دکتر صحافیان در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۷ - شکایت کردن اهل زندان پیش وکیل قاضی از دست آن مفلس:
دنیا؛ زندان و ابلیس ورشکسته است
گر ز زندانم برانی تو به رد
خود بمیرم من ز تقصیری و کد
اگر مرا به دلیل پرخوری از زندان برانی، از بی غذایی می میرم.
همچو ابلیسی که می گفت ای سلام
رب انظرنی الی یوم القیام 630
کاندرین زندان دنیا من خوشم
تا که دشمن زادگان را می کشم
ابلیس نیز از خداوند می خواهد تا روز قیامت به او مهلت دهد تا در زندان دنیا بماند و فرزندان آدمی که دشمن او هست را بکشد.
آدمی در حبس دنیا زآن بود
تا بود کافلاس او ثابت شود
دلیل هبوط آدمی به دنیا:
تا ورشکستگی(نیستی و فقر) خود را دریابد.آدمی ورشکسته ای است که با جمع ثروت می خواهد آن را بپوشاند.
مفلسی ابلیس را یزدان ما
هم منادی کرد در قرآن ما654
آرامش و پرواز روح(کانال و وبلاگ)
arameshsahafian@
دکتر صحافیان در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۶ - تعریف کردن منادیان قاضی مفلس را گرد شهر:
دریافت های دفتر دوم مثنوی 6 زندانی پرخور که زندان را دوست داشت2
زاویه دید جاده خوشبختی یا ...؟؟
لقمه زندانیان خوردی گزاف
بر دل خلق از طمع چون کوه قاف
هر که دور از دعوت رحمان بود
او گدا چشم است اگر سلطان بود588
مولانا طمع زندانی پر خور را به دلیل دور بودن از دعوت خداوند می داند.
آدمی را فربهی هست از خیال
گر خیالاتش بود صاحب جمال 594
ورخیالاتش نماید ناخوشی
می گدازد همچو موم از آتشی
اگر اندیشه ها زیبا باشد انسان ،فربه و خوشبخت می شود. (روانشناسی امروز:خوشبختی فقط و فقط یک امر ذهنی است.)
یوسف اندر چشم اخوان چون ستور
هم وی اندر چشم یعقوبی چو حور609
اصل تمامی حالات خوش و ناخوش؛بلکه پایه تمامی کارهای ما ؛نگرش ما می باشد
یوسف در ذهن برادران چون چهارپایان بی ارزش است از این رو او را در چاه می اندازند و در نظر یعقوب فرشته ای است از این رو 30 سال از دوری اش می نالد.
چشم ظاهر سایه آن چشم دان
هرچه آن بیند،بگردد آن بدآن
تو مکانی، اصل تو در لامکان
این دکان بربند و بگشا آن دکان
چشم اصلی تو چشم باورها و اندیشه های تست. (زاویه دید جاده سعادت یا بدبختی تست).
آرامش و پرواز روح(وبلاگ و کانال)
arameshsahafian
دکتر صحافیان در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۰ - یافتن شاه باز را به خانهٔ کمپیر زن:
دریافت های دفتر دوم مثنوی 4 گریختن شاهین شاهی به خانه پیرزن
باز دست آموز شاه، به خانه پیرزنی پناه برد.پیرزن مشغول تهیه آرد بود.
وقتی چنگال و ناخن های کج باز را دید، از روی دلسوزی بال و ناخن هایش را چید.
شاه همه جا به دنبالش گشت تا به کلبه پیرزن رسید .
شاه دلش به حال زار باز سوخت و گفت:
آنکه از کاخ شاهی فرار کند و به خانه ای محقر بیاید، سزاوار این درد و رنج است.
مولانا در این تمثیل کوتاه؛ داستان بلند دردهای آدمی را بازگو می کند.
شاهین شاهی:انسان در پیشگاه خدا.
خانه پیرزن:دنیای فریبنده.
چیدن بال و ناخنها :دردهای دنیوی
دست هر نااهل بیمارت کند
سوی مادر آ، که تیمارت کند327
دید ناگه باز را در دود و گرد
شه برو بگریست زار و نوحه کرد
.
چون کنی از خلد در دوزخ قرار؟
غافل از لا یستوی اصحاب نار
چگونه از حضور شاه که چون بهشت شادی آفرین و روح افزاست به خانه پر دود و خاکی پیر زن که مانند جهنم است فرار می کنی؟!
گرچه با تو، شه نشیند بر زمین
خویشتن بشناس و نیکوتر نشین
هرچند شاه همنشین تو می شود و لحظه تو را زنده و خدایی و چون بهشت می کند ؛ اما تو هم به شکر حضور او در جاهای نیکو بنشین. (پرهیزگار و نگهدارنده لحظه باش.)
آرتمش و پرواز روح(وبلاگ و کانال)
arameshsahafian@
.. در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » دهم:
اغیار نیست..
صالح در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:
دوستان وقت همگی بخیر
بیت چهارم، مصراع دوم به چه شکل خوانده میشه ؟ کمی گنگ به نظر میرسه ...
داود در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۵:
استاد شجریان هم از کلمه چنبر استفاده کرده
محسن در ۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:
سلام به نظر در مصراعِ پایانی «قامتِ کوژ» درست تر هست همانطور که داریم «کوژپُشت» و واژگانِ فارسی را نباید معرب کنیم لطفا اصلاح کنید.
دکتر محمدداودی در ۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
بادرود
وادی ایمن به معنای سرزمین مقدس؛زمین کنعان؛جایی که ندای خدابه موسی رسید.شادباشید
احمد اسدی در ۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸۸:
با سلام،
در پاسخ به دوست عزیزی که در مصرع دوم بیت اول ابهام داشتند لازم به توضیح هست که واژه های "سپس" و "پیشان" در بیان تضاد زمانی در کنار هم قرار گرفتند. "سپس" به معنای بعد از این و آینده هست و "پیشان" به معنای پیش از این و بلکه در لغتنامه دهخدا "پیش از پیش " معنی می دهد.
مولانا با این بیت بیان میکند که کسی که در مصرع اول در مورد او سخن میگوید و پنهان است و دامان او را هم گرفته، خود را به زمان آینده کشیده اما گذشته مولانا را هم در دست گرفته. به نظرم مفهوم ماورای زمان بودن را بیان کرده است. در واقع اگر در محور زمان از گذشته به آینده برویم، ابتدا "پیشان" هست و با گذار از ان به زمان حال میرسیم و آنگه به آینده که مولانا برای آن واژه "سپس" را آورده است.
حسن غلامی احمدآبادی جامی در ۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
جایی که فرمود
حافظ مریدجام می است ای صبابرو
وزبنده بندگی برسان شیخ جام را
بنده حقیرازاین به وجدآمدم که گوته مدهوش حافظ شدوحافظ القرآن خودرابنده وارادتمند شیخ الاسلام احمد جامی قطب طریقت می دانست دراین موردچنین نوشتم
گوته رابودی اگرسرُّالبیان
اوبه مدح حافظ آمددرکلام
لیک حافظ باهمه نام آوری
اوغلام جام می وشیخ جام
.......
حسن غلامی احمدآباد صولت
حسن غلامی احمدآبادی جامی در ۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
جایی که فرمود
حسن غلامی احمدآبادی جامی در ۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
بإسلام واحترام
عزیزان ارادت گوته شاعربلندآوازه ی آلمانی به حافظ برکسی از اهل ادب پوشیده نیست
گوته مدهوش حافظ بودوخودمعترف به فضل وبزرگی حافظ ایرانی بود
حافظ که خود حافظ ومحافظ قرآن بودرانمیدانم چرا برخی میخواهند بابازی کلمات وارونه جلوه دهند وگریزان از تعهد ودین بدانند
آری حافظ از ریا وتظاهروزهدخشک گریزان بودولی شیخ جام را ارادت داشته واذعان نموده است
وحافظ خودرا غلام شیخ الاسلام احمد جامی میدانست وشایدعده ای میخواهند بجای الگوقراردادن حافظ،تصویر دیگری ازاین مرد الاهی ترسیم کنند.
جایی که فرمود
آرش فضلی شمس آبادی در ۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۲:
ضمن تشکر از شما نکتهای به ذهنم رسید که در میان میگذارم؛ با توجه به نبود علامت دو نقطه (:) در زمان اوحدی حذف این علامت به نظر من بهتر است. ضمنا تمام هنر شاعر در ایهام مصرع آخر است که با گذاشتن دو نقطه ضایع شده است.
محمد ضیا احمدی در ۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۶:
خیلی خوشحال شدم که مصرع «چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون آی»رقم زده شده ،چون اکثراً میگویند « از میکده بیرون رو» که با ادب حافظ و نیت او مغایرت دارد./ بدیهیست بیرون رفتن با بیرون آمدن دو مفهوم کاملا متفاوتی دارد مخصوصاً موقعیکه به صورت « امر » مورد استفاده قرار میگیرند
مزدک در ۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
با سلام
و این است عاقبت ملتی که از شاعرانشان توقع ایدئولوژی و بکار بردن آن و ساختن افسانه دارند و گمانشان اینست که یگانه هستند.
افسوس و درد از این همه جهل و حقارت ملتم.
به خود بنازید که متخصصید دکترید میفهمید و چه شاعران با فهمی دارید که بچه مرشد انهایید.
جامه بدرید افتخار کنید.
ارمی در ۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵۱:
در بیت اول مصراع دوم جای مصاف و مضافالیه عوض شده است. پای خواب آلود را منزل کنار دامن است
امیرحسین علی محمدی در ۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۶:
در مصرع نخست بیت سوم گویا چند گویی توبه کن از عشق و زین ره باز گرد درسته که به اشتباه "چند گویی توبه آن ..." ضبط شده ودر مصرع اول بیت ششم هم کلمه تو در " عشق تو تاوان است بر من چون نیم در خورد تو " اضافی می باشد وبه وزن شعر لطمه زده. لطفا اصلاح بفرمائید...
امیر در ۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۶ دربارهٔ رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۸:
این ربایی برای کسایی هم ثبت شده است.با نام پیغام فلک!
چرا؟
سعید در ۶ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۲:
درود! این تارگاه گنجور خواستار فراوان دارد؛ برای همین هست که با تاخیر باز میشود. لطف کنید همه نوشته هایی را که ربطی به شعر ندارد پاک کنید؛ از جمله همین نوشته من را. با سپاس!
دکتر صحافیان در ۶ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۰ - ملامتکردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت: