مهدی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۶:
سلام
لطفا اساتید راجعبه کلمات میتین و علیین توضیح بدهند.
پیشاپیش سپاسگذارم
علی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۸:
با پوزش فراوان
واقعا این رباعی در خور معناش خوانده نشد .
منهای آن دو حاشیه آغشته و کالبد ، در بیت اول حس و منظوره حکیم رسانده نشد ، انگار که ایشان از خانه بیرون شده و یک توصیه در خصوص تلویزیون ویخچال و گاز کردن .که دست به گاز نزنید و در یخچال رو چک کنید . البته بین دوم هم چنگی به دل نزد و از دل بر نیامد ، اشعار بزرگان از دل برآمده و باید از دل خوانده شود . با سپاس از نگاه و توجهتان
فاطمه در ۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۸۰:
400 سال پیش صائب اینجوری گفته!!!! ما چی بگیم!:(
ابوذر در ۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۱ - عزم کردن آن وکیل ازعشق کی رجوع کند به بخارا لاابالیوار:
ذَلَّت نفسُهُ: نفس او خوار گردید. (هوی را در خود کشت.)
یُردی رَفسُهُ: رفس بر سینه نواختن است (رد کردن را). (وایِ هر کس که رد شیخ او را تباه کند.)
صدر نکو اندیش: شارحان نوشتهاند مقصود "صدر جهان" است اما در این صورت ضمیر "او" معنی نخواهد داشت. ظاهراً به قرینهی "نکواندیش" به معنی لغوی آن است (سینه) ، و کنایت از خلق و خو است.
غَنِّ لِی یا مُنیَتی لَحنَ النُشُور: ای مقصودم برایم آواز نشور را ترنم کن. (مرا زنده ساز.)
اُبرُکی یا ناقَتی تَمَّ السُرور: ای شترم به زمین خُسب که شادی کامل شد.
اِبلَعی یا ارضُ دَمعی قَد کَفی' : ای زمین اشکم را فرو بر که بس است.
اِشرَبی یا نَفسُ وِرداً قَد صَفا: ای جان بنوش آبی را که پاکیزه است.
عُدتَ [سکون دال و ادغام دال در ت عُتَّ خوانده می شود؛ ادغام متجانسین] یا عیدی اِلَینا مَرحَبا: ای عید به ما بازگشتی!خوش رسیدی!
نِعمَ ما رَوَّحتَ [سکون ح] یا ریحَ الصَّبا: ای باد صبا چه نیکو دمیدی.
تمام متن منهای عبارات درون کروشه از شرح مثنوی سید جعفر شهیدی دفتر سوم است.
داود در ۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴:
زمانی که امیر نصر سامانی قصد گردن زدن عده ایی شورشی را داشت رودکی که در آن زمان رئیس شعرای دربار و همراه قشون شاه سامانی بود این شعر را همانجا و فی البداهه سرود که ای شاه من "گر بر سر نفس خود امیری مردی، بر کور و کر ار نکته نگیری مردی. مردی نبود فتاده را پای زدن، گر دست فتاده ای بگیری مردی" امیر نصر سامانی که از بلاغت و فصاحت رودکی به وجد آمده بود از کشتن اسرا صرف نظر کرد. برای پی بردن به درجه استادی رودکی فقط کافیه که خودتان را در این شرایط تجسم کنید که شاه مملکت دستور قتل عده ای را میده و شما باید ظرف چند ثانیه در آن جو پر از تنش و استرس شعری پر مفهوم بگید به طوری که شاه از تصمیم خودش منصرف بشه. میتونید؟ این اتفاق به اضافه سخاوت و خاکی بودن رودکی باعث محبوبیت صد چندان رودکی هم در دربار سامانی و هم بین مردم کوچه و خیابان شد. این سخاوت به حدی بود که رودکی برای آزادی عده ای رعیت در بند کشیده شده انگشتری را که از شاه هدیه گرفته بود داد. البته همین امر باعث دردسر رودکی در سه سال آخر عمرش شد. چرا که بدخواهان رودکی در دربار سامانی مدعی شدند که رودکی انگشتری هدیه شاه را صرف شورشیان کرده. شاهزاده جوان سامانی هم رودکی را کور کرد. گرچه بعدها پشیمان شد و با فرستادن هدایای فراوان در پی دلجویی از رودکی برآمد. دوستانی هم که میفرمایند این شعر از پوریای ولی هست!!! اشتباه میکنند. در تاجیکستان کنونی که محل تولد و دفن رودکی است فیلمهای فراوانی ساخته شده و از این شعر و چرایی سروده شدنش هم بارها یاد شده.
عارف در ۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۷ دربارهٔ فایز » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۱:
به نام خدا
با سلام.
کاری به اینکه در متون چه آمده است ندارم ولی اگر اصل را بر رعایت فنون و صناعات ادبی توسط شاعر بگذاریم، مصرع دوم نمی تواند به شکل نوشته شده باشد.در زادگاه بنده(مهاباد اصفهان) به جای آن "چو بسم الله و رحمان و رحیم است" می گویند(خودم شنیده ام.) که با فنون و صناعات سازگاری دارد.
هادی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۴۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵۰:
با سلام بحث سر اینکه شاعر این اثر که بوده است بی معنی است چرا که
شما بجای دریافت و تامل در معنای عمیق شعر فقط در حال بحث روی شاعر هستید
مانند آن است که سر سفره نشسته باشید انواع غذا ها را برای شما آورده باشند و شما بجای استفاده از غذاهای لذیذی که جلویتان است سر این بحث کنید که آشپز این غذا که بوده است حال آنکه در مقام مهمان سر سفره ثمره ای هم برای شما ندارد
حامد در ۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸۱:
قسمتی از این شعر در فیلم "Vampire Untold" گفته میشه
اون قسمتش که توی فیلم گفته شده این هست
why think separately
of this life and the next
when one is born from the last
و معنیش هم این قسمت از شعرِ:
چند گویی این جهان و آن جهان
آن جهان بین وین جهان آمیخته
عاشق ادبیات در ۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:
به نظرم شاید قسمت هایی از این شعر با متن قرآن در سوره واقعه رابطه معنایی داشته باشد و حافظ از آن ها برای شعر خود الهام گرفته باشد.
یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ
نوجوانانی جاودانی پیوسته گرداگرد آنها میگردند.
شاهدی از لطف و پاکی رشک آب زندگی (تشابه جاودانگی و اب زندگی )
لَا یُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا یُنْزِفُونَ
شرابی که نه از آن سردرد میگیرند و نه مست میشوند
بادهٔ گلرنگ تلخ تیز خوشخوار سبک
لَا یَسْمَعُونَ فِیهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِیمًا در آن باغهای بهشت نه لغو و بیهوده ای میشنوند نه سخنان گناه آلود. إِلَّا قِیلًا سَلَامًا سَلَامًا تنها چیزی که میشنوند «سلام» است «سلام»
بزمگاهی دلنشان چون قصر فردوس برین
گلشنی پیرامنش چون روضهٔ دارالسلام
گلشن و تشابه باغ های بهشت در سوره واقعه
روضه دارالسلام : جایی که بسیار درآن سلام میکنند .
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:
متأسفانه در اینجا برخی خودشون را هم پیاله علی حاتمی و شاملو و شهره آغداشلو و شفیعی کدکنی گرفته تا احتمالا خیام و حافظ می دانند که در کافه با هم آبجو تگری می زدند و البته علامه دهر هم هستند
هرکسی هم چیزی می نویسد سریع و بدون اطلاعات موضع می گیرند و به غلط های تایپی که گریزناپذیر است هم رحم نمی کنند
وقتی انسان اطلاع ندارد که مثنوی یک گوشه در موسیقی است مگر حتما باید به صورت دیگران ناخن بکشد و علمش را به رخ بکشد که این شعر مثنوی نیست بلکه رباعی است؟
گاهی سکوت بیشتر نشانه دانایی است
مهدی ابراهیمی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:
-..-..-
{(گُ)(ف)ت} {(مَ)گر} ز لَعلِ {(مَ)ن}، {(بو)سه} نداری {آرِ(زو)}؟
{(مُ)ر[دَ(م)]} ازین {هَ(وَ)س}، {(وَ)لی} {(قُ)درَ(ت و) اختیار (کو)؟
"حافظ"
در آینه آی و به خیال نازُک تَر بین و باش تا ز غُنچه ی لبانِ شیرنش بویِ عشق و بوسه بِشنوی.
___
.
در گُزینش و چیدنِ حروف و واژگان نهایتِ دِقَّت و وسواس را داشته است تا لبهایِ عاشق و معشوق [خواننده] چون بوسه بَر هم خورد و یا چون غُنچهای ز لولِ لب، بوسهای در خیال و دورَ ش بازد.
___
.
دیگران در مقابلِ او به بازی رفتهاند و بقولِ سعدیِ شیراز؛
.
چون کودکان که دامنِ خود اسب کردهاند》
.
{چَش(مَم)} از آینهدارانِ خطِ و خالش (باد)
{لَ(بَم)} از {(بو)سه}{(رُ)(با)یانِ} {(بَ)(ر و )}{(دو)(شَش} {(ب)اد}
___
.
از نگاهِ او حتا در آینه و سرابِ خیال نیز سرنِوشتِ بوسه به قِسمَت شده است.
.
{(رو)یِ} نگار 《دَر》 {نَظَر(م)} {جِل(وِه)} {(م)ی (نُ)[(مو)]د}
(وَز) {(دو)ر} {(بو)سه} {(بَ)ر} {(رُ)خِ} {(مَ)هتا(ب)} {(م)ی زَدَ(م)}
"حافظ"
.
بَر و بارِ آبدارش را در آینهی خیال به کَش کَشیده و مَزه کُنیم و خوَش باشیم
kamran balani در ۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۳ - حکایت:
در بیت آخر اگر مردی احسن الی من اسا اگر به جای من از ما استفاده گردد ریتم و آهنگ شعر زیباتر به نظر میاد کما اینکه در برخی نسخه ها هم ما اسا آورده شده. البته استاد فروغی من اسا رو ترجیح دادن
ماهان در ۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:
این شعر رو استاد ناصر مسعودی هم در برنامه شاخه گل 343 اجرا کردند،که شنیدنش خالی از لطف نیست.
جدای از صدای خواننده،دکلمه عالی شکوه رضایی،کمانچه استاد علی اصغر بهاری و سنتور استاد ورزنده نیز بر سوز شعر افزوده است.
شریف در ۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب بیست و چهارم: در آنكه مرگ لازم و روی زمین خاك رفتگان است » شمارهٔ ۱۷:
یک قطرهٔ آب بودهای اوّلِ کار
اصلاح شود به:
یک قطرهٔ آب بودهای اوّلِ کار
morteza در ۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴۹:
هر کز باید تبدیل به هرگز شود
پریچهر در ۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۰:
آذردیماهی عزیز از کجا مطمئنید که شما در همان فضایی غوطهورید که خالق اثر غوطهور بوده؟
برادر من روانپزشکه و دورههای 12 ساعتهای برای تجربه «احساس» خروج از بدن برگزار میکنه و به شدت مراقبه هر متوهمی که با یه تجربه فیزیولوژیکی جوگیر میشه و خودشو پیامبری برای هدایت مردم در نظر میگیره وارد این دوره نشه.
عرفای ما سالها وقت صرف میکردند و ریاضت میکشیدند تا به این تجربه برسند و حالا تکنیکهای کاملا علمی غربیها این کار را با مقدار کمی تمرین و در عرض چند روز ممکن کرده. علم نداشته باشید هر چی که در اون حالت میبینید و تصور میکنید وحی منزل میشه و وای به روزی که فرد کمی ژن اسکیزوفرن هم داشته باشه که کاملا با این تجربه از دنیا کنده میشه و زندگیش به باد میره...
به نظرم ما میتونیم از شعر چیزی که دوست داریم را برداشت کنیم ولی حق نداریم بدون تسلط کامل به زندگینامه شاعر، زمان و مکانی که در اون زندگی میکرده و مطالعه و تحلیل همه آثارش ادعا کنیم منظور شاعر از شعرش مطابق با برداشت ماست.
با استاد شمسالحق کاملا موافقم. راه میانبری وجود نداره. باید مطالعه کرد نه فقط برای پیشرفت در این مسیر، بلکه برای تفسیر درست و واقعی تجربیاتی که کسب میکنیم
سیّد فخرالدّین حسینی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۳:
شاهکار ساز و آواز این غزل با اجرای بینظیرِ استاد بنان در آلبوم «نامههای گمشده»(هرچی گوش بدی کمه!)
ناشناس در ۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۵:
«در لوح خوانده ام» از نظر معنای زمانی درست به نظر نمی رسد. با توجه به زمان جمله و نیز وزن شعر قاعدتاً باید «در لوح خواندمی» باشد.
دکتر محمد ادیب نیا در ۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۷:
اندکی تأمل در معنای «آن» در بیت هشتم؛
شعری که پسندیده است آنست که آن دارد
آن نیست بهر گفتار الا غزل حافظ
آن دارد: جاذبه و افسونی که درهر کسی وجود ندارد و مربوط به جذبه ی معنوی و روحانیتی است که از باطن او برمی خیزد و نه از زیبائی های ظاهر. آنچنانکه حافظ لسان الغیب می گوید:
اینکه می گویند آن خوشتر ز حُسن
یار ما این دارد و آن نیز هم
و یا؛
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
بنده طلعت آن باش که آنی دارد
« آن »در ادبیات عرفانی حکایت از زیبایی کاملی داردکه از زیبایی خداوند نشأت می گیرد و نوعی حسن خداداد است که هر ولی خدایی همچون امام عصر ولی الله الکامل از آن برخوردار است.
اَللّـهُمَّ اَرِنیِ الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَمیدَةَ. وَ اکْحُلْ ناظِری بِنَظْرَة منِّی اِلَیْهِ. (قسمتی از دعای عهد)
ترجمه: «خدایا بنمایان به من آن جمال زیبای ارجمند و آن پیشانی نورانی پسندیده را... و با نگاهی از من به او ، چشمم را سرمه بکش». اللهم ارزقنا
مجید بن مسلم بن عباس بن ابراهیم در ۶ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۵۷: