گنجور

حاشیه‌ها

سید محسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۵ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹:

در مصطبه ها لعل می،رطل گران شد----درست است ---می را به لعل تشبیه کرده و رطل گران هم که صفت مئی است که سخت گیرنده است. بهر حال می و رطل بستگی درست ومنطقی با هم دارندولی لعل و گران معنا را منحرف میکند

سید محسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸:

بله صداع----یعنی درد سر ----درست است و با معنا هماهنگ است

سید محسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

درود بر علی آقا----از نظر معنا تمام بیتها با هم هماهنگ هستند.لطفا اگر اشکالی هست با ذکر مثال بفرمائید---با عرض ادب و معذرت

سید محسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۵ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:

دلی دارم سیه بر رخ........-----درست است

سید محسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶:

کمتر ینش( ی ن-ش) بنده امبر......-----درست است

احسان در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۱ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷:

سلام و عرض ادب خدمت همه ی عزیزان
چه خوب اهل مطالعه هستید و با علاقه و دلسوزی ، نظریات خود را مرقوم می فرمائید.
اما
راستش در بین برخی از کامنت ها ، نکته ای هست که فکر کنم از عشق و عرفان ، بسیار بدور هست .
و آن اینکه
عزیزانم ، اساتید گرامی ، دوستان جوان ترم ،
کاش کمی مهربان تر نظرات موافق و مخالفمان را طرح کنیم .
تعصب ؟ حس برتری و داناتر بودن و باسوادتر بودن ؟ قضاوت ؟
شاید من به اندازه ی شما عزیزان ، مطالعه نداشته باشم ، ولی بدون شک هیچکدام از این نکات منفی فوق الذکر ، جزء خصائل اخلاقی یک عارف نمیتوانند باشند .
مهر و لطف و محبتی که شما خطاب به نگارنده ی سطور قبلی هدیه و ابراز کنید ، به مراتب زیباتر و ارزشمندتر و عارفانه تر از آنست که شما کل اشعار عرفا و تفاسیرشان را در سینه انبار کرده باشید .
امیدوارم کسی را با کلامم نرنجانده باشم .
خلاصه که
عاشق باشیم و رها و شاهد
برای همگی آرزوی مسیری غرق در عشق و نور و برکت دارم .
در پناه خدای مهربان

علی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

در بیت نهم در نسخه غنی قزوینی بجای عجوز، از عجوزه استفاده شده است:
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
که این عجوزه عروس هزار داماد است

حامد مح در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۹۱:

یادمون باشه که عشق هدف نیست
عشق چیزی نیست که باید تلاش کرد تا بهش رسید
امثال مولانا و ... گوشه ای از شهر عشق را مشاهده کردند
عشق فقط یک مرکب هست برای رسیدن به هدف بالاتر... عشق وسیله است نه هدف. و البته هدف وسیله را توجیه نمیکنذ. موید باشید

سید محسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:

لاشه ناتوان از انست که بار من برد---درست است

سید محسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱:

مئی میار که درد سر و خمار آرد----از آن می آر که هوش آرد و خمار برد-----درست است

ساسان در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۷:

مصرع دوم با باید پا شود

بابک در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸۶:

زلف و گیس پیچان یا جعد ، رسنیست که بازی کنان صنم ، دل همه را شکار میکند . زلف پیچان ، رسن عشقست .
از رسن زلف تو ، خلق بجان آمدند بهر رسن بازیش، لولیکان آمدند
در دل هر لولئی ، عشق چو استاره ای رقص کنان گرد ماه ، نورفشان آمدند
لولیکان ِ قنق ، در کف ، گوشه تتق وز تتق آن عروس ، شاه جهان آمدند
( قنق = همان سبک شده قوناق و قوناس است، که به معنای مهمان است، ولی در اصل مقارنه هلال ماه و پروین است )

بابک در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰۲:

خدا، ریسمان و رشته ایست که به گرد من میپیچد و کلافه دور تن من میشود . « باد ریسه »، به معنای « رشتن و پیچیدن و تابیدن » است ، چون باد، در اینجا به معنای پیچیدن و تاب دادن است . از این رو به چشم صنم ، که ماه در شب و خورشید در روز باشد ، بادریسه میگفتند .

مهدی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:

اونجایی که دیگه کلمات قادر به بیان معانی نیستن
این ساز استاد ذوالفنون هست که لغات تهی شده رو
با زبردستی و استادی تمام به نت تبدیل میکنه.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد

محمدامین در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۴ دربارهٔ خلیل‌الله خلیلی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳:

قدامة
لغت‌نامه دهخدا
قدامة. [ ق َ م َ ] (ع مص ) دیرینه گشتن . (منتهی الارب )(آنندراج ) || (اِمص ) کهنگی . (آنندراج ).

لیلی پالیز در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:

وزن بیت اول مصراع اولش چطور میشه؟رکن دومش؟

بیخرد در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۵۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

سلام و عرض ادب
انسان در مستی (انگور) منیت و رنجهاش رو فراموش می کنه
این خاصیت مستی (انگور)هست . اگر کسی بخواهد بشارتی
به انسان بدهد از این تمثیل استفاده می کند یعنی بیخودی و رهایی از
رنج همانگونه که خود قران بشارت به جویهای شراب و حوریان بهشتی
را می دهد یعنی رهایی . و همه بزرگان ما نیز از این تمثیل ها فراوان
استفاده کرده اند زیرا این خاصیت (بیخودی و رهایی از رنج ) در مستی
(انگور)بیشترین نمود را دارد که اگر موز همچین خاصیتی داشت
شاید بجای شراب از موز در اشعار استفاده می شد و عده ای بر ان
بودند که بگویند منظور موز عرفانی بوده .ختم کلام هر چیزی که لحظه ای
انسان را از منیت و رنج حاصل از ان برهاند حقیقت مطلق است حال چه شراب (انگور ) چه خواندن قران کریم

شهرام در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱ - سر آغاز:

سلام.آقای صحافیان با تشکر از توضیحات حضرتعالی.توقع داشتم اصل مطلب رو میفرمودید و اونهم کلمه ضیا هست.در این ابیات مولوی گفته که بدین جهت من حسام الدین رو ضیا مینامم که روشنی همت و دعاها و شکر و .. حسام باعث رنگ مثنوی شده نه چیز دیگه.همونطور که اسمش حسام الدین هست ولی جانش ضیالحق هست و تفاوت درینه ک اوندو توصیفند ولی ضیا ذاته. این ضیا بمعنی نور ذاتی هست همانگونه ک قرآن خورشید رو ضیا و ماه رو نور گفته ک تفاوتش در اینه ک نور خورشید از خودشه و نور ماه اکتسابی و انعکاس نور خورشیده..و بقیه جملات در توضیح همینند و مثالهای بیشتر.مثل رود نیل یا یا خود مثنوی ..ک هر کس انعکاس خویش رو در جهان مینگره و بدین جهت روشنی روز در بازار برای دزدان ناپسند و برای کاسبان و تاجران رحمت هست...

زهرا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدید‌کنندگان را:

سالها پیش(1362) با درویشی آشنا شدم که بوسیله هیپنوتیزم چندین نفر از اطرافیانم را به زندگی های گذشته برد.جالب اینکه طی گذشت 36سال ،هرکداممان اتفاقاتی که در زندگی مان پیش آمد ارتباط شدیدی با گناهان قبلمان داشت که حقانیت این کارراثابت میکرد.بله واقعا ما زندگی های بسیاری میکنیم تا «آنچه اندر وهم ناید»بشویم.. چندین ملیون زندگی...به اندازه نفوس بشر فقط زندگی انسانی طی میکنیم.(یادم به صحبت معجزه وارحضرت علی ع میافتد : من در تمام شما زیسته ام!)

هادی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۴۵ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۱۰۰:

عبدالله عذر بکاست اما غذر نخواست
به متن ذیر تصحیح گردد
عبدالله عمر بکاست اما عذر نخواست

۱
۲۵۱۵
۲۵۱۶
۲۵۱۷
۲۵۱۸
۲۵۱۹
۵۸۱۹