تاتی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۰:
معنی و مفهوم این بیت چیست؟
"هر که ز صهبا آرد صفرا
کاسه سکبا پیش نهیدش"
عزیزان لطفاً راهنمایی بفرمایید. با تشکر
یکی (ودیگر هیچ) در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:
به نام او
قل لصاح ترک الناس من الوجد سکارا
به ملامتگر و عافیت طلب بگو مردم را به حال خویش وانهد تا از سرور و شادی سرمست شدن از بادهء روح الهی بهره ای ببرند!
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۶ - گفتار اندر نظر در حق رعیت مظلوم:
چون سگ بکند حمله،بردامن مظلومین
. . .
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۶ - گفتار اندر نظر در حق رعیت مظلوم:
شاد آمدی ای سلطان ای چاره گر هرجان
پیغمبر بیماران نافعتری از باران
در خمره چه داری گفت داروی دل غمگین
حرز دل یعقوبم سرچشمه ایوبین
هم چستم و هم خوبم هم خسرو و هم شیرین
چون سگ بکند حمله بردامن مظلومان
سگ راچه گنه زیرا هست عامل آن دهقان
گفتم که چنین دهقان، پرورد چنان سگ هان
گفتا که چه دانی تو این شیوه و این پیمان
یوسف به بن چاهی بر هفت فلک غلطان
هادی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
ممنون از عزیزی که تذکر دادند و ممنون از شما که علامت سوال تعجب و علامت سوال را در بیت آخر اضافه کردید
معنی واقعی بیت با این دو علامت شهود پیدا می کند
عباس. پردازی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:
با سلام، اولاً آفرین بر خانم محمودی! با این استدلال بجا و حکیمانه! اما آقا یا خانم پیروی ؛ مفید و مختصر و از قول جناب حافظ جوابت را می گویم ؛ ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست، عرض خود می بری و زحمت ما می داری، همچنین ؛ چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست، سخن شناس نه ای جان من خطا اینجاست!
حسین در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۸۸:
این همه غلط تایپی؟ حقیتاً باعث تاسف است. گویا گوش شنوایی هم برای اصلاحشان نیست.
محمد ابراهیم سرسالاری در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:
چه زیباست کلمات فارسی نابی که در این شعر بکار رفته است.
برارنده در مصرع برارنده سقف این بارگاه
گذارنده ( روی بارگاه سقف گذاشتن)، بالا بردن
بر به معنی روی چیزی ، بالا
برافکندن یا براندازی به معنی از بالا انداختن
کلمه دیگر آمود در همه رشته ای گوهر آمود او
آمود به معنی آراسته
سهراب در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۰۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۲۵:
این حکایت نگفته کسی رو بوم کن و خودت رو بلبل بلکه همون شخص بعدی هم می تونه خودش رو بوم نکنه اونی که بوم هست خورش کار خورش رو انجام می ده شما خودت رو بوم نکن
محمد ابراهیم سرسالاری در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۳۴:
روزی که دلی را به نگاهی بنوازی
از عمر همان روز حساب است و دگرهیچ
یکی (ودیگر هیچ) در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
به نام او
اشعار حافظ همچون شهد شیرینی است که مگسان بسیاری به گرد آن جمعند!
آنکه می خواهد حلاوت این شهد را بدرستی درک نماید باید که این مگسان را به کناری نهد و خود را به منبع آن برساند!
پایدار و سرفراز باشید.
یکی (ودیگر هیچ) در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
به نام او
در ابتدا حافظ را بشناسیم. شاعر است یا عارف؟
می گسار است و شاهد باز یا عاشق و رهرو راه وصال؟
او را لسان الغیب لقب داده اند !!
چه کسی این لقب را به او عنایت فرموده؟!
یا چه در او و اشعارش یافته اند که لایق همچون مقام شامخی گشته است؟!
چرا که لسان الغیب یعنی سخنگوی روح القدس در عالم امکان.
آنکه کلام الهی را به زبان شعر بر خاکیان فرو می بارد!
پس این لقب و عنوان فرهی از جانب بالا به او اعطاء گشته و آنکه اینگونه عالی جاه باشد سخن از معشوق زمینی و می و بادهء انگور نگوید.
در بیت نخست شمایلی از روح الهی یا همان روح القدس در زیبا ترین حالت متصور برای صورتگر که همان شاعر است متجلی گردیده و او نیز چهرهء آن جلوه را در خیال خویش به تصویر کشیده و بر زبان شعر جاری ساخته است.
عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند
کافر عشق بود گر نشود باده پرست
تجلی روح الهی در پردهء خیال همان باده ای است که اثرات مستی آن زدودن تاریکیها و جهل و ظلمت است که سرچشمهء آن در باطن خود ماست!
بنابراین آنکه عاشق نباشد در کفر و ظلمت غوطه می خورد و خیال او عاری از روشنایی و تاریک است.
پس ای آنکه در زهد و تنزیه جسم خویش گرفتاری تا هنگامی که خیال خود را روشنایی نبخشی از ظلمت تعصب و خودبرتر پنداری خویش دست نکشی نخواهی فهمید که عارفان به دنبال چه هستند که اینگونه سر از پای نمی دانند!!
آنچه که او برای ما مقدر فرموده با رضایت و منت پذیرا گشتیم تا لیاقت آنرا کسب نماییم که نور او بر خیال ما بتابد.خود را به انوار شفا بخش او گره می زنیم تا به سمت بالا کشیده شویم!!
ناشناس در ۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
با سلام خدمت تمامی عزیزان
چرا صحبتی راجع به آن قدرتی که نی را از نیزار ببریده است نمیشود؟؟؟ و اینکه چرا اینکار را کرده است؟
شهرام در ۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » عمر نرگس:
در بیت اول پاس به چه معناست؟
مسعود حاتمی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۱:
متاسفانه این غزل زیبا در نسخه تصحیح علامه محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی و بقیه کسانی که این نسخه را ملاک قرار دادهاند نیامده است. صادق آهنگران هم این غزل را به زیبایی اجرا کرده است.
همیرضا در ۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۶ - گفتار اندر بخشایش بر ناتوانان و شکر نعمت حق در توانایی:
بیت آخر (به بانگ دهل خواجه بیدار گشت - چه داند شب پاسبان چون گذشت؟) در بابت اول هم آمده است. بیت 12 این بخش:
سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۲ - گفتار اندر نگه داشتن خاطر درویشان/
همیرضا در ۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۲ - گفتار اندر نگه داشتن خاطر درویشان:
بیت 12 (به بانگ دهل خواجه بیدار گشت - چه داند شب پاسبان چون گذشت؟) عیناً در باب هشتم تکرار شده است. بیت آخر این بخش:
سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۶ - گفتار اندر بخشایش بر ناتوانان و شکر نعمت حق در توانایی
کیارش در ۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:
از بیت *یعقوب مسکین پیر شد ای یوسف برنا بیا* و *گاوی خدایی می کند از سینه سینا بیا* در اپرای عروسکی عشق استفاده شده است. آن قسمت که شاگردان شیخ صنعان مشغول پند دادن شیخ هستند این شعر را می خوانند: یعقوب مسکین پیر شد ای یوسف برنا بیا!
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:
جناب آقای مسلم فلاح
با عرض سلام
کمی بیشتر به این بیت و نیز به معارف اسلامی توجه کنید
اولا حافظ می فرماید در شریعت ما یعنی ایشان ابتدا شریعت را پذیرفته است و صحبت های بعدی در پی آن آمده است.
ثانیا آزار دیگران گناهی است که خداوند آن را نمی بخشد چون حق الله نیست و حق الناس است.
ثالثا آزار را اگر به معنی ظلم بگیریم که همین طور نیز هست شرک را نیز در بر می گیرد. به این حدیث دقت کنید:
اَلظلْمُ ثَلاثَةٌ: ظُلْمٌ لا یَغْفِرُهُ اللهُ، وَ ظُلْمٌ یَغْفِرُهُ، وَ ظُلْمٌ لا یَتْرُکُهُ فَأَمّا الظُّلمُ الَّذی لا یَغفِرُهُ اللهُ فَالشِّرکُ قالَ اللهُ: إنَّ الشِّرکَ لَظُلْمٌ عَظیمٌ﴾ و أَمَّا الظُّلمُ الَّذی یَغفِرُهُ اللهُ، فَظُلمُ الْعِبادِ أنفُسَهُم فی ما بَینَهُم وَ بَینَ رَبِّهِم، و أمَّا الظُّلمُ الَّذی لا یَتْرُکُهُ اللهُ،فَظُلمُ الْعِبادِ بَعْضِهِم بَعْضاً
ظلمی که خداوند آن را رها نمی کند ظلم مردم به همدیگر است
پس با این تفاصیل حافظ راه هر نوع آزار و ستم و ظلم را بسته است کسی که اهل این سه آزار نباشد هیچ کاری نمی کند جز اینکه ثواب و صحیح است
مثالی عرض کنم:
شخصی به پیامبر عرض کرد چکار کنم که رستگار شوم؟
پیامبر فرمود دروغ نگو
این سخن به این معنی نیست که فقط دروغ نگو ولی دزدی بکن و آدمکشی بکن و ..
بلکه یعنی دروغ را که ترک کنی بقیه کارهای بعد راه نفوذشان بسته می شود.
parsa در ۶ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۱ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴: