خسرو در ۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:
ببخشید من بجای همسر نوح نوشتم همسر لوط
چون طبق قرآن : آنکسی را که نوح فکر میکرد پسرشه در حقیقت از تسل او نبوده
فرمود: ای نوح، او در حقیقت از اهل تو نیست، او عملی غیر صالح است. [هود 46 ]
گفت او از اهل و خویشانت نبود ** خود ندیدی تو سپیدی او کبود
پس این بیت بدین صورت تصحیح میشه
با بدان یار گشت همسر نوح/ خاندان نبوّتش گم شد
خسرو در ۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:
دوستان این بیت صحیح است
با بدان یار گشت همسر لوط / خاندان نبوّتش گم شد
چون این بیت:
پسر نوح با بدان بنشست / خاندان نبوتش گم شد
در تضاد با قرآن و کتاب مقدس است
تورج جلالی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:
آیا برداشت دوستان از بیت "دردیست غیر مردن کان را دوا نباشد" این است که مرگ تنها دوای آن درد است ؟ یا اینکه مردن دردی است بی دوا و درد دیگری نیز هست که همچون مردن بی دواست ؟
مجتبی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۵۸ - پرده های راز:
مصرع 2 از بیت دوم یک"از" کم دارد.
مصرع1 بیت 6 سرو و صنوبر صحیح است.
هادی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۷:
عالی مثل بقیه شعرهای حافظ
حافظ تنها شاعریه که تقریبا با همه شعرهاش روح انسان رو به پرواز در میاره!!!
اونی که نقد ناپخته به شعر حافظ میزنه از ادبیات فارسی هیچ بهره ای نبرده پس بهتره که سکوت کنه!!!
مهدی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰۲:
لینک اجرای استاد ناظری با گوش جان نیوش کنید
پیوند به وبگاه بیرونی
یکی (ودیگر هیچ) در ۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹:
به نام او
دی میشد و گفتم صنما عهد به جای آر
گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
دیروز که عزم رفتن از منظر ما داشت به او گفتم که وعدهء دیداری که به عاشقان خود داده ای را بجای آور و چهرهء خود را بر من آشکار کن !
گفت که این پندار از بنیاد اشتباه است و هرگز کسی با چشم سر مرا نخواهد دید!
گر پیر مغان مرشد من شد چه تفاوت
در هیچ سری نیست که سری ز خدا نیست
گر چه انسان کامل دوران راهنمای من در این راه شد ولی تفاوت چندانی نداشت زیرا که در نهایت این ذات الهی است که از درون هدایت گر ما به سوی ذات خویش است و خود اوست که در همه جلوه نموده است.
عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت
با هیچ دلاور سپر تیر قضا نیست
عاشق خدا چاره ای جز تحمل مذلت های دنیای بیرون ندارد زیرا که در این راه چنین مقدر گردیده و هیچ سپر و راه گریزی حتی برای اولیاء او نیز وجود ندارد و همه ناگزیر از طی این مسیر صعب العبور می باشند.
در صومعه زاهد و در خلوت صوفی
جز گوشه ابروی تو محراب دعا نیست
آنانکه در خلوت صومعه ها و دیرها به عبادت و زهد و پارسایی اشتغال دارند و یا صوفیان و درویشان چله نشین و خلوت گزین که طریقت تو را می پیمایند همگان به امید کسب دیدار تو عبادت می کنند.
ای چنگ فروبرده به خون دل حافظ
فکرت مگر از غیرت قرآن و خدا نیست
ای آنکه قصد ریختن خون دل حافظ کرده ای
آیا اندیشه ای جز این می توان داشت که تمام این مصائب جز برای آن است که حافظ بیانگر سخن تو و جلوه گاه خدایی تو باشد؟!!
صامت در ۶ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
معنی بیت عربی :
میمال پنهان گوش جان مینه بهانه بر کسان
جان رب خلصنی زنان والله که لاغست ای کیا
بی آنکه خود بدانیم، جان را متنبه . گوشمالی کن و به سوی خود کشان و از این رهگذر بهانه ای برای دیگران بگذار. وای سرور من، بدان که جمله «پروردگارا مرا برهان» یک شوخی است و نمی خواهم خلاصی یابم.
از گنج حضور
صامت در ۶ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
معنی مصرع عربی :
و اندر میان جنگ افکنی فی اصطناع لا یری
یعنی با صنایع نامرِیی جنگ بپا میکنی . که اشاره به قوانین هستی ست که صنعت نامریی خداوند هست .
علی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۸۷:
مصرع دوم بیت دوم رو قبلا اینگونه دیده بودم لطفی بکن و گره گشایی بفرست
پاینده ایران در ۶ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴:
درود بر شما-
بیت پنجم در برخی از نسخ معتبر بدین شکل آمده:
گر خرامان به در خانقه آیی روزی
صوفیان از در و بامت به تماشا آیند
با سپاس
ریحانه شایق در ۶ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:
" وانمود ما را " در بیت اول به چه معنا است؟
علیرضا در ۶ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷۳:
مولانا چقدر زیبا نکات رو بیان کرده، بعضی ها چهارتا کتاب خوندن و فقط از اون کتابها برای هر مسئله ای راه حل دارن و وقتی باهاشون بحث میکنی بی هیچ نتیجه ای آدم رو به دیوانگی میکشونن.
انگار مغزشون با همون مطالب پوسیده قفل شده،
حدیث چشم مگو با جماعت کوران
اگر چه از رگ گردن به بنده نزدیکتر است
خدای دور بود از بر خدادوران
...
لباس فکرت و اندیشهها برون انداز
که آفتاب نتابد مگر که بر عوران
پاینده ایران در ۶ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۳:
درود بر شما-
غم عشقت بیابان پرورم کرد
هوای وقت(بخت)، بی بال و پرم کرد
به ما گفتی صبوری کن صبوری
صبوری، طرفه خاکی بر سرم کرد
آرمان در ۶ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۲۶:
این شعر و تصنیف رو عارف برای سید ضیاء الدین طباطبایی سروده و ساخته. سیدضیاء قبل از رضاشاه کابینه 90 روزه ای داشت که به کابینه سیاه معروف بود.
عارف قزوینی طرفدار جریان سیاسی سید ضیاء بود و این تصنیف رو براش ساخت ولی بعدا پشیمان شد!
لازم به ذکره که عارف قزوینی در سیاست خیلی فازهای چپندر قیچی داشت :) طرفدار یه جریان سیاسی میشده بعد میفهمید عجب اشتباهی کرده!...
حاج همت در ۶ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سیام:
اگر فرضا هم برای شمس سروده باشه،عقل سلیم حکم می کنه که این رو به عنوان یه خطا از مولانا بپذیریم. این شعر تنها در وصف امیرالمومنین درست از آب در میاد. چه اونجایی که میگه که گردون را بگردانی و چه اونجایی که میگه عجب جسمی.چون تنها امام معصوم است که میتونه با اذن خدا کار های خدایی انجام بده و در عین حال دارای جسم باشه.
بهروز در ۶ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:
و همانا ما بتی از گل افریدیم و به همه موجودات گفتیم که بر این بت سجده کنید.
یکی (ودیگر هیچ) در ۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹:
به نام او
کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست
در ره گذری نیست که دامی ز بلا نیست
هیچ موجودی وجود ندارد که اسیر و به خاک افتاده در مقابل یکی از دو پرتو جلوهءجمالت و یا ذات بی مثالت نباشد.
در راه وصال تو هیچ گذرگاهی وجود ندارد که سراسر آن دام و بلا و مصیبت نباشد!
چون چشم تو دل میبرد از گوشه نشینان
همراه تو بودن گنه از جانب ما نیست
زیرا که زیبایی چشم تو حتی از خلوت گزینان و کنج عزلت نشینان نیز دلربایی می کند چرا که تو همیشه همراه ما هستی و ما نمی توانیم از تو دوری گزینیم بنابراین گناه این مطلب از سمت ما نیست.
روی تو مگر آینه لطف الهیست
حقا که چنین است و در این روی و ریا نیست
جلوهء روی تو آینهء لطف الهی است که در تمامی موجودات منعکس گردیده است . بدون شک اینگونه است و هیچگونه شبهه و تردیدی در آن نیست.
نرگس طلبد شیوه چشم تو زهی چشم
مسکین خبرش از سر و در دیده حیا نیست
برای دیدن از چشم تو باید که اشک بسیار از دیدگان ما جاری شود ولی اکثریت چشم ها در دیدن تو درمانده و بدبخت هستند زیرا که با چشم سر و خیره می نگرند در صورتیکه این چشمان خیره سر اشکی نمی ریزند تا از میان اشک و آه جلوهء حقیقت بر آنان آشکار گردد.
از بهر خدا زلف مپیرای که ما را
شب نیست که صد عربده با باد صبا نیست
به خاطر خدا اینهمه آینهء جمالت را در مقابل دیدگان ما جلوه نده ! زیرا که همانها که تا بحال چشم ما دیده باعث گردیده که شبها چون مستان از نسیم الطاف تو عربدهء مستانه سردهیم.
بازآی که بی روی تو ای شمع دل افروز
در بزم حریفان اثر نور و صفا نیست
دوباره و دوباره ها جلوه گری کن و هستی ما را چون شمع سوزانده و نور بتابان زیرا که بدون جلوهء روی تو در محفل عاشقانت نور و صفایی نیست.
تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است
جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست
دلجویی از آنان که جلوهء تو را مشاهده نمی کنند تاثیراتی است که ذکر زیبایی آن جلوهء بر دلهایشان نقش می بندد .
ای جان من تو بخاطر اینکه بطور مستقیم جلوهء او را نظاره گری این آیین را نمی شناسی!
افق در ۶ سال و ۸ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۱۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش ۱۲ - حکایت مجنون که در بادیه از انگشت قلم کرده بر تخته ریگ چون رمالان رقمی می زد گفتند این نوشتن چیست و این نوشته برای کیست گفت این نام لیلی است که به نوشتن آن می نازم چون او به دست نیست با نام او عشق می بازم:
برگ بی برگی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸: