گنجور

حاشیه‌ها

علی احمدی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

راستش حافظ دفاع لازم نداره شعراش
اون ها که اهل شعر اند خوب می فهمند
در مصراع اول: صلا کار کجا و منِ خراب کجا
در مصراع دوم برای هم قافیه شدن بخونید:
ببین تفاوت ره کز کجاست تاب کجا(تاب بخوان)
ولی اینطور بنویسیم: ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
اونی که میخواد همه چی تموم بخونه باید بلد باش قافیه ی پنهان رو پیدا کنه و با سلیقه بخونه.
چنانچه بار ها توی نوشتارخود را خَد خوانده ایم یا مواردی شبیه به آن برای هم تراز شدن قافیه ها ولی در اصل حالت نوشتاری کلمه همان خود و معانی آن هم همان است که بود نه آنچه برای تناسب قافیه و زیبایی بیشتر می خوانیم.

مرتضی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۰۵ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۱:

مناجات روح بخشی هست
شیخ در جایی میفرمایند:
یا رب به محمد و علی و زهرا،یا رب به حسین و حسن آل عبا،از لطف برآر حاجتم در دو سرا،بی منت خلق یا علی اعلی

حمیدرضا قدیر در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۷:

بی نهایت زیباست

کیا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۶۰:

ردیف بیت 6 « نگاه» نادرست تایپ شده است .

عظیمک در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۵:

اینجا وقتی خواجو میگه " از خطه‌ی کرمان بروم" معنیش مردن و درگذشتن خواجو هست نه این که بخواد کرمون رو ترک کنه و بره یه شهر دیگه

حمید پرهام در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۹۲:

«معشوق تویی، گریستن کار تو نیست» شاید؟

نویا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:

سلام به همگی... اینئشعر زیبلای مولانا رو یاس هم به همراهی سارا نائینی خونده ...شنیدنش خالی از لطف نیست...

امین در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

سلام.میخواستم بگم من شنیدم آقای شفیعی کدکنی که بعضی از شعر های دیوان شمس رو تصحیح کرده ، این شعر هم جزوش بوده و اون بیت ای خوش کمر برقص آ رو کلا نیاورده و اون رو جزو "جعلیات" میدونه . الان کی درست میگه ؟؟

Parviz Jafari در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶۲:

سخن با عشق می‌گویم که او شیر و من آهویم
چه آهویم که شیران را نگهبانم به جان تو
شرحی مختصر بر این بیت بنا بر خواسته دوستان ☝️
مولانا ( عارف) چون آهویی است که در سرزمین عشق اسیر شیر(خداوند و تجلیات خداوند) است نه اینکه راه خلاصی ندارد بلکه عاشقانه اسیر این شیر است
* این آهوی عاشق اسیر، خود در سرزمین شیران (مریدان؛ جویندگان راه حق) سخن برای گفتن دارد و خود نگهبان شیران است و توانائی پایبند کردن و اسیر کردن شیران را دارد

حجت در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۹ - لطف حق:

این شعر واقعاً از شاهکارهای ادبیات فارسی است. اگه ابتدا نام شاعر گفته نشود انسان احاس می کند که شعر از مولوی است. البته در سبک و سیاق مثنوی هم سروده شده است. مفاهیم عالی توحیدی با استناد به آیات قرآنی و در قالب شعری فوق العاده . خداوند این بانوی شاعره پروین اعتصامی را غریق رحمت بی کران خود بگرداند .

رفیع در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۰ - زیافت تأویل رکیک مگس:

روفیای بزرگوار
دید بسیار زیبایی دارید و از پنجره زیبایی به مطالب می نگرید ، خداوند به وجودتان برکت دهاد.

اسماء جوان در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

*بچشانید

اسماء جوان در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:

متاسفانه در اینجا هم بچسبانید شد بچسبانید .

Benazier در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد چهارم » دریادل:

این شعر ناب را احمـد ظـاهـر همیشه جاویدان به آواز ملکوتی خویش در قالب یک آهنگ خیلی زیبا سروده
پیوند به وبگاه بیرونی

احسان راطبی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲ - در تعمیر تربت پاک امیرالمؤمنین علی (ع) و آوردن نهری از فرات به نجف به فرمان شاه صفی:

سلام. اقای احمد مجاب دو غلط از متن را یادآوری کرده، نوشته اند. بهتر است ان دو غلط اصلاح شود نه اینکه در حاشیه ها عینا آورده شود. با تشکر بسیار

سالک در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۵۶ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

تقسیم عرفان به عربی و ایرانی و شرقی و غربی ناشی از عدم درک عرفان است
عرفان حقیقی وابسته به جایی نیست جز دین حق
در مورد بیت سوم که یک بار طائفه دارد و یک بار سلسله
علتش این است که اولیاء در سلسله هستند و به هم متصل هستند تا به ولی مطلق که خداونداست اما گمراهان بصورت پراکنده و طائفه طائفه هستند

س در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۹۷ - در حکمت و اندرز:

اصلاح:
از شما نحس می‌شوند این قوم

یکی (ودیگر هیچ) در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

به نام او
حافظ با این غزل مبانی ابتدایی عرفان را به جویندگان حقیقت می آموزد!
ابتدا سخن از این است که آتش عشق او را در دل خویش پروردن و مداومت و پایداری در این راه در نهایت تمام هستی انسان را شعل ور می گرداند و تا با تمام وجود عاشق نباشی و در آتش عشق گرفتار نگردی در حقیقت بروی تو گشوده نخواهد شد.
در این راه زهد و تقوا و همچنین عقل و خرد عواملی بیرونی هستند که در نهایت خویش تو را از دنیا و هرچه در آنست سرخورده و نالان می گردانند که راه درون در پیش گیری و به دیدار استاد درون نایل شوی!
استاد درون تو را به سمت سفر روح هدایت می نماید و نظری اجمالی به آنچه در بالاست خواهی انداخت. ولی هنوز راه به پایان نرسیده و جایگاه تو در عالم بالا تثبیت نگردیده است بنابراین باید که برگردی و توشه راه فراهم آوری زیرا هر آنچه از قبل داشتی همه سوخت و از میان رفت و ارزش و اعتباری برآن نبود . پس به دنبال آن چیزی باید بود که در آنسو به کار تو می آید.
ولی اگر زهد و تقوا و عقل وخرد در آنسو بکار نمی آید پس چه چیزی باید بعنوان توشهء راه با خود ببریم؟!
تمامی شاعران و عارفان ما تا بدینجا هدایتگر ما بودند ولی پس از آنرا مسکوت گذاشته و خاموشی پیشه کرده اند !!!
نکته در اینجاست !
هنگامی که استاد درون را یافتی دیگر به عوامل بیرونی نیازی نیست و هر آنچه که زان پس از تو به فعلیت خواهد رسید عین ثواب است و توشهء راه !!
زیرا که از بند نیک و بد رسته ای و همگام با ذات هستی به سمت بالا کشیده می شوی !
باشد که چنین سعادتی نصیب آنان که شمع راه گردیده اند شود.

Revival در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۰:

این شعر رو خیلی بد نوشتید و پر از غلط،حیفه واقعا شعر ب این زیبایی....
کاسه گد....کاسه ی گدا
درپن...درین
قستیم....شکستیم
پرپا...زیر پا

یکی (ودیگر هیچ) در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

به نام او
رسد آدمی به جایی که به جز از خدا نبیند
در نگاه اول *از* حرف اضافه ای است که بودن یا نبودن آن تفاوت چندانی در معنای شعر ایجاد نمی کند ولی بسته به عمق معنا تفاوت احساس خواهد شد.
از آنجاییکه اکثریت متشرعین بر این باورند که خدا چه در این جهان و چه در جهان پس از مرگ قابل رویت و مشاهده نبوده و نخواهد بود بنابراین *از* را لازم دانسته و اینگونه معنی می کردند که آدمی به جایی می تواند برسد که با ایمان قلبی همهء آنچه هست و نیست را از جانب خداوند ببیند و به نفس مطمئنه دست یابد.
در مقابل آنانکه اندیشه و گرایش عرفانی دارند بر این باورند که خدا قابل رویت است حال با چشم سر باشد یا چشم دل ! بنابراین *از* را اضافه دانسته و حذف نمودند.
ولی اگر برای این معنی بدنبال عمق بیشتر باشیم بدین نکته می رسیم که آدمی به جایی می رسد که از منظر خدایی به جهان می نگرد .
اگر خدا را به خود آمدن یعنی جایگاه خدا شدن در نظر آوریم با *از* معنی کامل می گردد و کمال مطلب ادا می شود.
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید!

۱
۲۵۹۷
۲۵۹۸
۲۵۹۹
۲۶۰۰
۲۶۰۱
۵۷۲۴