برگ بی برگی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود:
زآتش شهوت نسوزد اهل دین
باقیان را برده تا قعر زمین
مولانا پس از آنکه در باره علت و معلول و سبب سازی و سبب سوزی سخن میراند به این بیت میرسد و بنظر میرسد مراد از شهوت نه تنها شهوت جنسی که تمامی شهوات مربوط به چیزهای این جهانی باشد چرا که هر انسانی با یکی از این شهوات دنیوی بیشتر از سایر شهوات هم هویت بوده و از آن طلب شادی و زندگی میکند . ممکن است در شخصی شهوت مال و ثروت بیشتر باشد و در شخصی دیگر شهوت جنسی و یا شهوت پست و مقام و قس علیهذا . اهل دین منظور انسان هایی نیستند که باور پرست بوده و اعتقادات تقلیدی را مرکز خود قرار داده اند و با آن هم هویت شده اندو یا به دین بخصوصی اعتقاد دارند بلکه انسانهایی هستند که همچون پروانه از پیله این جهان وارهیده و پرواز در آسمان یکتایی را فرا گرفتند و بالا میروند و مولانا میگوید جنس و خصلت آتش سوزاندن است و نابود کردن اما انسانهایی که به حضور رسیده و به خدا زنده شدند از چیزهای این جهانی بهره میبرند و به اندازه از آنها استفاده میکنند اما بدلیل اینکه با آنها هم هویت نشده و از آنها طلب شادی و زندگی نمی کنند پس آسیبی نخواهند دید اما این آتش شهوت چیزهای این جهانی ، اشخاصی غیر از آن انسان های زنده شده به اصل خود را نابود کرده ، به پایین میبرد که همان اسفل السافلین است . پس بهتر است بر روی خود کار کرده و از بود چیزهای این جهانی چندان خوشحال و از نبود آنها نیز غمگین نشویم .
موفق و پایدار باشید
م.م در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۳۳:
آنکه ناگه کسی گشت به جایی نرسید
وین به تمکین و ...........
م.م در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۴۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۴۰:
بس قامت زیبا که به چادر باشد
چون باز کنی ............
علی امینی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۳:
زیرکانه حافظ از گناهان توبه میکند و در مقابل نیکیهایی که در حق دیگران کرده از خداوند طلب بخشش و سپس رحمت دارد.
علی امینی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۱:
حضرت حافظ اینجا در حال راز و نیاز عاشقانه و مستانه با خالق خویش است
علی امینی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۰:
خطاب حضرت حافظ به پیامبر مهربانی ها است همان که رحمت خداوند برای تمامی عالمیان معرفی شده است ، عالمیان یعنی عالمیان نه فقط موجودات کره زمین
علی امینی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۹:
کاملا مشخص است حافظ درک عمیقی از تسلیم در برابر حق وفهم ژرفی از توحید دارد.
رضا ثانی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۷۹ - پیدا شدن روح القدس بصورت آدمی بر مریم بوقت برهنگی و غسل کردن و پناه گرفتن بحق تعالی:
سایه که بود تا دلیل او بود
این بسستش که ذلیل او بود
کریم در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۴۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۱:
نام این رند " نیچه " است.
لیلا مرآت در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:
به نظر میرسد مصرعِ دومِ بیتِ اول نیازی به علامتِ سوال ندارد.
محسن در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۴:
در شاهنامۀ تصحیحِ استاد خالقیِ مطلق، این بخش آمده. بنابراین، به احتمال زیاد سرودۀ خود فردوسی است.
فرهاد میم در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲:
این شعر رو سنایی هم سروده
معشوق به سامان شد تا باد چنین باد
کفرش همه ایمان شد تا باد چنین باد
زان لب که همی زهر فشاندی به تکبر
اکنون شکر افشان شد تا باد چنین باد
آن غمزه که بد بودی با مدعی سست
امروز بتر زان شد تا باد چنین باد
آن رخ که شکر بود نهانش به لطافت
اکنون شکرستان شد تا باد چنین باد
حاسد که چو دامنش ببوسید همی پای
بی سر چو گریبان شد تا باد چنین باد
نعلی که بینداخت همی مرکبش از پای
تاج سر سلطان شد تا باد چنین باد
پیداش جفا بودی و پنهانش لطافت
پیداش چو پنهان شد تا باد چنین باد
چون گل همه تن بودی تا بود چنین بود
چون باده همه جان شد تا باد چنین باد
دیوی که بر آن کفر همی داشت مر او را
آن دیو مسلمان شد تا باد چنین باد
تا لاجرم از شکر سنایی چو سنایی
مشهور خراسان شد تا باد چنین باد
《شعری از سنایی》
برگ بی برگی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود:
چونکه غم بینی تو استغفار کن
غم به امر خالق آمد کار کن
انسان از جنس شادی ست و اصولا باید با غم بیگانه باشد اما نوزادی که از جنس هشیاری خالص است به تدریج بوسیله عوامل گوناگون و بخصوص محیط پیرامون خود با چیزهای این جهانی هم هویت شده و از آنها طلب شادی و خوشبختی میکند اما به علت اینکه این جهان مادی با اصل او سازگار نیست پس از آنکه دریافت ثروت ، مقام ، علم و دانش، تایید مردم ، باور و اعتقاد و هر چیز دیگری که مربوط به این جهان است قادر به ایجاد شادی بی سبب در وی نمی باشند پس دچار غم و درد میشود پس مولانا میگوید این غم و درد به امر خالق یا زندگی و هستی پدید آمد یعنی اینکه ساختار انسان به گونه ایست که نمیتواند از این چیزها هویت گرفته و خود را با آنها توصیف کند و این طرح زندگی ست و مولانا میگوید پس حال که طرح و برنامه زندگی یا همان مشیت الهی بر این امر قرار گرفته پس ای انسان بر روی خود کار کن ، یعنی هر چه متعلق به این جهان است را در مرکز خود قرار مده و از آنها هویت و شادی مخواه که این کار نیز زمان بر بوده و سعی فراوان میطلبد .برنامه گنج حضور آقای پرویز شهبازی در دریافت بهتر مفاهیم این ابیات بسیار موثر است.
اسماء جوان در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۰ - شنیدن آن طوطی حرکت آن طوطیان و مردن آن طوطی در قفص و نوحهٔ خواجه بر وی:
بهار گرامی بادرود مونالایمان همینجا هستند .حضور دارند
این ماییم که نیستیم و ایکاش نیست بودیم در اثار و خیال مولانا
تا جاودانه میشدیم
سپاس
آرش محمدی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷:
خیام له وضوح سخن گفته . چون با اعتقادات شما نمیخواند از خودتون براش تفسیر مبذارید و میگین منظورش اونی هست که دین شما میگه ! آخرت و این نهی از منکرها مثل می و حوری خرافات شماست به خیام نسبت ندهید . اگر در آن دنیا حوری و می میدهند پس چرا این دنیا استفاده نکنیم ؟
محسن ، ۲ در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۵۹ - ذکر عبدالله تروغبدی قدس الله روحه العزیز:
جوانی بدان صفت میآید
M در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۵۹ - ذکر عبدالله تروغبدی قدس الله روحه العزیز:
سلام ممنون از زحمات و پاسخگوییتان
"جوانی بدن صفت بیامد" این جمله درست است؟غلط املایی ندارد؟
مهدی قناعت پیشه در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۰:
در باغ من ار سرو و اگر گلزار است
عکس قد و رخسارهٔ آندلدار است
بالله به نامی که ترا اقرار است
امروز مرا اگر رگی هشیار است
میگوید در باغ دلم برای قد یار سروی و برای رخساره دلدار اگر گلزاری در دل نشانه هست قسم به بخشندگی ومهربانی و اسامی حق چون عاشقی وعدالت که صفات او هستند میتوان دل انسان را با صفات او روشن نمود.یااگر امروز رگ هشیاری، درمن هشیارشده جز از صفات حق یا هشیار شده از هشیاری حاصل از آن نیست.
علی امینی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۸:
از نظرم چهره دلربای مهدی فاطمه می گذرد.
محمدامین در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ - در ستایش ملکه ترکان خاتون: