی را که جانفزای خود می پندارد ای بسا جان ستان او شود .
شرح و تفسیر بیت 919
در ببست و دشمن اندر خانه بود / حیله فرعون ، زین افسانه بود
مثلا انسان درها را به روی مردم می بندد تا از گزند دشمن خود دور بماند در حالیکه دشمن در خانه او ساکن است . حیله فرعون نیز از همین سنخ بود . [ دشمن اصلی انسان نفس اماره است در حالیکه او از این امر غافل است . اشاره بیت به حیله فرعون است که درها را بست در حالیکه دشمن او یعنی حضرت موسی (ع) در خانه او رشد کرد و به موقع ، اساس حکومت وی را به باد فناداد . ]
شرح و تفسیر بیت 920
صد هزاران طفل کشت آن کینه کش / و آنکه او می جست ، اندر خانه اش
فرعون کینه توز صدها هزار کودک را کشت ولی آنکس که به دنبالش بود در خانه اش سالم به سر می برد . [ فرعون که پسران بنی اسرائیل را می کشت تا حکومتش تباه نشود غافل از این بود که بر هم زننده کاخ حکومتی او یعنی حضرت موسی (ع) در سرای او پرورش می یابد . ]
شرح و تفسیر بیت 921
دیده ما چون بسی علت دروست / رو فنا کن دید خود در دید دوست
چون چشم ما دچار بیماری ظاهر بینی است پس باید این دیده ظاهرین را در دید حضرت دوست محو و فانی کنی تا در دیدن حقیقت امور به خطا نروی .
شرح و تفسیر بیت 922
دید ما را دید او نعم العوض / یابی اندر دید او کل غرض
به جای دید ما دید حضرت دوست ، بهترین عوض است . یعنی اگر دید خود را در دید حضرت حق محو و فانی کنیم و به جایش دید او را به دست آریم این کار پرفایده ترین داد وستد است زیرا در دید حضرت حق همه مطلوب ها و مقصودها حاصل آید .
شرح و تفسیر بیت 923
طفل ، تا گیرا و تا پویا نبود / مرکبش جز گردن بابا نبود
برای مثال ، تا وقتی که طفل هنوز قدرت بدنی نیافته و پا نگشاده و راه نیفتاده است بر دوش پدرش می نشیند . [ بیت فوق تمثیلی است برای تبیین این مطلب که هر کس از جهد و تلاش و تدبیر شخصی خود دست کشد و توکل پیشه کند از رنج و تشویش عمل بیاساید . این ابیات که از زبان نخچیران گفته آمده مبین عقیده آن دسته از صوفیه است که توکل را با سعی بشری منافی می دانند ولی مولانا این نظر را نمی پذیرد . ]
شرح و تفسیر بیت 924
چون فضولی گشت و دست و پا نمود / در عنا افتاد و در کور و کبود
همینکه طفل نیرومند می شود و دست و پایش نیرو و قوتی می گیرد دچار زحمت و مشقت می گردد . زیرا بار مسئولیت خود را باید خود بر دوش کشد . (عنا ، کور و کبود به معنی زحمت و مشقت است) .
شرح و تفسیر بیت 925
جانهای خلق پیش از دست و پا / می پریدند از وفا اندر صفا
مثال دیگر ، ارواح انسانها پیش از آنکه در کالبدهای عنصری و مادی که دارای دست و پا و اعضاء و جوارح است وارد شوند و به جهان محسوسات هبوط کنند در حالت تجرد و روحانیت محض بودند و از مرتبه وفا به مرتبه صفا پرواز می کردند . [ ارواح آدمیان تا وقتی که در عالم مجردات و فوق الاسباب زندگی می کردند هیچ رنج و تشویشی نداشتند اما همینکه به جهان اسباب هبوط کردند و اوصاف متضاد از حرص و قناعت بر آنها غالب آمد و قهرا تردد میان اوصاف متضاد روح آدمی را جریحه دار می کند . ]
شرح و تفسیر بیت 926
چون به امر اهبطوا بندی شدند / حبس خشم و حرص و خرسندی شدند
وقتی که روح های ما با فرمان “اهبطوا = هبوط کنید” مقید و محبوس در کالبدهای جسمانی شدند به صفاتی مانند خشم و آز و قناعت یا به هواهای نفسانی خرسند شدند . [ اهبطوا مقتبس است از آیه 36 و 38 سوره بقره و 24 سوره اعراف . در آیه 38 سوره بقره آمده است . ” گفتیم فرود آیید جملگی شما از بهشت . اگر هدایتی از من به سوی سوی شما رسید . آنها که هدایت مرا پیروی کنند . نه بیمی دارند و نه اندوهی ” ]
شرح و تفسیر بیت 927
ما عیال حضرتیم و شیر خواه / گفت : الخلق عیال للاله
ما بندگان و مخلوقات ، خانوار و روزی خوار حضرت حق تعالی هستیم و طفلان شیرخوار او و همچنان به درگاه او نیازمند هستیم . [ پیامبر (ص) می فرمایند : ” همه مردم خانوار خداوند هستند و کسی که برای مردم سودمندتر باشد نزد خدا محبوب تر است ” ]
شرح و تفسیر بیت 928
آنکه او از آسمان باران دهد / هم تواند او ز رحمت نان دهد
آن خداوندی که از آسمان باران می باراند . هم او قادر است که از رحمت و احسان خویش بر بندگانش نان و روزی دهد . [ مفاد این بیت تایید توکل فاقد سعی و عمل است از زبان نخچیران . با این براهین قاطع و دلائل دلنشین ، زنجیره بحث به انتها نمی رسد و مولانا ، دلائلی دیگر در رد این مسئله از زبان شیر اقامه می کند و بدین سان این بحث دلکش اوجی دیگر می گیرد . ]

کتایون فرهادی در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۵ - ترجیح نهادن شیر جهد و اکتساب را بر توکّل و تسلیم:

شرح و تفسیر بیت 912
گفت : آری گر توکل رهبر است / این سبب هم سنت پیغمبر است
شیر به نخچیران گفت : بله اگر توکل در سیر و سلوک سرمشق و نمونه عمل است . به علل و اسباب امور توجه داشتن هم سنت پیامبر (ص) است . [ صوفیه عقیده دارند توکل حال پیامبر است و کسب و جهد سنت او . ]
شرح و تفسیر بیت 913
گفت پیغمبر به آواز بلند : / با توکل زانوی اشتر ببند
پیامبر (ص) با صدای بلند فرمود : در عین حال که به خدا توکل می کنی زانوی شتر را هم ببند . [ یکی از اعراب بادیه نشین ، شتر خویش را یله کرد و گفت : به خدا توکل کرده ام . پیامبر (ص) بدو فرمود : ” شترت رت ببند و در عین حال به خدا توکل کن ” پس توکل با توسل به اسباب و ابواب منافاتی ندارد . ]
شرح و تفسیر بیت 914
رمز الکاسب حبیب الله شنو / از توکل در سبب ، کاهل مشو
ای کسی که فقط به توکل چنگ زده ای و سعی و تلاش را فرو نهاده ای . راز حدیث “الکاسب حبیب الله” را هم گوش کن و بر طبق آن عمل کن و هرگز به خاطر رعایت توکل دست از کار و تلاش مدار

۸ در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:

آریا
به قول معروف بزک نمیر بهار میاد ، کمبزه و خیار میاد

کتایون فرهادی در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۴ - ترجیح نهادن نخچیران توکّل را بر جهد و اکتساب:

شرح و تفسیر بیت 908
جمله گفتند ای حکیم با خبر / الحذر دع لیس یغنی عن قدر
همه آن نخچیران به شیر گفتند : ای حکیم آگاه ! احتیاط را رها کن زیرا احتیاط و حذر در برابر قضا و قدر کاری از پیش نمی برد . [ اشارت است بدین خبر ” احتیاط و محکم کاری در امر مقدر سودمند نیفتد ولی دعا می تواند در حوادث مقدر که فرود آمده و نیامده است سودمند افتد . پس ای بندگان خدا بر شما باد دعا کردن ” ]
شرح و تفسیر بیت 909
در حذر شوریدن شور و شر است / رو توکل کن ، توکل بهتر است
احتیاط کردن و حذر نمودن باعث غوغای درونی و پریشانی روحی و روانی می شود . برو توکل کن که توکل بهترین کار است . [ استاد فروزانفر می گوید : مقصود مولانا از حذر احتیاط شدیدی است که به جبن و بدبینی منتهی می گردد . زیرا چنین حالی شور و شر می انگیزد و ناراحتی و اضطراب و نگرانی به بار می آورد و برای چنین کسی توکل ضروری است مگر بدین سبب بتواند خود را از بدبینی و بدگمانی آسوده دارد . و گر نه حذر به معنی آماده کردن اسباب دفع مکروه و خطر ، خردمندانه و مطابق سنت پیغمبر است . ]
شرح و تفسیر بیت 910
با قضا پنجه مزن ای تند و تیز / تا نگیرد هم قضا با تو ستیز
ای شخص عجول و هیجان زده ! با قضا و قدر ستیزه مکن تا قضا و قدر با تو نستیزد .
شرح و تفسیر بیت 911
مرده باید بود پیش حکم حق / تا نیاید زخم ، از رب الفلق
در برابر حکم الهی باید همچو مرده بود تا از این بارگاه پروردگاری که پدید آورنده آفریدگان و ایجاد کننده بامدادان است قهری به تو نرسد .

کتایون فرهادی در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۳ - جواب گفتن شیر نخچیران را و فایدهٔ جهد گفتن:

شرح و تفسیر بیت 904
گفت : آری ، گر وفا بینم ، نه مکر / مکرها بس دیده ام از زید و بکر
شیر به نخچیران گفت : بله سخنی که شما می گوئید مورد قبول من است به شرط آنکه از شما وفا ببینم نه نیرنگ و حیله زیرا تا کنون از افراد مختلف حیله های فراوان دیده ام . [ احتمال دارد شما نیز قصد فریب مرا داشته باشید . ]
شرح و تفسیر بیت 905
من هلاک فعل و مکر مردمم / من گزیده زخم مار و کژدمم
من به وسیله حیله و فریب مردم به هلاکت رسیده ام و تا کنون توسط مار و عقرب گزیده شده ام . [ اهل ایمان باید هوشیار باشند و مفتون آدمیان مار صفت و عقرب سیرت نشوند . ]
شرح و تفسیر بیت 906
مردم نفس از درونم در کمین / از همه مردم بتر از مکر و کین
نفس اماره ام از درون من به کمینم نشسته است تا مرا بفریبد و این نفس در حیله گری از همه مردمان شریر ، بدتر و زیان آورتر است . [ اشاره بیت به این حدیث است ” سرسخترین دشمن تو ، نفس تو است که میان دو پهلویت (درونت) جا دارد . ]

حبیب قربانی در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۱۳ - گفتار در ستایش عشق:

با سلام به خانم الهام ، در عربی سه وزن برای اسم مکان وجود دارد که یکی از آن سه وزن مفعل است که با فتح اول ، سکون دوم و فتح سوم و سکون چهارم تلفظ می شود. پس مدخل یعنی محل داخل شدن دقیقا نقطه ی مقابل مخرج . برای هر مدخلی بناچار مخرجی وجود دارد اما در این جام عشق مدخل و مخرج یکی است . دو دیگر آنکه مدخل در این بیت بای مجاز به قرینه ی جزئیه باشد ، یعنی جزئی از یک کل را گفته اما منظور کل است (مدخل را گفته اما منظور کلیت جام منظور نظر است ) . در این بیت خود واژه ی مدخل معنا نمی شود پس باتوضیحات گذشته به این برآیند می رسیم که : اگر کسی از جام عشق می خورد ، در بخشش چنان بیخود شود که یادبود حاتم طایی را خواهد شکست و برخواهد انداخت .

کتایون فرهادی در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۲ - بیان توکّل و ترک جهد گفتن نخچیران به شیر:

شرح و تفسیر بیت 900
طایفه نخچیر ، در وادی خوش / بوده اند از شیر ، اندر کش مکش
در چراگاهی سرسبز و دلکش دسته ای از حیواناتی که برای شکار شدن مناسب بودند می زیستند و فقط از شیری که در آن حوالی بود دچار غم و اندوه بودند .
شرح و تفسیر بیت 901
بس که آن شیر از کمین در می ربود / آن چرا بر جمله ناخوش گشته بود
از بس که آن شیر کمین می نمود و نخچیران را می ربود . چراگاه برای همه آن حیوانات ناگوار شده بود .
شرح و تفسیر بیت 902
حیله کردند ، آمدند ایشان به شیر / کز وظیفه ما تو را داریم سیر
آن نخچیران تدبیری اندیشیدند و نزد شیر آمدند و گفتند : ما غذای روزانه ات را بطور مستمر فراهم می آریم و تو را سیر نگه می داریم .
شرح و تفسیر بیت 903
جز وظیفه در پی صیدی میا /تا نگردد تلخ ، بر ما این گیا
شرط این است که تو روزانه تنها برای گرفتن طعمه مقررت از جایگاهت بیرون آیی تا این چراگاه و این چمنزار برای ما ناگوار نشود

صادق در ‫۷ سال قبل، دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳:

درود فراوان به همه دوستان عزیز
خواستم تشکری کنم از همه عزیزانی که زحمت میکشن و این گنج گرانبها را در اختیارمان میزان.فدای همتون دوستون دارم

۱
۲۷۴۳
۲۷۴۴
۲۷۴۵
۲۷۴۶
۲۷۴۷
۵۷۲۳