بر دوزخ هم کفر و هم ایمان تراست
بر دو لب هم درد و هم درمان تراست
گر دو صد یعقوب داری زیبدت
کانچه یوسف داشت صد چندان تراست
خندهٔ تو چون دم عیساست کو
هر چه در لب داشت در دندان تراست
چند گویی کان و کان یک ره ببین
کانچه در کانست در ارکان تراست
چند گویی جان و جان یک دم بخند
کانچه در جانست در مرجان تراست
از لطیفی آنت جان خواند از آنک
هر چه آنرا خواند جان بتوان تراست
هر زمان گویی همی چوگان من
گوی از آن کیست گر چوگان تراست
چون همی دانی که میدان آن تست
گوی هم می دان که در میدان تراست
بنده گر خوبست گر زشت آن تست
عاشق ار دانا و گر نادان تراست
صورت ار با تو نباشد گو مباش
خاک بر سر جسم را چون جان تراست
من ترا هرگز بنگذارم ولیک
گر تو بگذاری مرا فرمان تراست
هیچ مرغ آسان سنایی را نیافت
دولتِ مرغی که، این آسان تراست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی ابعاد مختلف وجود انسانی میپردازد و توازن میان کفر و ایمان، درد و درمان، و دیگر متضادها را نشان میدهد. او با اشاره به یعقوب و یوسف، اهمیت و ارزش انسانها را درک میکند و به خندهای شبیه دم عیسی اشاره میکند که یک نوع شفابخشی به همراه دارد. این شعر بر همپوشانی روح و جسم تأکید داشته و میگوید که وجود مادی و باطنی انسانها در واقع متصل و وابسته به یکدیگرند. در نهایت، شاعر با تأکید بر پیوند عمیقش با معشوق، بیان میکند که جدایی یا حضور او تنها به دست طرف مقابل است؛ او خود هرگز این ارتباط را قطع نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: در دوزخ هم میتوان به کفر دست یافت و هم به ایمان، و بر روی دو لب نیز هم میتوان از درد سخن گفت و هم از درمان.
هوش مصنوعی: اگر دو صد یعقوب داشته باشی، باز هم آنچه یوسف داشت، یعنی مقام و محبوبیت او، به تو نمیرسد و ارزشش بسیار بیشتر از آن است.
هوش مصنوعی: خندهٔ تو مانند دم عیسی است که هر چیزی را در لب خود دارد و این نشان میدهد که زیبایی و جذابیت خندهات به شدت بر من تاثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: چرا مدام میگویی که عمیقترین حقایق را باید در ظواهر جستوجو کرد؟ آنچه در عمق وجود وجود دارد، در بنیاد و اصول نیز وجود دارد.
هوش مصنوعی: زیاد دربارهٔ جان و روح صحبت نکن، روح فقط یک لحظه بخندد؛ زیرا آنچه در حقیقت وجود دارد، در جوهر انسان مانند مرجان است.
هوش مصنوعی: لطافت تو باعث شده که جان تو را بخواند، زیرا هر چه را که او میخواند، جان تو توانایی دارد که آن را درک کند.
هوش مصنوعی: هر زمان که میگویی «چوگان من» (نماد قدرت یا شخصی) از چه کسی است، باید بگویی که آیا این چوگان به تو تعلق دارد یا نه.
هوش مصنوعی: چون میدانی که میدان (رقابت) متعلق به توست، پس بدان که در این میدان، تو هم مورد توجه و اهمیت هستی.
هوش مصنوعی: من اگر خوب باشم یا بد، این ویژگی از خودم نیست و به تو بستگی دارد. همچنین، اگر عاشق دانا باشم یا نادان، باز هم به تو مربوط میشود.
هوش مصنوعی: اگر چهرهات با من نباشد، در آن صورت ارزش ندارد؛ زیرا جسم عاجز و بیروح را مانند خاک میدانم، اما جان و روح من تویی.
هوش مصنوعی: هرگز اجازه نخواهم داد تو را ترک کنم، ولی اگر تو بخواهی مرا رها کنی، این تصمیم به عهدهٔ من است.
هوش مصنوعی: سنایی میگوید که هیچ پرندهای به آسانی او را پیدا نکرده است، زیرا خوشبختی و سعادت پرندهای که او به دنبالش است، برایش آسانتر به دست میآید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
هر زمان این راه بیپایان تر است
خلق هر ساعت درو حیران تر است
گفت تا سی سال دیگر جان تراست
هرچه میخواهی بکن فرمان تراست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.