گنجور

حاشیه‌ها

سعید قبله مرکید در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳:

در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز
هر کسی بر حسب فهم گمانی دارد.
نجات واقعی از غم و غصه این جهان و پیوستن به ذات اقدس الهی و نوشیدن از جام تجلی صفات و رسیدن به معرفت واقعی زمانی است که مرغ جان از قفس جسم به پرواز درآید. شاید منظور حافظ از دوش دیشب نباشد. شاید اشاره به وقتی است که روح از کالبد انسان پر می کشد. در اینحالت پرده ها و حجاب ها بکلی کنار میرود و شعشعه پرتو ذات انسان را در بر می گیرد.
خدا رفتگان همه را بیامرزد. اگر عزیزی از شما با تحمل دوره ای از بیماری جانکاه از دنیا رفته باشد چقدر تناسب دارد که در آن حال و هوا این غزل خوانده شود. گاهی اوقات تنها راه نجات از زندگی پر رنج و عذاب مرگ است.

بابک قندریز در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:

با کمال احترام به صاحبنظران عزیز
آیا بیت آخر "غیر از این نکته که حافظ ز تو نا خشنود است" معنی کل شعر را به شدت زمینی نمیکند؟ همیشه بسیاری از سروران مفاهیم اشعار حافظ را عرفانی و آسمانی میدانستند و مخاطب را "حق"، اما در این بیت به وضوح دیده میشود که مخاطب شاعر، یک موجود بسیار غیر آسمانی است که حافظ از او نا خشنود هم میباشد، نهایتا تمام و کمال بودن هنر در ذات مخاطب با نا خشنودی حافظ در تضاد است.

محسن ، ۲ در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۹۰:

فرهاد جان
اولاً ممنون که با احترام و بسیار صمیمانه نظر خود را بیان کردی، که از ادیبان کمتر ازین انتظار نمی رود.
نظر مهناز خانم صحیح است با برداشتِ از آسمان سیرم یا بیزارم،
ولی بیت نیز به همین صورت درست خوانده می شود اگر با معنای دیگری به آن نگاه کنیم و آن سیر بودن یا بیزار بودن از آسمان نیست بلکه بخوانیم {آسمان سِیرم} بدین مانا که در آسمانها پرواز می کنم ، سِیر سیاحت می کنم ، چون جنونم برایم خانه ای باقی نگذاشته
پاینده باشی

سپیده در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰:

در دل من ز مهر تو" یا "در دل من ز بهر تو"
همایون نوشته مهر ولی در متن در شعر نوشته شده بهر. البته من فکر میکنم"ز مهر تو" درست باشه

Hooman در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:

این شعرو به بهترین وجه اقای فرامز اصلانی با همین نام زهی عشق خونده که بسیار دلچسب و جذاب هست...
دلتون رو بدست میاره، شور و شوق عجیبی در این شعر هست که اقای اصلانی بسیار کامل اون رو منتقل میکنه
البته خانم وحدت هم نسخه ای ازین شعر دارن که در سبک خودشون هست در این مورد سبک اقای اصلانی پرشور تر و جذاب تر هست...

علی م در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:

با درود بر همه
واقعا موجب شادمانی و افتخار است که بزرگوارن با دقت زیاد وقت می گذارند و نگارش صحیح یک واژه را با هم بررسی می کنند. سر تعظیم فرود می آورم به اساتیدی که با شکسته نفسی ، جو بحث ها را تلطیف میکنند و سپاس ویژه از گنجور که با زحمت فراوان و با تعهد زیاد مردم را بطور وسیع با ادبیات و زبان خودشان آشنا میکند.
پیشنهادی دارم به گنجور که تاریخ درج نظرات را هم درج کنند

فرهاد قاسمی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۹۰:

سلام ،
با تشکر از بانیان سایت و خوانندگان عزیز و خانم مهناز محترم که نظر خویش را بیان فرمودند ،
راجع به نظر خانم مهناز عرضم این است که خیر ، بیت اول صحیح نوشته شده و مفهوم رساست و وزن کامل است و در دیوان تصحیح شده توسط مرحوم استاد محمد قهرمان بیت همینگونه ضبط گردیده است ، از نظر مفهومی اگر یک حرف ز به ابتدای مصرع دوم از بیت اول غزل اضافه نماییم ، زآسمان سیرم ، معنای جالبی پیدا نمیکند و اشتباه می نماید ، اگر میگفتیم زآسمان سیری شاید ولی زآسمان سیر ، عین خطاست ، زآسمان سیری ( از آسمان سیر بودن زمین خانه را گم کرده ام ، اینجا زآسمان سیری یعنی به دلیل آسمان سیر بودن) ولی زآسمان سیرم زمین خانه را گم کرده ام مستحسن نمی نماید ،
ببخشید که اظهار نظر کردم ، نظر بنده را حمل بر بی ادبی نکنید چون اگر نظر شما نبود من هم به فکر نمیرفتم و همین نظر ناقص من هم شاید باعث شد دیگری عرض بنده را نقد کند و بنده را منت دار خویش نماید ، بحث کردن خوش است چون هر کسی چیزی میگوید و دانش ها تبادل میشود ، باز هم از همه بخصوص خانم مهناز بابت نظر شریفشان ممنونم. موفق باشید.

.. در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵۴:

از عالم جسم خفیه گشتیم
در عالم عشق، اظهر آییم
در جسم شده‌است روحِ طاهر
بی‌جسم شویم و اطهر آییم..

مهسا در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۱ - داستان کودک مجروح:

راستش من شنیدم که در عبارت جوهر دانایی، منظور از جوهر همون گوهر هست که درواقع جمع جوهر همون جواهر هست پس میتونیم در نظر بگیریم وقتی رفته توی زبان عربی از گوهر به جوهر تغییر پیدا کرده.
از این رو جوهر دانایی یک تشبیه بلیغ اضافیه که دانایی رو به یک گوهر تشبیه کرده که هرکس دانا باشه درواقع به نوعی ثروتمند نیز هست

امیرافشین فرهادیان در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۱۷:

به نظر میرسد صورت صحیح بیت دوم این باشد :
دست از امل دراز خود باز کشیم
در زلف ِ درازدامنِ چنگ زنیم

س ش در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۶:

مصرع آخر
آسان تر است باید آسان تراست باشد...

س ش در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲:

در مصرع آخر
تو به باید توبه بشود

H.b در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۶ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

با سلام.
یکی از فاعلاتن ها اضافه‌ست.
وزن درست شعر فاعلاتن فاعلاتن فاعلن هست

همایون شیخ رباط در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال تو:

با درود خدمت همه عزیزان بنده شعری با اقتباس از این غزل زیبا سرودم امیدوارم مورد پسند واقع بشود .
میفشان گیسوانت شد شب تار
گمان کرد روزه دار گردیده افطار
مده بر باد سیه مویت نگارا
فقیه آید به سویت آشکارا
همه عمری که کرد پرهیزکاری
به بادش میدهد با بیقراری
شود شیدا و گردد مست مویت
ز دین بیزار و دیوانه به کویت
مکن جانا همه توبه شکستند
همه از بوی زلفت مست مستند
من و زاهد به یاد آن دو زلفان
ز دین و عقل برگشتیم گریزان
نگر ما از همه عالم بریدیم
ولی از زلف تو مویی نچیدیم
بیا ای نازنین بر ما گذر کن
دمی با عاشقانت هم بسر کن
شعر: همایون شیخ رباط

ناسناس در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۲:

جناب گروسی گرانقدر! در اینجا از فعل مجهول استفاده شده به جای معلوم و اتفاقا از آنجایی که فعل مجهول غیر مستقیم سخن میگوید با ذات شعرگویی همخوانی بیشتری دارد.
پاینده باشید

محمد پریزاد در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۰ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۴۱:

لطفا این موارد مربوط به جدانویسی، علامت‌گذاری و غلط‌های تایپی و مفهومی اصلاح شود.
طریق عشق می‌ورزی، رها کن دین و دنیا را
خلاص خویش می‌جویی، مجو ناموس و دعوا را
به نور عقل نتوان رفت راه عشق، ای عاقل!
ز مجنون پرس، اگر داری طریق حیّ لیلا را
ز آهِ سینه‌ی عشاق، ظلمانی شود روضه
اگر در روضه بنمایی به ما، نور تجلّا را
هوای سروِ بالای تو دارد راستی، ور نی
برای همه دوزخ برند از روضه طوبا را
+ مصراع دوم ناقص است، گویی کلمه یا واژه‌یی از قلم افتاده باشد.
بیارا روضه‌ی رضوان به روی خود، که بی‌رویت
ز دوزخ باز نشناسد کسی فردوس اعلا را
تو تا صورت‌پرستی، اهل معنی را کجا بینی
به چشمِ اهل معنی می‌توان دید، اهل معنا را
کمال از غایت رندی، اگر باید خریداری
به‌جای باده بفروشد، صلاح و زهد و تقوا را

فرشید در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۲:

بعید است که جناب حافظ در دو بیت یک ردیف و قافیه استفاده کند
(ساقی بده شرابی)
کسی نسخه دیگری سراغ دارد

محمد در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۰:

تصور می کنم بت سازی کار خوبی نیست ...آقای چاووشی کار بسیار خوبی با هوش و قریحه خود و یا بهره گیری از مشاورین خود انجام داده اند و آن اینکه مردم عامی را که لذتی از ادبیات ایران نمی بردند و گهگاه شاید برای روشن فکر نمایی رمان های مطرح اروپایی را در قفسه کتاب بدون خواندن آن می گذاشتند ..را با ادبیات ایران زمین که بسیار زیبا و لطیف طبع است آشتی داده و لذت بخش کرده مفاهیم را با کمک موسیقی ( که البته بهتر می دانید شعر همان مویسقی است اما هر شخصی با آن موسیقی سنگین و کم تحرک ارتباط حسی برقرار نمی کند )...و کمی باعث رشد مردمی که به زوال رهسپارند شده است ..بت نسازید از آقای چاووشی ایشان کار بسیار خوبی دارند انجام می دهند و دست مریزاد به این ابتکار که چند سال شروع کرده اند و مستمر دارند آن را ادامه می دعند آفرین ... ولی طرفدار یک خواننده و .... باور بفرمایید از همان آفت های فرهنگ تجاری است که از دنیای تجارت زده غرب آمده که همیشه مناسب نیست .

میم کاف در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۶ - فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشانده‌ای بر سر راه بر کن:

با تشکر از زحمات.
آقای امیرحسین هم بدرستی غلط املایی بیت ذیل را یاداور شده اند. ولی گله مندیم که چرا در متن اصلاح نمی کنید؟!! و لذا غلطِ گیج کننده همچنان سرِ جایِ خود مانده است!!
مصطفی فرمود از گفت جحیم
کو بممن لابه‌گر گردد ز بیم
(کو به مومن، لابه گر گردد ز بیم)

علی سلماسی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست:

سلام و عرض ادب. به عقیده بسیاری از علما این شعر از شاهکار های مولوی در وصف حضرت امیر المومنین علی علیه السلام که آیینه تمام نمای کمالات انسانی هست. به عبارتی مولوی علی علیه السلام را انسان کامل میداند که باعث نزول رحمت و برکات الهی ست . همان تمسک به ولایت علوی . اوج ارادت حضرت مولانا به علی علیه السلام در بیت : او در خدو انداخت بر رویی که ماه. سجده آرد پیش او در سجده گاه بیان شده . کنایه از تمسک تمام کائنات به ولایت علوی ست. امری که فراتر از زمین و زمینی هاست.

۱
۲۶۳۰
۲۶۳۱
۲۶۳۲
۲۶۳۳
۲۶۳۴
۵۷۲۳