گنجور

حاشیه‌ها

مهدی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۹ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

با سلام خدمت استادان خودم
فکر میکنم منظور حضرت مولانا خروج روح از جشم پیش از مرگ نهاییست
عرفای زیادی به این مرحله رسیدند که سفر روحانی به عالمهای مختلف و حتی در بعد زمان به گذشته و یا آینده داشته اند
حتی در مکتبهای مختلف برای سفر به جهانهای اسرار راه و روشی رو بیان کردند که با گفتار عرفای ما یکیست
جناب مولانا آنجا که میفرمایند از این مرگ نترسید از این خاک برآیید منظور خروج روح از جسمه البته به اعتقاد بنده
یا میفرمایند از این نفس ببرید که این نفس چون بند است و شما همچو اسیرید
شما منظور روحست که فنا ناپذیره و جسم متعلق به روحه و روح را به بند کشیده در واقع ماوالبته جسم را واقعی میدونیم و تو صحبتها میگیم روح من! یعنی من جسمه ماست و روح رو متعلق به جسم میدونیم که البته اشتباست چون جسم تعلق به روح داره در هر دوره از زندگی
به پیش شه زیبا منظور انسان کاملیست که به شما اجازه خروج رو میده و خود او راهنمای شماست در جهانهای مختلف و خود اوست که به شما آموزشها رو میده
خموشید یعنی اسرار رو که فهمیدی مال توست و هیچ مگوی اینها آموزشهای تو بوده و دونستنش برای دیگران سودی نداره جز اینکه تو را دیوانه خطاب کنند دهانت را بدوز و گوش کن و هیچ مگوی
میگویند حضرت حافظ در یک شب قرآن رو حفظ کردند اما چگونه؟؟
یا داستان پیر مرد و عطار و ...

‌داود در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۶ - در آفرینشِ ماه:

در بیت سوم زرد با خورد هم قافیه نیست

زندی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۰:

جناب قنبریان
ممنون از توضیحاتتون
لطفا هم هویت شدگی رو کمی توضیح دهید
با تشکر
البته در مورد بیت
زنجیرها را بر دریم ما هر یکی آهنگریم
آهن گزان چون کلبتین آهنگ آتشدان کنیم
به عرص میرسانم که مولانا نمیگه من کلبتین انسانها میشوم
درسته که او راهنمایی کننده ی انسانهاست اما این خود
انسانها هستند که میباید کلبتین خود شده و آهنهای بیشکل
وجودی خود را به کوره اتش عشق ببرند و آهنگری کرده ، بکوبند .
میگه ما هر یکی آهنگریم
این آهنگری از دست هر یک از ما برمی آید

محمود در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۰۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۳:

شاهکار بی بدیل
شعری پاک و زلال که هیچ وقت کهنه نمیشه
انگار همین امروز سروده شده

فرهاد میم در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹:

خدمت اعظم خانم:
ترس به دلت راه نداه.
تو شیراز هم خدا هست هم حافظ، خدا حافظ نگهدارت

حامد در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۹:

بسوز ای دل که تا خامی نیاید بوی دل از تو..
چقدر مولانا قشنگ گفته

زندی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۳:

کلمات کلیدی این غزل از نگاهی دیگر
خاک: گفتار مولانا "دریافتهای مولانا "
گندم : پیش مایه ی روزی
خمیر : روزی آسمانی
نانبا : عامل روزی
تنور : دل عاشق ( یا طالب و مشتاق ) هو هو کشان
زیارت : زیارت فیزیکی نیست ، زیارتی است ادراکی
بدری : ورود به فضای ادراکی و عرفان مولانایی
کفن : آثار مولانا
خرابات : فضایی ادراکی ، که اسرار ، عیان میگردد و مستیی
بدون خماری از آن حاصل می آید
پریدن روح به برج روح شمس الدین : اشاره به تعالی روح مولانا
و در عین حال ، ماندن آثاری از وی بر زمین برای جذب و هدایت
مشتاقان راه ، به چنین سیر عملی ، ، ،
مولانا در معرفی خود میفرماید :
نی نی چو چوگانیم ما ، در دست شه غلطان شده
تا صد هزاران گوی را در دست شه غلطان کنیم
با تشکر از همدلان و دلسوزان گنجور

زندی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۰:

ساوش عزیز
یارم به بازار آمده است اشاره به کنت کنزا مخفیا هست
مولانا حق را یار خود میداند
بازار را کره ی خاکی
طلبکاری وی را ، قدم در هستی فیزیکی گذاشتن

آن من! در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴:

قادر مطلق است این ابر مرد! توانست با همین چهار مصرع، توازنِ منطقی ای از درکِ هستی را بنمایاند. ثابت می کند که نه بدایت و نه نهایت دارد و اگر کسی خلاف این می گوید باید نشان دهد نه اینکه سندش قابلِ تماشا نباشد.
خیام! مهین کلامت را به گوشِ جان می سپاریم.

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۲ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

با احترام به ارواح گذشتگانمان که از جنس ماده و فناشدنی نیست و روح بزرگیست که هم به گذشتگان وهم ما و آیندگان متعلقست و بعد وزمان و مکان ندارد
ارکان گهرست و ما نگاریم همه
وز قرن به قرن یادگاریم همه
کیوان کردست و ما شکاریم همه
واندر کف آز دلفگاریم همه
رکن و پایه هستی ما گوهری است که جز حقیقت و حق و راستی و آنچه صفات خوب متصورست و نیست را شامل است و جسم ما جز نگاری زیبا که بر تن آنچه جز هوش نیست ، پوشانیده شده است،میباشد.
روح را با تصور زمان که ثانیه ان عمری و عمر آن کسر ثانیه ای است میتوان گفت از قرنها بما و نیز آیندگان ما و از آیندگانمان بما و گذشتگانمان میتوان آن را زمان دار وابدی متصور گردید.و در ادامه کیوان کردست و ... رابطه روح و جسم و به تصوری جان را گوید که خداوند به روح ،جسم خاکی و یا به جسم فانی روحی ابدی هدیه داده و زمانیکه روح هشیار گردیده و کنترل بیشتری بر جسم داشته باشد تواناییهای روح با ترکیب جسم و ماده قابلیتی میابد که هنوز درصدی را نیز انسان تجربه نکرده که اگر چنین کند جهنم جسم که آز و طمع نیز علت آن است جای بهشت وعده داده شده یا همان انسان خارق العاده ای که منظور خلقت میتواند بوده باشد،به حقیقت که در قالب روح دمیده شده واز جنس آن است و جهانی دگر تواند نو بسازد،تبدیل و آن را خواهد ساخت (با خواست انسان و درخواست او و بحکمت و خواست خداوند و نور حق.

جعفر خوانساری در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۱ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:

وزن این شعر (کامل) مثمن سالم است.

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۴ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:

تا رفت صفت عین حیاتیم همه منظور صفت جسم است که چون برود تنها روح و صفات او هرچند به ذات حق متصل است و ذات حق را با تمام صفات متعالی که در نامهایش هست میتوان به ذهن نزدیک کرد ولی در نهایت عاری از صفات مادی و دنیوی است چون هم کل هستی و هم عالم و قادر و .... و به نوعی میتوان گفت عاری از صفات مادی و خاکی ذهن ماست. امید که این مطلب که زائیده ذهن است ،راه گشایی هر چند بسیار اندک ولی مفید و قابل هضم و درک ذهن در شناخت انسان و توجه به روح و روحانیت انسان باشد.

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:

چون روح ما از گذشتگان میآید به ما و همزمان (با تصور زمان) آیندگان را نیز شامل است و حیات جاوید دارد به معنی نداشتن صفات به صورت قابل درک برای انسان وذهن او نیست ولی روح همه موجودات و انسانها باهم یکسان نیست و آن جانی که خداوند در روح و جسم میدمد ویا زمانیکه روح با جسم موجودیت خاکی بنام انسان میابد،آنگاه میتوان بجای توجه به صفات دنیوی جسم به صفات روحانی روح،آن هم تا زمانیکه روح در جسم است و تا جان در بدن هست،پرداخت تا مردم جهان در راه اشتباه میروند و به صفات جسم میپردازند.
با امید به انتقال صحیح منظور و عدم تفسیر اشتباه بدلیل عدم شناخت بشر از روح به اندازه رفع نیاز و یا تلاش جهت جستجوی هدف از حیات هستی و انسان و خلقت او که جز با ترکیب روح و جسم میسر نیست و شاید و احتمالا چنین درکی برای روح به تنهایی میسر نیست که این را جز ذات حق نداند.و روح ما میتواند قسمتی از روح بزرگ حق باشد یا فرستاده او به زمین تا با جسم هدفی را دنبال کند که قطعا متعالیست.

آفرین در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

سلام دوستان،این شعر در چه بحری سروده شده؟

محسن ، ۲ در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۴۵ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » ساقی‌نامه:

پارسا جان
انده . [ اَ دُه ْ ] (اِ) مخفف اندوه است که گرفتگی دل و دلگیری باشد. (برهان قاطع)
غم
حزن

محمدامین در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ - در ستایش ملکه ترکان خاتون:

محسن جان ☝️☝️☝️
پاسخ حضرتعالی بسیار دقیق و کامل بود و باعث دانش‌اندوزی بنده شد.
سپاسگزارم بابت نکات خوبی که مرقوم فرمودید.
پاینده باشید. ❤❤

ایرانی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۱۲ - قطران تبریزی:

زبان مادری قطران زبان پهلوی ( پارسی میانه ) بوده که اندکی تفاوت با زبان فارسی دری داشت و الا هر دو زبان از یک ریشه و ایرانی میباشند.

ایرانی در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۱۲ - قطران تبریزی:

دوستان گرامی ضمن تایید و تکمیل نظرات شما باید اضافه کنم که آیا ممکن است کسی که حتی به گفته ناصر خسرو شعر نیک میگفت ، زبانی را که خود از مهمترین شعرای آن است نداند؟ نمیتوان تصور کرد که شاعر چیره دستی مانند قطران زبانی را که به آن شعر میسروده به نیکی نمیدانسته است. قطران برخی واژه های متضاد و خاص را از ناصر خسرو پرسیده است چرا که ناصر خسرو خراسانی است و قاعدتا به زبان فارسی دری ( منسوب به دربار ) آشناتر از قطران بوده که در آذربایجان متولد شده و بالیده است.

علیرضا در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:

منظور اینکه این کوزه حاصل خاک قبر یا بقایای انسان یوده و گردن کوزه رو به دست عاشقی تشبیه کرده که خاک کوزه از اون بوده معنی کلی( انسان که میمیرد به اشیا و چیزهای دیگر تبدیل میشه مانند دست عاشق که بعد از مرگش تبدیل به دسته کوزه شده)

عارف در ‫۶ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰۱:

مولوی بی همتاست.

۱
۲۶۲۸
۲۶۲۹
۲۶۳۰
۲۶۳۱
۲۶۳۲
۵۷۲۳