گنجور

حاشیه‌ها

مهدی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۲۰:

قشنگ خود قانون جذبه

مسعود در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۷:

همایون عزیز
اینطور که پیدا هست
در طلب آزادی و رهایی و بزرگی هستید
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
امدم نعره مزن ....
هیچ مگو ،هیچ مگو ،هیچ مگو.

طلبه در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۱۹ - عقد چهارم در استدلال به ظهور آثار وجود آفریدگار سبحانه ما اعز شأنه و ما اجلی برهانه:

سلام. اگر بخواهم پاسخ سوال شما را از فلسفه بدهم: در فلسفه همه ی عالم یا واجب است یا ممکن یا ممتنع. ممتنع که وجود ندارد. ممکنات هم از خود وجودی ندارند مگر اینکه به آنها اعطا شده باشد. اما واجب از خود، وجود حی دارد.
در این بیت از وجود به هستی و واجب به هستی بخش معرفی شده است. استدلال این بیت این است که پدیده ای که هستی بخش نیست یعنی ممکن یا ممتنع است، نمی تواند هستی بخشی کند و تناه منحصر در واجب است.
اما استفاده ی عموم مردم از این بیت، به نحو دیگری است(و اشاره به روح مطلب دارد). بیشتر برای این بکار می برند که کسی که فاقد چیزی است که نمی تواند آن را به دیگری اعطا کند. مثلا من که فقیر هستم نمی توانم پول به دیگری دهم. فلان آدم که اخلاق پستی دارد نمی تواند دیگران را توصیه به اخلاق کند و ... .

سپیده در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۳ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:

به نظر من آب میتونه بو و‌مزه داشته باشه.

بهزاد در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
تو برای من تمام روح و جان هستی هستی , روح و جانم و دنیا و متعلقاتش به چه کارم می آید
تو برای من همچون گنجی هستی که در زندکی ام جاریست و از آن در حال لذت بردنم پس دیگر سود و زیان امور و مسایل دنیوی به چه کارم می آید (بی اهمیت است)

علی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

به استاد گرانمایه «رضا» توصیه مینماید تفاسیر خوب خود را بطور جداگانه و بصورت کتاب منتشر کنند
بی‌شک برای علاقمندان شعر حافظ هدیه گرانقدری خواهد بود

حجت الله ماله میر در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۵:

عزیزان به ورای کلمات بروید به معانی کلمات که در فکر هویدا میشوند و نقش دانش را ایفا میکنند بسنده نکنیم تلاش کنیم خودمان مستی مولانا را تجربه کنیم خودمان در وجودمان تحن اقرب را پیدا کنیم ما همه کامل هستیم هستی کاستی نیافریده سوره ملک بخوانید ببیند سوره انسان بخوانید حالات مستی برای من و شماست تلاش کنیم در وجودمان ریسمان حق را پیدا کنیم این همه مثنوی است این چکیده همه ادبیات جهان است خودت را جستجو کن خودت مست باش خودت مولانا باش

فاطمه محمدی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۵ دربارهٔ سعدالدین وراوینی » مرزبان‌نامه » باب اول » بخش ۳ - حکایت هنبوی با ضحّاک:

ناکام و ناچار طمع از فرزند و شوهر برگرفت و دست برادر برداشت و از زندان بدر آورد
صفحه 52 شرح استاد خطیب رهبر

فاطمه محمدی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ سعدالدین وراوینی » مرزبان‌نامه » باب اول » بخش ۳ - حکایت هنبوی با ضحّاک:

لظفا اصلاح بفرمایید:
واقعه چنانک بود انها کردند.

فاطمه محمدی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۵ دربارهٔ سعدالدین وراوینی » مرزبان‌نامه » باب اول » بخش ۲ - مفاوضهٔ ملک زاده با دستور:

لطفا اصلاح بفرمایید:
حدیث لا خَیرَ فِی السَّرفِ خود در شهرت بمقامیست که بتذکار و تکرار آن حاجت نیاید
ص 47 شرح استاد خطیب رهبر

محمدرضا فاضل در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ عنصری » قصاید » شمارهٔ ۶۷ - در مدح خواجه ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی وزیر:

کسی میتونه بیت اول رو ترجمه کنه

نارگل امینی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

با سلام
بوک به معنی (باشد که ) هست .
در این بیت حالت تمنای هست که در دل عاشق وجود دارد.امید دارد که وفای پیدا شود در دل و در را بکشاید.

مهدی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶:

در چنین جامعه ای آنچنان زندگی کن که مسلمان تورا از خود بداند وتو را با آب زمزم غسل دهد. وهندو نیز تورا از خویش بداند وتو را پس از مرگ بسوزاند ...

کسرا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸:

سرکار خانم شاد کهن , هنرمند گرامی ... به دکلمه زیبای شما گوش جان سپاردم ...
حقیقا التذاذی روحی را برای حقیر به ارمغان آورد .
لطفا به هنر خود ادامه دهید و گرت مقدور است صفحه ای در اینستاگرام به همین جهت افتتاح نمایید تا علاقمندان شما را دنبال نمایند .

محمدرضا مرادی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۴۰:

مطمئناً این شعر از انوری است. سبک شعر گواه این امر است.

Jahad۱۰۰z در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

ع.اردکانی:
وزن ذکر شده صحیح است.
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

فرزاد فخری‌زاده در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱ - سرآغاز:

در بیت آخر «بیارای» به معنای آرایش‌کن اشتباه است. باید بیار اِی کانِ معنی، تا چه داری؟ باشد.

فرزاد فخری‌زاده در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱ - سرآغاز:

خَلُّخ شهری است که از آن مشک خطایی می‌آورند.
این چه بوییست که از ساحت خلخ بدمید؟
وین چه بادیست که از جانب یغما برخاست؟
سعدی

ایمان سهیلی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دل‌آزار:

با سلام.
یکی از دوستان، به دکلمهٔ اشتباه ِ یکی از ابیات این ترکیب‌بند توسط آقای داریوش اقبالی اشاره فرمودند. باید اضافه کرد که جناب داریوش اقبالی، حداقل دو بیت دیگر از این شعر را کاملاً نادرست و غلط خوانده‌اند.
یک :
واژهٔ «زٙهره» به فتح زاء ، که ایشان با خطایی آشکار، به ضمّ ِ زاء اجرا نموده‌اند؛ به طوری که مشخصاً تبدیل به نام دخترانه ٔ «زهره» شده است!
دو :
بیت آخر، که ایشان ترکیب «خاطر وحشی» را، «خاطره ، وحشی» ادا کرده‌اند؛ که بالکل نادرست است و مفهوم بیت را تخریب کرده است.
با سپاس از سایت یگانه و ارزشمند گنجور.

کیان در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۳۴ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶:

بسیار زیبا. به نظر از غزل 400 خاقانی الهام گرفته
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۰/

۱
۲۵۹۵
۲۵۹۶
۲۵۹۷
۲۵۹۸
۲۵۹۹
۵۷۲۴