گنجور

حاشیه‌ها

دکتر صحافیان در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:

سرمست حضور یارم، صدای تو ای واعظ مانند فریادی بر حال خوشم می باشد.دلم به سبب عشق از راه زهد دور افتاده است در حالی که در درون تو هیچ اتفاق خوبی نیفتاده است.
بیت2؛ کمرگاه یارم چنان باریک است که گویی خداوند از هیچ آفریده.و این نکته را هیچ کس نگشوده.( یا کمربندش را نگشوده)
بیت3:تا لبش مرا کامروا نکند نصیحت هیچ کس را گوش نمی دهم( هیچ چیز دیگر از هستی نمی خواهم)
بیت 4:آنکه نیازمند کوی تو است از هشت بهشت بی نیاز است و آنکه بسته عشق تو( تمرکز وجودی و فنا و وصال) شد از هر دو جهان رها می شود.
بیت 5: بیخودی عشق، وجودم را ویران کرد اما آبادی حقیقی وجودم از این خرابی است.
بیت6: از ستم های معشوق شکوه نکن.آنچه او برای تو بخواهد عین عدالت است( تفکر و قضاوت تو در خواست او، خلاف عشق، تسلیم و آگاهی از حضور اوست)
بیت7:پس از این حضور و حال خوش دیگر نیازی به افسون و دعا نیست زیرا افسون عشق در جانم نشسته و از یادم نمیرود.
کانال و وبلاگ:
آرامش و پرواز روح
arameshsahafian@

 پیوند به وبگاه بیرونی

اینستاگرام:drsahafian

سید مهدی smb۱۳۴۷@gmail.com در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

با این حساب باید آخرین بیت را اینطور آغاز نمایید که نازگل به خود نپوشید ....
اما غزل حافظ کجا و غزل نازگل کجا ...!

زیبا روز در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:

در مقام تفسیر چه می توان گفت وقتی
می بینیم اغلب غزلیات شمس چون قطرات جیوه جلوه می کند .تا بخواهی دست برده لمس کنی و برداری هیچ در دستت نیست ؛ پس همچنان دست بر هم گذار و تماشایشان کن و لذت ببر تا برسد آن لحظه ی نادری که در مراقبه ای معنی بر تو کشف گردد .
باری ... در تفسیر غزل می بایست به معانی متفاوت مستی توجه کرد . یک معنی مستی همین حالت خوشی ست
که پس از باده نوشی در ادراک انسان
رسوخ می کند . معنای دیگر مستی بی خبری حاصل از آن است
چنان که مولانا جایی در مثنوی برای بیان بی خبری آدمی از فضاهای متفاوت عالم
هستی سخن می گوید و این که چگونه
در هر مرحله ای باشیم از مراحل دیگر آن دگردیسی که ما را فی المثل از کرم به پروانه تبدیل کرده است بی خبریم :
آنچنان کز نیست در هست آمدی
هین بگو چون آمدی ؟ مست آمدی
راه های آمدن یادت نماند
لیک رمزی بر تو بر خواهیم خواند ...
بنابر این در غزل بالا نیز مولانا می فرماید همه آدمیان و از آن فراتر اجزاء هستی ؛ ذره ذره تحت فرمان حق اند و از خود و دیگران بی خبر . نیکان و بدان که چون فرعون و موسی لازم و ملزوم یکدیگرند مست و بی خبر در کاروان هستی می آیند و می روند .

روح‌الله در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۵:

با عرض پوزش به نظر «برداشتمی من این فلک را..» چندان صحیح نیست و «برداشتم این چرخ فلک را..» درست‌تر به نظر می‌رسد؛ چرا که تکرار «من» بعد از برداشتمی چندان پسندیده نیست

محمد باقر انصاری در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۱۸:

این داستان مضمون حدیثی است که می گوید: در امور معنوی مانند دانش و ایمان و... به بالاتر از خود نگاه کنید و در امور مادی به کمتر از خود. این موجب خواهد شد که در امور معنوی خود را به او برسانی و در امور مادی سپاس خدای بجا آوری.
" فی الحیاة انظر لمن اقل منک مالا او صحة تحمد الله. و انظر لمن اعلی منک فی الدین و حاول ان تکون مثله"

مانی در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:

درویش را نباشد برگ سرای سلطان
ماییم و کهنه دلقی کآتش در آن توان زد
اهل نظر دو عالم در یک نظر ببازند
عشق است و داو اول بر نقد جان توان زد

احمد حدادی برزکی در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

دوستان استدلال بنده این است که فروش روضه رضوان و گندم یک معامله معنی دار بین دو چیز متناقض هست.یکی جاویدان و معنوی و دیگری فانی و مادی، حال اگر ملک جهان و جو را بررسی کنیم هر دو هم خانواده هستند و هر دو فانی ، در نتیجه معنی بیت از دست می رود چرا که متاع فانی را با فانی تر معاوضه کنیم .مثل اینکه خانه را بفروشیم و پول بگیریم،کار ما کاملا مادی بوده،در نتیجه چون تمثیل حافظ در سرگذشت پدر بین امر مادی و معنوی بوده در نتیجه تمثیل خود حافظ نیز باید بین دو امر متضاد باشد.دلیل دیگر اینکه فضای حاکم بر غزل و حتی بیت بعد از این بیت فضای تحقیر زهد و خرقه پوشی و دینداری است در نتیجه این مصرع هم باید در همان راستا باشد.ضمن اینکه به لحاظ ادبی و زیبایی بسیار ناخلف باشم،زیباتر است

فرهاد ۲ در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲:

جناب کیخا هتا به چه معنا است ؟؟!!

علی در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۱۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۳ - کابوس ضحاک و پیشبینی موبدان برآمدن فریدون را:

دوستان من هم میپذیرم که بحث هایی درموزد لغات انجام بگیره ولی نظر شخصی من اینه که جان مطلب رو بچسبید ای کاش جای بحث درمورد پرمایه یا برمایه بر سر مفهوم شعر و اینکه پیام فردوسی برای ما چه بوده بحث میکردید ممنون از همه و همچنین ممنون از گنجور که انقدر برای ادبیات زحمت کشیده

محمد در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱:

خوانش بیت دوم ایراد دارد. همانطور که دوستان هم ذکر کرده اند خیام مورد خطاب قرار می دهد خودش را. ای خیام، چه کسی گفت که دوزخی وجود خواهد داشت؟

همیرضا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۹:

در این رباعی نیز از همین مضمون استفاده است:
سر خیل ...
سر خیل که خویش را هلاکو می‌گفت
با خلق سخن به چشم و ابرو می‌گفت
بر کنگرهٔ سراش دی فاخته‌ای
دیدم که نشسته بود و کو کو می‌گفت

مرتضی در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:

وقتی بیت میخواره و ... رو میخوندم یک چیزی به خاطرم رسید و اینکه به زبان عامیانه وقتی کسی به ما تهمت میزنند میگوییم: آره اصلا من بد من میخواره من بدکار من شاهد باز ... شما خودتان چی؟ آیا خودتون هرگز گناه نکردید؟
با اعتراف به این حالات داریم در اصل خودمون رو مبرا میکنیم از این اصول و این میتونه منظور حافظ باشه
هرچند که اگر هم همچنس گرا یا شاهدباز بوده باشه برای من مهم نیست و شعر و پیام اخلاقی اشعار بزرگان ما از شخصیتشان برای من مهمتره

محمد ضیا احمدی در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۲:

نمیدانم چه شخصی به خود اجازه سانسور اشعار قدما را میدهد اگر روال کار اینست، نیمی از مثنوی معنوی مولانا را باید حذف کرد .

خلیل جعفری در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:

به نظر میرسد در مصرع " صبر و آرام دل خواب و قرار چشم من " بعد از کلمه دل حرف " و " از قلم افتاده است

زهره نامدار در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۲۶ - نشستن بهرام روز شنبه در گنبد سیاه و افسانه گفتن دختر پادشاه اقلیم اول:

چرا قصاب نقش راهنما را دارد؟

Sajjad Gorji در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷۴:

وقتی میفرمایند رو ز خرمنگاه ما ای کور موش
خرمنگاه وقتی میاد یعنی کالبد ما کَه خواهد بود و اگر کوه باشد غلط است زیرا ما به قاف خواهیم رسید پس کوه معنی و سدی برای راه ما نیست نتیجه میگیریم کاه صحیح است و ما میتوانیم با عبور از قاف با عبور از کالبد و 6گانه موجودیتمان به به حقیقت کمال برسیم که جز الله نیست
با سپاس فراوان

نوری در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۶:

این غزل با صدای بهرام گودرزی خوانده شده و بسیار زیباس

Behrouz در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۷:

طواف در اینجا احتمالا به معنای دزد و راهزن است

جواد در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶:

در بیت پنجم به نظر میرسه به جای واژه "سخت" واژه "خست" مناسب تره. به معنی فرسودن و آزردن

محمد در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۶:

ببخشید بنده نسخه ی تصحیح فروزانفر را دیدم
بیت 4 را اینچنین نوشته:
گر ز مسیح پرسدت مرده چگونه زنده کرد
بوسه بده به پیش او بر لب ما که همچنین
اگر نیاز است اطلاعات شابک کتابی که در دست دارم را در اختیارتان قرار دهم.

۱
۲۵۱۳
۲۵۱۴
۲۵۱۵
۲۵۱۶
۲۵۱۷
۵۷۲۴