گنجور

حاشیه‌ها

دکتر صحافیان در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:

خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست
گشاد کار من اندر کرشمه های تو بست
لحظه ازل( زمان صفر:در همه زمانها قابل دریافت است)که خداوند ابروهای تو را تصویرگری کرد،گشایش حال خوشم را در اشاره های آن قرار داد.
بیت2:و لحظه ای که لباس ابریشمین بر سرو اندامت پوشاند، آرامش دل من و مرغ چمن( نسخه خانلری) را برد(نسخه قزوینی: من و سرو چمن را به خاک نشاند)
بیت3:از زیبایی تو، نسیم گلزار به شوقت وزیدن گرفت و از حال درون ما مانند غنچه که باز میشود گره های فراوانی گشود.
بیت4: سرنوشت، مرا به اسارت عشقت خشنود ساخت(عشق و سلوک موهبت است)اما سر رشته این عشق در، خواست توست( تو کانون حال خوشم هستی ، هر چند سرنوشت هدیه داده باشد)
بیت5: وقتی مانند نافه آهو گره بر دلم افکنی، پیمانی که با زلف گره گشایت دارم را به یادت می آورم
بیت6:بوی دیدار، زندگی(نسخه قزوینی: وصال) دوباره است و اشتباه من این که پس از این نسیم جان بخش، به دنبال وصال بودم و امید به وفاداری تو داشتم.
بیت7: از شدت ستم های فراق گفتم راه بیابان در پیش می گیرم، به خنده گفت چه کسی پایت را بسته؟!( معشوق در مقام ناز و بی نیاز از شوق عاشق، اشاره به مقام استغنا)
دکتر مهدی صحافیان
یزای مشاهده همه قسمت ها به کانال و بلاگ
آرامش و پرواز روح مراجعه فرمایید
arameshsahafian@

 پیوند به وبگاه بیرونی

اینستاگرام:drsahafian

برادرکوچکتربهزاد در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۵:

سلام لطفا بیت آخرراتوضیح دهید اساتید در بعضی سایتها بعد از قایم ویرگول گذاشته اند وابهام ایجاد کرده اند لطفامرا راهنمایی کنید.
تشکر فراوان

علیرضا دینوی در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۸۹:

این رباعی توسط داریوش اقبالی در آلبوم "رومی" اجرا شده.

اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳۷:

یا ابا عبداله الحسین السلام علیک
سلطان منی سلطان منی
واندر دل و جان ایمان منی
در من بدمی من زنده شوم
یک جان چه بود صد جان منی

محمودم در ‫۷ سال قبل، شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:

حافظ عزیز در ذهن ماجرای حضرت زینب س در شام بلا را مرور می کند
من از آن روز که در بند توام آزادم. بنده عشق توام حسین مانند حر آزادم
بانو و فرشته ای بودم در بهشت مدینه سکونت داشتم دعوت و اصرار نسل خطا کار آدم مرا به دیر راهب و خرابه شام آورد .
اصل و ریشه طوبی وجود پیامبر ص و علی ع است زیر سایه قبرجدم و درد دل ها کنار قبر مادرم و دلجویی های مادرانه حورای مرضیه بودم
ولی عشق حسین مرا رهسپار این راه کرد تا قد و بالای سرو گونه اورا ببینم مادرم استادم بود یادم داد زیر گلوی اورا ببوسم.
غم دم به دم مادرم ، پدرم ، برادرم حسن ع ، و حالا غم پی در پی شش برادر عجب طالع و سرنوشتی بود.قرار بود حسین ع جگر گوشه مردم در کوفه باشد و من دلداده او .اگر اشک روضه را پاک نکنم ، روضه حسین ع مرا در خود غرق می کند و بنیادم را می کند .......

دکتر محمد ادیب نیا در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

اینکه حافظ لسان الغیب می گوید:
نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر
که این حدیث ز پیر طریقتم یادست
غم جهان مخور و پند من مبر از یاد
که این لطیفه عشقم ز رهروی یادست
گفتنی است که در اینجا پیر طریقت یعنی مولای متقیان و عارفان جهان، حضرت علی علیه السلام است که همواره احادیث و سخنان نغز و نیکوی او تر و تازه است و شارحان اشعار لسان الغیب تصریح نموده اند که پیرطریقت حافظ شیرازی در تمامی غزلیات عرشی او، مولا علی علیه السلام است. او حافظ دین و قرآن و مطیع امر مولایش و مخالف هوای خود است، آن چنانکه دلدادگی خواجه شیراز به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در سراسر دیوان وی کاملا عیان و مشهود است، تا حدی که گفته اند اشعار حافظ زبور عجم می باشد. لذا اگر خدای ناکرده خودآگاه و یا ناخودآگاه اشعار بلند عرفانی و ملکوتی و عرشی جناب شمس الدین محمد حافظ شیرازی(قدس سره) را مطابق هواهای نفسانی و یا امیال شیطانی خود معنا کنیم در حق این مرد بزرگ الهی ظلم بزرگی نموده ایم. اعاذنا الله من شرور انفسنا – پناه می بریم به خداوند از بدی های نفس خودمان – والحمد لله رب العالمین علی کل حال

گویان در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

بسیار ساده است
عسلی دوخته را اگر قرار دهیم با مصرع دوم
سازگار نیست هر چند چیزی بنام عسلی وجود
داشته باشد
زبور عسل از شهد لب تو عسل اندوخته است

علی ، شادی در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:

این شعر زیبا فال ازدواج ما در سال 95 بود
تا با ثبت آن روی کارت دعوت، زندگی مشترکمان زیر یک سقف را با کلام حضرت حافظ شروع کنیم

ملیکا در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵:

چرا منظور از قلم صنع را فقط افرینش انسان در نظر نمیگیریم؟؟

رویا در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۹۳:

یخچه: تگرگ

ساکت در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴:

بهت و حیرت از مختصات رباعیات خیام است و میتوان آن را به عنوان سنگ محکی برای تشخیص رباعیات اصیل از غیر اصیل به کار برد. در این رباعی این ویژگی در تمام مصرعها قابل مشاهده است و از اولین تا آخرین مصرع از ذات نهفته هستی و ناتوانی بشر از کشف راز آن سخن گفته شده است. تعبیر خیام در مصرع اول نشان میدهد که به اعتقاد او هستی نه از عدم (دیدگاه ادیان) بلکه از یک منبع و منشا نهفته و پوشیده به وجود آمده است و به همین دلیل تحقیق و کشف آن از توان بشر خارج است، بنابراین آنچه تا کنون گفته شده از سر سودا یعنی بر اساس وهم و گمان بوده و هیچ کس حق مطلب را ادا نکرده است. باید توجه کرد که بحث بر سر منظومه شمسی یا کره زمین نیست چرا که در این زمینه تحقیقات عینی و ملموس زیادی از سوی دانشمندان صورت گرفته است، بلکه بحث بر سر هستی و منبع و منشا آن است که جز اساطیر یا ادیان که مدعی شناخت آن هستند سخن محکم و استواری گفته نشده است.

فرهاد در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:

درخت صنوبر مشخصات دیگری دارد !!

فرهاد در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:

عجیب اینجاست که کسی که درخت صنوبر را هنوز نمیشناسد و ان را سوزنی شکل و مخروطی معرفی مینماید ، تفسیر شعر حافظ میکند !!!
یا للعجب !!!

فرهاد در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:

عجیب اینجاست که کسی که هنوز درخت صنوبر را نشناخته و ان را سوزنی شکل و مخروطی معرفی مینماید ، تفسیر شعر حافظ میکند .
یاللعجب !!!

نسترن در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۳:

بادرود فراوان و سپاس بی شمار به آقای رضا ساقی به خاطر تفسیر بی نهایت دقیق و ریز بینانه.با خواندن تفسیر شما این غزل بسیار دلنشین تر از قبل برای من شده.در پناه حق دوست عزیز

Vafa در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۱:

ای دریغ از عمر رفته

جهانگیر آزاد در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۷:

شعر فوق العاده ای از یک مرد بزرگ
درک این به تنهایی زندگی را غرق در عشق و شادی می کند
من مدتی هست در ارتباط باخویشتن دوستی مطالعه می کنم و هر قدم منو در شادی بیشتر فرو می برد برخی را در پست اینستاگرام خودم می گذارم.
Https:// www.instagram.com/jahangir.azad1848_self.love

دریا در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:

دوم اینکه,چرا فِراقو موقع خوندن گفت فَراق؟اون فَراغه مجیدجان فَراغ

دریا در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:

سلام.اول اینکه چرا اقایی ک اکثر شعرای گنجور رو میخونه صداش اینجوریه,زنونس صداش

پازشگر در ‫۷ سال قبل، جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:

با سلام
شخصی فرموده‌اند که این چیزها از زمان صفویه پیدا شد و مولانا با شعر زیر سرزنش می‌کند 
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان زانکه بد مرگیست...
باید گفت که عزاداری و زنده نگهداشتن یاد عاشورا به توصیه اهل البیت بوده تا از این واقعه درس و عبرت گرفته شود
و این زنده نگه داشتن‌ها از زمان ائمه بوده و صفویه 300، 400 سال بعد از مولانا روی کار آمدند

۱
۲۶۳۱
۲۶۳۲
۲۶۳۳
۲۶۳۴
۲۶۳۵
۵۸۲۰