گنجور

حاشیه‌ها

مسعود یحیوی masoudyta@gmail.com در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۸۵:

وزن مصرع اول درست نیست. در نسخه صابر کرمانی آمده:
چندانکه به کوی سلمه تار است و ز پود
معنی این مصرع نیز مبهم است. سلمه در دهخدا به معنی زن نازک اطراف آمده، پس میتوان اینگونه معنی کرد: به آن زن نازک اندام که در کوی پارچه بافان یا قالیبافان منزل دارد و آنجا درخت گلابی هست، سلام و درود میفرستم.

مسعود یحیوی masoudyta@gmail.com در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۱۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۸۵:

وزن مصرع اول درست نیست. در نسخه صابر کرمانی آمده: چندانکه به کوی سلمه تار است و ز وپود...
معنی این مصرع نیز مبهم است. سلمه در دهخدا به معنی زن نازک اطراف آمده، پس میتوان اینگونه معنی کرد: به آن زن نازک اندام که در کوی پارچه بافان یا قالیبافان منزل دارد و آنجا درخت گلابی هست، سلام و درود میفرستم.

مسعود یحیوی masoudyta@gmail.com در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۸۵:

وزن مصرع اول درست نیست. در نسخه صابر کرمانی وزن درست آمده: چندانکه به کوی سلمه تار است و ز پود...
معنی این مصرع مبهم است. در دهخدا سلمه به معنای زن نازک اطراف آمده، پس میتوان معنی کرد: به آن زن نازک اندام که در کوی پارچه بافان یا قالیبافان منزل دارد و آنجا درخت گلابی دارد سلام و درود میفرستم.

رضا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۴:

نَفور: رمنده ، گریزان

رضا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۴:

نَفور : رمنده ، گریزان،

حمید رضا۴ در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۹:

با کمی شناخت از خیام می توان گمان برد که مقصود وی از “ ایزد“ در این رباعی همان خدا، آفریننده، و یا عاملِ ناشناخته ایست که موجب پیدایش و حرکت این هستی است، و هستی ای که بر پایه ی قواعد و قوانینی منظم و معین و بدون دخالت دستی از جهانِ ناشناخته و یا عالم غیب بنا شده…
و نه آن خدایی که گویا بی نیاز است و بخشنده است و مهربان، اما آنچنان نیازمندِ ستایش و نیایش و سپاس برای خود و فرستادگانش از سوی انسانهاست که در صورت سرکشی، ( با بخشندگی و مهربانی!) در این جهان روزگارشان را تباه و در آن جهان روانه جهنم شان می کند که تا ابد در زجر بسوزند!!!
شاید این نیرومند ترین ابزاریست که بشر برای کسب قدرت و ثروت و توجیه ظلم و ستم به دیگران به دست آورده.

سعید ابراهیم نژاد در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴:

این شعر با صدای چاوشی آدم رو از خود بی خود میکنه واقعا دیوانه وار زیبا خوند

میلاد در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۲:

درود بر شما
لطفا نام محسن چاوشی رو هم به لیست خوانندگان این شعر اضافه کنید
قطعه زاهد از آلبوم بی نام (قمار باز)

بابک در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۸:

اگر کسی زمینه فرهنگی ایران در روان مولوی از لعب شطرنج را بسیج نکند و بیاد نیاورد ، میانگارد که در اندیشه مولوی ، خدائی مقتدر هست، که با همه به کردار آلت و ابزار خود، بازی میکند و همه را ببازی میگیرد . بازی کردن با دیگری ، به کردار آلت دست کردن ، با همبازی بودن برای عشق ورزی ، فرق کلی دارد . این اندیشه بر ضد جهان بینی مولویست، که انسان را « مراد مراد » میداند، و غایت خدا، چیزی جز خواندن انسان بسوی خود انسان نیست. انسان، خودش ، غایت خودش هست .هیچکسی و قدرتی، حق ندارد برای او ، غایت بگذارد .

عین. ح در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۵۶ - چه داری؟:

در بیت زیر به جای «فکر» باید «فر» باشد
زور تن و اقدام و عزم و مردی
ذوق و فن و هوش و فکر چه داری‌؟

عین. ح در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۵۶ - چه داری؟:

در مصراع دوم بیت زیر،به جای «فکر» باید «فر» باشد:
زور تن و اقدام و عزم و مردی
ذوق و فن و هوش و فکر چه داری‌؟

.. در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰۷:

درود مرتضی جان
پس صبر کنیم ببینیم محسن جان پس از این ما را با چه ابیاتی آشنا خواهند کرد!!
دوستان عزیر، پیش از نظر دادن کمی بیشتر تامل نماییم بهتر نیست؟..

سید محسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۰ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۳ - در مدح امیر شیخ حسن:

شمشیر تو آوازه رسانید به فغفور----
شمشیر تو آینه روی ظفر ساخت---
حاجات خلایق ز سر ؟؟؟؟؟روا کرد---
وز مهر تو زد صبح نفس وان ز ذکا کرد---

سید محسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۲ - در مدح سلطان اویس:

می کند پرتاب تیغ از دست و می تابد عنان-----
درست است

سید محسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۰ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۰ - در مدح سلطان اویس:

جاوید حکمران که بنام تو در ازل---
درست است

سید محسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۹ - در مدح سلطان اویس:

شاه به ماهی ز روم ، تا در کرمان گرفت----
لیک بدست کسان ، ارقم و ثعبان گرفت----
درست است

زهره نامدار در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱۸:

این غزل را در نسخه ی تصحیح استاد فروزانفر و در نسخه ی کزیده و تصحیح استاد شفیعی کدکنی ندیدم.

سید محسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۲ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۷ - در مدح سلطان اویس:

کرد برون زآستین دست که خون ریزدم-----
ای که کمین چاوشت ، درگه ؟؟؟؟؟؟

سید محسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۵ - در مدح دلشاد خاتون:

؟؟؟؟هلال ، ماه چو سایبان اوست---
اقبال بنده ای است که بر آستان اوست---

سید محسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۳ - در مدح سلطان اویس:

خون زلال رز ز زلالی به زندان آهن است---بنظر درست است

۱
۲۵۰۷
۲۵۰۸
۲۵۰۹
۲۵۱۰
۲۵۱۱
۵۸۱۹